| تدبیر صحیح |
| ساعت ٩:۱٠ ب.ظ روز شنبه ٢٩ بهمن ۱۳٩٠ |
|
میزان برجستگی رهبران در مدیریت بحرانها مشخص می شود. انسانهای مطلع و منصف می دانند که جبهه ی اصلاحات از فردای دوم خرداد 1376( چه در حاکمیت و چه در محکومیت) چه روزهای دشواری را پشت سرگذاشته است. حوادثی که از فردای دوم خرداد 1376آغاز شد و - به گفته خاتمی- هر چند روز یکبار با بحران جدیدی روبرو بود و تا امروز ادامه دارد،از خاتمی، موسوی خوئینی ها و همفکرانشان ذخیره ای ایجاد کرده که در محاسبات توان ملی جایگاه خود را باز کرده است. من این پتانسیل ملی و ذخیره استراتژیک را به مردمی که به آینده کشور علاقمند می باشند تبریک می گویم. آخرین تدبیر ارزشمند اصلاحات نحوه ی تصمیم گیری در مورد انتخابات مجلس نهم بود که هر چند سازوکارهای لازم برای تصمیم سازی وجود نداشت اما به بهترین وجه ممکن تصمیم گرفته شد. بدین ترتیب جبهه ی اصلاحات، ضمن بهره برداری از حداکثر فضایی که حاکمیت برایشان قائل بود، حاضر به سرمایه گذاری بیهوده و صرف انرژی بدون بازده در انتخابات نشدند. |
|
| ارزش یا ابزار |
| ساعت ۱:٤۱ ق.ظ روز سهشنبه ٢٥ بهمن ۱۳٩٠ |
|
تصاویری که از راهپیمایی های 1390 و 1389توسط سیمای جمهوری اسلامی و سایت های اصولگرا ارائه می شود این سوال را در ذهن متبادر می کند: بد حجابی پسندیده است یا ناپسند؟ اگر خوب است، چرا مشارکت این عناصر در بین اصلاح طلبان به عنوان آثار عدم تقید دینی معرفی می شود؟ اگر بد است، چرا اصولگرایان حضور حتی انگشت شماری از آنان را در بین خود به عنوان سند افتخار ارائه می کنند؟ به عبارت دیگر، آیا غیرت دینی ما را به جبهه گیری علیه اصلاح طلبان وادار کرده، یا حمایت از ارزشها مشزوط به پیشبرد هدفهای جناحی ماست؟ |
|
| انتخابات و اصلاح طلبان |
| ساعت ۱:٤٢ ق.ظ روز دوشنبه ٢۳ آبان ۱۳٩٠ |
|
یک ماه از آخرین پستی که گذاشته ام می گذرد! نه علاقه ای برای ارائه پست جدید دارم و نه در پاسخ به محبت دوستان وظیفه شناسی کرده ام! نه فرصتی دارم و نه حوصله ای! محرم در راه است: ماه محرم می رسد احرام ها دربر کنید آید نسیمی از بهشت آوارگان باور کنید هنگام بهاری شدن دل زمستانی ام در پیش است! وقتی نسیمی از جنت دلجوی یار در راه است، هر سخنی که بوی یار ندهد خالی از طراوت است! درعین حال بگذار مانند لوتی های قدیم، که قبل از محرم برنامه ی کلوخ اندازون داشتند، من هم پا جای پای آنها بگذارم! تا ببینیم بعد از محرم در به چه پاشنه است!
اما انتخابات مجلس نهم : در باره پیش بینی ام از انتخابات آینده و نیز درباره ی پیشنهادی که می خواهم به اصلاح طلبان داشته باشم حرف زیادی دارم ولی نه در یک پست می شود پرحرفی کرد و نه من حوصله تشریح دلایلم را دارم! پیشنهاد به اصلاح طلبان: 1- انتخابات را تحریم نکنید و به هرمیزانی که جناح حاکم برد تریبون شما را فیلتر نکند، مردم را به مشارکت درانتخابات دعوت کنید(حتی اگر مردم طرفدار اصلاحات علاقه ای به این حضور نداشته باشند) 2-از دادن لیست انتخاباتی پرهیز کنید ولی اجازه دهید دوستان اصولگرا با رقابت های درون جناحی خود موجب گرمی انتخابات شوند. تبصره: هرچند گرمی انتخابات با منافع ملی ما گره خورده ولی جناح حاکم راه تنفس اصلاح طلبان رابسته لذا چشم اندازی برای رقابت انتخاباتی دیده نمی شود. با این وجود شرکت نامزدهای مستقل در انتخابات با هرگرایشی از جمله با گرایش اصلاح طلبی را تخطئه نکنید. 3- همزمان با انتخابات مجلس نهم لویی جرگه اصلاحات را کلید بزنید. 1/3- اگر تشکیلات لویی جرگه مجازی باشد، کمترین هزینه را درپی خواهد داشت . 2/3- عضویت افراد در لویی جرگه انتخابی باشد نه انتصابی و یا سهمیه ای. 3/3- مبنای انتخابات باید آرائ طرفداران اصلاحات باشد. 4/3- نحوه ی رای گیری می تواند اینترنتی و همزمان با روز انتخابات مجلس نهم باشد. 5/3- احزاب اصلاح طلب نامزدهای خود را برای عضویت در لویی جرگه به طرفداران معرفی کنند. تا طرفداران به نامزدهای مورد پسندشان رای دهند. 6/3- پایبندی نامزدها به قانون اساسی شرط تایید صلاحیت نامزدها باشد. 7/3- ساختار لویی جرگه کارشناسی باشد نه قومی یا حزبی و یا جغرافیایی 8/3- فراکسیونهای داخلی لویی جرگه و ائتلاف های حزبی سهم احزاب را در لویی جرگه مشخص می کند 9/3- مجمع روحانیون مباز به ریاست سید محمد خاتمی می تواند برگزار کننده ی اولین دوره ی انتخابات لویی جرگه باشد. 10/3- بعد از تشکیل اولین دوره، مرامنامه و بسیاری از موارد از جمله سازوکار انتخابات بعدی لویی جرگه را می توان تعیین کرد. 4- البته مبحث تشکیل لویی جرگه ی اصلاح طلبان، از دوران انتخابات دهم ریاست جمهوری مطرح بوده و چه بسا دوستانی که در آن زمان طراح چنین ایده ای بودند، نظرات صائبی داشته باشند. لذا ابتدا باید از آنها پرسید که چرا این ایده تا کنون اجرایی نشده است. درعین حال من احساس کردم در اوقات کلوخ اندازون کمی بزنم به خاکی، چنین پیشنهادی را ارئه کنم شاید بهانه ی شود برای احیای مجدد این گفتمان. .............................................................................. آیا دوست دارید از برنامه ی ما در ایام محرم باخبر شوید؟ شنبه ۵ آذر تا پنجشنبه ۱۷ آذر ساعت ۲۰:۳۰ : زیارت عاشورا ساعت ۲۱ : سخنرانی ساعت ۲۱:۳۰ : عزداری سخنرانان: شب اول تا پنجم: حجت الاسلام عبدالحسین پهلوانی شب ششم تا شام غریبان: حجت الاسلام محمدحسن سعیدی شب های دوازدهم و سیزدهم: حجت الاسلام ایازی مکان:مسجد قندی نشانی: تهران- خیابان وحدت اسلامی-میدان وحدت سلامی(شاپور سابق) خیابان شهید فروزش(مهدیخانی سابق)
کلمات کلیدی: انتخابات مجلس نهم ،اصلاح طلبان
|
|
| حمله آمریکا به ایران(موضع محمد خاتمی) |
