| میان پرده |
| ساعت ۱:٤٧ ق.ظ روز یکشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩٠ |
|
مثل این که قرار نیست ٧ پرده ی من به آخر برسد! حوادث این روزهای کشور آنقدر دیدنی شده که حتی خود من هم دلیلی برای ادامه مباحث قبلی نمی بینم! از قدیم گفته اند: شنیدن کی بود مانند دیدن؟!! آنچه که طی دو سال اخیر با هزار ایماء و اشاره می خواستم بگویم تا برای دوستان عزیز ولایتی من قابل هضم باشد امروز به طور زنده روی پرده نمایش آمده و آنقدر شفاف است که جایی برای شرح و توضیح ما باقی نگذاشته است! دیگر وقت حرف زدن امثال من نیست! فعلا دوران گفتگوی "درون جناحی" جریان حاکم است! حرف های دست و پا شکسته ی امثال من در برابر این نمایش زنده, مانند قبای بعد از عید است که به درد گل منار می خورد. فقط باید بایستی و تماشا کنی!!! خدا آخر و عاقبت کارها را به خیر کند! من گمان می کردم لااقل تا پایان ریاست جمهوری دهم طرفین طیف اصولگرا یکدیگر را تحمل خواهند کرد! غافل از آن که, انتخابات نهمین مجلس گلوگاه ریاست جمهوری یازدهم است و هرکدام از طرفین در صورت شکست در انتخابات نهمین مجلس, باخت خود را در مبارزه ریاست جمهوری یازدهم مسجل خواهد دید. خدایا مبادا دوستان اصولگرا فکر کنند که ما دنبال ماهی گرفتن از آب گل آلود هستیم! به خدا قسم! اگر در انتخابات ریاست جمهوری دهم, همانقدر که ما از تکیه زدن احمدی نژاد بر کرسی مدیریت کشور نگران بودیم, شما هم نگران بودید, چه بسا که پا به میدان رقابت نمی گذاشتیم! هر چند کسانی که امثال مرا برانداز و دست اندرکار کودتای مخملی می دانستند, بعید است باور کنند که راست بگوییم! یادم نمی رود؛ آقای کروبی قبل از این که تصمیم به کاندید شدن بگیرد می گفت: آدم وقتی فکر می کند که قرار است تا ۴ سال دیگر رئیس جمهور این مملکت احمدی نژاد باشد زانوانش می لرزد! من به او گفتم: حاج آفا حمایت رهبری از احمدی نژاد, حمایت از شخص نیست, حمایت از ارزشهاست. آقای کروبی گفت: راست می گویی حق با تست. تصور می کنم که این دیالوگ بی تاثیر در کاندید شدن ایشان نبود. ایکاش آنروز این حرف را به آقای کروبی نگفته بودم!!!!! من تردید ندارم که یکی از عوامل مهمی که موجب کاندیداتوری آقای کروبی شد, نگرانی او از تداوم ریاست جمهوری به دست آحمدی نژاد بود. میرحسین موسوی هم که در مناظره اش با احمدی نژاد در باره انگیزه نامزد شدنش گفت: من احساس خطر کردم! احمدی نژاد هم از میرحسین پرسید: آقای موسوی چرا در این ٢٠ ساله گذشته احساس خطر نکردی؟ و میرحسین که گویا حیا کرد بی پرده سخن بگوید به پاسخ اجمالی اکتفا کرد.
یادتان هست چه هیاهویی به راه افتاده بود و می گفتند: همه ی این کاندیداها آمده اند که احمدی نژاد نباشد! چشم بسته غیب می گفتند! توجه به آمار ارائه شده از سوی برگزار کنندگان انتخابات هم جالب بود: طبق آن آمار ۴٠ میلیون پای صندوق آمده بودند تا بگویند جابجایی دولتمردان شایسته نیست!!! به هر صورت این شما و این هم کرسی های ریاست! مملکت مال شما! خوشتان باشد! ولی محضا" لله! ٨ سال سکان کشور را به احمدی نژاد سپردید! ترا به خدا ٨ سال بعدی اش را به مشایی ندهید! هر وقت هم یقین کردید دوستان ما قصد براندازی شما را ندارند و فقط منتقد شما هستند, فضا را برای فعالیت سیاسی منتقدین تان بگشایید! و می دانیم؛ هرجا که در به روی انتقادگران بسته شود روزنه ها به روی چاپلوسان گشوده خواهد شد. |
|
| آخرین پست 89 |
| ساعت ۱٢:٥۱ ق.ظ روز چهارشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸٩ |
|
بدون شرح؛ ضمن خداحافظی زودرس در روزهای پایانی سال جاری به امید سالی توام با موفقیت در ١٣٩٠ در آخرین پست ١٣٨٩ اولین پست ٨٩ را مرور کردم
سال هشت و هشت با تلخی گذشت می ندانستم چه بذری کشت گشت حالیا هشتادونه از ره رسید می کنم برداشت کشت هشت و هشت از مکافات عمل غافل مشو کز درون کوزه بحران کرده نشت اندر آن خمره خدا داند چه بود از چه افرادی ز بام افتاد تشت ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم کفر می خواهد نماید بازگشت کفر شاید آید اما تحت دین پوششی دینی ولی قومی پلشت تا نگیرد از خمینی انتقام این جماعت هیچ آسوده نگشت شعر ما باشد ضمیرش مستتر دسته ای این سوی یا آن سوی دشت بهتر آن باشد حدیث دیگران گفته نا گردد برای دلبران |
|
| بازهم مشایی |
| ساعت ۸:۳۸ ب.ظ روز پنجشنبه ۱٦ دی ۱۳۸٩ |
|
نوشته سایت تابناک در 12 دی ماه 1389 که گزارشی بود از انشعاب در جامعه روحانیت مبارز , نظر مرا به خود جلب کرد. تابناک در آنروز نوشت: ذخیره ناگفته شجونی از کمک های مالی مشایی « روزی آقای شجاعی واعظ ،جمعی از روحانیون از جمله بنده و آقای امیریفر را جمع کردند و آقای امیریفر را از فعالیتهای غیرقانونی و غیراخلاقی بر حذر داشت و گفت که پشت پرده این فعالیتها شخصیتهایی هستند .آقای امیریفر در پاسخ گفت که آقای مشایی ما را ساپورت میکند و هفتهای 5 میلیون به ما کمک کرده و ماهی 100 هزار تومان به هر طلبهای که ما معرفی کنیم، میپردازد». تابناک قبلا هم به نقل از حجت الاسلام امیری فر- در بازگویی چگونگی این انشعاب- اقتدارگرایی در جامعه روحانیت مبارز را از جمله عوامل این انشعاب نامبرده بود. خبر انشعاب در روحانیت مشهور به اصولگرایی از زوایای مختلفی قابل تامل است.اما ارتباط این تشکل جدید به جناب مشایی شاید بیشتر جلب توجه می کند. بی تردید تلاش های جناب مشایی مانندتلاش هر شخصیت هدفمند دیگری باید از یک هندسه ی تعریف شده ای برخوردار باشد. حال با وجود اختلافات عدیده ی اصولگرایان با مشایی , راه اندازی تشکلی از روحانیت توسط مشایی حکایت از چه مفاهیمی دارد؟ 1-جناب مشایی نقش کلیدی را در دولت دهم دارد و اگر او را عقل مجرد احمدی نژاد فرض کنیم , خیلی بیراه نرفته ایم. 2-احمدی نژاد و دوست صمیمی اش مشایی حتما برای ایرانی سرافراز و سر بلند بی اندیشه نیستند. 3-برای تحقق اندیشه های خود یقینا به تداوم حضور در راس قوه مجریه نیازمندند. 4-در نتیجه نباید برای انتخابات یازدهم ریاست جمهوری دست روی دست بگذارند. 5-البته ممکن است که احمدی نژاد+مشایی فرد ثالثی را نامزد دوره یازدهم کنند , ولی در حلقه اول تیم احمدی نژاد مشایی بیشترین شانس را دارد . زیرا: 1-به نظر می رسد ضمیر احمدی نژاد گویای آن است که :هیچکس برای من مشایی نمی شود. 2-تیپ جذاب نامزد انتخاباتی , یکی از عوامل مهم پیروزی در هر انتخابات است و مشایی از تیپ جذابی برخوردار است. 3-تنها جهره دولت دهم که در صحنه بین المللی شناخته شده است–بعد از شخص رییس جمهور- مشایی است. 4-لزوما مشایی نباید برای جمع آوری رای اصولگرایان سرمایه گذاری کند , بلکه همانطور که در گوشه و کنار گفته شده او در پی جمع آرائ معترضین و شاید مخالفین باشد. 5-البته میدان جمع آوری آرائ اصولگرایان را نیز خالی نخواهد گذارد , بلکه می تواند به کمک طرفداران روحانی خود ضمن کسب آرائ بخشی از آنان , مانع از وحدت اصولگرایان نیز باشد. 6-نگران رد صلاحیت او نباید بود زیرا اولا رد صلاحیت او توسط شورای نگهبان موجب گرم شدن تنور انتخابات و افزایش رای او می شود. ثانیا ممکن است رهبری به جهت افزایش حضور مردم در پای صندوق های رای با حکم حکومتی صلاحیت او را تایید کند. |
|
| مشایی و جمهوری یازدهم |
| ساعت ۳:٤۳ ب.ظ روز چهارشنبه ۱٥ دی ۱۳۸٩ |
|
مشایی در دیدار با ملک عبدالله پادشاه اردن ١-طبیعی است که تیم احمدی نژاد از فردای انتخابات دهم در اندیشه انتخابات یازدهم باشد. ٢-بی تردید مشایی نقش مهمی در هدف گذاری های تیم احمدی نژاد دارد. ٣-قدر مسلم مشایی مانند هر فرد دارای اندیشه ای از "پکیج فکری" برخوردار است. ۴-در کلیه فعالیت ها و جهت گیری های مشایی , آینده نگری او دخیل است. ۵-به گمان شما دیدار مشایی با ملک عبدالله کدام "پازل" از "پکیج" اندیشه سیاسی مشایی را تشکیل می دهد و ارتباط آن با انتخابات یازدهم ریاست جمهوری چیست؟ |
|
| رحیم مشایی |
| ساعت ۱۱:۳٥ ب.ظ روز سهشنبه ٢٦ امرداد ۱۳۸٩ |
|
نمیخواستم دربارهی دولتمردان سخنی به میان آورم. لیکن مباحث اخیر پیرامون مواضع مشایی مرا به نطق آورد. ١-پیش از هر چیز باید یاد آوری کنم که مواضع اخیر مشایی چیز جدیدی نیست که تصور کنیم پدیدهی جدیدی در حال وقوع است. ٢-هرچند که تشدید مواضع اصولگرایان علیه مشایی میتواند حادثهی جدیدی فرض شود. ٣-اصولگرایان حق دارند نسبت به مواضع مشایی معترض باشند زیرا که مواضع وی با شعارها و اصول مطرح شده از طرف احمدی نژاد در انتخابات نهم و دهم متفاوت است. ولی تفکیک مواضع مشایی از احمدی نژاد منطقی به نظر نمی رسد بلکه نوعی خود ارضایی اصولگرایان تلقی می شود. ۴-تصور اینکه اظهارات مشایی مورد تایید احمدی نژاد نیست، مقبول نخواهد بود زیرا که حمایتهای پی در پی، بارز و خلل ناپذیر احمدی نژاد از مشایی بطلان این نظریه را اثبات می کند. ۵-"تو اول بگو با کیان زیستی پس آنگه بگویم که تو کیستی" همزیستی چندین سالهی احمدی نژاد و مشایی اثبات می کند که مبانی فکری و برونداد اجرایی آنها نمی تواند متفاوت از یکدیگر باشد. ۶-نظرگاههای مشایی فارغ از اینکه مثبت یا منفی باشد، دارای مخاطبین ویژهای است که مشایی با این سخنان در صدد باز کردن باب گفتگو با آنان است. ٧- به نظر من مشایی دو مخاطب را انتخاب کرده که یکی در سطح بین المللی و دیگری در حوزهی داخلی است. ٨-مخاطبین خارج از مرز از اظهارات مشایی به این نتیجه میرسند که راه دوستان احمدی نژاد با مسیر 30 سالهی انقلاب متفاوت است. ٩-از سوی دیگر بنظر می رسد که مشایی در صدد جذب بخشی از جریان سبز است که معروف به "آرای خاموش" هستند. ١٠-آیا مشایی در حال زمینه سازی برای نامزد شدن در انتخابات ریاست جمهوری دورهی یازدهم است؟ ١١-آیا با مواضع متخذهی خود که حساب خود را از اردوگاه اصولگرایی جدا کرده،خود را تبدیل مهرهی سوختهای نکرده است؟ ١٢-در صورت سوخته فرض کردن مهره مشایی پس او چه هدفی را دنبال می کند؟ ١٣-آیا قرار است مشایی زمینه ساز یکی دیگر از دوستانشان برای نامزد شدن در دوره یازدهم باشد؟ ١۴-به نظر من تیم مشایی- احمدی نژاد گروه متحدی است که به همراه دوستان نزدیک شان، برای حفظ موقعیت خود در انتخابات یازدهم تلاش میکنند و در این راستا مشایی جاده صاف کن شخص دیگری از اردوی احمدی نژاد است. |
|
| نامه دفتر آیت الله رفسنجانی |
| ساعت ۱:۱٦ ب.ظ روز پنجشنبه ٢٠ خرداد ۱۳۸٩ |
|
دفتر آقای هاشمی رفسنجانی در پاسخ به مقاله٩خرداد ١٣٨٩روزنامه وطن امروز مطالبی را در سایت آقای هاشمی منتشر کرد که بخشی از آن در زیر ارائه می شود: نویسنده...متن خویش را با جمله «اخلاق، گمشده سیاست است» آغاز کرده...وبا انتساب لقب دروغگویی به آیتالله هاشمی رفسنجانی ... همان کاری که آن نامزد انتخاباتی در آن مناظره کذایی...انجام داده است. اولاً وقیحانه خود را همهکاره انقلاب میدانید و ثانیاً وقیحانهتر میگویید اگر سخنان هاشمی رفسنجانی مبنی بر برخورد با تقلب در انتخابات نبود، خاتمی رئیس جمهور نمیشد؟!! آیا غیر از این است که اعتراف میکنید از همان سال به دنبال شکلدهی نطفه حرام تقلب انتخاباتی در رحم جامعه بودید؟!! آیا حضور ۱۰۶ درصدی همه مردم یکی از استانهای غربی کشور در همان انتخابات کافی نیست که به عنوان منادیان دروغین مردمسالاری دینی اسلامی خجالت بکشید؟! |
|
| یامحول الحول والاحوال |
| ساعت ۳:۳٩ ب.ظ روز شنبه ٧ فروردین ۱۳۸٩ |
|
سال هشت و هشت با تلخی گذشت می ندانستم چه بذری کشت گشت حالیا هشتادونه از ره رسید می کنم برداشت کشت هشت و هشت از مکافات عمل غافل مشو کز درون کوزه بحران کرده نشت اندر آن خمره خدا داند چه بود از چه افرادی ز بام افتاد تشت ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم کفر می خواهد نماید بازگشت کفر شاید آید اما تحت دین پوششی دینی ولی قومی پلشت تا نگیرد از خمینی انتقام این جماعت هیچ آسوده نگشت شعر ما باشد ضمیرش مستتر دسته ای این سوی یا آن سوی دشت بهتر آن باشد حدیث دیگران گفته نا گردد برای دلبران ******************************************************************************** پی نوشت ١-در زبان شعر "اغراق" مرسوم است ٢-مستندات برخی از ابیات شعر فوق، برداشت های من است از برخی "عوامل نامرئی" حوادث اخیر و پاره ای از "فرمایشات رهبری" -"رهبری" در گذشته نه چندان دور ، دو جناح "اصلاح طلب" و "اصولگرا" را به منزله دو بال انقلاب و خودی معرفی کرده و گرایشات تندروانه در هر دو جناح را غیر خودی و مردود دانست -"رهبری" در واکنش به حوادث تلخ "کوی دانشگاه" که بعد از انتخابات رخ داد انزجار خود را از حمله به کوی دانشگاه که "به نام حمایت از ولایت فقیه" انجام شد ابراز، داشت -"رهبری" در فرمایشات اخیرش پیرامون حوادث بعد از انتخابات ، هدف از آشوب های مزبور را "انتقام ٣٠ ساله" از "انقلاب" و "امام خمینی" دانست -"رهبری" برای تمیز حق و باطل ، با اشاره به دسته بندی های طرفین جنگ صفین ، ملاکی را ارائه کرد تا ببینیم آنهایی که از ابتدا در مقابل انقلاب قرار داشتند ، امروز در کجای صحنه بعد از انتخابات قرار دارند و نیز آنهایی که از گذشته با انقلاب همراه بودند امروز در کجا ایستاده اند ************************************************************************************* -به نظر بنده انتخابات اخیر بهانه ای شد برای صاحبان گرایشاتی که با "اصل ولایت فقیه" (البته از نوع قرائت امام خمینی نسبت به ولایت فقیه) در تقابل اند تا به توانند خواسته های قلبی خود را عملیاتی کنند -مقابله کنند گان با "ولایت فقیه" دو گرایش ظاهرا" متضاد دارند لیکن هر دو گرایش آب به یک آسیاب می ریزند -هر دو گرایش ساز پایان نظام "جمهوری=اسلامی" را کوک کرده اند -یک گرایش در صدد است که "جمهوری اسلامی" را به "جمهوری لائیک" تبدیل کند -گرایش دیگر در صدد است که "جمهوری اسلامی" را به "خلافت اسلامی" مبدل سازد -این هر دو گرایش "اندیشه سیاسی خمینی" را هدف گرفته اند -چهره های شاخص طرفدار "جمهوری لائیک" کسانی می باشند که در زمان حیات "خمینی" از انقلاب سهم می خواستند . ولی "طوفان انقلاب" نگذاشت آنها "سوار موج انقلاب" شوند و انقلاب اسلامی مردم را به نفع خود مصادره کرده کشتی انقلاب را تصاحب کنند تا آن را به ساحل دلخواه خود رهبری کنند . لذا در صدد انتقام از انقلاب و خمینی برآمدند -شاخص های طرفدار "حکومت اسلامی" کسانی هستند که از روی "فرصت طلبی" مخالف همزیستی "دین و سیاست" بودند و ضمن تایید "حکومت جبار پهلوی" ، "اندیشه و عمل خمینی" را تخطئه می کردند . ولی بعد از فرو ریختن "حکومت پهلوی" در پی "فرصت طلبی جدید" برآمدند و به خصوص از زمان ،صف بندی "لیبرال ها" در برابر انقلاب، دورگرفتند و از انقلابی ها انقلابی تر شدند . آنها اگرچه با "لیبرالیسم" مخالف باشند ولی مخالفت شان با گرایشات "لیبرالیستی" و حتی فرقه های "بهائیت" و "وهابییت" بهانه ای برای نفوذ بیشترشان در "نظام جمهوری اسلامی" است هدف این گروه اثبات نظریه "جدایی دین از سیاست" است و اتفاقا" این شعارشان از هر دو سوی صحنه به گوش می رسد اهالی این گرایش در صددند تصویری از "اصل مترقی ولایت فقیه" به جامعه عرضه کنند که مردم نتوانند تمیزی بین "سلطنت" و "ولایت فقیه" قائل شوند تا جایی که کم کم نسبت به لزوم عزل "شاه" و فرو ریختن "سلطنت" دچار تردید شوند و انقلاب بزرگ خود را بیهوده و از گذشته خویش پشیمان شوند ******************************************************************************************* متاسفانه ملاحظه می شود که هدف های فوق به میزان ملموسی در جامعه ما رسوخ کرده و برای برون رفت از این وضعیت باید تدبیری اندیشید ................................................ صاحب العصر کجایی که بروبی شبهه شبح شبهه همه جامعه را پوشانده شبح شبهه ندیدند ، ولی من دیدم که حقیقت رخش از دیده ما پوشانده ............................................... ندایی هاتفی کرده مرا با صوت داودی که در راه است ای مستکبران! طوفان نابودی الا مستضعفان! همراهی مستکبران هرگز!!! که "نصرالله" با "فتح قریب" آید همین زودی! .................................................... اللهم عجل لولیک الفرج |
|
| ضابطه عضویت در کابینه میرحسین |
| ساعت ۱٢:٥٤ ق.ظ روز یکشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ |
|
میرحسین موسوی در گفتگو با مهر:
از هر فردی که به قانون اساسی و رهبری وفادار باشد در دولتم استفاده خواهم کرداز رسانه ها - مهندس میر حسین موسوی در گفت وگویی با خبرگزاری مهر که قسمت دوم آن امروز منتشر شده است به سوالات خبرنگاران این رسانه پاسخ داد.
به گزارش قلم نیوز متن این مصاحبه خبرگزاری مهر قسمت دوم متن این مصاحبه را بدین شرح منتشر کرده است: * رویکرد "یامن یا میر حسین" که آقای خاتمی مطرح کرد در ادبیات سیاسی مورد توجه قرار گرفت و خود شما هم به نوعی با بیان اینکه اگر خاتمی تا آخر می ماند با ایشان رقابت نمی کردم آن رویکرد را تکرار کردید. اما بعد از انصراف آقای خاتمی این رویکرد به "یا میرحسین یا کروبی" تبدیل نشد . دلیل این مسئله چیست؟ - موسوی: در رابطه با آقای کروبی باید بگویم ایشان از دوستان خیلی خوب بنده هستند و رابطه خیلی خوبی با هم داریم. معتقدم چهره های انقلابی و سیاسی کشور روابط خوبی با هم دارند و من فکر نمی کنم بین من و آقای کروبی یا خاتمی مشکلی باشد، ادامه طبیعی رقابتها و جریانات همین است که می بینیم. - آیا احتمال انصراف یکی از شما در آستانه انتخابات وجود دارد ؟ -من چیزی در مورد انصراف ایشان نشنیدم و خود من هم قطعا انصراف نخواهم داد. * شما نقدهای بسیاری بر وضع موجود در دولت نهم دارید. اما آیا نکات مثبت و قابل توجهی درعملکرد دولت نهم نمی بینید که آن را تائید و ادامه بدهید؟ - در جواب این سئوال شما نکته کلی تری می گویم که از قبل و پیش از آنکه کاندیدای ریاست جمهوری بشوم به آن اعتقاد داشته ام ، ضمن اینکه این مسئله به دولت نهم باز نمی گردد. بر این باورم هر دولتی که می آید مسئولیتهایی دارد، تصمیماتی می گیرد و حوزه اقتداری دارد. تا زمانی که یک دولت بر سر کار است و به وظایف خود عمل می کند دولتهای بعدی اگر با دولت قبل موافق و یا مخالف باشند مجبورند تعهدات دولت سابق را انجام دهند در حالی که اگر این قاعده نباشد قوامی در جامعه ایجاد نخواهد شد. این روند در همه کشورهایی که در آن قانون حکمفرما است ، جاری است و نباید با حالت کینه ورزی با این موضوع برخورد کرد. در قدم اول دولت فعلی هرکاری کرده و هر وعده ای داده باشد، دولت بعدی که سرکار می آید باید به این وعده ها عمل کند. در دولت فعلی هم کارهایی نظیر سفرهای استانی، بکارگیری سیاست "رودرو با مردم"، شعارهای عدالت محور و امثال اینها انجام شده است، ولی به سئوال شما که قبلا نیز در یکی از سفرهایم از من پرسیده شده است اینطور جواب می دهم : " معلوم است که من در دولت آقای احمدی نژاد حسنهای زیادی می بینم، چرا نبینم؟ اما این حسنها دائما در طول شبانه روز از طریق صدا و سیما اعلام می شود در حالی که من فقط کمتر از دوماه فرصت دارم نقدهای خود را بگویم." من اصراری ندارم که خدای ناکرده بگویم اقداماتی که انجام می شود با نیتهای خیر خواهانه همراه نیست. اما فکر می کنم در بعد کلان قضیه اشکالاتی وجود دارد، به طوری که هم در سیاست خارجی و هم در سیاست داخلی این ایرادها وارد است، همین رفتن به ژنو که به عنوان اقدامی حماسی در داخل مطرح شد از جمله انتقادات من است. با این توضیح که هیچ کس راضی نیست رئیس جمهور کشور که سمبل نظام و مردم ما است مورد اهانت قرار بگیرد . معتقدم این حادثه قابل پیش بینی بود و مسئولان نباید در جایی که احتمال خطر می رود و یا منافع کشور به خطر می افتد حضور پیدا کنند. تاکید می کنم میل به گفتن مواضع حق کشور و دفاع از آنها و یا مثلا ایستادن بر سر شعارهای اصلی انقلاب خوب است، ولی من در نحوه اجرای این سیاستها با دولت اختلاف نظر دارم. * برخی مسئولان دولت نهم مطرح کرده اند که اقداماتی مثل سفراستانی و سهام عدالت ، مسکن مهر و ... را دولت بعدی هم باید انجام دهد. آیا شما این دیدگاه را قبول دارید و در صورت رئیس جمهور شدن این رویه را دنبال می کنید؟ - من سفرهای استانی را ادامه می دهم اما با شکل و ساختار جدید و متفاوت. به صراحت می گویم من مردم را دنبال ماشینم نمی دوانم، در مورد سهام عدالت هم چون وعده دولت است نمی توان از آن عقب نشینی کرد و این سهام در دست مردم باقی خواهد ماند ولی تکمیل خواهد شد و پایه های محکم تری برای ادامه این پروژه طراحی خواهم کرد. بر این باورم در مورد موضوعاتی نظیر بنزین، اصلاح یارانه ها و سهمیه بندی در اصل مسئله هیچ تردیدی نیست ولی بحث اجرای دفعی این مسئله تحت عنوان "لایحه هدفمند کردن یارانه ها " می تواند شوک آفرین باشد و قشرهای مستضعف را تحت فشار قرار داده و مشکلات را بیشتر کند به همین دلیل در این زمینه من تابع یک برنامه تدریجی و ملایم چندساله هستم. در این که فربه کردن طبقه متوسط به نفع همه است تردیدی نیست. در واقع امکان حمایت از مستضعفان و اجرایی سیاستهایی که سطح زندگی آنها را افزایش دهد هنگامی امکانپذیر است که دهکهای پایین کم شوند. بنابراین باید در جریان این سیاست کلان هدفمند کردن یارانه ها را در یک بسته گسترده و هماهنگ پیگیری کرد. اما آنچه که آکنون مطرح است نتیجه ای جز اینکه قشرهای پایین جامعه را در شوربختی و فقر بیشتری غوطه ور کند نخواهد داشت. * نظرتان درباره طرح مسکن مهر چیست ؟ - هیچ تردیدی در ادامه دادن این طرح ندارم اما می توان طرح مسکن مهر را با طرح های دیگری نظیر مشارکت با تعاونیها تکمیل کرد. * بخشی از اصولگرایان که منتقد سیاست های دولت نهم هستند ، صراحتا از شما اعلام حمایت نکرده اند. به نظر می رسد این عده در خصوص موضع گیری صریح شما در برخی از موارد مانند میزان التزام شما به ولایت فقیه و چگونگی رابطه با رهبر معظم انقلاب، مرزبندی با طیف ملی- مذهبی و مرزبندی شما با طیف رادیکال سازمان مجاهدین انقلاب و حزب مشارکت به نتیجه قطعی نرسیده اند. - در مورد ولایت فقیه مواضع خودم را اعلام کرده ام. در مورد ملی- مذهبیها هم چندین بار از من سئوال شده که با صراحت جواب داده ام اما برای اینکه خدای ناکرده ظلمی نکرده باشم باید بگویم بخشی از نیروهای ملی ــ مذهبی که اصولا مذهبی نیستند مثل جبهه ملی اصلا به من ربطی ندارند. در مورد طیف نهضت آزادی و افرادی نظیر مرحوم بازرگان و مهندس سحابی معتقدم آنها بخشی از نیروهای فعال مذهبی و مبارز در قبل از انقلاب بودند که در کنار نیروهای مبارز دیگر مثل شهید بهشتی علیه رژیم شاه مجاهدت می کردند که اول انقلاب اختلافاتی بین این طیفها در مورد ولایت فقیه، منافقین و جنگ موجب قطع همکاری سیاسی آنها و نیروهای خط امام (ره) شد. در آن زمان تمامی نیروهای حامی نظام خط امامی بودند و بنده هم جزو کسانی بودم که در حزب جمهوری، شورای انقلاب و روزنامه جمهوری حضور داشتم. در مراتب بعدی هم این مرز بندی و خط بندی ادامه پیدا کرد ولی اینکه این افراد به کفر و الحاد متهم بشوند را قبول ندارم چرا که آنها بالاخره آدمهای مذهبی هستند و به کشور علاقه دارند و اختلاف من با آنها مربوط به مسائل سیاسی است. اما در مورد مرزبندی بین نیروهای اصلاح طلب و اصولگرا ، من هیچ نوع مرزبندی قائل نیستم . به طور مستقل کاندید شدم و از همه نیروهایی که به قانون اساسی و رهبری وفادار و خواهان پیشرفت کشور هستند استفاده خواهم کرد و با همه آنها دوست و رفیق هستم. * خیلی ها معتقدند ایده معرفی اعضای کابینه در زمان مبارزات انتخاباتی، در روشن شدن افکار عمومی بسیار موثر است. آیا شما هم از این ایده استفاده خواهید کرد؟ - اگر ما یک نظام حزبی داشتیم، این روش که هر نامزدی معاون اول و وزرای خودش را معرفی کند موثر و مفید بود اما اکنون به دلیل نداشتن حزب و بالا بودن فضای تخریب متاسفانه امکان این اقدام برای من وجود ندارد. * راهکاری برای مقابله با تخریبهای سیاسی که در سالهای اخیر در کشور ما شدت گرفته و حتی سازماندهی شده سراغ دارید؟ منظور ما بداخلاقی های عمومی در فضای رقابت سیاسی است. - به نظر می رسد باید اخلاق عمومی را بیشتر رعایت کنیم و شفافیت ایجاد کنیم، تخریبها شاید در کوتاه مدت اثر بگذارد ولی روز به روز وجهه اش در بین مردم کمرنگ تر می شود و اثربخشی اش کمتر می شود. مردم متوجه می شوند که پشت این تخریبها صداقتی وجود ندارد. در گذشته اینطور بود که اگر به کسی اتهامی زده می شد خیلی نباید سعی می کرد این اتهام را از دوش خود بردارد چون یک نوع مراعات عمومی نسبت به این قضیه وجود داشت ولی در وضعیت فعلی به دلیل آنکه مردم بیش از حد شاهد تخریبها هستند خیلی راحت این مسائل را قبول نمی کنند. شاید راه حل مقابله با این تخریبها این باشد که این قدر تخریب بکنند که کلا بی اثرشود و جامعه به واقعیتها بازگردد. اما به هرحال ما آدمهایی هستیم که اعتقاد به خدا و آخرت داریم بنابراین کسانی که مبادرت به چنین کارهایی می کنند خوب است به آخرت خود هم توجه کنند. * شما گفتید که اگر آرا بیش از 24 میلیون باشد، برنده هستید، منشاء این تحلیل شما کجاست ؟ ـ برداشت من از این گفتار کلی بود. معتقدم هرچه آرا بیشتر باشد وضعیت بهتری در کشور ایجاد خواهد شد و ما می توانیم دستاوردهای انقلاب را بهتر حفظ کنیم. برای ما شایسته نیست که گفته شود در استانی فقط 30 درصد رای داده اند. همیشه افتخار ما این بوده که بالای 70 درصد مشارکت داشته ایم بنابراین آنچه که باید به عنوان هدف همه جناحها و احزاب سیاسی مد نظر قرا گیرد مشارکت حداکثری مردم است. از سوی دیگر احساس می کنم هر چه آرا بیشتر باشد شانس افرادی مثل بنده بیشتر خواهد بود. * پیش بینی شما در مورد یک مرحله ای و یا دو مرحله ای شدن انتخابات چیست؟ - به نظر من شرایط خیلی روشن نیست و فضای انتخاباتی به سرعت در حال تغییر است. * اگر انتخابات به مرحله دوم برسد و شما و آقای احمدی نژاد به مرحله دوم بروید احتمال پیروزی خود را چقدر می دانید؟ - خوب هر کس به خودش خوشبین است ، بنابر این من فکر می کنم ما برنده خواهیم شد. * اگر شما رئیس جمهور شوید اول به دیدار چه کسی میروید ؟ - طبیعی است که اول دیدار رهبر معظم انقلاب می روم. * و اولین تصمیم شما چه خواهد بود؟ - سازمان مدیریت را احیا می کنم. * حاضرید با احمدی نژاد به طور زنده در تلویزیون مناظره کنید؟ - ما بیش از اندازه داریم حرف می زنیم در حالیکه عملکردها در معرض دید مردم است . گمان نمی کنم مناظره تلویزیونی راه حل مناسبی باشد و خیلی بر فضای جامعه برای تدبر کمک نمی کند. این بدین معنی نیست که از مناظره گریزان باشم بلکه همین مصاحبه ها و اظهار نظرها هم نوعی مناظره است. * چرا در سالهای اخیر خیلی کم به مجمع می رفتید - من یک دوره به دلیل اینکه فضا را خیلی مفید نمی دانستم نرفتم ، اما در دوره جدید فکر می کنم بیشتر مفید هستم و فعالانه شرکت دارم. * چرا؟ - با توجه به سیاستهای کلی که مطرح است فکر کردم می توانم دیدگاه هایم را در قالب آن مطرح کنم ، به همین دلیل، حضوری نسبتا منظم در جلسات دارم. * شما اگر رئیس جمهور شوید سه سال باید با مجلس هشتم کار کنید. اگر مصوبات مجلس خلاف نظر جنابعالی باشد به آن پایبند هستید یا نه؟ - مجلس هر چه تصویب کند دولت باید اجرا کند. به طور کلی دولتها باید حتما با مجلس تعامل کنند. من خودم با سه مجلس کار کردم می دانم که مجلسها تفاوتهای زیادی با هم دارند و یک نوع حیثیتی برای خود قائل هستند که دولتها باید آن را به رسمیت بشناسند و با آن کار کنند. البته مجلسی که فکرش به دولت نزدیک باشد خیلی می تواند به دولت کمک کند. ولی تنها شرط نیست ممکن است یک مجلس خیلی با دولت نزدیک باشد ولی دولت نتواند تعامل خوبی با آن داشته باشد. * با نقدهای رسانه ای چه خواهید کرد؟ - قواعد بازی این است که بپذیریم. * همه نقدها را؟ - همه نقدها را. حد و مرز ما قانون است. دائم همه اشاره می کنم. شعار من هم "ایران پیشرفته با قانون، عدالت و آزادی " است. دولتها باید تحمل زیادی برای شنیدن نقدها داشته باشند. * ارزیابی شما از خبرگزاری مهر چیست؟ - خبرگزاری مهر روند روبه رشدی را طی می کند و تنوع و کیفیت مناسب اخبار ازجمله در بخش بین الملل، داخلی و به ویژه بخش فرهنگی آن قابل توجه و دقت نظر است. به نظر من متاسفانه در خبرگزاریها به بخش فرهنگی چندان اهمیت داده نمی شود اما خبرگزاری مهر با طرح متنوع دیدگاه های مختلف فکری و فرهنگی جذابیت یافته است . کد خبر:10537
تاریخ درج خبر:شنبه 12 اردیبهشت 1388 - 17:43:16
|
|
| دیدارمیرحسین با آیت الله خامنه ای |
| ساعت ۱٢:٠٦ ق.ظ روز شنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳۸۸ |
|
عکس از راست به چپ: ١- میر حسین موسوی (نخست وزیر وقت) ٢- آیت الله موسوی اردبیلی (رئیس قوه قضائیه وقت) ٣- آیت الله (شهید) محلاتی (نماینده وقت امام در سپاه) ۴- امام خمینی ۵- علی اکبر ولایتی (وزیر امور خارجه وقت) ۶- حجت الاسلام (آیت الله) سید علی خامنه ای (رئیس جمهور وقت) ٧- حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی (رئیس مجلس وقت) ٨- حجت الاسلام سید احمد خمینی
عکس از: http://mousavi20.persianblog.ir
-----------------------------------------------------------------------------------------
سایت آینده:
...محسن رشید، در گفتگو با پایگاه خبری "آینده" درباره مطرح کردن موضوع اختلاف مهندس موسوی با رهبر انقلاب در برخی از رسانهها گفت: مهندس موسوی در دیدار اخیر خود با مقام معظم رهبری اعلام کرده که برخی از تفاوت های اجرایی جزیی با معظم له مربوط به آن دوران و آن وضعیت جنگی و متناسب با شرایط آن دوران بوده است، اما اکنون که شرایط به گونه ای دیگر است.
... رشید افزود: مقام معظم رهبری هم در این دیدار، خطاب به مهندس موسوی فرمودند: ما بیش از 30 سال است که دوست هستیم و حدود 10 سال هم همکار بوده ایم. وی در ادامه گفت: فی الواقع حقیقت چیزی جز فضای رسانهای است که برخی رقبا تلاش میکنند آن را به وجود آورند و واقعیت در مورد رابطه مهندس موسوی با مقام معظم رهبری، برای جامعه درست منعکس نشده است. محسن رشید همچنین درباره برخی اتهامات مبنی بر معامله با جبهه مشارکت، سازمان مجاهدین و نهضت آزادی گفت: ضمن رد اتهام این معامله، من از آنهایی که ادعا میکنند معاملهای صورت گرفته است میپرسم، آیا (معامله با) اینها بدتر است یا اسرائیل؟! چرا در مورد دوستی با مردم "اسرائیل" حرف می زنید و فورا ساکت می شوید؟! چرا باید ایرانیان خارج از کشور را با هر شکل و قیافه و سابقه ای جذب کنیم و از آن استفاده ابزاری کنیم؟! مهندس موسوی هم در سفر اخیر خود به استان ایلام گفت: هر کس با نظام، امام(ره) و مقام معظم رهبری مخالف باشد، در حیطه همکاری با من جایگاه خاصی ندارد. سخنگوی معاونت (کمیته) ایثارگران ستاد میر حسین موسوی در ادامه گفت: میر حسین موسوی هیچ معاملهای با هیچ کس نکرده و در شرایطی آمده تا وام دار هیچ کس نباشد. مهندس موسوی اینگونه آمده تا پلی میان اصولگرایان و اصلاح طلبان باشد. او اصلاح طلبی است که علاقمند و پایبند به اصول است. ...رشید در پایان در پاسخ به برخی شبهات وارده در مورد برخی جوسازیهای رسانهای و ارسال پیامکهای تخریبی علیه مهندس موسوی گفت: برخی رسانهها تلاش میکنند به گونهای جوسازی کنند که گویا مهندس موسوی نیت انصراف دارد اما همانطور که مهندس موسوی 20 سال سکوت کرد، اکنون هم که سکوت خود را شکسته و به صحنه انتخابات آمده، تا آخرین لحظه در میدان خواهد ماند و موضوع انصراف به هیچ وجه مطرح نیست. مدیریت مهندس موسوی به گونهای است که به هیچ وجه به ایجاد هیاهو و تبلیغات ظاهری تکیه ندارد، از همین رو نه ایشان و نه ستاد انتخاباتیشان نیت پاسخ دادن به این دروغ پراکنی و جنجالهای رسانهای را ندارند، زیرا ما میدانیم که آنان می خواهند با چنین جوسازی هایی، مهندس موسوی را درگیر موضوعات حاشیه ای کنند. |
|
| رسالت میرحسین موسوی در برابر سپاه |
| ساعت ۱۱:٤٢ ب.ظ روز چهارشنبه ٢ اردیبهشت ۱۳۸۸ |
|
اقتباس از سایت کلمه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی میراث بزرگ خمینی کبیر (ره )است |
|
| سوم خرداد و نسل سوم |
| ساعت ۱:٢٩ ق.ظ روز یکشنبه ٢۳ فروردین ۱۳۸۸ |
|
همایش "حامیان نسل سومی" مهندس موسوی با حضور فرزندان شاهد، ایثارگران، آزادگان و سرداران شهید با هماهنگی کمیته جوانان و دانشجویان ستاد مهندس موسوی به مناسبت سالروز فتح خرمشهر برگزار خواهد شد. حاج محسن : بنده در کمیته ایثارگران ستاد میرحسین درخدمت ایثارگران نسل اول،دوم و سوم هستم! (انشاالله) من معتقدم که نسل سومی های ایثارگر دو دسته اند: ١-نسل سومی هایی که با حمایت آشکار از راه شهیدان ، علاقه مندی خود را به ارزشهای والای انقلاب اسلامی به نمایش می گذارند و از نبودن در صحنه های جهاد و شهادت غبطه می خورند. ٢-آن دسته از نسل سومی هایی که برای صیانت از خون شهدا با هرگونه بهره برداری سیاسی و جناحی از نام شهید و ایثارگران به مخالفت بر می خیزند و در این راه حاضر می شوند مورد غضب قرار گیرند و یاد آوران مبارزه دوران ستم شاهی هستند. |
|
| ستاد مجازی انتخابات |
| ساعت ۳:٠٥ ق.ظ روز جمعه ٢۱ فروردین ۱۳۸۸ |
|
حاج محسن :
بچه ها کی حاضره با وبلاگش در ستاد مجازی حمایت از میرحسین موسوی شرکت کنه؟
هرکس حاضره به سوالات زیر جواب بده:
١-آیا نیاز به یک وبلاگ مرکزی هست ؟
٢-آیا نیاز به مراکز فرعی هم هست ؟
٣-وظیفه ستاد مرکزی و ستاد های فرعی و مستقل چی باید باشه ؟
-معرفی اجمالی صاحب وبلاگ ؟
-علت مشارکت صاحب وبلاک در تشکیل ستاد مجازی به نفع میرحسین ؟
-معرفی مزایای میرحسین ؟
-آفت های احتمالی دولت میرحسین درصورت پیروزی؟
-جمع آوری ابهامات سایرین و انتقال آن به سایت "قلم نیوز" ؟
-ایجاد چالش بین موافقین و مخالفین (ضمن رعایت اخلاق انتخاباتی) ؟
-کامنت گذاری در "وب" دیگران برای دعوت از آنها به مشارکت در انتخابات؟
.................................................................................................
طه:
.یا علی گفتیم و کار ... بوترابی: کمکهایی از دست ما برای ستاد مجازی تون بر بیاد در خدمتیم
داود روشنی :
من آماده هستم هر کمکی از دستم بر می آید انجام دهم. من عضو شورای سیاستگزاری ستاد 88 جوانان حامی خاتمی هستم میتوانم دوستان وبلاگ نویس عضو ستاد را بسیج کنم.
http://inharfha.blogfa.com/شاخ نبات :
ُسلام.
من حاضرم شرکت کنم فقط راهنماییم کنید که باید چکار کنم؟ به نظر من وظیفه ستاد باید معرفی میر حسین به صورت دقیق و صادقانه و به دور از بت سازی باشه!و وضعیت کنونی رو با آمارهای "دقیق" به اطلاع دیگرون برسونه. باید از کسانی در این ستادها استفاده بشه که به صداقتشون اطمینان دارید! و در ضمن بهتره از عملکردهای دولت کنونی هم انتقادات منصفانه و عاقلانه و بدور از تخریب هم انجام بشه تا کسانیکه فقط کیهان میخوانند!! پنجره ی دیدشون وسیعتر بشه!مکانی درست بشه در این دنیای مجازی که مخالفان موسوی و حامیان احمدی نژاد بتونن سوالاتشون و ابهاماتی که راجع به موسوی در ذهنشون هست رو مطرح کنند و به تک تک سوالاتشون جواب داده بشه، به نظرم اینکار بتونه اعمال زشت منحرف کننده های اذهان عمومی را منحل کنه !کامنت گذاری و دعوت از دیگران هم که مهمترین بخش این کار هست. که البته این مورد زمان زیادی میگیره! و من هفته ای یکبار میتونم اینکارو بکنم البته سعی میکنم هفته ای یکبار سنگ تموم بزارم! حالا اگه قابل بدونید در خدمتم.فقط چون من کنکوری هستم کمی بهم تخفیف بدید! ساحل امید :
شما چقدر خوب تنور انتخاباتو به نفع میرحسین گرم کردید
http://nagoftehayedel.blogfa.com/من پایه هستم و البته کلید این فعالیت مجازی رو هم چندی پیش زدم اما به دلیل فشردگی کارها و ضیق وقت فرصت ادامهی کار رو نداشتم خوب الان که قراره حامیان میرحسین جمع بشن و ستاد مجازی راهاندازی بشه احتمالا میشه امیدوار بود که کار رسمیت بیشتری پیدا میکنه و با رغبت و انگیزهی بیشتری پیش میره. من جواب سوالاتونو کلی میدم. اینکه یک نفر که وقت آزاد بیشتری داره وبلاگهای مخالف میرحسین یا موافق کاندیداهای دیگه رو پیدا کنه و بعد آدرس رو به سایر بچههای عضو ستاد بده تا هر کودوم با ارائه استدلالات خودشون در جهت رفع ابهام و اتهام زدایی از میرحسین و شناساندن بهتر وی و تقدس زدایی از کاندیداهای دیگر بکوشد. و لازمه جهت آشنایی بیشتر اعضا شما و هرکسی که اطلاعات بیشتری در مورد میرحسین و عملکرد اون دارید به نحوی در جایی که تنها اعضا امکان دسترسی داشته باشند در اختیار اعضا بذاره تا در اقناع عمومی موفق باشند. سحر :
اگر اجازه بدین یه پست مفصل تو وبلاگم بازی می کنم....سر فرصت
http://cinderella22.persianblog.ir/بوف کور :
بنده حقیر ب نوبه خود اعلام میکنم ک از رای دادن و... خیری ندیده ام مخصوصا با شیرین کاریهای دولت نهم اصلا حس خوبی ندارم اما !!! حرف حاجی واسه من حکم سنده از همین تریبون حمایت خود را از میرحسین اعلام می کنم حقیر و وبلاگم در خدمت امیر کبیر دولت دهم بدرود بوترابی :
در مورد ستاد مجازی پیشنهاداتی داشتم:
1. ستاد یک وبلاگ مرکزی و گروهی داشته باشد. پیشنهاد میکنم وبلاگ را در پرشین بلاگ راه اندازی کنید. 2. وبلاگنویسان طرفدار اصلاحات عضو وبلاگ مرکزی شوند و از اصلاحات و اصلاح طلبان بنویسند. 3. گرایشهای اصلی وبلاگ: الف حمایت از کلیت شرکت در انتخابات برای افزایش مشارکت و تحقق مردم سالاری. ب حمایت از گفتمان اصلاح طلبان و اصلاحات ج حمایت از همه کاندیداهای اصلاح طلب به طور کلی و حمایت از کاندیدای مورد نظر اصلاح طلب به صورت خاص و مشخص. 4. انعکاس مستمر اطلاعات منتشره در سایت مرجع : کلمه و غیره در وبلاگها و بحث و بررسی آنها. 5. هماهنگی با ستاد های موجود ملی مهندس موسوی. توصیه میکنم با تیم آقای باقریان و آقای بهشتی هماهنگ کنید. اگر کمکی لازم بود در خدمتم. شاخ نبات :
آقای بوترابی که همش اصلاح طلبی و اصلاح طلبان کردند فکر کنم دیگه لزومی به وجود من نباشه! چرا که من نه اصلاح طلبم نه اصولگرا! فعلاَ
کلمات کلیدی: انتخابات ،میرحسین موسوی
|
|
| گفتگوی آیت الله جوادی آملی با میرحسین |
| ساعت ۱:۳٧ ق.ظ روز جمعه ٢۱ فروردین ۱۳۸۸ |
|
آیة الله جوادی آملی: «باید بدانیم سرمایه مردم سرمایه بسیار گرانقدر و ارزشمندی است لیکن این سرمایه نه به دست ما و نه به دست خود آنهاست. بدون مردم کار یک لحظه هم پیش نمیرود. اما اختیار دلهای آنها با خداست. » «اگر ذره ای من و ما در انقلاب راه پیدا کند، مستهلک نمیشود بلکه مهلک میشود. اگر این مساله وارد نظام و حکومت شد، یعنی امور کل نظام آسیب میبیند. شناخت این مساله یک تشخیص دقیق میخواهد. وقتی گفتند صراط مستقیم از شمشیر برنده تر و از مو باریکتر است، به این معنی است که فهم دقیقی را می طلبد و عنصر اصلی آن معرفت است.» ایشان تصریح کردند: «با کشتار و جنگ امور مردم اصلاح نمیشود. انشاء الله شما هم وقتی وارد این عرصه شدید با این مبنا وارد شوید که نفت و گاز و حضور مردم وجود دارد اما رهبری به دست خداوند متعال است. اصل اعتقاد ما و مردم است که باید از خدا بخواهیم دلهای مردم ما را به سمت راه صحیح هدایت کند. وگرنه ، نه مردم اهل اقتصادند و نه اقتصاد به آنها می رسد.» آیت الله العظمی جوادی آملی با ذکر حدیثی از حضرت علی ( ع) فرمودند: «"هیچ ملتی با اختلاف به جایی نرسید اگر میلیونها سال هم جهان طول بکشد و ملتی پراکنده باشند به جایی نمی رسند."» این مرجع تقلید، در پایان خطاب به میرحسین موسوی فرمودند : «به سلامتی وقتی شما هم وارد این عرصه شدید، به این دستور پیامبر به دقت توجه فرمایید که هنگام ورود به مسجد می فرمایند: "خدایا من نیامده ام که راه کسی را ببندم." شما نیز با توجه به این موضوع در هنگام هر امر حساسی به این فرمایش پیامبر توجه داشته باشید و بگویید: " خدایا برای راه تو می آیم و راه را بر کسی نمی بندم"» میرحسین موسوی: اگر بتوانیم به مردم بگوییم جهت گیری استفاده از منابع فراوان کشور در خدمت اهداف بلندمدت است و نه اغراض کوتاه مدت، مردم با ما همیار خواهند بود. وی تصریح کرد:اجرای قانون در کشور با مشکل مواجه شده است. در دورههای قبل تاکید بیشتری برروی قوانینی که چارچوب نظام روی آن بنا شده است وجود داشت و بنده در دوره قبل احساس میکردم هرفردی بیاید، از هر جناح سیاسی کشور، با وجود داشتن مشکلات کم و بیشی که در هر صورت قابل حل و فصل است، میتواند کشور را اداره کند. به گفته موسوی، یکی از دلایل شکل گرفتن انقلاب این بود که یک تفکر در کشور حاکم نباشد و تفکرات افراد مختلف از جناحهای مختلف در قالب انتخابات تثبیت و یا تجدید شود. (منبع : سایت کلمه) ......................................... ........................................................................... پ.ن : بعد از رحلت امام خمینی و آیة الله اراکی ، من آقای جوادی آملی را بعنوان مرجع تقلید خودم برگزیدم. |
|
| "میرحسین" کمتر از "امیرکبیر" نیست |
| ساعت ۱٢:٢٦ ق.ظ روز چهارشنبه ۱٩ فروردین ۱۳۸۸ |
|
حا ج محسن سلا م
آ ر ز و ی قبو لی طا عا ت و عبا د ا ت شما ر ا ا ز د ر گا ه ا یز د صمیما نه خو ا ستا ر م حا جی یه خو ا هش ا ز تو ن د ا ر م: میشه لطف کنید و محاسنی را که در صورت انتخاب آقای میر حسین برای مردم حاصل خواهد شد رو کمی بیشتر توضیح بدین.
راستش دوست دارم دیدگاه شمارو بدونم ...چه بسا ماهم به اشتباه خودمون پی ببریم و برای کمک به شما وارد صحنه بشیم. یا علی
حاج محسن:
سلام بر امین عزیز و پناه میبرم بخدا از این که مبادا سخن من موجب تخریب رییس جمهور قانونی کشور شود! عزیز دلم! باید مدیرت میرحسین را ببینی تا برایت روشن شود "میرحسین به نسخه دوم رجایی شبیه تر است یا احمدی نژاد"
کجایند تا ببیند چگونه فرزندان نسل جبهه و جهاد "میر حسین" را که یکی از اسطورههای دوران جنگ است نمی شناسند!!! آه! آه! چه گناهی بزرگتر ! از این که رفیقان تان! این عقب ماندگان از قافله شهادت! در پرچمداری "زینب گونه" راهتان ناتوان بوده اند !!! و نتوانسته اند الگوهای عینی تان را به جامعه عرضه کنند !!! تا فرزندان شما در تمیز فراز ونشیب امور سردرگم نباشند!!! از مزیت میرحسین چه بگویم که در ذهن تو شعارهای انقلابی احمدی نژاد را تداعی نکند!!!از مزیت او چه بگویم که گرایشات رادیکالی نحله ای از دوستان اصلاح طلب را تداعی نکنی!!!
اگر در انتخابات ١٣٨۴به احمدی نژاد بدون داشتن کارنامه عملی رای دادی ، چرا به میرحسینی که کابینه اش ٧ سال از ٨ سال جنگ کشور را بعضا با "نفت بشکه ای ٧ دلار" اداره کرده !
و آرامش را در کشور در شرایط "ترور" ، "بمب "گذاری" و "بمباران" تامین کرده !
آذوقه کشور را در وضعیتی که "سیلوهای گندم" ، "کشتی های تجاری" ، "پالایشگاه های نفت" و تمام مراکز تولیدی کشور زیر بمباران دشمن قرار داشت ، تامین کرده!
به گونه ای که هر رزمنده ای بدون دغدغه از وضعیت معیشتی ، امنیتی و فرهنگی خانواده اش عازم جبهه شده و تولیت خانواده اش را بدست جامعه و خادمین آن سپرده !
چرا به او رای ندهی؟!!!
ولله که میرحسین کمتر از امیرکبیر نیست!!!
آنوقت عزیزی مانند تو!!!
طرفدار انقلاب!!!
پایبند به میراث بزرگ خمینی:ولایت فقیه!!!
در اصلح بودن او تردید کند!!!
چه فاجعه اجتماعی برای این انقلاب از این بزرگتر!!!
که بعد از ٢٠ سال مثل تویی شخصیت او را نشناسد!!!
وای بر من!!!
وای بر من!!!
وای بر من!!!
......................................................................................................................
بچه ها کی حاضره با وبلاگش در ستاد مجازی حمایت از میرحسین موسوی شرکت کنه؟
هرکس حاضره به سوالات زیر جواب بده:
١-آیا نیاز به یک وبلاگ مرکزی هست ؟
٢-آیا نیاز به مراکز فرعی هم هست ؟
٣-وظیفه ستاد مرکزی و ستاد های فرعی و مستقل چی باید باشه ؟
-معرفی اجمالی صاحب وبلاگ ؟
-علت مشارکت صاحب وبلاک در تشکیل ستاد مجازی به نفع میرحسین ؟
-معرفی مزایای میرحسین ؟
-آفت های احتمالی دولت میرحسین درصورت پیروزی؟
-جمع آوری ابهامات سایرین و انتقال آن به سایت "قلم نیوز" ؟
-ایجاد چالش بین موافقین و مخالفین (ضمن رعایت اخلاق انتخاباتی) ؟
-کامنت گذاری در "وب" دیگران برای دعوت از آنها به مشارکت در انتخابات؟
|
|
| قبای بعد از عید (12فروردین مبارک باد) |
| ساعت ۱٠:٥٧ ب.ظ روز یکشنبه ۱٦ فروردین ۱۳۸۸ |
|
سلام به همه تون! جاتون خالی! توی زیارت امام رضا(ع) همه تون رو دعاکردم! از حزب اللهی تا دوم خردادی! از مسلمون تا زرتشتی! میخواید بدونید چه دعایی کردم؟ گفتم ای امام هشتم! به هر کدومشون به اندازۀ ظرفیت مجازش عطا کن! و هرکی ظرفیتش قابل توسعه است ، ظرفیت مجازش رو افزایش بده! حالا اگه تغییری تو زندگی تون حس نکردین ، بذارین بحساب کار خرابی من! چیکار کنم دیگه! هر کاری می کنم ، آدم درست و حسابی نمیشم! هر کی ندونه امام رضا میدونه که راستش رو گفتم! ................................................................... راستی بچه ها! آسته آسته دارم توی ستاد میرحسین وارد میشم! اگه نتونستم بهتون سر بزنم پیش پیش منو ببخشید! .................................................................... گفتگو با یه دوست قدیمی ام رو براتون بذارم که از غیبت مجازی من خیلی دلگیر نه شین؛ *روز ١٢ فرودین برای دوستای نسل دومی ام این sms رو فرستادم: " 12 فروردین روز پیروزی مکتب خمینی و اهتزاز پرچم مردمسالاری دینی مبارک باد" یه دوست قدیمی ، به من پاسخ داد: " آیا اصحاب سقیفه مدعی مردمسالاری دینی در مقابل ولایت علوی نبودند؟ " بهش گفتم : مگر خمینی نگفت: میزان رأی ملت است؟ مگر رهبری نمی گوید:مردمسالاری دینی؟ مگر غیر از این است که فقیه با رأی خبرگان به ولایت میرسد؟ آیا به نظر شما خمینی پا جای پای اصحاب سقیفه گذاشته؟ رفیق قدیمی و صمیمی من که خیلی به امام ارادت داره ، در جوابم به نقل از خمینی گفت: "پیرو ولایت فقیه باشید تا مملکت شما آسیب نبیند" البته دوست من کمی در نقل قول از امام اشتباه کرده و آنچه من در روی دیوار های شهر به نقل از امام دیده ام چنین است: "پشتیبان ولایت فقیه باشید تا مملکت شما آسیب نبیند" همچنین در صحیفۀ نور جملۀ زیر آمده است: "من به همۀ ملت ، به همۀ قوای انتظامی اطمینان می دهم که امر دولت اسلامی اگر با نظارت فقیه و ولایت فقیه باشد ، آسیبی بر این مملکت نخواهد وارد شد" ولی من به روی خودم نیاوردم فقط در جوابش گفتم: "خدایا به من توفیق بده که به خط امام در تمام ابعادش متعهد باشم" دوست قدیمی ام که شکّش برطرف شد و باور کرد که من ضد ولایت فقیه نیستم یه کمی انعطاف نشان داد و گفت: " 12 فروردین روز پیروزی مکتب خمینی و اهتزاز پرچم مردمسالاری دینی به ولایت ولی فقیه مبارک باد" من هم چیز دیگری نگفتم و به همین مقدار اصلاحات که ناشی از صداقت رفیق قدیمی و درعین حال حکایت از دغدغه های اساسی او می کرد راضی شدم! |
|
| انتخابات:میرحسین آمد،خاتمی ماندگارشد |
| ساعت ۱٠:۱۸ ق.ظ روز جمعه ۳٠ اسفند ۱۳۸٧ |
|
یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبر الیل و النهار یا محول الحول والاحوال حول حالنا الی احسن الحال *** هدیه سال ١٣٨٨ میرحسین آمد خاتمی ماندگار شد
|
|
| انتخابات: کیهان ، میرحسین موسوی و خاتمی |
| ساعت ۱٢:٠۳ ق.ظ روز پنجشنبه ٢٩ اسفند ۱۳۸٧ |
|
سایت اعتماد ملی: حسین شریعتمداری از نامه نگاری موسوی و سید محمد خاتمی انتقاد کرد. او در عین حال از وجود شواهدی خبر داد که نشان می دهد میرحسین موسوی در انتخابات ریاست جمهوری پیروز نمی شود. این اظهارت مدیر مسئول کیهان البته مسبوق به سابقه است و این نوع اخبار ایشان معمولا نشان دهنده آن است که برخی تلاش خود را از اکنون جزم کرده اند که مسند ریاست جمهوری را نگذارند در اختیار اصلاح طلبان قرار بگیرد.... مدیر مسول کیهان(به نقل از سایت اعتماد ملی): نگارنده بر این باور است و انشاءالله همین باور در عرصه عمل نیز برقرار است که آقایان موسوی و خاتمی - و نه تمامی یاران و اطرافیان ایشان که آنان را خوب می شناسیم- در این ماجرا و غفلت از تأکید بر این اصل بنیادین اسلامی و قانونی تعمدی نداشته اند ولی آنچه تعجب آور است این که، خطا در یک موضوع و مسئله واحد، اگر یک بار، دو بار، سه بار و… باشد، می تواند «خطا» تلقی شود. و اما تکرار پی درپی خطا، این احتمال را قوت می بخشد که مبادا خدای نخواسته «خط» باشد! خب! از اینجا به بعد دیگر، روی سخن با آقایان خاتمی و موسوی نیست، بلکه یادآوری جایگاه و نقش حیاتی ولایت فقیه در شکل گیری، پیروزی و تداوم انقلاب و نظام اسلامی از زبان امام راحلمان(ره) است. این چند نکته فقط اندکی از بسیارهاست. بخوانید؛ «ولایت فقیه، ولایت بر امور است که نگذارد این امور از مجاری خودش بیرون برود. نظارت کند بر مجلس، بر رئیس جمهور که مبادا یک پای خطایی بردارد. نظارت کند بر همه دستگاه ها… چرا اینقدر به دست و پا افتاده اید؟ و همه تان خودتان را پریشان می کنید؟ هرچه هم پریشان بشوید و هرچه هم بنویسید، کاری از شما نمی آید»، «اعتقاد به ولایت فقیه از خصوصیات لازم برای مقام ریاست جمهوری است»، «می خواهند ولایت فقیه یک مسئله تشریفاتی باشد»، «ولایت فقیه، این قانون مترقی اسلام، خاری است در چشم دشمنان اسلام»، «پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به کشور آسیبی نرسد»، «ولایت فقیه، همان ولایت رسول الله(ص) است» و… حاج محسن : می خواستم در آستانه سال نو از همه دوستان خدا حافظی کنم اما مطلب فوق مرا به واکنشی مجبور کرد.لذا به نکات زیر اشاره می کنم : ١-در موارد متعددی دیده شده که دوستان اصلاح طلب به شعارهای خودشان پای بند نیستند. چرا آنها مواضع مخالفین خود را کلیشه ای تحلیل میکنند؟! ٢-آیا اصل ولایت فقیه یکی از اصول اساسی قانون اساسی نیست؟! ٣-آیا توصیه های امام به رعایت اهمیت جایگاه ولایت فقیه شامل مرور زمان میشود؟! ۴-من که میدانم میرحسین و خاتمی هر دو به این میراث بزرگ خمینی پاینبدند و برادرم حسین شریعت هم میداند که این دو عزیز باچه پیچیدگی های فرهنگی روبرو هستند ، پس چرا آنان را در برابر این سوال قرار میدهد؟! ۵-آیا میرحسین و خاتمی حتما باید به این سوال پاسخ دهند؟ آیا نباید رمان پاسخ به این سوال را به تناسب شرایط زمانی و به تناسب ظرفیت مخاطب شان تعیین کنند؟ ۶-آیا کیهان باطرح این سوال می خواهد میرحسین را مجبور به پاسخ زودهنگام کند؟ ٧-اگر میرحسین در پاسخ به این سوال تاخیر کند از میزان طرفدارانش در بین اصولگرایان کاسته نمیشود؟ ٨-اگر میرحسین در پاسخ به این سوال تعجیل کند از میزان طرفدارانش در بین اصلاح طلبان کاسته نمیشود؟ البته میرحسین قبلا ، در شب میلاد پیمبر اکرم در حسینه ای در نازی آباد ، پاسخ این سوال را به اجمال داده است ، در گزارش سایت کلمه آمده ؛ مهندس موسوی تصریح کرد : مشکلی که پیدا کرده ایم این است که آن اسلام ناب با گرایش های گوناگونی آلوده شده و اسلامی شده که نمی توانسته منجر به بیداری و ایستادگی ملت ما باشد. زمانیکه امام خمینی بحث ولایت فقیه را در نجف باز کردند ، در حقیقت اولین قدم را برای معرفی اسلامی که می تواند اسلام روز باشد و یا اسلامی که با مسئله جهان می تواند در افتد و راه حل هایی را برای خروج از بن بست های کشور ایجاد کند ، پایه گذاری کردند.
*در اینجا ذکر نکته ای را مناسب میدانم : امروز فردی سکاندار منصب ولایت فقیه است که قبل از رسیدن به این منصب و در زمان ولایت خمینی پیرو او بوده است! ما امروز امامی داریم که قبلا مأموم بوده است. به عبارت دیگر با مطالعه الگوی تبعیت پذیری امام امروز از امام دیروز شاخصه های تبعیت پذیری ما از ولی فقیه شناخته میشود. بدین ترتیب؛ هم گفتار ورفتار امام خمینی شاخصه ما در تنظیم نگاه مان به اصل اصیل ولایت فقیه خواهد بود و هم نحوه تبعیت پذیری امام امروز از امام دیروز خط قرمزهای ما را مشخص میکند. |
|
| انتخابات: نامه فاطمه رجبی به میرحسین موسوی |
| ساعت ۳:۱۱ ق.ظ روز چهارشنبه ٢۸ اسفند ۱۳۸٧ |
|
نامه فاطمه رجبی به میرحسین : این روزها پس از گذشت دو دهه سکوت و پنهانی، شما فعال شدهاید! فعالی پر از ابهام و مسألهبرانگیز! فعالی که هر روز نامش به عنوان نامزد ریاستجمهوری دهم بر سر زبان است، و تصویرش کنار محمد خاتمی، یا سیدحسن خمینی آن هم در جلسات پرمفسده مشارکتیها، کارگزارانیها و به طور کلی اصلاحطلبان بیگانهپرست و اسلامستیز منتشر میشود. (برای اطلاع از متن کامل نامه خانم رجبی به سایت کلمه رجوع کنید) حاج محسن : سلام بر خانم رجبی و همه کسانی که مطالب ایشان را به نقد گذاشته اند... من می خواهم از زاویه دیگری وارد این گفتگو شوم... اما قبل از هر چیز لازمست خودم را معرفی کنم... در انتخابات 1376 و 1380 به خاتمی رای دادم... در مرحله اول و دوم انتخابات 1384 به ترتیب به کروبی و هاشمی رای دادم... رای سال 1376 من به خاتمی پاسخ منفی بود به انذیشه ای که می خواست مشروعیت مردمی نظام را بدست فراموشی بسپارد و حکومت اسلامی را جایگزین جمهوری اسلامی کند... رای من به کروبی از این جهت بود که در بین نامزدهای 1384 او را بیش از دیگران متعهد به خط امام میدانستم... رای من به هاشمی؛ترس از قدرت گرفتن جریانی بود که در انتخابات 1376 به گوشه ای رانده شده بود . درحالیکه از عملکرد ارزشی هاشمی بعد از رحلت امام بشدت دلگیر بودم.... اما بعد از معرفی خودم عرض می کنم بجای انتقاد به خانم رجبی بیاییم به این واقعیت توجه کنیم که اظهارات وی نمونه ایست از یک اندیشه و یک جریان که در کشور ما وجود خارجی دارد... لذا نباید با این مساله برخورد سطحی کنیم... سخنان خانم رجبی هرچند که بی ادبانه تلقی میشود ولی حکایت از نکاتی است که به دردمندی او انجامیده و این دردمندی اوست که او را بفریاد واداشته... البته ممکن است او در شناخت علل مشکلاتی که موجب دردمندیش شده بخطا رفته باشد ولی ما باید طبیبانه به این دردمندی نگاه کنیم... اندیشه خانم رجبی که ظاهرا از دوران ریاست جمهوری آقای هاشمی سرچشمه میگیرد تا قبل از دوم خرداد امکان بروز نداشت... اگر شما هم با من هم عقیده هستید،پس اولین مساله اینجاست که چرا چنین انتقاداتی در دوره ریاست جمهوری پنجم وششم مجال ابراز نداشت و چه شد که از دوم خرداد 1376 چنین تریبونهایی گشوده شد... این یک مساله مهم سیاسی-اجتماعی است که بی توجهی به آن تحلیل ما را از وضعیت داخلی 20 ساله اخیر ناکار آمد میکند ... من قبل از نامزد شدن آقای خاتمی برای انتخابات دهم به دوستانم میگفتم نامزدی ایشان را به چند دلیل مفید نمیدانم ؛ یکی از دلایلم چنین بود : میگفتم جریانی که در دوره ریاست جمهوری خاتمی و به بهانه مبارزه با او شکل گرفته با دردست گرفتن قدرت در دوره نهم و بروز ناکار آمدی اجرایی آن در حال فروپاشی است ولی درصورت نامزد شدن خاتمی این جریان سوژه ای برای احیای ایده یولوژی خود پیدا میکند و این معضل فکری-اجتماعی دوباره رشد میکند ... من معتقدم فریاد خانم رجبی مبتنی بر ادراک او از انقلاب و خط امام است ، لیکن او در فهم خط امام خطا کرده است لذا اگر امکان بازگشت عینی -نه شعاری- به خط امام میسر شود کوره گداخته امثال خانم رجبی(بشرط صداقت شان) خنک میگردد... البته ما نباید فکر کنیم که این فریادها مختص گرایشات ضد اصلاح طلبان است... مگر شاخه ای از بچه های تحکیم وحدت نیستند که در دهه اول انقلاب بیشترین نقش را در حرکت های انقلابی داشته اند و مدتی است که دنبال تریبون برای فریاد میگردند... مگر اکبر گنجی پاسدار انقلاب نبود که دوم خرداد به او فرصت فریاد داد و او بعد از گرفتن تریبون آن ادبیات را علیه هاشمی بکار برد ... لذا میرحسین باید بداند که برای مدیریت فرهنگی کشور با چه موضوعات فکری-فرهنگی پیچیده ای روبرو است و اگر برنامه هایش بجای باز کردن این گرههای فرهنگی به کور شدن آنها کمک میکند نباید وارد صحنه شود هرچند که مشکلات فرهنگی 20 ساله اخیر به این سادگی نه قابل تحلیل است و نه بزودی قابل رفع اما باید از میرحسین بپرسیم که جهت گیری او چگونه خواهد بود؟ |
|
| هفته نامه بازخوانی انقلاب(پیش شماره) |
| ساعت ۱:٥۳ ق.ظ روز سهشنبه ٢٧ اسفند ۱۳۸٧ |
|
با سلام به همۀ دوستان و تبریک دیرهنگام میلاد نبی اکرم(ص) و حضرت صادق(ع) و نیز تبریک حلول سال ١٣٨٨ اجازه می خواهم با استفاده از کتابخانۀ شخصی ام و مرور خاطراتم ، هفته نامۀ باز خوانی انقلاب را شنبه ها عرضه کنم و انشاالله اولین شمارۀ آن را قبل از تحویل سال منتشر می کنم و شمارۀ بعدی را در هفته سوم فروردین ١٣٨٨ ارایه خواهم کرد! اگر خدا بخواهد! و بشرط آنکه در ستاد میرحسین گرفتار نشوم . به وعده ام عمل خواهم کرد ! ............................................................................................................... خبر ویژه : |
|
| انتخابات:به میرحسین موسوی رای میدهم |
| ساعت ٤:۱٧ ق.ظ روز چهارشنبه ٢۱ اسفند ۱۳۸٧ |
|
میرحسین :
اینک نه از روی خودپسندی تا ارزشها و ارجمندیهای همگنان را نادیده بگیرم، و نه از سر تجاهل تا مشکلات پیش رو را ناچیز و بضاعت اندکم را کافی از توکل به خداوند بدانم، بلکه به امید ادای وظیفه قصد خویش را برای نامزد شدن در دورۀ دهم از انتخابات ریاست جمهوری اعلام مینمایم. ///در جریان فعالیتهای انتخاباتی، ستاد اینجانب حق چاپ و تکثیر عکس مرا نخواهد داشت و از علاقمندانی که ممکن است به صورت خودجوش وارد صحنۀ تبلیغات شوند نیز انتظار دارم که به این خواستۀ خدمتگزار خود توجه کنند. /// از نظر من نوشته سادۀ یک شهروند علاقمند به سرنوشت کشور در پشت شیشۀ مغازهاش دلنشینترین و موثرترین الگوی تبلیغاتی است. /// یک قدم پیشرفت که واقعا محقق شود بر آرزوهای درازی که جامهی عمل نمی پوشند برتری دارد.(منبع خبر : سایت کلمه) حاج محسن :
1-اگر میرحسین فقط یک رای بیاورد آن رای را من داده ام
2-هدف من تقویت مکتب خمینی است و از مهندس توقع دارم که اثبات کند اشتباه نکرده ام 3-آقای خاتمی واقعا" دوستداشتنی است ولی در صورت پیروزی ، از مشکلات برسر راه دولت او بعد از انتخاب شدنش نگرانم نرگس رضائی : اصلاح طلبان: خدا حافظ ریاست جمهوری (منبع خبر : سایت کلمه)
حاج محسن :
تقسیم بندی های سیاسی جامعه ما اعتباری است ؛
واژه های اصولگرا و اصلاح طلب زاییده دوران 8ساله دولت آقای خاتمی بوده است . یکسال بعد از تصدی آقای احمدی نژاد در مسند ریاست جمهوری ، اعتبار دسته بندی مزبور به پایان رسید . اختلافات داخلی هر دو جناح زنگ پایان اعتبار دسته بندی فوق را نواخت ولیکن به نظر میرسد که نخبگان جامعه توجه لازم را ندارند ! غفلت از این حادثه مهم به معنی فقدان تحلیل صحیح از وضعیت موجود جامعه است و تحلیل اشتباه از وضعیت موجود موجب تصمیمات غلط میشود ! لذا به عناصر تصمیم ساز هر دوجناح عرض می کنم که تحلیل شان از وضعیت موجود را مورد ارزیابی قرار دهند و اگر نامزد شدن میرحسین موسوی را در قالب دسته بندی گذشته تحلیل کنند به نتیجه صحیح و ارایه راه کار مناسب نخواهند رسید ! مسعود: من قبلا پیام داده بودم و از دید بسته و متحجرانه ایشون اظهار نگرانی کردم.. سابقه ذهنی این موضوع هم بر می گردد به اظهار نظری از ایشون در مورد حجاب که در یک کتاب خوندم که بسیار بسته و متحجرانه بود(دقیق اظهاراتشون خاطرم نیست..) بهر حال ایشون در صورت کاندیداتوری به طور کاملا شفاف نظرشون رو در مورد آزادی های فردی و اجتماعی بیان کنن. در حال حاضر من آقای خاتمی رو به ایشون ترجیح می دم.. چون در این یک مورد با دیدگاه های ایشون آشنام...(منبع خبر : سایت کلمه) حاج محسن : این سایت در بخشی از نوشته اش آورده است: میرحسین نباید تلافی بیست سال سکوت را در این چند ماه باقی مانده تا انتخابات بکند؛ چون همانطور که یک سکوت بیست ساله سوال برانگیز است، یک هیاهوی چند ماهه هم زیاد اخلاقی نیست. به قول همشهریهای شیرین زبان موسوی: الهم بیر بیر!(منبع خبر : سایت کلمه) حاج محسن :
خداییش اگر میرحسین قبل از وضعیت موجود لب به انتقاد باز میکرد ، همان بلایی که سر بقیه آمد سر او نمی آمد ؟! همین الآن هم که انتقادی نکرده ، شما یک جای صحبت های او را نشان بدهید که مشخصا" کسی را مورد انتقاد قرار داده باشد !
انصار نیوز در ادامه آورده است : در این روزها به طور متناوب سخنانی از میرحسین موسوی تیتر روز نامههای دوم خردادی میشود. آنچه که از آن میترسیدیم به وقوع پیوسته است و میرحسین موسوی خواسته و یا ناخواسته وارد بازی عوامل دوم خردادی شده است. (منبع خبر : سایت کلمه)
حاج محسن : پدیده دوم خرداد 1376 (توجه کن که باید بین پدیده دوم خرداد با دوم خردادی ها تفاوت قایل بود ) "یوم الله" و یک معجزه است ! قبل از دوم خرداد 1376 پایه دوم مکتب خمینی ، یعنی عامل مشروعیت مردمی بوضوح در حال فراموشی بود و میرفت که جمهوری اسلامی به حکومت اسلامی تبدیل شود اما پدیده خرداد 1376 مکتب خمینی را احیا کرد و پایه درحال فروریزی نظام را باز سازی کرد بطوریکه واژه "مردمسالاری دینی" در ادبیات سیاسی کشور جایگاه ثابتی پیدا کرد ! احیای واژه مزبور می بایست موجب خرسندی تمام طرفداران انقلاب می شد ، لیکن تمایلات و گرایشات جناحی ، چشم ها را پر کرده بود و حق طلبی جای خود را به منافع جناحی داده بود! لذا این حقیقت قربانی شد ! قربانی شدن این حقیقت بدین گونه اتفاق افتاد ؛ دو جناح موجود در کشور هر کدام یکی از دو پایه مکتب خمینی را علم کردند و پایه دیگرش را کمرنگ نمودند و هر کدام از دو جناح یکی از دو نام اصولگرایی و اصلاح طلبی را برخود نهادند ! جناح اصولگرا تحت تاثیر عناصر متدینی بود که نمی توانستند برای رای مردم ارزش دینی قایل شوند ، و پدیده دوم خرداد را پیروزی اندیشه لاییک ها تلقی کردند و بشدت در "پز" دفاعی رفته و باتوجه به "تز" بهترین دفاع حمله است کوشیدند تمام راهها را بروی جناح مقابل به بندند ! جناح اصلاح طلب نیز که علم مشروعیت مردمی را برداشته بودند و ابتدا اقدامشان را متاثر از انقلاب خمینی میدانستند ، بعد از اینکه متهم به ترویج اندیشه لاییک و متهم به خروج از راه خمینی شدند ، در برابر تهاجم اصولگرا ها ، به مرور به نقد پایه های دینی مکتب خمینی وارد شدند و از گرایش انقلابی خمینی فاصله گرفتند ! آری دوم خرداد ١٣٧۶ "یوم الله" بود و هست ! معلوم نیست اگر این پدیده واقع نمی شد امروز جمهوری اسلامی ایران چه وضعیتی داشت ؟! ولی تحلیل و عملکرد غلط دو جناح کشور مانع از بهره برداری بهتر از این پدیده بزرگ شد ! ولی تحلیل و عملکرد غلط دو جناح کشور مانع از بهره برداری بهتر از این پدیده بزرگ شد ! انصار نیوز :
میر حسین موسوی دو نیمه دارد: یک نیمه آن، ورژن ضعیفشده احمدینژاد است که میخواهد نمودی از ساده زیستی و گفتمان اولیه انقلاب را به نمایش بگذارد.
...امروز بر خلاف آن چه مشاوران شما به عرض مبارک رساندهاند، ایران عزیزترین کشور منطقه است و حتی دموکراسیهای لرزانی چون ترکیه میخواهند صلابت احمدینژاد را جلوی دوربینهای تلویزیونی تقلید کنند...
دولت احمدینژاد در بیست سال گذشته نزدیکترین گفتمان را به اندیشههای امام راحل داشته است و دوباره برق شادی را در چشمان زنان و مردان فراموششده پایین شهری و روستاهای محروم نشاند و زخم عمیقی را که دوستان شما در امپراطوری دولتی در زمان اصلاحات و سازندگی بر روح مردم محروم به وجود آورده بودند، اندکی التیام داد و آن وقت جنابعالی در این دوره طلایی انقلاب، سکوت بیست ساله را میشکنید و دولتی را که از لسان رهبر فرزانه به دولت حزبالهی مفتخر گردیده، مورد انواع تهمتها قرار میدهید! جناب موسوی!
نیمه دوم شما به اندازه نیمه اولتان دوست داشتنی نیست. تکلیف ما با نیمه اول شما روشن است؛ ولی مطمئن باشید در برابر نیمه دوم شما خواهیم ایستاد. تا او چه خواهد... (منبع خبر : سایت کلمه) حاج محسن : 1-سپردن یک وزارتخانه به یک سرمایه داری که از ثروتمندیش با افتخار دفاع میکند ، چه شباهتی با خط امام و راه شهید رجایی دارد ؟!
2-جناب ...که در دهه اول انقلاب تنها یک پاسدار بوده و علی القاعده درآمدی جز حقوق پاسدار ی نداشته ، این همه سرمایه را چگونه و از کجا بدست آورده ؟! 3-رانت خواری یعنی چه ؟ آیا ثروت اندوزی بالای .... که یار غار ... است طیّب و طاهر است ولی ثروتهای باندهای مخالف ایشان از راه رانت خواری بدست آمده است ؟! 4-تایید... که آشکارا ، پیشاپیش و با افتخار ، خود را از طایفه سرمایه داران معرفی میکرد خیانتی است به خط امام و به زیر پا گذاشتن علنی وصیت های امام است ! من به سهم خود هرگز آن را نمی بخشم ....! 5-اگر برخی از مسولین دولت های قبلی متهم به ثروت اندوزی بوده اند ، یا اتهامشان را قبول نداشتند و یا می کوشیدند فسق شان علنی نشود . ولی متاسفانه اخیرا" این پرده دریده شد و بدعتی در جمهوری اسلامی گذاشت شد که طی 30 سال گذشته بی سابقه بوده است . |
|
| میز انقلاب (نقد محمد) |
| ساعت ٢:۳٥ ق.ظ روز سهشنبه ٢٠ اسفند ۱۳۸٧ |
|
پس چرا این اتفاق فقط در ایران افتاد یعنی فقط رژیم ایران فاسد بود؟؟؟؟؟
محمد :
سلام خدمت همه دوستان حاضر و بخصوص حاج محسن عزیز .
و تشکر از حاج محسن گرامی بابت دعوتشون از بنده . به نظرم اینجا اصلاً جای مطرح کردن خوبی و بدی انقلاب و قبل از اون نیست . میشه بهش اشاره کرد برای پیشرفت بحث ، ولی باز کردن خوب و بد این موضوع بحث جدا و فرصت دیگری رو می طلبه ... اما محضر دوست گرامی ام ، سحر : به نظر بنده ، ما در ایران انقلاب دینی داشتیم ...
چرا ؟ چون که دین رو از پایه و اساسش قبول داشتیم و سابقه ای طولانی هم در تعصبات دینیمون از خود نشون دادیم . و همون انگیزه ها و رهبریها باعث شد تا اینطور فکر کنیم که اگر حکومتی بر پایه موازین دینی داشته باشیم ، زندگی بهتر و روشنتری خواهیم داشت . عرض کردم ، کاری هم ( فعلاً ) به درست و غلطش نداریم . و همون انگیزه ها و رهبریها و البته خواست خود مردم باعث شد تا طی یک حرکت انقلابی همه چیز از این رو به اون رو بشه ... پس تا اینجا نتیجه میگیریم که نتیجه حرکت مردم در ایران در قالب انقلاب دینی بوده . باز به این هم کار نداریم که دین رو چگونه تفسیر کردیم ... بماند برای بعد ... اما در مورد سوأل دومتون :
من معتقدم که فساد سر دم داران نمیتونه انگیزه خوبی برای به وجود اومدن انقلاب باشه ، یا بتونه به تنهایی باعث انقلاب بشه .
انقلاب ایران فقط به خاطر فساد سر دم داران نبود ، مگر فقط در ایران انقلاب شده ؟ شما اگر انقلابهای دیگر رو هم مرور کنید متوجه حقیقت مطلب میشید و نتیجه میگیرید که این تصور غلطه که فساد بتونه باعث انقلاب بشه . اصولاً هر نارضایتی میتونه سبب ساز انقلاب و شبیه اون بشه . انقلاب فقط در ایران رخ نداده ، لطفاً سوابق انقلاب و انقلابیون دیگر سرزمینها رو هم مطالعه بفرمائید . اگر انقلاب برای فساد سر دم داران باشه ، پس چرا حکومتها یا رژیمهای فاسد دیگر سقوط نمی کنند ؟ هر حکومت و هر دولت و هر قدرتی که مراقب خود نباشد مشمول انقلاب خواهد شد . شما فکر میکنید اگر انقلاب ایران مراقب خود نباشد ، دچار انقلابی دیگر نمی شود ؟ اصولاً انقلاب یعنی دگرگونی ... به نظر شما آیا حکومتی ، حتی سالم و برخوردار از سر دم دارانی سلامت ، دچار اتفاقی به اسم انقلاب نخواهد شد ؟ پس فساد نمی تواند علتی محکم برای سرنگونی باشد ، می تواند مکمل باشد ولی به تنهایی اثر گذار نیست . این موضوع هم که سیاستهای یک انقلاب چقدر میتونه تأثیر داشته باشه روی سلامت و تضعیف انقلابها ، جای بحث داره ... از همه دوستانی که باعث سر دردشون شدم عذر میخوام . بحثه دیگه کاریش نمیشه کرد . منتظر ادامه بحث و همه نقطه نظرات دوستان هستم . ولی دلیل دیگه برای اثبات حرفم اینه که ، دین انقلابی ، یعنی انقلابی در دین ! نمیدونم اگر اشتباه می کنم بهم بگین لطفاً . ١١ اسفند ساعت ١٢
محمد :
سلام و خسته نباشید خدمت دوستان عزیز ، ... مشتاق شدم که این بحث را دنبال کنم . خوب به نظرم جالب و شیوا بود و البته هست و امیدوارم که همینطور هم بمونه و بتونه نتیجه خوبی رو در بر داشته باشه .
ولی با توجه به طرح سوألات و خواسته دوستمون سحر ، مبنی بر بحث روی محورهای ذکر شده و عدم رفتن به کناره ها ، دیده میشه که ایشون و دوست عزیزمون ( شاخ نبات ) به کناره بحث رفتن و موضوعات دیگه ای رو مطرح کردن که دور از خواسته سحر هست . ولی در هر صورت چون این مباحث برام جالبه به چند نکته اشاره می کنم . ( البته با عذر خواهی از سحر ، چون ما به ایشون قول دادیم وارد جزئیات نشیم و فقط روی سوألات ایشون پیش بریم ) دوست اصولگرامون(شاخ نبات) در بیاناتشون گفتند که داشتن انرژی هسته ای به جنگ می ارزد چون یقین دارند که جنگی در کار نخواهد بود اگر هم باشد شکستی در کار نخواهد بود . دوست عزیز اول اینکه شما برداشتتون از جنگ چیه ؟ شما جنگ امروزی و تبعاتش رو در مقایسه با جنگ تحمیلی بررسی کردید ؟ مهمتر از اون ، شما که معتقد هستید اصلاً جنگی در کار نیست ، چطور با این صراحت بیان می کنید که داشتنش به جنگ می ارزد ؟ شما به نتیجه ای که اصلاً قرار نیست وجود داشته باشد ( البته به اعتقاد خودتان ) استناد میکنید ؟
اگر جنگی در کار نیست چطور این ارزش را مقایسه کردید ؟ و بر چه اساسی معتقد هستید که در صورت بروز جنگ ، شکستی در کار نیست ؟ شکست را چه واژه ای تعبیر می کنید و به چه اتفاقی شکست می گوئید ؟ بله ، همه ما معتقدیم که ایران تامروز قوی ، قدرتمند و به تعبیر شما یکی از ابر قدرتها است . ولی خود می گوئید یکی از ابر قدرتها ! پس موضوع به همین ئسادگی بیان هم نیست . به بند دیگری از عرایضتان اشاره می کنم :
اتفاقاً هم توبیخ لازم و منطقی است هم تشویق ...
و به نظر شما رسیدگی به وضع نیازمندان توسط دولتها خواهش می خواهد ؟ یا این وظیفه ای ذاتی برای دولت و حکومت است ؟ برای انجام وظیفه تشکر لازم نیست ، ولی تشویق می تواند کارساز باشد ، اینطور نیست ؟ انقلاب مقدس است ، به شرطی که قداستش محفوظ بماند . متأسفانه اسراف و خرجهای بیهوده ( یا هر اسمی دیگر ) در دولتهای ما بسیار است ، که این موضوع دردآور است . متشکرم از این که فرصت گذاشتید و عرایضم را خواندید ١٢ اسفند ساعت ۶:۵٣
محمد :
سلام و عرض ادب محضر همه دوستان .
از حاج محسن تشکر ویژه ای دارم که با حوصله و دقت به همه نظرات توجه دارن و برای پیشرفت مباحث حوصله به خرج میدن . من قصد نداشتم که مانع ادامه بحث دوستانمون بشم ولی چون تأکید دوست عزیزم سحر ، گفتگو روی سوألات ذکر شده بود ، مهم دونستم که از بحث دور نشیم . ولی اگر دوستان مایلند که فعلاً روی شاخه ها بحث کنند ، من هم همکاریمو اعلام میکنم . ولی چون هنوز نتیجه ای از بحث اصلی گرفته نشده ( که البته اینو سحر باید بگه ) پیشنهاد میکنم به حاشیه نریم چون که از خواسته اصلی دور میشیم . در هر صورت از دوستان عذر خواهی میکنم . و همچنان منتظر نقطه نظرات دوستان روی صحبتهام هستم ، البته اگر قابل بدونن . هنوز سحر عزیز روی جوابهای من نظری نداده که قانع شده یا نه ؟ و دوست عزیز دیگرم شاخ نبات ، هم نظری رو به عرایض بنده ندادند ، که البته منتظر بیاناتشون هستم . بحث جالبی از طرف سحر مطرح شده و خب دوستان هم نظرات خوبی ارائه کردند ، بخصوص شاخ نبات . ولی جا داره که دوستان بیشتری به این گفتمان دعوت بشن و البته فعالتر هم عمل کنند که باعث گرم شدن بحثمون میشه ، و البته این زحمتی است برای حاج محسن گرامی که دوستان رو دعوت و بحث رو مدیریت کنند . با تشکر از همه .١٣ اسفند ١١:٢٨
محمد :
سلام بر دوستان
من تا به حال فکر می کردم به میزگردی دعوت شده ام که دوستانی که بر دورش نشستند و یا خواهند نشست لحظه به لحظه گرمتر و با هیجان بیشتری بحث را دنبال خواهند کرد و یک میزگرد تاریخی محسوب خواهد شد . و چون سوألات سحر عزیز برایم بسیار جالب بود ، انگیزه فوق العاده ای مرا به وادی این بحث کشاند . و از همه مهمتر دعوت استاد گرامی و عزیزم حاج محسن ، باعث تشدید انگیزه ام گردید . و نکته جالب دیگر اینکه ، دوستان فعال این بحث سحر و شاخ نبات عزیزم و به تعبیر حاج محسن ( اصولگرا و اصلاح طلب ) چنان به گرمی بحث پرداختند و چنان تخصصی به بررسی موضوعات ادامه دادند که خود را در محیط سیاسی دوستانه و گرمی احساس کردم که اشتیاق و انگیزه ام چند برابر گردید . ولی نمی دانستم که با انتقادی کوچک و یا طرح چند سوأل ، دوستان ، میز را ترک گفته و بحث زیبائی را نیمه کاره رها کرده و بدون نتیجه و بدون خداحافظی و یا بهانه ای ما را هم ترک می کنند . و یا به اصطلاح شاخ نبات عزیز کم آورده و رفیق نیمه راه می شوند ، که البته از ایشان شدیداً گله مند هستم ، بدین خاطر که دعوتی را پذیرفته ولی حاضر به ادامه گفتمان سیاسی نشده و با جمله ای تحت عنوان کم آوردن ، زمینه بی وفایی را فراهم آورده است . و همچنین از سحر گرامی و عزیز به شدت گله مندم ، چرا که از لحظه نخست طرح سوألشان و مباحث مطرح شده از ایشان مخصوصاً در گفتمانشان با دوست اصولگرایمان ، جدیت ، انگیزه و نشاط سیاسی منطقی و همراهی گرمی را احساس کردم که ظاهراً این احساس اشتباه بوده ، چون که ایشان به عرایض بنده توجه ای نکرده و حتی نظری هم پیرامون جوابهای بنده نداده ، چه برسد به ادامه بحث . دیگر دوستان هم ای ... نظری را گفتند و به سادگی و به طنز از بر آن عبور کرده ، که ای کاش آن چند کلمه را هم نمی فرمودند ... به هر حال از همه دوستان بخصوص سحر و شاخ نبات عزیز و گرامی ام تشکر و قدر دانی میکنم به خاطر همینقدر حضور سبزشان و عذر خواهی هم می کنم به خاطر اینکه بیش از حد درد و دل کردم که البته به نظر خودم لازم بود . و در نهایت از حاج محسن گرانقدرم تشکر میکنم به خاطر دعوت گرم و سبزشان و غذر خواهی به خاطر پر چونگی ام . و همچنین خداحافظی از همه دوستانم در این میز گرد ، چرا که ادامه آن و اداره آن به تنهایی نه مقدور است و نه جذاب . موفق و موئید باشید . دوست کوچک و همیشگی شما : م ١۴ اسفند ساعت ١: ١٧
...........................................................................................
محمد :
آقای عزیز(رضا)
برغم آنکه مدتهاست جوابی بر این قبیل نوشتهها و نظرات نمیگذارم و خلاصه آب در هاون کوبیدن میدانم به هر ... پاسخ گفتن را اما به دلایلی که به خودم مربوط است ضروری میبینم این بار سکوتم را بشکنم. راستش را بخواهید بعد از خواندن مطلب شما بیاختیار احساس کردم با نوجوانی روبرو هستم که سن و سالش قد نمیدهد و از تاریخ هم به تبع بیسوادی رایج در مملکت ما چیزی نمیداند. و حالا راستی که نوجوان بودنتان تنها موجه نیمبند چنین مطلبی میتواند باشد. دوست عزیز ملتی که حافظه تاریخی خوبی نداشته باشد میتوان هر روز برایش تاریخ و گذشتههای موهوم ساخت. آنطور که برای سرزمین من و شما ساختهاند و صدا و سیما هم هر روز شاغل است به همین شغل شریف. چه آسان قهرمان ملی ما را میدزدند و حسن کچلی به جایش میگذارند که اگر ناگزیر با غولی مواجه شده به تمنای دختر شاه پریان بوده و بس. چه آسان ما را از خودمان دور میکند این جهل تاریخی مستدام. و تا چون شمایی به بستههای پیش ساخته فکری بسنده کند و شخصیتهای تاریخی کشورش را از آینههای کجنمای این و آنی مغرض بخواند وای بر ما که هنوز باید در پیچ و تاب کوچههای کژ و کوژ دروغ و دغل دنبال بیرقهای نخنمای حقیقتنمایان بدویم. و به هیج کجا نرسیم. که نرسدهایم. من به باور شما کاری ندارم که اصلا به من ربطی ندارد و باید بگویم علاقهای هم به کاویدنش ندارم. اما کوبیدن بازرگان را به کدام مبنا و حجتی میتوان هضم کرد نمیدانم... حیف است برادر. حیف است که چون بازرگانی را به بزرگی آوینی تحقیر کنی. ستایش من از بازرگان انکار حقیقت بزرگ آوینی نیست اما انکار بازرگان راستی چه معنایی دارد؟ نمیخواهم پس پشت کلمات بیمعنی شما دنبال همان دستی باشم که این روزها هر بزرگداشتی برای بازرگان و مصدق را بر هم میزند و سالها است به چنین رسالتی مشرف شده!! نمیخواهم بنشینم و داد سخن بدهم که بازرگان چنین بود و چنان که دردی از ما دوا نمیکند و ترمیم گذشته و ترمیم امروز نیست. فقط و فقط میخواهم به گذشته برگردید. تاریخ را برگی بزنید و بدانید هجو و لعن شما نه از بزرگی کسی می کاهد نه بر آن میافزاید. اما برای ما که ایرانی هستیم بغایت ناگوار است که هنوز این بیماری ملی را در خودمان نمیشناسیم. ناروا گفتن مختص ملت ما نیست اما آفتاب را هم وارد بازیهای سیاسی مهمل کردن ظاهراً از کرامات قبیله ما است.
١۵ اسفند ساعت ١٢:٢١
محمد :
با سلام :
حاج محسن شما که اهل سانسور نبودی ! چه شد ؟ چرا جمله پر محتوای دوستمان رضا و نظر این کمترین را خذف کردید ؟ اجازه می دادید دیگران قضاوت کنند و نتیجه حاصل می شد . واقعاً از این اتفاق متحیر مانده ام ... ١۵ اسفند ساعت ١۵:۴١
حاج محسن : دوست من !
1-همه کامنت شما و بقیه دوستان بطور کامل موجود است و عزیزان می توانند به کامنت ها رجوع کنند تا هم متن کامل نظرات رابخوانند و هم آدرس بچه ها را داشته باشند . 2-برای اینکه طول پست زیاد نشود و دوستان از مطالعه آن خسته نشوند باید مباحث اصلی کامنت را درج در پست کنم . 3-جنبه ادبی بخشی از مطالب شما به جنبه محتوایی اش می چربید ، لذا برای کوتاه شدن متن آن را حذف کردم . 4-یادت باشه که ما یک "حاج رضا" داریم و دوتا "رضا" وب "رضا"ی مخاطب شما "مسیر سبز" نام دارد و نام وب آقا "رضا"ی دوم "یک قلب پاک..."است . 5-مرا متهم به سانسور نکن درضمن من اجازه نمیدهم که سایت من محل ترویج موارد غیر اخلاقی شود . 6-البته تا کنون مطالب غیر اخلاقی از طرف هیچ کدام از دوستان مشاهده نشده است . ١۵ اسفند ساعت ١۶:١۶ محمد : با سلام : ١۵ اسفند ساعت ١٧:١ ................................................................................................................. نقد بعدی ٢٢ و ٢٣ اسفند نقد روانبخش http://ravanmohamad.persianblog.ir/
٢۴ و ٢۵ اسفند نقد (م) http://www.freeramsar.blogfa.com/
٢٧ اسفند پاسخ حاج محسن به سوال سحر http://cinderella22.persianblog.ir/
|
|
| میز انقلاب (نقد هلیا) |
| ساعت ۱٢:٠۸ ق.ظ روز یکشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸٧ |
|
سحر :
سوالی که بارها از خودم پرسیده ام و امروز هم می پرسم ،
می خواهم آن سوال را از شما بپرسم.
آیا ما در ایران انقلاب دینی داشتیم یا دین انقلابی؟؟؟
آیا همیشه فساد اخلاقی سر دم داران موجب انقلاب می شود؟؟؟
پس چرا این اتفاق فقط در ایران افتاد یعنی فقط رژیم ایران فاسد بود؟؟؟؟؟
هلیا :
سلام.
حقیقت اینه که با توجه به سیرهی ائمه ی اطهار علیهم السلام، اسلام یک دین انقلابی ست. ... نظر من اینه که انقلاب ما انقلاب دینی بود.
اما در پاسخ سؤال دوم : ظلم پذیری را با یک رویکرد شناختی – رفتاریِ منظم و صبورانه، میتوان به چنان عادتی در شیوهی رفتاری افراد جامعه تبدیل نمود، که اصلا کسی آن را حس نکند.
آستانهی درد را میتوان به آرامی بالا برد تا درد کشیدن آسان شود و فریاد کسی بلند نشود،
قرار دادن سوپاپهایی با نام حزبها و تودهها که فقط حرف میزنند و داد میکشند
و مردم خود را خالی میکنند
بی آنکه به جایی بر بخورد
این یک اصل مهم روان شناختی ست :
« کسی که زیاد سخن میگوید و فریاد می کشد و شعار میدهد، چندان عمل نمیکند!»
پس نباید تهدید کسی به خود کشی را چندان جدی گرفت،
کسی که بخواهد خودش را بکشد می کشد و اینقدر در کوی و برزن فریاد نمیزند..
توجه داشته باشید که شعار در این نوشتار با شعار ایام انقلاب تفاوت دارد.
آن شعارها خود عمل بودند!
لذا...
افزایش منظم و اندک اندک فشار(ظلمها)،
قراردادن سوپاپهای بیخطر،
و گسترش تفریحات و سرگرمیهای عملی که فرصت تفکر را از بین میبرد،
انرژی را تحلیل میدهد
و اندک اندک،
اندیشیدن را به کلی از صفحهی روزگار پاک میکند،
به همراه خفه کردن چند تن سران و ستونهای اندیشمند جوامع،
هر حکومتی را از خطر انقلاب حفظ می کند
اما در حکومتهای اسلامی
که اساس اندیشه و عمل بنیادین است،
کافیست
ضمن حفظ دین و برپا داشتن شعائر
چاشنی آزادی را هم به آن اضافه کرد
و دیگر آسوده زیست!
شاخ نبات :
ظلم پذیری را با یک رویکرد شناختی – رفتاریِ منظم و صبورانه، میتوان به چنان عادتی در شیوهی رفتاری افراد جامعه تبدیل نمود، که اصلا کسی آن را حس نکند!
این درست است که " ساکنان دریا پس از مدتی صدای امواج را نمیشنوند! چه تلخ است قصه ی عادت...!!! " اما آیا اگر این نظریه درست مطلق بود اصلاَ انقلابی رخ میداد؟! آنوقت همه به سرکوب و ظلم و خفقان عادت میکردند و دیگر جایی برای اعتراض نمی ماند! اما ما میبینیم که در تمام جهان انقلابهای گوناگونی رخ داده ... پس همیشه اینطور نیست که مردم به ظلم عادت کنند و دم نزنند! من نظرم اینست که اگر فساد اخلاقی سردمداران غوغا کند ! باز هم نیمتوانند پرده بر کارهای زشتشان بکشند. انسان ذاتاَ حقیقت طلب است! و حتی با سرگرمی های تفریحی و علمی و... هم نمیتوان سرش را شیره مالید! من معتقدم بزرگترین شخصیت ها هم نمیتوانند قوه ی تفکر آدمی را از او سلب کنند حتی با همان روشهایی که شما فرمودید. انسانها در تمام جهان به دور و بر خود آگاهند منتهی با سنجش میزان خوب بودن و بد بودن اعمال سردمداران قضاوت میکنند! یعنی خوبیهای حکومت بر بدی هایش غلبه میکند و این باعث سکوت و گاهی باعث تحمل برخی دردها میشود! ممنون از پاسخ خوبتون به سوال سحر عزیز ١٨ اسفند ساعت ١۴:۴۵
حاج محسن :
١-ببخشید که بدون اجازه نظرات شما ارا ویرایش کردم !
٢-البته باید دیشب این کار انجام میشد لیکن به جهت دیر وقت بودن و خستگی در انجام وظیفه کوتاهی کردم !
بازهم ببخشید !
٣-از دوستانی که نظراتشان را ارایه کردند درخواست دارم یکبار دیگر نظرات ویرایش شده را به نقد بگذارند!
۴- بر گردیم به اصل سخن "هلیا":
به نظر من بهترین پاسخ به سوال دوم "سحر" را "هلیا" داده
اما در پاسخ سوال اول "سحر" ، نظر "هلیا" گویا نبود و به همین جهت قسمت های غیر شفاف آن را حذف کردم .
ایکاش "هلیا" نکات مبهم آن پاسخ را برای ما شرح دهد !
لذا متن ویرایش نشده "هلیا" را مجددا" در زیر همین صفحه میگذارم .
١٩ اسفند
سحر :
درود بر حاج محسن عزیز...
١٩ اسفند ساعت ١١:۴۵به شدت دارم بحث و دنبال می کنم...اگه نظری نمی دم فکر کردم اینطوری بهتره ...می خوام نظرات دوستان و بخونم و از دور به بحث نگاه کنم تا در آخر یک جمع بندی داشته باشم...اگه اجازه بدید سکوت کنم و فعلا نظری ندم ولی فقط یک خواهش دارم از دوستان.چه خوب است که بدون بغض و تعصب با هم بحثی علمی و منطقی داشته باشیم و نخواهیم نظراتمان را به کسی تحمیل کنیم.با تخریب شخصیت و توهین و تعصب به هیچ جا نخواهیم رسید...انسان وقتی می داند که بخواهد بداند و وقتی انعطاف لازم را نداشته باشیم نمی آموزیم...با تشکر از همه کوچیک شما سحر سحر :
از هلیا جان هم بسیار تشکر می کنم...به پاسخ ایشان به سوال دومم ایمان دارم چون این مساله بارها برای خودم پیش اومده و ملموسه و تجربه اش کردم...فکر می کنم خیلی از دوستان هم این حالت وتجربه کرده باشند .می شه تامیمش داد به جامعه بزرگترو فکر می کنم بسیار جواب علمی به من داده اند که تا اینجا مورد قبول من است
٢٠ اسفند ساعت ٠١:٠٧
.................................................................................................................
نقد بعدی
٢٠ و ٢١ اسفند نقد محمد http://hoviat.blogsky.com
٢٢ و ٢٣ اسفند نقد روانبخش http://ravanmohamad.persianblog.ir/
٢۴ و ٢۵ اسفند نقد (م) http://www.freeramsar.blogfa.com/
٢٧ اسفند پاسخ حاج محسن به سوال سحر
|
|
| میز انقلاب (نقد شهرزاد قصه گو) |
| ساعت ٢:٢٥ ق.ظ روز جمعه ۱٦ اسفند ۱۳۸٧ |
|
سحر :
سوالی که بارها از خودم پرسیده ام و امروز هم می پرسم ،
می خواهم آن سوال را از شما بپرسم.
آیا ما در ایران انقلاب دینی داشتیم یا دین انقلابی؟؟؟
آیا همیشه فساد اخلاقی سر دم داران موجب انقلاب می شود؟؟؟
پس چرا این اتفاق فقط در ایران افتاد یعنی فقط رژیم ایران فاسد بود؟؟؟؟؟
شهرزادقصه گو :
درود دوست عزیز مشکل این است که مردم همیشه به دنبال شرایط بهتر هستند در زمان شاه فکر کردند چه خبره با احساس وبدون هیچ ارزیابی انقلاب کردند ونمی دانستند انقلاب از روی احساس از چاله به چاه افتادنه وحالا که با شعار استقلال آزادی جمهوری اسلامی انقلاب به ثمر رسید نه استقلال داریم نه آزادی ونه جمهوری اسلامی
آنچه نصیب مردم شد یک مشت دروغ بود وبس وحالا رئیس جمهور این مردم همیشه در صحنه ... است همراه با حاه نور انکار ... دروغ عوام فریبی وبیرق عدالت که به این بیرق به جز استبداد واستحمار نبوده است ومردم به این نتیجه رسیدند شاه چقدر آدم خوبی بود واشتباه کردند با تشکر از مدیر وبلاگ ٩ اسفند ساعت ٨:۴٢
سحر :
از دوستانی که در این بحث شرکت می کنند تشکر می کنم و یک خواهش کوچک دارم...بیایید راجب خوبی و بدی انقلاب فعلا قضاوتی نکنیم و قدم به قدم پیش برویم...همه مردم ما حق دارند نظر خودشان و داشته باشند و موافق و یا مخالف باشند اصلا آزادی بیان یعنی همین و یکی از دلایلی که منجر به انقلاب شد نداشتن همین آزادی بیان بود و نبود انتقاد پذیری پس بیایید تعصب ها را کنار بگذاریم و بحث منطقی و علمی را آغاز کنیم و از شما خواهش می کنم ابتدا این سوال مرا جواب دهید آیا ما در ایران انقلاب دینی داشتیم یا دین انقلابی؟؟؟
٩ اسفند ساعت ١٠:٠۴
شاخ نبات :
سلام شهرزاد قصه گو ... ممنون که اینقدر صریح ابراز احساسات کردی
ولی میشه چندتا سوال از شما داشته باشم؟ 1- از کجا میگید مردم به خاطر هیجانات و احساساتی که بر آنها حاکم بود انقلاب کردند؟!
2- استقلال را چگونه معنا میکنید؟ آیا استقلال این نیست که زیر سلطه کشورهای ستمگر نباشیم؟ و خود راه خود را برویم نه اینکه آمریکا یا هر کشوری افعال و باورهایش را به ما دیکته کند؟ از وضع موجود حمایت نمیکنم اما این هم بی انصافیست که استقلال موجود را نادیده بگیریم! 3- آزادی را چگونه معنا میکنید؟من معتقدم در هر کشوری قوانینی وجود دارد که باید به آنها احترام گذاشته شود... آزادی نیز تا حدی باید وجود داشته باشد که موجب هنجار شکنی و ایجاد هرج و مرج نگردد! نظر شما چیست؟ 4- جمهوری اسلامی را چگونه معنا میکنید؟
من کاری به کار درست یا غلط بودن کار رئیس جمهور ندارم اما اینکه دیگر واضح است که طبق آمار بانکها فاصله طبقاتی تا حدودی کم شده! (عرض کردم تا حدودی!)پس بیرق عدالت تا حدی کار خود را کرده! ١٠ اسفند ساعت ١٠:٢٧ شهرزادقصه گو :
درود بر همه گی
من کاملا موافقم انقلاب رای اکثریت بود وقابل احترام اما یکی از دلایلش وجود آزادی بود
وگرنه اگر هر حرکتی مثل الان کنونی رخ می داد سر کوب بود وزندان وکسی جرات نمی کرد وارد این صحنه شود
پس مردم آزادی داشتند اما ظرفیتش را نداشتند
کشور ایران آنموقع هم مستقل بود
اگر کشوری با کشورهای دگر ارتباط داشته باشد وعین حال بگوید پیش به سوی تمدن بزرگ کشور ی موفق ومستقل است
پس ما تنها برای اندیشه های مذهبی واحساسات مذهبی قیام کردیم
وبازهم معتقد نبودیم مدیریت کشوررا اسلامی کنیم
قرار بود همانطور که امام گفت آزادی در حجاب داشته باشیم
به نظر من جمهوریت واسلامیت هم رعایت نشد
چون بعد از امام افراط هایی صورت گرفت که آرمانهای امام را نابود کرد
نمونه بارز همین بگیر وببند ها وسرکوب های داخلی ودروغ وعوام فریبی مسئولان ...
ما قرار نیست چون انقلاب کردیم در هر شرایطی از ان دفاع کنیم
خیلی ها با این اتفاقاتی که افتاد احساس گناه می کنند
به حکومت سابق رو یادش به خیر می گویند
واین گناه کسی نیست به جز عملکرد اشتباه حکومت کنونی
ممنون که به من سر زدید از به چالش کشوندن موضوعات ممنونم به امید اگاهی ١٠ اسفند ساعت ١١:١٣
شهرزادقصه گو :
در مورد استقلال می خواستم بگویم ما در کشور خودمان در چنگال استبداد هستیم واستحمار انگار کشور ایران از عده ای از مردمش غصب شده است ووضعیت اقتصادی ایران نابودو سقوط کرده است بیرق عدالت احمدی نژاد وبذل وبخشش به حزب اله لبنان وغزه وجیب خالی جوان ایرانی عدالت نیست جنایت است خیانت است
به امید آگاهی ١٠ اسفند ساعت ١١:١٩
شاخ نبات :
اما شهرزاد جان ... من به تازگی در هر وبلاگ مخالف عقاید خودم که وارد میشوم و نظراتش را میخوانم میبینم نوشته اند به امید آگاهی!! به نظر میرسد این آرزو! کمی آمیخته به توهین باشد! پس از شما خواهش میکنم این را تکرار نفرمایید.ممنون.
امیدوارم ناراحت نشده باشی.و بذل و بخششی که در این چند روز اخیر دائم به گوشم میخورد! را متوجه نمیشوم! تا بعد ١١ اسفند ساعت ٨:۵٣
شهرزادقصه گو :
درود بر همه دوستان چه اصول گرا چه اصلاح طلب چرا که همه ما انسان ایرانی ومسلمان هستیم وهمیشه یکتا را ستایش کرده وبه هیچ چیز جز خدا توکل نکرده ایم
دوست عزیز شاخه نبات نوشته بودید نوشتن به امید آگاهی از نظر شما توهین است این نظر شماست از نظر من یک آرزوی خوب است وتنها چراغیست که این جامعه کنونی به آن نیاز دارد وتمام ما انسانها از خدایمان آگاهی می خواهیم شما اگر نمی خواهید حق انتخاب باشماست اما من همیشه به امید آگاهی بوده ام وهر لحظه بیشتر به این مهم دست یافته ام چون آگاهی نسبی است وهیچ کس به اندازه کافی ندارد همانطور که شما اگر به دانشگاه بروید ودرس بخوانید 2 سال دیگر اینطور فکر نمی کنید عزیزم هنوز خیلی مونده تا اسم خودت رو انسان کاملا آگاه بزاری می دونی من چند ساله ام چه تحصیلاتی دارم الان کجام ؟ نه اگه می دونستی برای من از دفعه دیگه واین که چی بنویسم چی ننویسم وچی رو توهین می دونید نمی نوشتید چون ایمان می آوردید که هر جامعه ای تنها چیزی که می خواهد تا از این شرایط سیاه تاریخی نجات بیابد آگاهیست وتو هم این دعا را می نوشتی ودعای همیشگی ات می شد من اتفاقا این دعا را برای کسانی هم می کنم که نا اگا هانه تیشه به ریشه این سرزمین می زنند ونمی دانند نا آگاهند به امید آگاهی ١٣ اسفند ساعت ١٠:۴٨
شاخ نبات :
خانم قصه گو من نگفتم یه انسان کاملا آگاهم! من عرض کردم این "به امید آگاهی" ابهام داره یعنی میشه چند تا معنی ازش گرفت... 1) همونی که شما گفتی... 2) یعنی من آگاهم امیدوارم مخالفین من هم آگاه شوند!
شما هرجا هستی تحصیلاتت چقدر هست براتون آرزوی موفقیت میکنم! اما آیا آدم تحصیل کرده انتقاد نمیپذیره؟!!! ببخشید دیگه به قول خودتون تعیین تکلیف نمیکنم!! در پناه حق. ١۶ اسفند ساعت ١٢:٠۶
شهرزادقصه گو :
درود بر همه دوستان وخصوصا جناب آقای بوترابی
تا حدودی گفته های ایشان به نظر من درست وتا حدودی نیازمند بحث بیشتر است آنچه موجب انقلاب در جامعه می شود که راههای اصلاحی هم نتیجه بخش نباشد ومردم به این نتیجه برسند که انقلابی خود جوش داشته باشند مثل انقلاب فرانسه وانقلاب فرانسه برای این موفق بود که کاملا خود جوش بود ومردم می دانستند چه می کنند اما در مورد انقلاب ایران آرمانها بحثی نداشت اما انقلابش بدون تفکر وارزیابی های لازم ومطالعه کافی انجام گرفت من فردی علاقه مند به تاریخ سرزمینم هستم ما زبان فارسی را 4500ساله که با تمام اعمال های زور از جوانب گوناگون برای خود حفظ کرده ایم هر چند به ناچار بعد از تحمیل دین اسلام در هزاروچهار صد سال قبل به مردم یکتا پرست ایران خود به خود عربی وارد زبان شیرین فارسی شد واین که ما اسلام را چگونه قبول کردیم ومردم مسلمانی شدیم جای بحث دارد .... باری ما که خود خداوند یکتا را ستایش می کردیم به شیوه ای دیگر با زرتشت وتمام نیکی ها وصلح وآرامش عجین شده بودیم اعراب وحشی به سرزمینمان حمله کردند این اتفاق در زمان عمر بن خطاب افتاد که ما که مردمی متمدن بودیم وهیچ وقت در تاریخمان سابقه س... می گویند تحمیل عقاید واستفاده از زور برای هیچ جامعه ای کارساز نبوده ونخواهد بود نهادینه کردن آزادی فردی واجتماعی واحقاق حق برای هر انسانی می تواند انتهای در خواست اجتماعی باشد انتخاب شخصی در چار چوب قانون نه دین دین یک چیز شخصی است دین یک ارتباط شخصی خالق ومخلوق است واین قانون اساسی است که باید در هر جامعه حاکم باشد
طبق آن قانون زندانی سیاسی نباید داشته باشیم تحصیل رایگان است آیا اینگونه است ؟ حرف من این است رعایت کردن حجاب مگر امام نگفتند حجاب اجباری نیست ؟ مگر هر اندیشه وتفکری از نظر ایشان آزاد نبود ؟ اکنون جامعه ما به کج راهه می رود واز آرمانهایش فاصله ای دارد بسیار وسیع واصلاحات هم هزینه ترین کار برای نزدیک شدن به آرمانهاست از مدیر وبلاگ کمال تشکر را دارم وهمچنین جناب آقای مهدی ابوترابی سر فراز باشید به امید آگاهی ١۴ اسفند ساعت ١٠:۴۴
شهرزادقصه گو :
نمی دونم بحث شاخه نبات ومحمد راجع به چیه فقط می دونم کسی که از دست دادن جوونهای یک مملکت رو که مهمترین سرمایه های یک سرزمین جوانها هستند شکست نمی دونه ورخ دادن یک جنگ براش مسئله فخر آفرین تر ازامنیت مردم سرزمیننشه به قیمت انرژی هسته ای که مطمئن نیستیم برای آبادانی کشوره یا ترور وجنگهای بعدی
به نظرم این رو باید بدونه که سخت در اشتباهه و شاخه نبات جان عزیزم این ره که تو می روی به هیچستان است ١۴ اسفند ساعت ١١:۴٩
شهرزادقصه گو :
درود حاج محسن عزیز با توجه به سوابقی که دارید فردی دنیا دیده هستید وحتما تجربه های بیشتری از تک تک مادارید
سئوالی دارم شما زندانی سیاسی رژیم گذشته بودید خوب ا اینکه معتقدم زندان سیاسی نباید وجود داشته باشد وزندانی سیاسی را آزاده ای اسیر می دانم در هر دوره ای منصفانه بگویید وخدا را در نظر بگیرید وضعیت زندانی سیاسی کنونی بدتر است یا زندانی سیاسی زمان شاه ؟ زندانی های سیاسی کنونی بیشتر است یا زمان شاه ؟ وسئوال بعدی من ما برای این نقص ها انقلاب کردیم نه؟ ممنون اگه جواب بدین خواستین تو نظرات خصوصیم بنویسید یا برام ایمیل بزنید می خوام واقعیت رو بدونم کمکم کنید ١۵ اسفند ساعت ١٢:٠٢
حاج محسن :
قصه گوی ما چرا آشفته ای ؟
راز دل را با هیاهو گفته ای ؟ با هیاهو از که می خواهی کمک ؟! صبر کن لیلی بیاید کم کمک خویشتن داری نما ای با ادب گر رطب خوردی مکن منع رطب گر که یار خاتمی هستی ، چرا ؟ لب نمی بندی چو او در ناسزا ؟! گفته ای اسلام شد تحمیل ما ! ای که آگاهی به کنه میل ما ! از چه بابت با بسی بغض و غضب کرده ای ممزوج اسلام و عرب فطرت ایرانی ما پاک بود دست های حاکمان ناپاک بود بانگ "قولوا تفلحوا" بر دل نشست دین ما آیین ما اسلام گشت حرف های دیگری خواهی ز من قصه زندان و ظلم اهرمن یا قیاس آن زمان با این زمان من نمیدانم بجز راز عیان از زمان سجن خود دارم خبر برده ام از دوره عسرت ثمر هر که بامش بیش برفش بیشتر هر که حق جوید سزایش نیشتر صبح گردیده شده وقت نماز رونما چون من بسوی بی نیاز ١۶ اسفند ساعت ۵:١٢
١٧ اسفند ساعت ١۵:١۶ حاج محسن : بزرگواری از شماست
ممنون که قابل دانستی و سفره پر درد دلت را گشودی ! امیدوارم که سخنان بی رودربایستی من هم باعث دلگیریت نشده باشد ! من چیزی جز عاقبت بخیری برای خودم ، برای شما و برای سایرین نمی خواهم! ×اما از قفس زرین غربت سخن گفتی ! یعنی در خارج از کشور زندگی می کنی ؟ ×اجازه بده بگویم که من دیر نمی بینم "روزی برسد که هر ایرانی در هر جای عالم متعهدانه و "یوسف وار" در نقطه حساسی از یکی از کشور های جهان "باافتخار به ایرانی بودن خویش" به سرزمینی که در آن ساکن است ، خدمت کند . ١٧ اسفند ساعت ١۶:٢٣
.................................................................................................................. نقد بعدی
١٨ و ١٩ اسفند نقد هلیا
٢٠ و ٢١ اسفند نقد محمد
٢٢ و ٢٣ اسفند نقد روانبخش
٢۴ و ٢۵ اسفند نقد محمد رضا (م)
٢٧ اسفند پاسخ حاج محسن به سوال سحر
|
|
| میزانقلاب( نقد بوترابی ) |
| ساعت ٦:۱٠ ب.ظ روز چهارشنبه ۱٤ اسفند ۱۳۸٧ |
|
مهدی بوترابی :
١-آنچه موجب انقلاب در جامعه میشود، به بن بست رسیدن راههای اصلاح از طریق قوانین و قواعد رسمی و مورد تایید حکومت جامعه است.
خواست مردم اجرا نمیشود و حکومت خر خود را میراند .در چنین شرایطی دیگر تصمیمات مردم از طریق ارکان نظام اعمال نمیشود و در مسیر اعمال حاکمیت ملت، تفسیرها و مصلحت اندیشی ها و خواست متنفذین و قدرتمندها و عدم اجرای صحیح مانع ایجاد میکند
مردم در مقابل حکومت قرار میگیرند و راهی جز تغییر حکومت باقی نمی ماند. و کار را به جایی میرساند که مردم در باره ی کلیت رژیم به برداشت واحدی میرسند و چاره را در تغییر حکومت می بینند. این روند با رهبری سیاسی اتفاق می افتد ،انقلاب توسط مردم و با هدایت رهبری مردم صورت میگیرد.
٢-مردم ایران خواستار استقلال و آزادی بودند.استقلال در برابر مداخلات خارجی آمریکا و انگلیس و اسرائیل و آزادی در برابر زورگویان داخلی و تحقق عدالتی که راهی به آن نداشتند.
مردم ایران خواست های دیگری نیز داشتند،آزادی زندانی های سیاسی، قطع همکاری با اسرائیل، بسته شدن مشروب فروشی ها و قمارخانه ها و همگی خواستها در چارچوب زندگی سالم و موفق برای ایرانیان مطرح بود،
ولی همگی به نوعی مبنای فرهنگی و متکی بر آموزه های دینی بود.
٣-در ایران به دلیل مذهبی بودن جامعه، بخش مهمی از خواست ها و کلیت رهبری آن مذهبی بود.
در انقلاب اسلامی ایران این رهبری را امام خمینی بر عهده داشته اند.در واقع قیام عاشورا الهام بخش آزادی خواهی و تحقق عدالت علی(ع) آرزوی ملت ما بود.
دین در روح جامعه ایرانی است. همانگونه که زبان ما فارسی با هویت ملی ما آمیخته است.
طبیعی است در چنین جامعه ای نقش دین جدی است و اصلاح و انقلاب آن نیز رنگ و هویت و موجودیت دینی دارد.
حاج محسن :
با اجازه سحر و همه دوستان شرکت کننده در میز انقلاب ، نظر دوستانی را که در گفتگوی میز انقلاب شرکت کرده اند ، به ترتیب زمانی حضور در پای میز ، به نقد دوستان بگذاریم و پاسخ شخص مورد انتقاد را نیز بشنویم .
امیدوارم این روند خود به خود پاسخ به ابهامات احتمالی دوستان و از جمله جواب به سوالات سحر را نیز دربر داشته باشد .
در اینجا لازمست برای نقد نظرات هر فرد دوره زمانی تعیین کنیم .لذا ضمن نقد نظرات آقای بوترابی دوره "آپ" را هم پیشنهاد کنید .
پیشاپیش از حضور تان تشکر می کنم .
بد نیست به اطلاع دوستان برسانم که با اجازه قلبی(نه قبلی) متن جناب بوترابی را با فهم اندک خودم بازنویسی کردم
بوترابی :
شاید هفته ای یک قرار آنلاین یا قرار حضوری داشتن ( اگر دوستان در تهران باشند ) فرصتی برای نتیجه بخش تر کردن مباحثات باشد. کنفرانس آنلاین در یاهو میسنجر هم خوبه تا نظر حاج محسن چه باشد
حاج محسن :
1-جناب بوترابی شما علل بروز انقلاب را در به بن بست رسیدن اصلاح از طریق قوانین دانسته اید و از حکومت مورد تایید جامعه صحبت کرده اید!
