امپراطوری شیعه
ساعت ٩:٥٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳۱ فروردین ۱۳٩٤  

مقاله ای به قلم من در ماهنامه نوروزی "مهرنامه" درج شده که آخرین قسمت آنرا ارائه می نمایم

(به امید نقد دوستان)

 

امپراطوری شیعه

آنچه که کسینجر مدعی است که ایران به دنبال امپراطوری شیعه در خاور میانه است تا چه اندازه صحیح است؟

تاریخ ایران دو دوره ی امپراطوری را شاهد بوده است؛ دوره ی درازمدت امپراطوری قبل از اسلام و دوره ی امپراطوری بعد از اسلام که دوران صفویه تا زندیه را در برمی گیرد. لذا بازسازی امپراطوری ایرانی با تاریخ وهویت ایرانی ما تعارضی ندارد.

از آن مهمتر سند چشم انداز 1400 شمسی که نقشه ی راهی محسوب می شود برای تبدیل ایران به قدرت برتر منطقه، آرمانی است که دیگران می توانند از آن به آرمانهای ایران برای تشکیل یک امپراطوری توانمند نام ببرند. منتها واژه ی امپراطوری دو سوژه ی کشورگشایی و اقتدارگرایی را با خود یدک می کشد. لذا اگر از این منظر نگاه کنیم، به ططور قطع و یقین ایران هرگز به کشورگشایی نمی اندیشد. در حوزه ی اقتدارگرایی هم، پُر مسلم است که نوع مردمسالاری ایران در خاورمیانه برترین است. هرچند که با برتری بخشیدن برخی از اصول قانون اساسی به برخی دیگر حس اقتدارگرای به مردم دست می دهد. اما حتی با این وجود همچنان مردمسالاری ایران برترین نوع آن درخاورمیانه محسوب می شود.

حال باید دید سند چشم انداز تا سال 1400 محقق خواهد شد. بی تردید تحقق ابعاد این سند بدون تامین بستر مناسب، برنامه و مدیریت کارآرا و... میسر نمی شود. من چون در بستر حوادث قرار ندارم و حتی از حواشی امور نیز بیخبرم، نمی توانم درباره میزان موفقیت این خواسته نظرات کارشناسی داشته باشم. لیکن تردید ندارم که اولا دولت 8 ساله احمدی نژاد نه تنها موجب از دست رفتن زمان شد، بلکه چه بسا بتوان ادعا کرد که چندین سال هم کشور را به عقب برگرداند. لذا خیلی خوش بینانه است اگر گمان ببریم که سال 1400 به نقطه ی پیش بینی شده می رسیم. هرچند که ممکن است برخی حوادث غیر قابل پیش بینی، موجب جهش کشور شود. همچنانکه شکست آمریکا درطرح بهارعربی و رویکرد جدید آمریکا نسبت به ایران از جمله تحولاتی است که گرچه هنوز به نتیجه ی مطلوب ایران نرسیده اما می تواند به یک تحول اساسی منجر شود.

آمریکایی ها همچنان با سیاست چماق وهویج با ایران مذاکره می کنند و در حالی دانسته اند که قابلیت های اجتماعی و منطقه ای ایران به مراتب بیشتر از قابلیت های کشورهای عربی حوزه خلیج فارس و حتی مصر و اردن است و نزدیک شدنشان به ایران پیروزی استراتژیک محسوب می شود، اما هنوز چند مسئله را نتوانسته اند حل کنند و نیز با همان روش چماق وهویج می کوشند قوا و تمرکز توان ایرانی ها را در چند جبهه ی سوریه، داعش و چه بسا در یمن به دام تجزیه و فرسایش سوق دهند.

عامل مهمی که می تواند ما را از متغییر آمریکا خلاصی بخشد، وحدت کلمه است. اما وحدت کلمه بدون مشارکت دادن همه ی جناحها و تمام گرایشات در چرخه استراتژیک منافع ملی میسر نمی شود. بستر سازی برای مشارکت به عهده ی حاکمیت و مراکز تصمیم سازی و تصمیم گیری است. اما اگر جناحها و لیدرهای گرایشات مختلف نتوانند طیفهای همسوی خود را به الزامات مشترک پایبند کنند و اگر نتوانند اعتماد حاکمیت را جلب کنند، مسلما توقع از حاکمیت برای ایجاد بستر مناسب برای مشارکت همه گرایشات نیز محقق نخواهد شد.


کلمات کلیدی:   ایران ،سندچشم انداز ،یمن ،خلیج فارس