| ساعت ۱٠:۱۸ ب.ظ روز چهارشنبه ٢٠ مهر ۱۳٩٠ |
|
تهدید صریح چندی پیش سارکوزی(رئیس جمهور فرانسه) به حمله نظامی علیه ایران ، پس از ادعای روز گذشته آمریکا مبنی بر قصد ترور سفیر عربستان توسط عناصر ایرانی، شکل جدی تری به خود گرفته است. تمرکز تبلیغاتی غربی ها به روی نقش محوری سپاه در این اتهام غیرقابل باور، این گمانه را تقویت می کند که درصورت حمله احتمالی، مراکز موشکی سپاه جزء هدف های اولیه ی متجاوزین خواهد بود. از این سوی، اگرچه ما را از جنگ هراسی نیست و ما پیروی مکتبی هستیم که مولوی، شاعر ایرانی صده های گذشته گفته: مرگ اگر مرد است گو نزد من آیی تا در آغوشش بگیرم تنگ تنگ من از او عمری ستانم جاودان او ز من دلقی رباید رنگ رنگ ولی در عین استقبال از مرگ شرافتمندانه و آرزوی شهادت فی سبیل الله، تمایل به آتش افرزی هم در مکتب ما جایی ندارد. حال اگر جنگ پیش دستانه مقبول نیست، واگذاری ابتکار عمل به تجاوزگر نیز معقول نخواهد بود. پس راه میانه چیست؟ وظیفه ی ما همواره ایفای نقش بازدارندگی است. بازدارندگی مهم ترین وظیفه ایست که می باید نظام های آرامش طلب، برای حفظ امنیت مرزهای خود، درپی آن باشند. بازدارندگی ابعاد و روش های گوناگونی دارد. اما مهم ترین عامل بازدارندگی ملت ها با وحدت ملی آنان میسر می شود. اگر در انتخابات 88 پیروزی احتمالی میرحسین موسوی براندازی تلقی نمی شد و وحدت ملی ما طی دو سال گذشته این همه آسیب نمی دید، نه تنها قدرت های بیگانه جرأت چنین تهدیداتی علیه ما نداشتند بلکه امروز بهتر می توانستیم منافع ملی خویش را در میادین بین المللی- از جمله پروژه ی انرژی هسته ای- به پیش ببریم. حال و اگرچه افسوس گذشته راهگشا نخواهد بود ولی بازسازی تابوی وحدت در سطح ملی، امروز امری غیر قابل اجتناب است و بعید نیست کسانی که به این نیاز روی خوش نشان ندهند، در محضر تاریخ سرشکسته نباشند. البته طبیعی است که دوستان اصلاح طلب ما شرط بازسازی تابوی وحدت را باز شدن فضای سیاسی کشور بدانند. لیکن به دو جهت با این شرط گذاری مخالفم: 1-آنهایی که ما را عوامل کودتای مخملی فرض کرده بودند و با همین پیش فرض این همه برما سخت گرفتند، مسلما تهدیدات امروز غرب را حلقه دیگری از آن کودتا می پندارند و احتمالا تصور می کنند: تهدیدات اخیر آمریکا برای باز شدن فضای فعالیت اصلاح طلبان است. لذا شرط گذاری معقول ما را حلقه ای از توطئه ی از پیش طراحی شده فرض کرده و ممکن است به تصمیم گیری نادرست تری روی آورند. 2-دوستان جبهه ی مقابل ما نمی خواهند باورکنند، اتهاماتی که به جریان اصلاح طلب می زدند و ما را برانداز فرض می کردند دور از حقیقت بوده و نمی توانند به زودی خود را با حقیقت منطبق کنند. حتی اگر هم بتوانند پیش فرض های خود را اصلاح کنند، نخواهند توانست آثار پمپاژ خبری گذشته ی خود را در ذهن هواداران به سرعت برطرف کنند. حال آن که مدیریت زمان در وضعیت های اضطراری بسیار قابل اهمیت است. اگر ما خود را مدافع اصلی منافع ملی می دانیم باید بدانیم که بروز هرگونه جنگی،(فارغ از آثار معنوی آن) علاوه بر تاثیرات تلخ اجتماعی، به شدت به زیرساخت های کشور آسیب می رساند. پس طرفداران منافع ملی نمی توانند نسبت به بروز جنگ احتمالی بی تفاوت باشند هر دسته و گروهی که به منافع ملی پایبندتر است و رابطه اش با این ملت و این آب و خاک از جنس دایه و فرزند نیست بلکه از نوع رابطه ی مادر و فرزندی است، به گذشت از حقوق خود، برای صیانت از مرزهای کشور، سزاوارتر است. اتهامات اخیر آمریکا علیه ایران به بهانه گیری برای آماده سازی افکار عمومی جهانیان شبیه است و به شدت بوی جنگ طلبی می دهد مرا برآن داشت که اظهارات سید محمدخاتمی در سایت آفتاب را بهانه کرده و این پست را ارائه کنم. البته اظهارات این رادمرد از خود گذشته کمی مرا آسوده خاطر کرد، هرچند آنهایی که با استفاده از تریبون ملی بارها او را آمریکایی خواندند، در باروهای خودبافته ی شان باقی مانده باشند. به گزارش سایت آفتاب، (سید محمد خاتمی)رییسجمهور پیشین کشورمان در پی ارائه دیدگاهها و نظرات کارشناسی امنیتی – سیاسی درخصوص رفتار منسجم و تدبیر شده سیاسی – تبلیغاتی علیه ایران و ارزیابی این رویکرد غیرمنتظره، تصریح کرد: من نیز مانند شما نگرانم! به نظر میرسد که بهانهگیریها علیه ما روز به روز بیشتر و در این اواخر تشدید شده است... وی در این باره گفت: برای کسانی که به اصل انقلاب، مصالح ملی، حقوق مردم و سربلندی ایران میاندیشند به هیچوجه قابل قبول و تحمل نیست که قدرتها و کسانی درصدد ضربه زدن به ایران مصالح و منافع باشند و هرگونه برخورد خشن و خصمانه با ایران مطرود است و زیان آن بیش و پیش از هرکس و هرجا متوجه مردم بزرگوار ایران خواهد بود و اقدامی است علیه کل ملت و کشور که همگان باید در مقابل آن بایستند. خاتمی افزود: لازم است هوشیاری خود را در برابر توطئهها و بدخواهیها افزایش دهیم. رییس دولت اصلاحات همچنین تاکید کرد: مسائل و بحث و گفتوگوها و نقد و انتقادهایی که در درون ما هست امری است داخلی و نمیتواند و نباید دستآویز توجیه دخالت بیگانگان در امور داخلی شود. |
|
| دیدگاه من در7پرده (پرده آخر) |
| ساعت ٥:٥۱ ق.ظ روز چهارشنبه ۱٢ امرداد ۱۳٩٠ |
|
بسم الله الرحمن الرحیم خدایا به امید تو پروردگارا مرا به صراط مستقیم خود هدایت و برطریقت خود استوار فرما یاصاحب الزمان ادرکنا و لا تهلکنا 1-در حالی که می کوشم همواره فردی مستقل باشم و هویت فردی خویش را گم نکنم، به عنوان عضوی از طیف اصلاح طلبان هستم، و به این عضویت افتخار می کنم، در عین حال از برخی نگرش های درون این جبهه بیزارم. 2-قدر مسلم در طیف اصلاح طلبان گرایشات مختلفی وجود دارد و یکی از شاخصه های تفکیک و تمایز گرایشات درون جناحی اصلاح طلبان، شاخصه امام خمینی است. 3-من خمینی محورم! خمینی را بانی مکتب سیاسی جدیدی می دانم! پیروی مکتبی هستم که خمینی آن را پایه ریزی کرده است! حضورم در طیف اصلاحات به جهت اشتراک با آنان در باره اعتراض به وضعیت موجود حاکمیت در کشور است! اصلاح طلبی هستم در چهارچوب مکتب خمینی و با هر نگرشی که با مکتب خمینی ناسازگار باشد، همراهی و هم نوایی نخواهم کرد! 4-بی تردید قرائت های مختلفی از خط امام(خمینی) وجود دارد! من از اشتراکات خود با دیگران در مورد خط امام خشنودم! در طی سی و اند سال گذشته همواره عقاید سیاسی خود را نقد درونی کرده ام، ولی نتیجه نقدهای درونی ام جز انسجام بیشتر عقایدم نبوده است! 5-به نظر من مکتب سیاسی خمینی توام با جوهر ذاتی است! به عبارت دیگر مکتب سیاسی خمینی دارای پیکره ای است که حیات پیکره آن، وابسته به روح آن است! پیکره مکتب سیاسی خمینی را خواست مردم تشکیل می دهد و بر همین اساس معتقد بود "میزان رای مردم است"! روح مکتب سیاسی خمینی اسلام است؛ اسلامی با قرائت خمینی نه با قرائت متحجرانه و یا التقاطی! من، رای مردم را میزان قطعی می دانم و بر این باورم؛ که حکمت خداوندی بر این اصل قرار گرفته که خواست مردم -چه خوب و چه بد- محقق شود! گرچه خواست مردم به صورت آشکار و یا به صورت آرائ خاموش باشد! خواست مردم پیکره اندیشه سیاسی خمینی است و اسلام روح آن است! اگر مردم اسلام را بخواهند، اندیشه خمینی پیاده می شود! اما اگر مردم اسلام را نخواهند، خواست مردم محقق می شود ولی تشابهی با اندیشه خمینی نخواهد داشت! البته از آن جهت که معتقدم؛ اندیشه ها(چه خوب و چه بد) ذی حیات و زنده اند، لذا اندیشه سیاسی خمینی(چه حاکم باشد و چه منزوی گردد) نه تنها مستهلک نمی شود بلکه همواره حیات خواهد داشت(گرچه حتی یک نفر تابع هم نداشته باشد)! بر این باورم؛ هر اندیشه ای که تبلور ذهنی یافت و از قابلیت تبیین برخوردار شد، پا به عرصه ی حیات می گذارد و تا قیام قیامت نخواهد مرد، بلکه در قیامت نیز در سیمای بنیان گزار خود ظهور خواهد کرد! پایبندی من به مکتب سیاسی خمینی یعنی: تا زمانی که مردم اسلام را می خواهند، با آنان همراهم، اگر روزی مردم اسلام را نخواستند، مسیر خود را از آنان جدا خواهم کرد! 6-خداوندا گواه باش! من همه چیز خود را! جان و خانواده و مال و کشورم را برای اسلام می خواهم! من از ندا هایی که اسلام را برای ایران می خواهد(که از سوی برخی گرایشات درون طیف اصلاح طلبان به گوش می رسد) به شدت بیزارم! 7-اما چرا نسبت به وضعیت موجود حاکمیت معترضم؟! قدر مسلم اعتراض من به یک و یا چند مورد ختم نمی شود! اما موضوع محوری اعتراضات من در چهارچوب مکتب سیاسی خمینی است! 8-قدر مسلم در طیف حاکمیت موجود هم گرایشات مختلفی وجود دارد! گرایشات درون حاکمیت را با شاخصه خط امام نیز می توان تفکیک کرد! برخی از این گرایشات از ابتدای انقلاب، قرائت شان از خط امام با ما متفاوت بود! من این قرائت را به رسمیت می شناسم! ولی به خود اجازه نمی دهم که بپذیرم قرائت های آنان از خط امام متاثر از موقعیت سیاسی آنان باشد! (البته همین انتقاد به گرایشات درونی طیف اصلاحات هم وجود دارد!) 9-یکی از ملاک های من در میزان تبعیت از آیت الله خامنه ای، نحوه تبعیت وی از امام خمینی است! همه می دانند و در تاریخ هم ثبت شده که ایشان در مواردی با نظرات امام مخالف بوده است! حال چگونه می شود که اگر ما با بعضی از نظرات ایشان مخالف باشیم، متهم به ضدیت با ولایت فقیه، ضدیت با خط امام و گاه متهم به براندازی می شویم! 10-من بر اساس اندیشه سیاسی خمینی(و نیز مندرجات قانون اساسی) به ولایت مطلقه فقیه معتقدم! ولایت مطلقه امری است ضروری برای موارد استثنایی، نه این تعاریفی که از سوی جناح حاکم هر روز تبلیغ می شود! (بی انصافی است اگر آیت الله خامنه ای را متهم کنیم که دم به دم از اختیارات مطلقه ولایت فقیه استفاده می کند) معتقدم همان طور که علی علیه السلام در امور حکومتی از مردم می خواست که او را مورد سوال قرار دهند، مردم هم مجازند رهبری خود را مورد سوال قرار دهند و این مساله ناقض ولایت مطلقه فقیه نیست! همان طور که قانون اساسی اختیاراتی برای ولی فقیه قائل شده است، برای خبرگان رهبری هم وظایفی تعیین کرده که از جمله آنان نظارت بر دستگاه های تحت امر رهبری است! طی این سالها مجلس خبرگان چه نظارتی بر دستگاه های تحت پوشش رهبری کرده؟! در صورتی که برخی مراکز مهم سیاسی مانند شورای نگهبان و تشخیص مصلحت نظام، از جمله دستگاه های تحت پوشش رهبری هستند، خبرگان چه نظارتی بر آنها دارد؟! مگر دستگاه های رسمی ترویج فرهنگ عمومی(از جمله صداوسیما، سازمان تبلیغات، ستاد ائمه جمعه و...) از جمله دستگاه های تحت پوشش رهبری نیستند، خبرگان چه نظارتی بر آنها دارند؟! 11-غیر از این که شورای نگهبان را مرکز معتبری برای تایید نامزدهای مجلس خبرگان نمی دانم، اساسا با ترکیب مجلس خبرگان مخالفم! اگر قرار بود مجلس خبرگان مرجع تقلید انتخاب کند، ترکیب یک دست روحانی آن، مورد اعتراض نبود! اما اعضای مجلس خبرگان قرار است فقیهی را برای حکومت داری تعیین کنند. که علاوه بر قوت و قدرت اجتهاد فقهی، در امور اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی تبحر لازم را داشته باشد! بی تردید عضویت شخصیت های حوزوی، روحانی و مجتهد در چنین مجلسی از شروط لازم عقلی است، ولی شرط کافی نیست! به نظر من یک سوم تا یک دوم اعضای خبرگان باید از شخصیت های دانشگاهی باشند! به نظر من باید تایید اجتهاد و صلاحیت نامزدهای روحانی مجلس خبرگان(مانند اول انقلاب) به عهده مراجع تقلید باشد، نه به عهده شورای نگهبان! مگر حکومت ما دینی نیست؟! اگر دینی است، جایگاه مراجع تقلید در این حکومت کجاست؟! آیا نمی خواهید جایگاهی را که در اول انقلاب داشتند احیا کنید؟! در اولین انتخابات مجلس خبرگان، با اعتباری که نظام برای مراجع تقلید قائل شده بود، آنها می توانستند شاگردان خود را نامزد انتخابات مجلس خبرگان کنند! در آن دوره مراجع می توانستند در مدیریت نظام مشارکت داشته باشند ولی امروز این امتیاز از آنها سلب شده است! احیای نقش مراجع در تایید صلاحیت نامزدهای مجلس خبرگان نه تنها نقش مرجعیت را در اداره کشور باز سازی می کند، بلکه به تقویت نهادهای اجتماعی-مذهبی منجر می شود! آیا دوستانی که به نهادهای تعریف شده در جامعه مدنی بدبین هستند، با تقویت نهادهای جوامع مذهبی(هرم هایی که مرجعیت در راس آنها قرار می گیرند) نیز بد بین هستند؟! 12-تردید ندارم که نقش تاریخی روحانیت(به ویژه در تاریخ معاصر ما)، در این کشور بی بدیل است! خطاهای روحانیت دین فروش و آخوندهای متحجر، نباید ما را از نقش منحصر به فرد روحانیت در مبارزه با استبداد و استکبار(در گذشته و حال) منصرف کند! یکی از مشکلات بزرگ اصلاح طلبان این است که مجهز به ادبیات دینی نیستند! نه به ادبیات دینی عوام پسند مجهزند و نه به ادبیات دینی روشنفکر پسند! در طیف اصلاح طلبان جای یک دکترشریعتی خالی است! هر چند که شخصیت هایی چون موسوی خوئینی ها می توانند این خلاء محسوس را پوشش دهند! در مقابل اصلاح طلبان، جناح حاکم به ادبیات دینی عوام پسند کاملا مجهز است! در عین اعتراف من به نقش بی بدیل روحانیت در مدیریت توده ای مردم در برابر استبداد و استکبار! و در عین انتقاد صریح من به عدم درک افکار عمومی طیف اصلاح طلبان به نقش محوری روحانیت! از جناح حاکم در نظام جمهوری اسلامی سوال می کنم: جای دانشگاه و دانشگاهیان در کجای این نظام است؟! آیا وحدت حوزه و دانشگاه یعنی که دانشگاهیان تحت پوشش حوزه قرار گیرند؟! وحدت یعنی حوزه بالا سر دانشگاه قرار گیرد؟! اگر مقصود از وحدت حوزه و دانشگاه، تعامل بین این دو نهاد با حفظ هویت است، جایگاه دانشگاه در تعیین و نظارت بر مهم ترین پست مدیریت کشور(انتخاب ولی فقیه و نظارت بر او) کجاست؟! آیا بعد از ثلث قرن از برپایی نظام جمهوری اسلامی، نباید دانشگاه جایگاه خود را در مدیریت کلان کشور پیدا کند؟! 13-با همه انتقاداتی که به وضعیت موجود حاکمیت در کشور دارم، به این نظام معتقدم! معتقدم(از بعد اندیشه سیاسی) با برپایی این نظام، تحولی در تاریخ سیاسی بشریت صورت گرفته است! بی تردید کسی که این نظام را عاملی در تحول تاریخ می پندارد، مبارزه با آن را هم بیهوده می داند! به ویژه اگر خود پایبند آن نظام باشد! پایبندی به نظام به معنی چشم و گوش بستن در برابر فعل و انفعالات درون نظام نیست! معتقدم که این نظام بر اساس فتوای یک مرجع تقلید شکل گرفته و تا زمانی که فقیه مبرز دیگری نیاید و فتوای کارآمد جدیدی ندهد، این نظام مشروعیت شرعی دارد! معتقدم(از بعد فقهی) بر اساس حدیث مشهور "فاما الحوادث الواقعه فارجعوا الی روات احادیثنا" این نظام شکل گرفته است! اگر فتوای مشهور خمینی در برپایی این نظام را علت موجده نظام موجود فرض کنیم، علت مبقیه نظام نیز به تداوم پایبندی دست اندر کاران نظام به این فتوا بستگی دارد! در وضعیتی که مردم ایران علیه رژیم شاه به خروش آمده بودند، ولی نمی دانستند چه نوع حاکمیتی را جایگزین رژیم سلطنتی کنند، خمینی فتوای سیاسی خویش را ارائه کرد و گفت:جمهوری اسلامی نه یک کلمه کمتر و نه یک کلمه بیشتر! خمینی بر اساس باورهای اندیشه سیاسی اش(که معتقد بود میزان رای ملت است)، عملیاتی شدن فتوای خود(جمهوری اسلامی) را هم به آرای عمومی گذاشت! بی تردید جامعه سیاسی امروز ما و نیازهای امروزی کشور با روزهای آغازین انقلاب کاملا متفاوت است، لذا اگر(بر اساس حدیث مشهور "فاما الحوادث...) فقیهی فتوای جدیدی بدهد که آرای عمومی آن را بپذیرد، جابجایی نظام جدید با نظام موجود مشروعیت دینی پیدا می کند! 14-تا زمانی که این نظام مشروعیت دینی خود را از دست نداده، من پایبند این نظام هستم، حتی اگر بدترین افراد بر عالی ترین پست این نظام تکیه بزنند! البته پای بندی به نظام به معنی تمکین رفتارهای زشت حاکمان نخواهد بود! به رفتارهای زشت دیروز، امروز و فردا تمکین نمی کنم! شریک قاتلان قتل های زنجیره ای، متهمان فجایع کهریزک و کوی دانشگاه نمی شوم! با آنهایی هم که به فروپاشی نظام می اندیشند همراهی نخواهم کرد! اگر پایه های این نظام را استقلال و آزادی تشکیل می دهد، پایه استقلال آن همچنان مستحکم است! من استحکام استقلال کشور را هرگز ارزان نمی فروشم! هرگز وابستگی های کشورم را طی دوران پهلوی و قاجار فراموش نمی کنم! به امید احیای آزادی در نظام موجود، به وضعیت حاکم بر کشور معترضم! ولی حاضر نیستم برای تحقق خواسته هایم چشم به بیگانه داشته باشم! 15-وضعیت اصلاح طلبان در انتخابات مجلس نهم، مساله ای مهم است: به نظر می رسد، آیت الله خامنه ای تمایل ندارد که اصلاح طلبان در قوه قضائیه و مجریه نقشی داشته باشند. ولی از حضور حداقلی(گرایشات معتدل) آنان در قوه مقننه نگران نیست! قدر مسلم تمایلات آیت الله خامنه ای در بدنه اجرایی نظام اثر وضعی دارد و امکان موفقیت انتخاباتی اصلاح طلبان را محدودتر می کند! با این وجود اصلاح طلبان نباید با انتخابات قهر کنند! البته(با توجه به وضعیت امروز کشور) ارائه لیست انتخاباتی تحت عنوان اصلاح طلبان در انتخابات مجلس نهم، کاری به غایت غلط است! نامزد شدن هر یک از اصلاح طلبان در تهران تحت هر عنوانی کاری به غایت غلط است! در عین حال حضور احزاب(اصلاح طلب) در انتخابات و معرفی نامزدهای مستقل در سراسر کشور(به غیر از تهران) کاری پسندیده است! 16-اصلاح طلبان برای استحکام هویت خود باید راه کارهایی را پیدا نمایند! به نظر می رسد ایده تشکیل مجلس اصلاحات، که توسط برخی اصلاح طلبان در سال 1388 مطرح شد بیش از پیش ضرورت پیدا کرده است! تشکیل مجلس نمایندگان طیف اصلاحات، مزایای گوناگونی دارد! تشکیل این مجلس می تواند یکی از نقاط ضعف اصلاحات را(که عدم برخورداری از شخصیت محوری است) جبران کند! البته ممکن است که وضعیت امنیتی کشور اجازه چنین اقدامی را ندهد! حتی در صورت میسر بودن تشکیل مجلس اصلاحات، باید نقش اولیه در تاسیس مجلس اصلاحات به عهده فرد و یا نهادی سپرده شود! سید محمد خاتمی و نهاد مجمع روحانیون مبارز، بهترین فرد و نهادی هستند که می توان توقع نقش محوری(موقت یا میان مدت) از آنها داشت! |
|
| حوادث بعد از انتخابات از منظری متفاوت |
| ساعت ٢:٤٩ ب.ظ روز دوشنبه ۳ امرداد ۱۳٩٠ |
|
بسم الله الرحمن الرحیم یا من اظهر الجمیل و ستر القبیح با درود ؛ به زیبا ترین جلوه جمال الهی؛ محمد مصطفی که عالی ترین الگوی بشری برای ارتقاء مدارج انسانی است و دورود بر علی مرتضی و ائمه طاهرین, که در پرتوی انوار الهی شان دل های مجروح التیام یافته و تحمل هرگونه زشتی و پلیدی ممکن می شود. با این مقدمه به نکات زیر می پردازم: 1- گرچه احتمال می دهم که اظهارات من به مذاق دوستان خوش نیاید ولی احساس وظیفه می کنم که بگویم... 2- به نظرم حوادث 2 سال اخیر، برهه ای از روند تکاملی انقلاب است که هدف مشخصی را دنبال می کند و لذا اگرچه می توانستیم این هدف را بدون هزینه تامین کنیم ونیز اگرچه هنوز هدف مزبور تامین نشده و چه بسا هرگز هم به هدف نرسیم، لیکن تمام کسانی که در این برهه با ما همراهند ولی تمایل به خروج از انقلاب دارند و یا انقلاب اسلامی ما را ناکارآمد می پندارند, نسبت به علت موجده ی حوادث موجود دچار خطا هستند. ( انقلاب اسلامی ما در مرحله ای قرار دارد که تمام طیف های سیاسی، نهادها و مسئولین کشور را به سوی اخلاق محوری، قانون گرایی و پاسخ گویی فرا می خواند). 3- در طیف اصلاح طلب گرایشات مختلفی وجود دارد و گرایشات مزبور باید با حفظ مرزهای اندیشه خود، شناخت منطقی از سایر گرایشات درون جناحی خود داشته باشد، نه این که از روی احساسات آنها را تخطئه کنند. 4- اگر طیف اصلاحات را با شاخصه رهبری بسنجیم سه گرایش در طیف اصلاحات وجود دارد، گرایش اول که به جریان سبز مشهور است، بر این باور است که هیچ نقطه اشتراک با رهبری پیدا نخواهد کرد. گرایش دوم، اصلاح طلبانی هستند که رهبری آیت الله خامنه ای را پذیرفته اند لیکن در اندیشه ی تعامل با رهبری هستند، اما گرایش سوم به اکراه و یا دلخواه می کوشند به عدم تبعیت از رهبری متهم نشوند. 5- من از آقای خاتمی تشکر می کنم به این جهت که ادراکات خود را به جامعه عرضه می کند، فارغ از این که در جامعه و یا دربین اصلاح طلبان پذیرایی آن، وجود داشته باشد، یا نداشته باشد. من شاخض قرار دادن سخن رهبری در 14 خرداد 90 توسط آقای خاتمی را ارج می نهم. بلکه معتقدم، ویژگی نخبگان ایجاب می کند که حداقل آنها باید یک گام جلوتر از جامعه قدم بردارند. فراتر از احساسات عمومی به واقعیت های موجود نگاه کنند. شناخت صحیحی از وضعیتی که جامعه در آن قرار دارد، ارائه کنند. و راهکارهای خروج از بحران را شناسایی بازگشایی نمایند. من متاسفم از دوستانی که منتقد نگاههایی ایده ئولوژیک هستند ولی خود ایده ئولوژیک عمل می کنند! 6- اصولگرایان نیز مانند اصلاح طلبان طیف گسترده ای هستند که دارای گرایشات مختلفی می باشند، آنچه آنها را وحدت می بخشد دو عنصر رهبری و اصلاح طلبان هستند. در طیف اصولگرایان، تبعیت از رهبری عامل وحدت و رقابت با اصلاح طلبان عامل انسجام است. 7- اشکالی ندارد که وجود اصلاح طلبان باعث انسجام اصولگرایان شود، اما اشکال اینجا است که گرایشات مختلف درون طیف اصولگرایان شفاف نیستند و اصولگرایان به اشتباه در پی انکار گرایشات درون جناحی هستند و می کوشند با خطرناک نشان دادن اصلاح طلبان مانع از بروز گرایشات درون طیف خود شوند. حال آنکه غیر شفاف ماندن گرایشات مانع از برنامه ریزی پایدار و شناخت چشم اندازهای جناحی و ملی است. لذا اصلاح طلبان نباید طوری عمل کنند که اصولگرایان در این اشتباه خود در جا بزنند. 8- شرکت اصلاح طلبان در انتخابات مجلس نهم، از منظر مطلب فوق نیز مهم است. |
|
| نکاتی در باره میرحسین موسوی و اصلاح طلبان |
| ساعت ۱:٢٩ ق.ظ روز دوشنبه ٢ خرداد ۱۳٩٠ |
|
علی شکوهی در سایت خود به نام نقد زمانه ( http://naghdezamane.com/) سخنان اخیر دکتر احمد توکلی را دستمایه ای برای طرح پاره ای از مسایل قرار داده که گزیده هایی از آن را در اینجا ارائه می کنم علی شکوهی: اخیرا دکتر احمد توکلی نماینده مردم تهران در مجلس و دوست محترم بنده، مصاحبهای با سایت خودش (الف) انجام داده که عنوان آن چنین است: «آدمهای اصلی احمدینژاد یا منحرفند یا متهم به فساد مالی یا هر دو». من به مباحثی که در این مصاحبه محورند و نکاتی که در نقد دولت مطرح شده است، کاری ندارم اما یک نکته در این گفتگو جلب توجه میکند که مربوط به مقایسه میرحسین موسوی با احمدینژاد است و من میخواهم در این باره نکاتی را عرض کنم. دکتر توکلی گفته است: «...در انتخابات سال ۸۸ من به هیچ وجه از ایشان(احمدی نژاد) دفاع نکردم و به بزرگان کشور نیز اعلام کردم که حمایت از ایشان را بر خودم حرام میدانم. در عین حال اعلام کردم که اضطرارا به ایشان رای میدهم؛ علت این رای اضطراری را آن زمان اعلام نکردم اما الان برای اولین بار در شکل رسانهای میگویم. ...گفتم که آقای موسوی دارای پایگاه اجتماعیای است که ولو نخواهد، قدرت ایجاد تحریک اجتماعی در برابر رهبری را دارد و آقای احمدینژاد دارای پایگاه اجتماعی است که ولو بخواهد، قدرت تحریک اجتماعی در برابر رهبری را ندارد....چون مقابله با رهبری را سم مهلکی برای جامعه میدانم، اضطرارا به کسی که حتی اگر بخواهد نمیتواند کاری کند رای میدهم و به کسی که میتواند این تحرک را ایجاد کند، ولو نخواهد رای نمیدهم گرچه مزیتی برای احمدینژاد بر موسوی قائل نیستم، ...». شکوهی در ٩ بند به نقادی سخنان توکلی پرداخته که بند اول آن به گرایشات دهه اول انقلاب توکلی در باره نحوه تبعیت پذیری او از نظرات امام خمینی اشاره دارد: ۱ – توکلی به اصل ولایت فقیه اعتقاد دارد و رهبری موجود را مصداق این اصل میداند و تبعیت از وی را مبنای رفتار سیاسی خود قرار داده است اما در عین حال قبول دارد که میتوان در مقابل نظرات رهبری، نظراتی دیگر داشت و برای اداره بهتر جامعه، مصلحتاندیشی متفاوتی کرد و کسانی را که رهبری از آنها دفاع میکند، مورد نقد و خدشه قرار داد و حتی آنان را مستحق حمایت ندانست. این نگاه در مواضع و عملکرد توکلی از دوران امام تاکنون قابل استنتاج است.... ۲ –... ۳ – دکتر توکلی از پایگاه متفاوت اجتماعی میرحسین موسوی و احمدینژاد حرف زده است ... توکلی معتقد است که این پایگاه اجتماعی متفاوت، موسوی را حتی اگر نمیخواست در مقابل رهبری قرار میداد ولی احمدینژاد را ناتوان از این تقابل میکرد حتی اگر میخواست. این سخن، مهم است و به نظر من میتواند مادر همه خطاهایی تلقی شود که از سالهای قبل در «توصیف» وضعیت موجود کشور و در نتیجه در «تجویز» راهحلها، رخ داده است. ۴ – نماینده مردم تهران در مجلس به صورت تصریح نشده، میپذیرد که یک پایگاه اجتماعی نسبتا بزرگ در جامعه ایرانی وجود دارد که در مقابل رهبری قرار دارد و ... ۵ – من قصد وارد کردن خدشه بر این تحلیل آقای توکلی را ندارم و ... در عین حال نحوه تعامل با این جریانهای سیاسی و نوع تنظیم رابطه با این پایگاه نسبتا بزرگ اجتماعی را بزرگترین هنر حکومت و ملاکی برای سنجش کارآمدی نظام ارزیابی میکنم.... ۶ – حکومت چرا فرصت مشارکت در انتخابات ریاست جمهوری را به افرادی مانند موسوی و خاتمی میدهد؟ آیا برای این که پز دمکراسی و مردمسالاری بدهد و ... مشکل اساسی این است که رهبران نظام، این حضور را بیشتر برای گرم کردن تنور انتخابات میخواهند و نه برای پیروز شدن احتمالی آنان و به همین دلیل بلافاصله پس از شکلگیری رقابت انتخاباتی و رسیدن به اهداف تعیین شده، صحنه بازی را تغییر میدهند تا نامزد مورد حمایت این پایگاه اجتماعی، پیروز نشود و این بزرگترین تعارض درونی جمهوری اسلامی است .... ۷ – .... ۸ – به عنوان یک تحلیلگر و نه بازیگر سیاسی، معتقدم که در ذهن میرحسین موسوی هم نمیگنجید که با او در مجموعه نظام، برخوردی بشود که شده است. او انتظار نداشت که حضور او در صحنه رقابت انتخاباتی که واقعا یک فرصت بود، به عنوان یک تهدید تلقی و وانمود شود. او هرگز انتظار برخورد دوگانه با خود را نداشت و باور نمیکرد که رهبران و مسئولان نظام که در ظاهر از به صحنه آمدن او اظهار خوشحالی میکردند، در خفا تحلیل دیگری داشته باشند و برای رای نیاوردن او، صحنه رقابت انتخاباتی را تغییر دهند. او گمان نمیکرد که تمام امکانات، نهادهای فراجناحی حکومت و منابع مشروعیتبخش نظام، به نفع کاندیدایی وارد صحنه شود که خودشان به کارکردهای بغایت نامعقول و غیرقانونی و خودمحورانه او اذعان داشتند و رای دادن به چنین نامزدی را بر خود حرام میدانستند. موسوی هرگز تصور نمیکرد که یک جریان سازمان یافته سیاسی و نظامی در کشور وجود دارد که با استفاده از همه امکانات سیاسی، قضایی، امنیتی – انتظامی و تبلیغاتی – رسانهای موجود و با توسل به همه روشهای قانونی و غیرقانونی، برای پیروز نشدن او تلاش میکند و در این زمینه، موسوی خود معترف است که با گذشت حدود دو ماه از انتخابات و مشاهده همه جوانب کار، قانع شده که چنین جریانی وجود داشته است. موسوی علیرغم همه انتقادهایی که در دو سال گذشته بر کلیت نظام وارد کرده و علیرغم همه جفاهایی که از سوی نظام متوجه خود میداند و خود را به عنوان نماینده طیف بزرگی از مردم، محق به پیگیری برخی از اعتراضات تلقی میکند اما هرگز حرمت شخص رهبری را نشکسته و از مرز قانون اساسی نظام عبور نکرده و آرمانهای انقلاب را نادیده نگرفته است. این واقعیت نشان میدهد که جمهوری اسلامی، کارآمدی لازم برای حفظ نیروهای معتقد به خود را ندارد و این قوت اعتقادی افراد و اصالت جریانهای سیاسی منتقد و نجابت چهرههای سرشناس آن طیف است که مانع خروج آنان از چارچوب نظام شده است و علیرغم همه تنگنظریها و حذفها و در دوسال اخیر، علیرغم همه محدودیتها و حبسها و دستگیریها و ظلمها و ناجوانمردیها، آنان را به انقلاب وفادار و بر آرمانهای امام خمینی مستقیم نگه داشته است. ٩-... |
|
| دیدگاه من در 7 پرده (پرده پنجم) |
| ساعت ۱۱:٥۱ ق.ظ روز سهشنبه ٦ اردیبهشت ۱۳٩٠ |
|
*پرده پنجم؛ گرایشات درون جناحی اصلاح طلبان ١-اصلاح طلبان باید خارج از رودربایستی های جناحی , طیف خود را بازشناسی کرده و گرایشات مختلف درون جناحی را شفاف سازی کنند زیرا که عدم شفافیت در تصمیم سازی ها موجب عدم دستیابی به تصمیمات پایدار خواهد بود و در اجرا نیز وحدت رفتاری آنها را متزلزل خواهد کرد. ٢-در یک نگاه کلی می توان دو گرایش عمده را در این جناح مورد شناسایی قرار داد: ١/٢-گرایشی که از امکان اصلاح در درون نظام ناامید شده و لازمه تغییر وضعیت موجود را در برپایی نظام جدیدی می داند و اگر در گذشته با تئوری تشکیل جمهوری اسلامی مخالفت نداشته اند, امروز لااقل با تداوم حیات جمهوری اسلامی در وضعیت جدید به سختی مخالفند. ٢/٢-گرایش دیگری که تنها به اصلاحات در درون نظام می اندیشد و حاضر به تغییر نظام موجود نیست اگرچه هیچ روزنه ای برای اصلاح وضعیت موجود سراغ نداشته باشد.این گرایش نه تنها تعلق خاطر به حفظ نظام موجود دارد بلکه تعلق ویژه ای هم به بنیان گزار این نظام دارد. ١/٢/٢-برخی از طرفداران اصلاحات در درون نظام, قانون اساسی را بستر اصلاحات دانسته و ضمن قبول اصل ولایت فقیه به عنوان یکی از اصول اساسی قانون اساسی, منتقد جدی وجه مصداقی آن هستند. اما برخی دیگر از طرفداران اصلاحات در درون نظام, ضمن تاکید بر قانون اساسی و تاکید بر اصل ولایت فقیه, درصدد جلب اعتماد آیت الله خامنه ای هستند. ٢/٢/٢-تعریف اصلاح طلبان طرفدار اصلاحات در درون نظام نسبت به امام خمینی نیز متفاوت است؛ گروهی نقش امام خمینی را در برپایی جمهوری اسلامی منحصر به عمل مصلحانه وی می دانند و بر این باورند که انقلاب اسلامی او حلقه ای است از جنبش اعتراضی یکصد ساله مردم ایران که از مشروطه آغاز شد و به انقلاب اسلامی سال ١٣۵٧منجر گردید. اما گروه دیگر , علاوه بر نقش مصلحانه امام خمینی در بنیان گزاری نظام جدید , وی را بنیان گزار مکتب سیاسی جدیدی می دانند و ضمن قبول تاثیر پذیری پدیده های بزرگ اجتماعی از حوادث تاریخی و پیرامونی, بین ماهیت انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی تفاوت جوهری قائل بوده و مبدا انقلاب اسلامی را حوادثی می دانند که تجلی آن را در ١۵ خرداد سال ١٣۴٢ باید دانست. ٣-البته طیف اصلاح طلبان را با پارامترهای دیگری نیز می توان آنالیز کرد , ولی سایر دسته بندی ها در راستای مباحث فعلی من نیست. ۴-اصلاح طلبان حتی اگر هم بخواهند وحدت رویه داشته باشند -قبل از این که در ادامه مسیر دچار اختلاف شوند-باید مرزهای اندیشه ای گرایشات درون جناحی خود را شفاف نمایند. ۵-قدر مسلم بخش مهمی از بدنه اصلاح طلبان را معترضین به وضعیت موجود تشکیل می دهند. این وضعیت, شرایط را برای رغبت بدنه اصلاحات نسبت به هرگونه ندای اعتراضی ممکن می نماید و این مساله آفت بزرگی است که به شدت جریان اصلاحات را تهدید می کند. ۶-به نظر می رسد؛ یکی از گرایشات درون جناحی اصولگرایان -با شاخصه ی رحیم مشایی توام با حمایت احمدی نژاد- در حال برپا کردن پرچم اصلاح طلبی است تا با بهره برداری از تمایلات مثبت بدنه اصلاحات (نسبت به نداهای مخالف جریان حاکم) بخش عمده ای از بدنه اصلاحات را مصادره کند. ٧-بدین ترتیب, بعید نیست که به زودی شاهد گرایش جدیدی در جناح اصلاح طلبان باشیم که به چند دلیل سهم بیشتری از گرایشات شناخته شده اصلاح طلبی در حاکمیت داشته باشند. لذا اگر اصلاح طلبان همچنان در فضای تعارف بمانند و حاضر به شفاف کردن تفاوت های گرایشات درون جناحی خود نباشند به زودی بخش عمده ای از بدنه خود را به طور کاملا انفعالی از دست خواهند داد. |
|
| دیدگاه من در 7 پرده (پرده چهارم) |
| ساعت ۱۱:٤۸ ق.ظ روز سهشنبه ٦ اردیبهشت ۱۳٩٠ |
|
*پرده چهارم؛ اصلاح طلبان و انتخابات مجلس نهم ١-اگر حضور در انتخابات را از منظر اصولگرایان بررسی کنیم با دو نگاه تقریبا متفاوت روبرو می شویم: ١/١-گروهی که در اندیشه ی شان رای گیری مفهومی ندارد و برای فتوای مشهور خمینی (میزان رای ملت است) هرگز اعتبار دینی قائل نیستند و منتظرند و تا درصورت مهیا بودن زمینه های اجتماعی مخالفت خود را با این فتوای مشهور اعلام نمایند. لذا این گروه نه تنها با حضور اصلاح طلبان در انتخابات مخالفند بلکه با اساس انتخابات مخالفند. ٢/١-گروه دیگری که مخالفتی با فتوای میزان رای ملت است ندارند ولیکن نسبت به مبانی فقهی این فتوا نیز بی تفاوت هستند. این گروه از حضور اصلاح طلبان به عنوان عامل گرم کننده انتخابات استقبال می کنند مشروط بر آنکه اصلاح طلبان برنده انتخابات نشوند. ٢-بدین ترتیب گروهی از جریان حاکم با حضور اصلاح طلبان در انتخابات با نهایت قدرت مخالفت می کنند و گروه دیگر , حضور اصلاح طلبان در انتخابات را تنها شبیه به هیزمی محسوب می کنند که می تواند تنور انتخابات را گرم کند. ٣-به نظر من رهبری نظام در ذهن خود -بعد از مجلس ششم- اصلاح طلبان را به دو بخش معتدل و رادیکال تقسیم کرده است و در این تقسیم بندی دوحزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را رادیکال و مجمع روحانیون مبارز و حزب اعتماد ملی را معتدل فرض کرده و بنا بر این امر داشته که مانع از تصدی امور کشور به دست گروههای رادیکال اصلاح طلب شود و از حضور معتدلین اصلاح طلب نیز حداکثر به عنوان فراکسیون اقلیت در مجلس استقبال کند.البته بعید است که بعد از انتخابات سال٨٨نظر رهبری نسبت به مجمع روحانیون مبارز و حزب اعتمادملی تغییر نکرده باشد.هرچند که هنوز احزاب کوچکتری از اصلاح طلبان وجود دارند که رهبری آنها را رادیکال نمی شناسد. ۴-با وجود محدویت هایی که اصلاح طلبان در دو انتخابات مجلس هفتم و هشتم داشتند , توانستند فراکسیون اقلیت مجلس را تشکیل دهند و از نهایت موفقیتی که جریان حاکم برای آنها قائل بود بهره مند شوند. ۵-همکنون عناصر شاخص اقلیت مجلس هشتم همچون کواکبیان , قنبری , خباز و ...به گونه ای رفتار می کنند که صلاحیت شان توسط شورای نگهبان رد نشود و لذا بعید نیست که اصلاح طلبان بتوانند از همین حداقل امکان حضور در مجلس نهم نیز برخوردار باشند. ۶-برخی از عناصر شاخص اصولگرا مانند حبیب الله عسگر اولادی از اصلاح طلبان خواسته اند که با رهبران جدیدی وارد مبارزات انتخاباتی شوند. ولی حضور اصلاح طلبان با رهبری جدید به معنای حضور کم رنگ آنان در انتخابات بوده و چندان به گرمی انتخابات مجلس نهم کمک نمی کند. ٧-ممکن است حاکمیت به این نتیجه برسد که زمینه را برای حضور گسترده تر اصلاح طلبان کمی آماده کند و چه بسا شروطی را که چندی پیش سید محمد خاتمی برای حضور اصلاح طلبان در انتخابات گذاشته بود به جهت پیش بینی چنین وضعیتی بود. اما نباید فراموش کرد؛جریان حاکم هزینه سنگینی برای حذف اصلاح طلبان از صحنه سیاست کرده است و این مساله مانع روانی بزرگی برای بازگشت اصلاح طلبان به صحنه سیاسی کشور محسوب شود. ٨-به هر حال چه برای حضور اصلاح طلبان رفع موانع شود(که بسیار بعید است) و چه نشود گمان کنم به دلایل زیر حضور مردم درپای صندوقهای مجلس نهم چشمگیر نباشد: ١/٨-اصولا اقبال مردم از انتخابات مجلس به اندازه انتخابات ریاست جمهوری نیست. ٢/٨-مردم به ویژه مردم تهران به دلیل خاطرات بسیار تلخ شان از انتخابات ٨٨ و حوادث بعد از آن حداقل از انتخابات پیش رو استقبال فراوانی نخواهند کرد.مگر این که وضعیت فوق العاده ای پیش بیاید. ٩-به نظر من اصلاح طلبان برای انتخابات مجلس نهم نباید هزینه کنند و نه با انتخابات قهر کنند بلکه در این دوره نیز به حداقل ها بسنده نمایند و احزاب کوچکتر و یا افرادی را که می توانند درپی تحقق حداقل ها باشند یاری کنند و تلاش آنان را تخطئه نکنند. ١٠-زمزمه های موجود مبتنی بر ارائه لیست واحد اصلاح طلبان و اصولگرایان منتقد دولت نیز اقدام صحیحی به نظر نمی رسد زیرا که بهانه ای برای وحدت اصولگرایان می شود.در حالی که ضروری است گرایش طرفداران و منتقدین اصولگرای دولت شفاف شود. ١١-باید بپذیریم جوهره ی رقابت مبارزاتی در انتخابات مجلس نهم , مبارزه اصولگرایان موافق و مخالف احمدی نژاد است در صورتی که برخی از عناصر تاثیر گذار در جریان حاکم می خواهند مانع از بروز جدایی این دو گرایش در درون طیف اصولگرایی شوند و از قضا یکی از عواملی که می تواند مانع از تفکیک این دو گرایش شود ,بزرگنمایی حضور اصلاح طلبان در انتخابات مجلس نهم است. ١٢-طیف های درون جریان اصولگرایی حد اکثر تا انتخابات یازدهم ریاست جمهوری با شفافیت بیشتری خود نمایی خواهند کرد. و انتخابات مجلس نهم نمی تواند خیلی به این شفافیت کمک کند ولی بهتر است که قبل از انتخابات یازدهم ریاست جمهوری گامهای اولیه برای شفاف تر شدن طیف های درون اصولگرایان برداشته شود. به عبارت دیگر؛جامعه سیاسی امروز کشور آبستن تفکیک چند گرایش ناهمگون در طیف اصولگرایان است و ایجاد تاخیر در این زایمان به پیچیدگی و ابهامات جامعه می افزاید و موجب کندتر شدن حرکت های جبری اجتماعی است. لذا نباید اصلاح طلبان با حضور احساسی خود در انتخابات باعث تاخیر در این زایمان اجتماعی-سیاسی شوند. |
|
| دیدگاه من در 7 پرده (پرده سوم) |
| ساعت ۱۱:٤٤ ق.ظ روز سهشنبه ٦ اردیبهشت ۱۳٩٠ |
|
*پرده سوم؛ کلیات وضعیت فعلی ما 1-پیدایش جمهوری اسلامی تولد مکتب سیاسی جدیدی است در جهان معاصر و اگر کسی به این نکته واقف نباشد نمی تواند تحلیل صحیحی از وضعیت موجود ایران داشته باشد. 2-فلسفه تاریخ به ما می آموزد:عمر اندیشه های سیاسی _بویژه اگر به حاکمیت برسند_طولانی خواهد بود و به میزانی که از محتوای بهتری برخوردار باشند به طول عمر آنان افزوده خواهد شد.لذا نظام جمهوری اسلامی که هنوز در دهه های اولین تاسیس بسر می برد هنوز تا دور ه میان سالی و کهن سالی خود فاصله بسیاری دارد در نتیجه , حاصل تلاش کسانی که برای سقوط نظام جمهوری اسلامی برنامه ریزی می کنند آب به آسیاب دیگران ریختن است. 3-تاریخ می گوید بسیاری از مکاتب سیاسی از مسیر اصلی خود منحرف می شوند و کارشان بجائی کشیده می شود که وسیله ای برای به حاکمیت رسیدن مخالفین ائدئولوژیک خود می شوند در حالی که صورت ظاهری مکتب خود را حفظ خواهند کرد.لذا طول عمر یک مکتب سیاسی الزاما به معنای تداوام راه بنیان گزار آن نیست. ۴-افرادی که دغدغه اصلاح طلبی در جامعه سیاسی کشور را دارند اگر بستر تلاش خود را خارج از مکتب سیاسی خمینی طراحی کنند به علت جبر تاریخ محکوم به شکست خواهند شد. ۵-مکاتب و اندیشه های سیاسی دارای انرژی و پتانسیل های نهفته ای هستند که مخالفین ایدئولوژیک خود را خرد می کنند ولی در برابر تزویرکاران , فاقد قدرت ایمنی هستند و لذا طرفداران هر مکتب سیاسی باید بیش از هر چیز نگران جریانات منحرف و تزویر گونه درون مکتبی باشند و به همین ترتیب اصلاح طلبان پایبند به خط امام باید در هدف گذاری های مبارزاتی خود به جلوگیری از آسیب پذیری درون مکتبی توجه ویژه ای داشته باشند. ۶-حیات مکاتب به ارائه الگوهای انسانی است؛ بویژه الگوهای درقید حیات , لذا اصلاح طلبان نمی توانند بدون ارائه یک الگوی موفق انسانی و یا ارائه الگوی موفقی از جامعه مورد نظر خود امیدی به پیروزی داشته باشند. از سوی دیگر اگر رفتار و عملکرد اصلاح طلبان با الگوی مورد ارائه شان تطابق نداشته باشد , پیشاپیش عدم موفقیت خود را اثبات کرده اند. |
|
| مشخصات نویسنده |
|
درباره : در 5 آبان 1330 مطابق با 22 ماه محرم پا به این جهان گذاشتم 2 ساله بودم که کودتای 28 مرداد واقع شد من از آنروز چیزی بیاد ندارم لیکن تربیت شده خانواده ای هستم که نه تنها از کودتای 28 مرداد،بلکه از اشغال تهران در شهریور 1320 و حوادث مشروطه بویژه به دار کشیدن شیخ فضل الله نوری خاطرات بسیار تلخی داشتند خود نیز پاره ای از حوادث خرداد 42را دیده بودم دوران جوانی را با دیانت-ورزش-سیاسیت گذراندم در 24 سالگی بجرم کار سیاسی در پادگان(طی دوران سربازی)و فعالیت در تیم فوتبال4سال زندانی شدم در28سالگی باپیروزی انقلاب از زندان آزادشدم اول فروردین1358واردسپاه شدم بیش از 20 سال در دفترسیاسی و مرکز مطالعات جنگ سپاه فعالیت کردم آخر اسفند1380بازنشسته گردیدم از سال1386 اینترنت را برای گفتگو با دیگران انتخاب کردم پروفایل مدیر : حاج محسن |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
| لینکستان |




