دروغی به نام دموکراسی
ساعت ۱۱:٤٤ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٢ شهریور ۱۳٩٢  

در خبر ۳۱۷۵ سایت " تدبیر24" در ۱۸ شهریور ۱۳۹۲ درباره نحوه گزینش شهردار تهران، به قلم فواد صادقی و با تیتر"باخت شرافتمندانه"  مطالبی درج شده که مطالعه آن بسی ارزشمند است(1).

نکته های را که فواد دراین مقاله برشمرده(به فرض صحت) گوشه هایی از فساد سیاسی است. لیکن از منظر بنده این سوء استفادههای احتمالی، به عرف تبدیل شده، دیگر گریزی از آن نیست و دوران سیاست پاک را باید تمام شده تلقی کرد. هرچند که سیاستمداران برای جلب آراء مردم، سخن از سلامت به میان آورند و هرچند که بی تردید نسل سیاستمداران پاک برچیده نشده و شخصیتهای سیاسی با نام و نشان و یا بی نام و نشانی وجود دارند که دامانشان به چنین رانتهایی آلوده نشده و نمیشود.

آری! با توجه به روند رو به رشد عرفی شدن چنین ناپاکیها، پای صندوق رای می روم و دیگران را به رای دادن دعوت می کنم. زیرا درهرصورت مشارکت مردم درانتخابات را برای امنیت ملی ضروری می دانم و سود آن به جیب مردم هم خواهد رفت، اگرچه رانت خواران و باند بازان از کنار انخابات با ناپاکی سرمایه اندوزی کنند.   

اساسا نظام مردمسالار که بهترین نوع کشور داری است و به سایر نظامهای موجود دنیا شرف دارد - به جز در زمانهایی کوتاه و استثنایی- واقعیتی است به دور از حقیقت؛ دروغی بیش نیست، آلوده به ناپاکی اخلاق سیاسی است و در اکثر دورانها مردان اخلاق دراین میدان افرادی از پیش شکست خورده هستند.

با این وجود، درحالی که از هرگونه ناپاکی سیاسی بیزارم، تا زمانی که ناپاکی سیاستمداری برایم اثبات نشده، همچنان از آنان حمایت می کنم و از هرآنکس که ناپاکیش حقیقت یافت، تبری جسته و فاصله میگیرم.

........................

1- فواد صادقی:

هرچند اصولگرایان تلاش می کنند این نتیجه را شکست اصلاح طلبان قلمداد کرده و از آن نتایج سیاسی برداشت کنند، اما کسانی که از نزدیک شاهد جزئیات این رقابت بوده اند، مشاهده کردند که اگر باختی هم حاصل شده است، باخت شرافتمندانه بوده است.

نکته نخست در این میان، آن است که با وجود آن که پس از انتخابات ریاست جمهوری، هزاران صفحه اسناد ومدارک مربوط به تخلفات در شهرداری طی هشت سال گذشته به اعضای شورای شهر و گزینه شهرداری ارائه گردید، جمع بندی و تصمیم راهبردی «اصلاح طلبان میانه رو» آن شد که پیروزی را از راه افشاگری به دست نیاورند و این موضوع یک روز قبل از رای گیری نهایی در مطبوعات منتشر گردید. بخش کوچی از این
موارد توسط برخی اعضای شورا به اطلاع شهردار تهران رسید و ما بقی جهت رسیدگی وارد مسیر قانونی و کارشناسی، خارج از فضای رسانه ای خواهد شد.

نکته دوم، پرهیز از رویکرد تطمیع و دادن وعده و امتیاز جهت کسب رای بود. یکی از اعضای اصولگرای شورا صراحتا تمایل خود را برای تصدی یک سفارتخانه در جهت بیرون رفتن از شورا و به صورت طبیعی، جایگزینی یک اصلاح طلب از اعضای علی البدل بیان کرده بود. اما بنا براصول اخلاقی، از پذیرش آن خودداری شد و با توجه به نتایج رای گیری، اگر همین یک رای تغیر می کرد، شاید اکنون برنده و بازنده شهرداری تهران تفاوت می کرد.

نکته سوم ، خویشتنداری اکثریت اعضا و بدنه اصلاح طلبان میانه رو در برابر پیشنهادها و لابی های اغواکننده برای تغییر موضع خود بود. ناگفته پیداست که هم اکنون مطبوعات و رسانه های مجازی اصلاح طلب و اعتدال گرا با مضایق و مشکلات شدید مالی مواجهند و در شرایطی که حتی خنثی بودن و اتخاذ موضعی منفعلانه، می توانست مشکلات مالی آنها را برای مدتها برطرف کند، منافع را در فعالیت حرفه ای و
بها دادن به نظرات کارشناسی دخالت نداده و طبیعتا برای آن باید هزینه سنگینی هم پرداخت کنند. در جریان پروژه تطمیع تنها یکی از اعضای اصلاح طلب نظر خود را تغییر داد.

نکته چهارم، مقاومت در برابر تهدیدات بود. طی دو ماه گذشته و به خصوص طی 5 روز اخیر و پس از انتخاب رییس شورای شهر، تماس ها، پیغامها و اعمال فشارهای فراوانی بر اعضای اصلاح طلب ورزشکاران عضو شورا وارد شده بود که با این همه، جز یک نفر مابقی اعضا بر نظرات خود پافشاری کردند. در حالی که دامنه تهدیدات از حوزه اعضای شورا خارج و در یکی از موارد به دختر کوچک عضوی از شورا کشیده شد.

نکته پنجم، خودداری از اعمال نفوذ نهادهای خارج از شورا در فرایند تصمیم گیری است. با وجود ارتباط نزدیک دولت با اصلاح طلبان، اعتدال گرایان و آیت الله هاشمی، مجموعه نهاد دولت هیچ گونه اقدامی در جهت تاثیرگذاری بر فرایند انتخاب شهردار تهران انجام ندادند و از ظرفیت وزارت کشور، وزارت اطلاعات و یا نهاد ریاست جمهوری برای تقویت گزینه اصلاح طلبان و یا تضعیف شهردار فعلی تهران از طریق ابهام قانونی در تصدی گری سه بار در شهرداری یا بررسی تخلفات گذشته استفاده نشد.

نکته ششم، اصلاح طلبان در برابر استفاده از نهادهای عمومی نظیر معاونت نظارت مجلس شورای اسلامی، یا صداوسیما در جهت تقویت رقیب و برخی نهادهای خاص خویشتنداری کردند و سعی کردند الگوی عملکرد در انتخابات ریاست جمهوری را مسیرعملکرد خود قرار دهند.

در مجموع، فرایند انتخاب شهردار تهران نشان داد نوع جدیدی از رقابت سیاسی بر فضای اصلاح طلبان میانه رو حاکم شده است و آن، افزایش میزان تحمل وخویشتنداری، عقلانیت در عین پایبندی به اصول اخلاقی می باشد که اگرچه در مقایسه با انتخابات ریاست جمهوری نتیجه ای متفاوت را به همراه داشت، اما به هرتقدیر باختی شرافتمندانه بود ودر جریان انتخاب شهردار برخلاف رویه حاکم، تهدید و تطیمعی صورت
نگرفت، پولی پرداخت نشد و اصول حرفه ای و اخلاقی سیاست ورزی پاس نگه داشته شد. این سنت اگرچه در حساب کوتاه مدت در برابر قدرت به حساب نمی آید، اما در درازمدت بر سرمایه اجتماعی اصلاح طلبان خواهد افزود واز حافظه عمومی زدوده نخواهد شد.


 
عقلانیت درشورای شهر(بازنگری شده)
ساعت ۱٠:٥۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۸ شهریور ۱۳٩٢  

درحالیکه همه به انتخابات ریاست جمهوری یازدهم سرگرم بودند و درحالیکه نامزدهای نام آشنای اصلاح طلبان، زیر تیغ تایید صلاحیت ذبح شده بودند، اصلاح طلبان اکثریت شورای شهر را با 17 کرسی به دست آوردند.

بعد از این موفقیت، ریاست شورا شهر نیز به احمد مسجد جامعی؛ شاخص ترین اصلاح طلب شورا رسید.

اما وقتی نام طلایی به عنوان نفر دوم شورا معرفی شد، احساس شد بین دو فراکسیون اصلاح طلب و اصولگرای موجود در شورا، نوعی توافق نهانی صورت گرفته است و یا فراکسیون اصلاح طلبان از انسجام کافی برخوردار نیست.

