مجاهدین خلق یا سازمان منافقین؟ (قسمت پنجم)
ساعت ۳:٥٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۸ بهمن ۱۳٩۳  

حوزه های یارگیری بعد از انقلاب اسلامی

 

رشید با بیان اینکه یکی از نکات در طراحی ایده مبارزاتی مجاهدین خلق، مقابله با بورژوازی بود، تصریح کرد: این واژه ایست که از مکتب مارکسیسم بیرون آمده است. آنها برای عناصر فعال در بخش خصوصی بعد از انقلاب واژه «خرده بورژوا» را به کار می بردند. بعد از انقلاب، بازار و به ویژه موتلفه را سیبل کردند. موتلفه و جریان بازار در انقلاب زحمت بسیاری به ویژه در حوزه مالی کشیدند. البته نقش بازار بسیار وسیع تر از نقش موتلفه بود اما می توان موتلفه را تابلوی بازار در زمان انقلاب قرار داد. نقش آنها به ویژه در دوران های قطع نفت، بسیار فوق العاده بود و در همبستگی عمومی کمک می کرد. مجاهدین نیز یکی از مسایل خود را همین موضوع قرار دادند و به هواداران می گفتند اینها بورژوا هستند. آنها بازار را به عنوان بخش خصوصی و خرده بورژوا هدف گرفتند و بعد هم می گفتند این حکومت خرده بورژواهاست. در تئوری مبارزه آنها این بود که در روند تغییر و تحولات تا قبل از پیروزی نهایی انقلاب یک دوره بورژواها حاکم می شوند و باید از این دوره عبور کرد. بر این اساس پیروزی انقلاب اسلامی را پیروزی نهایی نمی دانستند، بلکه معتقد بودند باید برای عبور از این مرحله تدبیر کرد.

 

او ادامه داد: محل جذب آنها بعد از انقلاب خیلی فراتر از دانشگاه ها شد. جاذبه و نمای بیرونی بچه های زندان سیاسی آنقدر جلوه داشت که دیگر نیازی به تبلیغ نبود. مردم بیرون که فرق مجاهدین خلق با بچه های امت واحده یا ... را نمی دانستند و از اختلافات درون زندان که خبر نداشتند. دافعه هایی که در سوی مقابل وجود داشت برای این طرف جاذبه درست می کرد. یکی از دافعه ها استفاده آنها از عنوان خرده بورژوا و دافعه دیگر دسته ای از روحانیت بود که بدون هزینه برای انقلاب برموج انقلاب سوار شده بودند.

 

او در مورد چگونگی کنترل فضای جذب مجاهدین گفت: افکار عمومی و همبستگی ملی اجازه نمی داد که در آن فرصت اندک پرده از انحرافات و سوء استفاده های مجاهدین خلق تبیین شود و به همین دلیل متاسفانه و غمگنانه بسیاری از فرزندان خوب انقلاب جذب این گروه شدند.

 

تحزب در انقلاب اسلامی ایران

 

این محقق با اشاره به اینکه در افکار عمومی و در شعارهای ابتدای انقلاب شعاری تحت عنوان «جمهوری اسلامی» نمی یابید، گفت: مدل موجود در افکار عمومی «حکومت اسلامی» بود و اگر برای ارائه مصداقی در این زمینه به حکومت علی علیه السلام اشاره می شد؛ اما از وقتی که امام(ره) طرح جمهوری را مطرح کرد، افکار عمومی هم، شعار خود را اصلاح کردند. در چشم انداز حکومتی مجاهدین خلق هم، چیزی به نام جمهوری مشاهده نمی شد، بلکه آنها با نسخه برداری از انقلاب های مارکسیست ها، به سانترالیزم در حکومت معتقد بودند. با این تفاوت که شعارشان در واژه  «سانترالیزم دموکراتیک» متجلی بود.

 

او تصریح کرد: در میان انقلابیون آن دوره اصلا کسی به تحزب فکر نمی کرد. من مسلمان شیعه سنتی به دنبال امام بودم که جایگاه نایب الامام یعنی نایب امام زمان (عج) راداشت. مجاهدان به دنبال سانترالیسم بودند، فداییان خلق هم همینطور، البته احزابی مانند نهضت آزادی و جبهه ملی به گونه دیگری می اندیشیدند؛ برای آنها اقتدار مرکزیت مهم نبود بلکه مهم این بود که حاکمیت به نقش احزاب تن دهد. همچنان که امید داشتند با اصلاح حکومت پهلوی به خواسته هایشان برسند.


کلمات کلیدی: