موقعیت اسرائیل در منطقه
ساعت ٤:۳٦ ‎ق.ظ روز جمعه ٧ فروردین ۱۳٩٤  

مقاله ای به قلم من در ماهنامه نوروزی "مهرنامه" درج شده که قسمت دوم آنرا ارائه می نمایم 

(به امید نقد دوستان)

 موقعیت اسرائیل در منطقه

یکی از اشتباهات نوع بشر این است که وقتی شکست می خورد، فضای حاکم بر "حس شکست" مانع از درک نقاط قوت طرف شکست خورده می شود. همچنین وقتی که پیروز می شود، فضای حاکم بر "احساس پیروزی" مانع از نقد و شناسایی نقاط ضعفش می گردد. این مقدمه را برای این گفتم تا ادعا کنم که باید پیروزی رژیم اسرائیل در جنگ 1967 را شکست اسرائیل فرض کنیم. اما چرا؟

ببینید ارتش عراق در 31 شهریور سال 1359 با استراتژی جنگ و کوتاه مدت به مرزهای سرزمین ما حمله کرد. اما همین که جنگ از سومین روز خود فراتر رفت، زمزمه ی شکست صدام از سوی تئوریسین های جهانی آغاز شد. درحالی که حداقل ارتش عراق توانست 2 سال سرزمین های ما را در اشغال خود نگهدارد. به عبارت دیگر شکست ارتش عراق از روز سوم جنگ به بعد شکست در انتخاب استراتژی بود نه اضمحلال ارتش عراق.

در جنگ 1967 هم با همین مسئله روبه رو هستیم؛ درحالی که اسرائیل بعد از جنگ شیپور پیروزی می زد و اعراب احساس سرشکستگی بزرگی می کردند، ارتش پیروز اسرائیل نشان داد که توانش آنقدر نیست که بتواند به هدف استراتژیک خود که تشکیل دولتی به وسعت نیل تا فرات است دست یابد. لذا غیر واقعی نیست اگر بر این باور باشیم که از فردای پیروزی اسرائیل در جنگ 1967 تئوریسین های آمریکایی به جای توسعه ی مرزهای اسرائیل در اندیشه ی تامین مرزهای اسرائیل باشند.

جنگ 1973 نه تنها این باور را تقویت می کند بلکه احتمال توافق پشت پرده ای را نیز به ذهن میبادر می سازد. همچنان که می دانید، در جنگ 1973، ارتش خط پدافندی غیرقابل نفوذی را که به نام "خط بارلِو" شناخته می شد، شکست و در صحرای سینا پیشروی کرد. متعاقب آن ارتش اسرائیل بندر اسکندریه ی مصر را اشغال کرد. بدین ترتیب موفقیت دوارتش متخاصم زمینه ی مذاکرات مصر و اسرائیل را فراهم آورد، چیزی پس از چند سال به صلح مصر و اسرائیل منجر شد.

صلح مصر و اسرائیل از ابعاد مختلفی قابل بررسی است اما یکی از جنبه های ناگفته ی آن اینست که یک پایه استژی اسرائیل که تسلط بر رود نیل بود، برای همیشه از دیباچه ی استراتژیک اسرائیل پاک شد.

با پیروزی انقلاب اسلامی ایران که پارامترهای قدرت در خاورمیانه به طور ناگهانی و ناباورانه تغییر کرد، نگرانی آمریکایی ها برای تامین مرزهای اسرائیل وارد مرحله ی جدیدی شد. از آن پس آمریکایی ها دانستند که نمی توانند هویت فلسطینی ساکنان اسرائیل و کرانه ی باختری را نادیده بگیرند. با همین ادراک پس از یک دیپلماسی موفق توانستند یاسرعرفات رهبر فلسطینیان را با سران اسرائیل پشت یک میز بنشانند. این موفقیت آمریکا 30 سال است که به جهت ممانعتی به نام رادیکالیسم اسرائیلی، نا کام مانده است.

اگرچه پیروزی اسرائیل در جنگ 1967 بوی شکست استاتژیک می دهد و اگرچه شکست اسرائیل در صحرای سینا و پیروزیش در بندر اسکندریه د رجنگ 1973 بوی تبانی می دهد. اما بی شک ارتش اسرائیل تا قبل از فتح خرمشهر توسط نیروهای مسلح ایران در 1981، ارتش بلامنازع خاورمیانه شناخته می شد و نیز از فردای سقوط حزب بعث عراق تا قبل از جنگ 33 روزه 2006 لبنان تنها رقیبش، نیروهای مسلح ایران بودند، اما از پایان جنگ 33 روزه 2006 مدام قدرت ارتش اسرائیل کاهش یافته به طوری که امروز قوای مسلح ایران در منطقه ی خاورمیانه از برترین موقعیت برخوردار است. لذا امروز بیش از هرزمان دیگری تامین مرزهای اسرائیل تهدید می شود و اگر آمریکایی ها بتوانند با قدرت گرفتن جناح میانه رو در درون حاکمیت اسرائیل و تثبیت موقعیت آنان، در همسایگی اسرائیل کشوری فلسطینی ایجاد کنند، می کنند. در چنین صورتی برگ مهمی از تغییرات خاورمیانه ای آمریکا ورق می خورد. اما هنوز نتوانسته اند رادیکالیسم داخلی اسرائیل را تعدیل نمایند