لذا از همان زمان شمارش معکوس انتخاب قالیباف احساس می شد. تا اینکه در نهایت واقعیت آشکار شد؛ قالیباف در شهرداری باقی ماند.

به دنبال انتخاب قالیباف، واکنش های اعتراض آمیز رسانه های اصلاح طلب آغاز شد و نشان داد که اصلاح طلبان این شطرنج سیاسی را با برنامه از قبل طراحی شده اجرا نکرده اند، بلکه عدم انسجام کافی چنین سرنوشتی را برای شهرداری تهران رقم زده است. اما به نظر می رسد که چرخه حوادث مزبور، راهبردهای درازمدت اصلاح را به دنبال داشته باشد.

عقلانیت حاکم بر اندیشه اصلاح طلبی ابتدا ایجاب می کرد که اصلاح طلبان از موفقیت به دست آمده در شورای چهارم حداکثر بهره برداری را بنمایند. لذا با نامزد کردن محسن هاشمی برای ریاست شهرداری تهران چند گام مثبت برداشتند:

1- اثبات کردند که رد صلاحیت محسن هاشمی برای ورود در انتخابات شورای چهارم، غیرعادلانه بوده است.

2- نامزد کردن محسن هاشمی، نوعی حمایت از آیةالله هاشمی محسوب می شد و جوابی بود به جریاناتی که حذف هاشمی رفسنجانی از گردونه انقلاب هدف راهبردی آنانست.

3- کسی را نامزد شهرداری کردند که کارنامه مدیریتش در متروی تهران نشاندهنده توانایی اوست.(1)

4- نامزدی را معرفی کردند که نام و نشانش درمقابل رقیب امتیازاور بود.

اما آنچه به دست آمد نیز خالی از جوهر نهانی عقلانیت نیست:

1- اگرچه قالیباف در رقابت ریاست جمهوری یازدهم برخوردهای ناجوانمردانه ای علیه هاشمی و اصلاح طلبان کرد ولی فراموش نکنیم که وی در بازی قدرت گیر افتاده بود و برای اینکه تبلیغات اصولگرایان رادیکال را علیه خود خنثی کند و مانع از ریختن آراء بسیجی ها به صندوق جلیلی شود (باوجود خمیرمایه های اصلاح طلبانه اش) اینگونه اخلاق را فدای سیاست کرد.

2- شهردار شدن محسن هاشمی اگرچه موفقیت سیاسی بزرگی برای اصلاح طلبان محسوب می شد و شکست فوق العاده ای برای طایفه اصولگرای ضدهاشمی رفسنجانی به حساب می آمد، لیکن واکنش های متعصبانه مخالفین به ضرر شهرداری تهران و مدیریت کلان کشور تمام می شد.

3- شهردار شدن محسن هاشمی و رای نیاوردن قالیباف، دمیدن به تنور رادیکالهای اصولگرا و سوق دادن مجدد اصولگرایان معتدل به زیر علم آنها بود.(2)

به عبارت دیگر، رای آوردن قالیباف اگرچه حکایت از نابسامانی فراکسیون اصلاح طلبان دارد و باید در رفع آن نقیصه بکوشند، اما راهبرد عقلانی حفظ آرامش کشور و جلوگیری از میدان دار شدن مجدد راستهای افراطی است.

.....................

1- قابل یاداوری است که فشار دولت احمدی نژاد باعث برکناری محسن هاشمی از مدیریت متروی تهران شده بود. وی به بهانه حضور محسن در مترو، بودجه های مربوط به مترو را بسته بود. بعد از برکناری محسن از مترو، احمدی نژاد و قالیباف- لبخندزنان-  درکنار هم دیده شدند. اما اندک زمانی نگذشت که بازی احمدی نژاد دوباره شروع شد و متروی تهران تا انتهای دولت دهم، همچنان در تحریم احمدی نزاد باقی ماند و مردم هم همچنان دندان به جگر رفتارهای او را تحمل کردند.

2- رفتارهای صداوسیما نشان می دهد که این رسانه قصد دارد کم کم نقش ابوزیسیون دولت روحانی را ایفا کند و نشان می دهد که درصدد احیای احمدی نژاد است و هیچ بعید نیست که باردیگر مردم فریبی آغاز شود.