مجاهدین خلق یا سازمان منافقین (قسمت دوم)
ساعت ٤:۱٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۸ بهمن ۱۳٩۳  

شرایط داخلی، منطقه ای و فرا منطقه ای در زمان تشکیل سازمان

 

عضو دفتر سیاسی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در دوران دفاع مقدس با بیان اینکه مجاهدین خلق در زمانی تولد یافت که دوره مبارزه سوسیالیسم و کاپیتالیسم بود، گفت: انقلاب اکتبر و بعد از آن حوادثی مثل کوبا و به طور کلی غرب اروپا از حوادث به هم پیوسته تاریخی تا آن دوره به شمار می روند. در حقیقت مبارزه علیه سرمایه داری نو به عنوان کاپیتالیسم، یک خط مشی شناخته شده بود و در ایران تقریبا هیچکس غیر از حزب توده حرفی برای این مساله نداشت. البته جنس موضع حزب توده هم عمدتا دیپلماتیک بود، هر چند که ارتباطات مخفی و سیاسی پشت پرده داشتند. واقعه سیاهکل نیز حول و حوش همین سال ها رخ می دهد که اولین بروز گروه های کمونیست مخفی به شمار می رود.

 

او چه گوارا، کوبا و فیدل کاسترو را قهرمان های روشنفکران ایرانی و مردم در آن دوره دانست و افزود: هیچ مدل مذهبی ای برای ارائه نداشتند. تنها مدل مذهبی ما انقلاب الجزایر بود. در میان حوادث تاریخی دیگری که پیش از تولد مجاهدین رخ داده است اما زمینه اجتماعی آن دوره را رقم زده بود، می توان  کودتای سال 1332 و سرکوب نهضت مصدق، حاکمیت دولت آمریکایی از 32 تا 42، قیام 15 خرداد سال 42 و سرکوب آن را نام برد.

 

رشید با بیان اینکه هر چند حادثه 15 خرداد نشان داد که گویی آتش زیر خاکستری در این کشور وجود دارد، اظهار کرد: دور پیروزی حکومت شاه از شهریور 20 شروع شد، حدود سال های 1329 و با دولت مصدق افت کرد، در سال 32 و پس از آن در 42 دوباره موفق شد. بعد از سال 42 جریان موتلفه و یک جریان مذهبی و سنتی شکل می گیرد؛ حتی از جبهه ملی، شاخه ای با گرایش دینی به نام نهضت آزادی بیرون می آید. موتلفه ای ها زاییده 42 و نهضت آزادی ها متاثر از 42 هستند. همه اینها یک گام به سمت جلوست اما بوی پیروزی و فروپاشی نظام سلطه نمی دهد.

 

افراد تشکیل دهنده سارمان مجاهدین چه کسانی با چه ویژگی هایی بودند؟

 

او پس از ترسیم وضعیت جامعه در آن دوره تصریح کرد: در چنین وضعیتی بنیانگذاران اولیه مجاهدین از جمله محمد حنیف نژاد، تشکیلات مجاهدین خلق را به راه می اندازند. کادر اولیه مجاهدین خلق، بسیار ورزیده و متدین بوده است که الجزایر برای آنها به عنوان یک کد موفق به شمار می رفت.حنیف نژاد در سال ۱۳۵۰ توسط ساواک دستگیر و در چهارم خرداد سال ۱۳۵۱ توسط رژیم محمدرضا شاه اعدام شد.

 

بستر اندیشه و حوزه ایدئولوژیک سازمان

 

این وقایع نگار جنگ با بیان اینکه جامعه اسلامی ایران در آن دوره هنوز پدیده ای به نام ایدئولوژی مبارزه نداشت و هنوز فقهای اسلامی طرح مبارزه ارائه نمی دادند، تصریح کرد: مشکل اصلی سازمان مجاهدین نیز در همین پایه ریزی اندیشه است. هر چند فداییان اسلام و نواب صفوی حرکت هایی انجام داده بودند اما آن حرکت ها تئوریزه نشده، اصلا توسعه نیافته و مدل آن نیز صد در صد بومی بود. علاوه بر آن امام(ره) نیز در مورد عملکرد نواب سکوت کرد. اساسا مشی مبارزه امام، ترور نیست اما آن زمان ایدئولوژی مبارز، اقدامات مخفی، خانه های سازمانی، حرکات مسلحانه، انفجار ، ترور و ... را ایجاب می کرد.

 

او نقطه انحراف را از همین نقطه دانست و افزود: خبر شکل گیری سازمان مجاهدین، بسیاری از روحانیون را پشت سر خود می آورد اما این روحانیون در مبارزه ایده ای برای آنها نداشتند. در همین زمان، آن طرف ایدئولوژی مارکسیسم دارای تئوری مبارزه است. این الگوهای موفق جاذبه های خود را دارد و خود به خود نسخه برداری می شود، البته موفقیت آنها نه از نظر دینی و مذهبی بلکه از نظر حوادث جامعه جهانی و نسبتا در جهان سوم است.

 

سردار رشید دو کتاب از آقای بازرگان از جمله «راه طی شده» را اولین منابع مطالعاتی مجاهدین خلق خواند و گفت: مشکل این بود که تئوری، مبنا و احکامی برای مبارزه وجود نداشت. انگشت شماری بودند اما پاسخگوی نیاز آن روز نبود. این موضوع را فقه باید جواب دهد، نه به عنوان یک استراتژی بلکه به عنوان ضوابط اجرایی اما ظاهرا فقه در این موضوع آن زمان در مواردی تقریبا ساکت بود و نظری نداشت. نبود این سو و بود آن سو، در کنار احساس سرخوردگی جامعه روشنفکر دینی در مقابل موفقیت های جریان های چپ کمونیستی زمینه ساز گرایش مجاهدین به مارکسیسم شد.

 

او با بیان اینکه هیچوقت عضو سازمان مجاهدین نبوده است، اظهار کرد: من با جمعی دیگر که همگی سمپات بودیم، سال 54 دستگیر شدیم. بسیاری از اعضای این سازمان از همشاگردی های من در مدرسه جعفری بودند. مدرسه جعفری دومین مدرسه دینی بزرگ کشور بعد از مدرسه علوی بود. من یک هفته با شهید رجایی هم سلول بودم. به یاد دارم که وقتی وارد سلول شدم و خبر مصاحبه وحید افراخته در تلویزیون را برای ایشان به زندان بردم، خیلی ناراحت شد. از جمله حرف هایی که زد، اشاره به بی حجاب آمدن یکی از اعضای دختر مجاهد پای هواپیما بود. اتفاقی که افتاد، این بود که درون سازمان، مبارزه هر کاری را تجویز و حلال کرده بود. البته از ابتدا به این شکل نبود اما از زمانی که این اتفاق ها و خروج از شرع رخ داد، آن دسته از افرادی که بنیان های شرعی محکمی داشتند، از سازمان جدا شدند.


کلمات کلیدی: