موقعیت آمریکا در منطقه
ساعت ۱:٤۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٥ فروردین ۱۳٩٤  

 ضمن عذرخواهی از کم کاری، مقاله ای به قلم من در ماهنامه نوروزی "مهرنامه" درج شده که انشاءالله قسمت به قسمت آنرا دو روز یکبار ارائه می نمایم 

(به امید نقد دوستان)

 

اولین قسمت: موقعیت آمریکا در منطقه

آمریکایی ها طی دودهه ی گذشته از راهبرد جدیدی در خاورمیانه نام برده اند و درپی تغییر جغرافیای سیاسی خاورمیانه بوده اند. برای تحقق استراتژی دونقشه ی راه ناکام را پشت سر گذاشتند و در حال حاضر درپی یافتن راه کار جدیدی برای دستیابی به اهداف راهبردی خود هستند.

آمریکایی ها با روی کار آوردن بوش پسر که جریان "نومحافظه کاران" را پرچمداری می کرد، با روشهای مرسوم جمهوریخواهان با به کارگیری سخت افزارهای نظامی، در حالی که از تغییر نقشه خاورمیانه و تشکیل خاورمیانه ی بزرگ نام می بردند، افغانستان و عراق را اشغال کردند. لیکن نه مرزهای کشورهای خاورمیانه تغییر کرد و نه پیمان منطقه ای چشمگیری به وقوع پیوست. لذا آمریکایی ها با تغییر رویکرد خود، به روش نرم تغییر جهت داده، دموکراتها را به قدرت رساندند و رنگین پوستی را رئیس جمهور کردند که در انسابش نام حسین دیده می شد؛ نامی که حافظه تاریخی مردم خاورمیانه به آزاد مردانگی اش اعتراف داشت. پس از انتخاب این رویکرد دو واژه سیاسی کارآمد و درعین حال متقابل، به واژگان سیاسی منطقه اضافه شد؛ واژه ی هلال شیعی و واژگان بهار عربی.

آمریکایی ها با طرح واژه ی هلال شیعی، در اندیشه ی تزریق ایدئولوژی سیاسی- کاربردی بوده تا در بستر ایران هراسی، نهایت انگیزه را در دولتهای منطقه ایجاد کنند و با حرکتی دو سویه؛ ازسویی فضای غیر دموکراتیک نظامهای حاکم بر منطقه را تغییر دهند و ازسویی دیگر با همین روش حکومتهای طرفدار ایران و نهضت های غیر شیعی همراه ایران را از دایره ی حمایتی ایران خارج سازند.

از نگاه آمریکایی ها حاکمیت احزاب اسلامی ترکیه که خواستگاهشان جریان اخوان المسلین است مدل موفقی شناخته می شد که درپی مشابه سازی آن درمنطقه برآمدند. از آنجایی که واژه ی اخوان المسلمین با کشور مصر پیوند تاریخی دارد، پس مصر به عنوان اولین کشور برای مدل برداری از ترکیه شناخته شد. همچنین اخوانی های سوریه که در دوره ی حافظ اسد سرکوب شدیدی شده بودند و نیز در دوره ی بشار اسد هم از حقوق سیاسی لازم برخوردار نبودند، یکی از پازل های این طرح شناخته می شدند. مهمتر از همه، جریان حماس بود که سردمداران آن شاخه ای از جریان اخوان المسلمین محسوب می شوند.

 این رویکرد آمریکا که با پُزیشن ضد اسرائیلی رجب اردوغان؛ نخست وزیر ترکیه رقم خورد، طرح درحال گسترشی بود و همین سیاست بود که طی دوره ی نچندان دور حماس را از ایران جدا کرد و حتی آنان را در جنگ سوریه در مقابل ایران قرارداد. اما عملیاتی شدن این طرح برای مقابله با دیکتاتورانی چون حسنی مبارک و سرنگونی آنها بدون "استفاده ی ابزاری" از جریان رادیکال اهل سنت که همان جریان تکفیری ها باشند محقق نمی شد.

آمریکایی ها برای حاکمیت بعد از دیکتاتوران راه کار مناسب را پیدا کرده بودند و اخوانی ها ظرفیت برپایی حاکمیتی دموکراتیک با نسخه برداری از ترکیه را دارا بودند. اما قدرت اخوانی ها (به جز حماس) قدرت نرم بود و برای انقلاب در مصر و... نیازمند به کارگیری قدرتهای سخت که دارای پایگاه ااجتماعی باشند بودند.

در انقلاب مصر رادیکالها و تکفیری ها خط اول مبارزه را تشکیل می داند و اخوانی ها را به حاکمیت رساندند. در پیش فرض های آمریکایی ها، پس از سرنگونی دیکتایور، نقش تکفیری ها پایان یافته تلقی می شد. لیکن اخوان المسلمین مصر نتوانست تکفیری ها را به خانه هایشان برگرداند و اینچنین شد که طرح بهار عربی که از مصر آغاز شده بود، در همانجا شکست خورد.

ناگفته نماند؛ قریب دوسال طول کشید تا مشخص شد که بهار عربی در کانونش که مصر باشد شکست خورده و اگر نبود مقاومت حکومت سوریه- که از کمک همه جانبه ی ایران و پشتیبانی راهبردی روسیه برخوردار بود- شاید قبل ازشکست بهار عربی در مصر، اخوانی های سوریه حکومت را در دست گرفته بودند و با جدایی حماس از اردوی ایران – به رغم شکست بهارعربی در مصر – آمریکایی ها به موفقیت بزرگی می رسیدند. اما مقاومت ایران در سوریه، زمان را از آمریکایی ها گرفت و شکست انقلاب مصر فاتحه ی تز بهار عربی را خواند و از آن پس بود که موضع آمریکایی ها در سوریه نرم شد، فضاسازی منفی علیه هلال شیعه کاهش یافت.

حال آمریکایی ها که به توسط سه قدرت منطقه ای ترکیه، قطر و عربستان سعودی، طرح بهارعربی را شارژ می کردند، با ناکامی در طرح و الزام تغییر رویکرد، دچار مشکلاتی هستند که نمونه ای از آن نقش عربستان در جلوگیری از توافق هسته ای ایران و آمریکاست. لذا آمریکایی ها طرح جدیدی را باید مدّ نظر داشته باشند که ضمن ارضای هم پیمانان منطقه ای، مجبور به بازگشت از مسیر طولانی مذاکرات با تهران هم نشوند.