٣-ترسیمی که شما از نقش مذهب در جامعه ما کرده اید و آن را با زبان ما که فارسی است مقایسه نموده اید ، اگرچه تشبیه بکر و در خور تحسینی است ولی بفرمایید در تاریخ این مرزو بوم سابقه داشته است که ملت برای حفظ زبان فارسی آغوش خود را به روی مرگ بگشاید .یعنی شما نا خواسته بروز انقلاب درجوامع مدرن را مورد بحث قرار داده اید! جوامعی که دارای قانونند ومشروعیت حکومت بستگی به اقبال مردم دارد ، جامعه مدرن محسوب میشوند . ولی در ایران قبل از مشروطه چیزی به نام قانون مدنی وجود نداشته است . در حالیکه انقلاب مشروطه در آن زمان رخداد. در زمان سلطنت پهلوی نیز اگرچه چیزی به نام قانون اساسی وجود داشت ، لیکن طبق همان قانون اساسی سلطنت موهبت الهی بود ، یعنی شاهنشاهان هرگز مشروعیت خود را متکی براقبال مردمی نمیدانستند. و حال آنکه انقلاب اسلامی در دوران پهلوی بهوقوع پیوست. 2-شما اجرایی نشدن تصمیمات مردم را از عوامل بروز انقلاب دانسته اید . و حال آنکه واژه ای به نام "تصمیمات مردمی" نه تنها در رژیم قاجار بلکه حتی تا اواخر رژیم پهلوی که قرار بود با شعار "پیش بسوی دروازه های بزرگ تمدن" در ایران جوامع مدرن را شبیه سازی کنیم ، واژه "تصمیمات مردمی" محلی از اعراب نداشت 4-شما از الهام بخشی قیام عاشورا و آرزوی ملت ما برای تحقق عدالت علی(ع) نامبرده اید ولی آیا غیر از این است که 50 سال رژیم پهلوی در این کشور حکومت کرد . پس چرا این الهامت و این آرزوها زودتر بروز همگانی پیدا نکرد . 5- بنظر میرسد اجزای تحلیل شما و پارامترهایی که برشمردید صحیح است ولی ترکیب این پارامترها اگر هم صحیح باشد با انقلاب اسلامی و با انقلاب مشروطه انطباق ندارد. رضا :
کاش می شد راه انسان بودن را به همه آموخت ....کاش می شد راه خوب بودن را به همه آموخت...کاش می شد دلی را شاد کرد ..برلب خشکیده ای یک غنچه کاشت..کاش میشد با کلامی سرخ و سبز ..یک دل غمدیده را تسکین داد.. .....................درپناه حق و خدا نگهدارتان
بوترابی :
از توضیحات حاج محسن متشکرم. باید عرض کنم :
1. از طریق قوانین و قواعد رسمی و مورد تایید حکومت جامعه / صرفا شامل قوانین مصوب نمیشود بلکه هر گونه اراده حکومتی و هنجار اجتماعی مورد تایید حکومت را شامل میشود. یعنی اراده مردم محلی برای بروز میخواهد و راه خود را از طریق هنجارها دنبال میکند و اگر نتواند ساختارها را میشکند و هنجارهای جدیدی متناسب با اراده متاخر خود تعبیه میکند. در واقع حکومتهای استبدادی و اساسا هر حکومتی دارای کانال های ارتباطی با مردم برای تعامل با آن است و بحران تاثیر و تاثر مردم و حکومت مبنای اصلی تحول های انقلابی است. انقلاب اسلامی در زمان پهلوی اتفاق نیفتاد. نقطه پایان عصر پهلوی و آغاز عصری جدید بود. نهضت اسلامی با انقلاب اسلامی متفاوت است. هر چند بعضی در لفظ این دو را در معنای واحد استفاده میکنند و منظورشان مثلا از انقلابی، طرفداران نهضت اسلامی بوده است.
2. مردم همیشه مطالباتی دارند که با فریاد یا سکوت یا فعالیت یا عدم فعالیت ابرازش میکنند. عدم پاسخگویی به مطالبات ملت از سوی حاکمیت موجب دوری حاکمیت از مردم و عدم تفاهم شان خواهد بود. مردم تصمیم و اراده و انتخابی دارند. نهضت اسلامی امام خمینی از ابتدا انتخاب مردم نبود، در مقطعی که حکومت به حد لازم از ملت دور شد، فرصت جایگزینی رهبری اجتماعی و سیاسی برای حضرت امام ره فراهم شد. ٣. دین و مذهب مردم در همه ی جوامع به دلیل ارتباط با هویت فردی و اجتماعی عمیقا بر رفتارها موثر است. مقایسه این امر با زبان فارسی به جهت شباهت آنها در عمیق بودن آنهاست. چه بسا که بعضی عقاید دینی و مذهبی عمیق باشند ولی در واقع خرافه باشند. چه در جوامع اسلامی و چه در غیر اسلامی. دینی بودن به معنای اصیل بودن یا صحیح بودن نیست. لکم دینکم ولی دین ... هر کسی دینی دارد که برایش عزیز است. اینجا موضوع عزیز بودن مطرح است و چه بسا که احمق هایی بوده اند که برای بت ها جان خود را فدا کرده اند و خسرالدنیا و آخرت شده اند.
۴. الهام بخش بودن به منزله نتیجه بخش بودن نیست. برای تحقق یک معلول، سلسله عللی لازم است که جمعا علت تامه محسوب شوند. استفاده از علایق مذهبی مردم در جریان نهضت اسلامی از پانزده خرداد آغاز شد ولی تا زمانی که فراگیر شود سالها وقت لازم داشت. فراگیر شدن دعوت امام به عوامل دیگری نیز مربوط است. اهمیت رسانه های داخلی و خارجی، شبکه فعالین سیاسی و مذهبی، مهارت های اختصاصی رهبری نهضت در تشخیص ضرورتها و مسیر منطقی و آگاهانه و ....
۵. ... با تشکر فراوان
شهرزاد گو :
درود بر همه دوستان وخصوصا جناب آقای بوترابی
ستایش گاو نداشتیم تا حدودی گفته های ایشان به نظر من درست وتا حدودی نیازمند بحث بیشتر است آنچه موجب انقلاب در جامعه می شود که راههای اصلاحی هم نتیجه بخش نباشد ومردم به این نتیجه برسند که انقلابی خود جوش داشته باشند مثل انقلاب فرانسه وانقلاب فرانسه برای این موفق بود که کاملا خود جوش بود ومردم می دانستند چه می کنند اما در مورد انقلاب ایران آرمانها بحثی نداشت اما انقلابش بدون تفکر وارزیابی های لازم ومطالعه کافی انجام گرفت من فردی علاقه مند به تاریخ سرزمینم هستم ما زبان فارسی را 4500ساله که با تمام اعمال های زور از جوانب گوناگون برای خود حفظ کرده ایم هر چند به ناچار بعد از تحمیل دین اسلام در هزاروچهار صد سال قبل به مردم یکتا برست ایران خود به خود عربی وارد زبان شیرین فارسی شد واین که ما اسلام را چگونه قبول کردیم ومردم مسلمانی شدیم جای بحث دارد .... باری ما که خود خداوند یکتا را ستایش می کردیم به شیوه ای دیگر با زرتشت وتمام نیکی ها وصلح وآرامش اجین شده بودیم اعراب وحشی به سرزمینمان حمله کردند این اتفاق در زمان عمر بن خطاب افتاد که ما که مردمی متمدن بودیم وهیچ وقت در تاریخمان سابقه عربهای وحشی افراطی در ایران حمام خون به راه انداختند تا ما خداوند یکتایمان را الله بخوانیم واسلام را جانشین زرتشتیت کنیم ومحمد را فرستاده خدا بدانیم قافل ازاینکه تفاوتی در اصلها نبود وهم محمد (ص) وهم زرتشت هردو فرستاده خدا بودند وهمانطور که امیر المومنین فرمودند زرتشت هم فرستاده خداست زرتشتیان اهل کتابند ودین زرتشت هم یکی از چهر دین اسلام است وبدین وسیله امیر امومنین جلوی یک فاجعه تاریخی را گرفتند واندک زرتشتیانی که آیینشان را حفظ کردند با این جکم امیر مومنان واصلاح طلبان ان زمان علی (ع) بود همیشه در تاریخ تعصب وافراط وجود داشته شما ببینید همین الان خانم فاطمه رجبی در کمال بی احترامی وافراط چطور نظرات مخالف خود را در مورد شخص خاتمی می زند یا نگاه کنید کسانی که سه اصل انقلاب را نادیده می گیرد چطور خود را وارث انقلاب وبر حق می دانند در آخر کشور ما نیازمند این است که دین آلایش رو حی شخصها وتوشه آخرتشان شود ومثل جوامع جلو دار جهان در گوشه قلبهای افراد باشد وجزئی از زندگی شخصی افراد ودر مورد آن همانطور که خداوند فرموده اجبار نباشد لا اکراه فی دین به چنین جامعه ای جامعه مدنی وآزاد می گویند تحمیل عقاید واستفاده از زور برای هیچ جامعه ای کارساز نبوده ونخواهد بود نهادینه کردن آزادی فردی واجتماعی واحقاق حق برای هر انسانی می تواند انتهای در خواست اجتماعی باشد انتخاب شخصی در چار چوب قانون نه دین دین یک چیز شخصی است دین یک ارتباط شخصی خالق ومخلوق است واین قانون اساسی است که باید در هر جامعه حاکم باشد طبق آن قانون زندانی سیاسی نباید داشته باشیم تحصیل رایگان است آیا اینگونه است ؟ حرف من این است رعایت کردن حجاب مگر امام نگفتند حجاب اجباری نیست ؟ مگر هر اندیشه وتفکری از نظر ایشان آزاد نبود ؟ اکنون جامعه ما به کج راهه می رود واز آرمانهایش فاصله ای دارد بسیار وسیع واصلاحات هم هزینه ترین کار برای نزدیک شدن به آرمانهاست از مدیر وبلاگ کمال تشکر را دارم وهمچنین جناب آقای مهدی ابوترابی سر فراز باشید به امید آگاهی م : سلام حاجی
خوبید؟ من متوجه نمیشم شما میخواین از چی نتیجه بگیرین واقعا نامفهومه....اگه میخواین انقلاب مونو توجیه کنین حتما به بچه های ژای میز بگین کتاب قلعه حیوانات لووار رو بخونن اگه هم نمی خواین در باره مشروعیت جلوه دادن انقلابمون حرفی بزنی چرا هر چی بچه مذهبی رو اینجا جمع کردین لطفا پاسخ بدین حاج محسن :
با توجه به اینکه پایان سال نزدیک است، از 25 اسفند که همزمان است با میلاد پیامبر اکرم (ص) باید میز انقلاب را به سرانجام برسانیم.
البته مقصود این نیست که به جمع بندی واحدی برسیم؛ بلکه سعی کنیم حداکثر نظر 5 نفر دیگر از شرکت کنندگان را تا آن تاریخ به نقد بگذاریم. لذا در همین جا ضمن تشکر از همه مشارکت کنندگان در پای میز نقد بوترابی اجازه می خواهم که پایان این میز را تا ساعت ٢۴ امشب اعلام کنم و جمع بندی این میز را در این جمله بوترابی خلاصه کنم: "انقلاب اسلامی در زمان پهلوی اتفاق نیفتاد.
نقطه پایان عصر پهلوی و آغاز عصری جدید بود ."
البته در این میز مباحث مختلی مطرح بود ولی جمله فوق را که از نظر من یک نقطه عطف و یک مدخل اساسی برای ورود به بحث است، بعنوان شاه بیت بحث برگزینیم. به امیدی که مورد پذیرش جناب بوترابی و سایر دوستان قرار گیرد.
همینطور به شهرزاد قصه گو اعلام میکنم که از روز جمعه 16 اسفند آماده پاسخ گویی به نقد دوستان درباره نظرات خودش باشد. چون پست بعدی را می خواهم به نام او باز کنم . در پایان لازم است به دوست عزیزم "م" هم بگویم که من هدف های گوناگونی را از فعال شدن در وبلاگم دنبال میکنم؛ ولی هیچ کدام از این اهداف با پیش گویی شما منطبق نیست.
میخواهم در بستر اندیشه خودم دیدگاه هایم را به طور مستقیم یا غیر مستقیم عرضه کنم
و از نظرات دیگران نیز بهره ببرم.
شاید حداقل به خودم اثبات شود که درست می اندیشم،
و نیز اگر بتوانم اندیشه هایم را که ادعا میکنم مبتنی بر آموزه های خمینی است، توسعه دهم
همچنین اگر متوجه شوم که در فهم مکتب خمینی خطا کرده ام
بتوانم آن را اصلاح کنم .
درضمن شرایط سنی من اجازه نمیدهد وارد مباحث غیر جدی شوم .
کسانی که از سبک من بدشان نمی آید، اینجا خانه آنهاست؛ خواه مذهبی باشند یا غیر مذهبی!
|
|
| میرحسین در دانشگاه تهران |
| ساعت ٩:۱٩ ب.ظ روز سهشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸٧ |
|
ما نمیتوانیم راجع به عزت مردم قهرمان غزه و مقاومت پر افتخار حزبالله لبنان صحبت کنیم و عزت مردم خودمان را نادیده بگیریم. مردم بین خود تناقضی میان حمایت از مردم غزه و حفظ کرامت انسانی خود نمی بینند. آن ها اعتقاد دارند که می توان این دوگانگی رفتار را نداشت. میل مردم به استقلال روحانیت در کنار دوستداری آن ها از روحانیت همنشینی اصلاح طلبی و اصولگرایی با هم است. میرحسین موسوی با حضور در نشست شصت و ششمین سالگرد تاسیس انجمن اسلامی دانشگاه تهران و علوم پزشکی در جمع دانشجویان به ایراد سخنرانی پرداخت. در ابتدای این مراسم پخش نماهنگی از تصاویر شخصیتهای انقلابی، دفاع مقدس و تاریخ انقلاب به شدت مورد استقبال دانشجویان قرار گرفت. در این نماهنگ ضمن پخش صحنههای تاریخی از حوادث مختلف انقلاب، دفاع مقدس، جنبش دانشجویی، کوی دانشگاه و همچنین تصاویری از امام خمینی (ره)، شهید دکتر بهشتی، شهید مطهری، شهید چمران، شهید دکتر شریعتی، آیتالله طالقانی، مهندس بازرگان، شهید آوینی و همچنین مهندس میرحسین موسوی و سید محمد خاتمی پخش شد. .................................................................................................................... مشروح سخنان میرحسین موسوی را می توانید در سایت کلمه مطالعه کنید. .................................................................................................................... رضا (مسیر سبز):
نمیدانم باید به حال شهید آوینی غصه بخورم که عکسش کنار عکس بازرگان پخش شده است یا برای بازرگان خوشحال باشم...
محمد :
عرایضم به رضای عزیز
... من به باور شما کاری ندارم که اصلا به من ربطی ندارد و باید بگویم علاقهای هم به کاویدنش ندارم. اما کوبیدن بازرگان را به کدام مبنا و حجتی میتوان هضم کرد نمیدانم... حیف است برادر. حیف است که چون بازرگانی را به بزرگی آوینی تحقیر کنی. ستایش من از بازرگان انکار حقیقت بزرگ آوینی نیست اما انکار بازرگان راستی چه معنایی دارد؟ نمیخواهم پس پشت کلمات بیمعنی شما دنبال همان دستی باشم که این روزها هر بزرگداشتی برای بازرگان و مصدق را بر هم میزند و سالها است به چنین رسالتی مشرف شده!! نمیخواهم بنشینم و داد سخن بدهم که بازرگان چنین بود و چنان که دردی از ما دوا نمیکند و ترمیم گذشته و ترمیم امروز نیست. فقط و فقط میخواهم به گذشته برگردید. تاریخ را برگی بزنید و بدانید هجو و لعن شما نه از بزرگی کسی می کاهد نه بر آن میافزاید. اما برای ما که ایرانی هستیم بغایت ناگوار است که هنو این بیماری ملی را در خودمان نمیشناسیم. ناروا گفتن مختص ملت ما نیست اما آفتاب را هم وارد بازیهای سیاسی مهمل کردن ظاهراً از کرامات قبیله ما است.
حاج محسن :
آقا رضا نکته خوبی را اشاره کرد .
به نظرم موضوع مورد نظر ایشان از چند منظر قابل توجه است :
١-نمایش تصاویر شخصیت های (ظاهرا") متناقض بازرگان - آوینی ، مطهری - شریعتی و بهشتی _ طالقانی ، در یک همنشینی ، القا کننده چه نکاتی است ؟
٢-آیا نمایش هر یک از تصاویر یاد شده ، "تابوی" گرایش خاصی از طیف حاضرین در سخنرانی میرحسین محسوب می شود و بر چند دستگی حضّار دلالت دارد ؟
٣-آیا این نمایش ترکیبی ، از نوعی عدم صداقت برگزار کنندگان نشست حکایت دارد ؟
۴-آیا اشتراک واحدی بین عناصر یاد شده(همچون بازرگان و آوینی) وجود دارد و ما یا برخی از دوستان تا کنون از آن بی خبر بوده ایم ؟
۵-آیا نمایش تصاویر مزبور دلالت بر رویکرد مثبت گرایشات مختلف برای استماع سخنان میرحسین دارد ؟
۶-آیا برگزارکنندگان همنشینی ، با انگیزه واحدی از میرحسین دعوت کردند ؟
٧-آیا دیدگاه های میرحسین با برگزار کنندگان کاملا" منطبق است ؟
٨-آیا اظهارات میرحسین مبنی بر ضرورت مشارکت گرایشات مختلف در انجمن های اسلامی پاسخ همه سوالات فوق نیست ؟
*یقین دارم رفتار و گفتار میرحسین ، در دراز مدت ، به این سوالات پاسخ خواهد داد !
..................................................................................................................
شاخ نبات :
ناشناس :
او این همه مدت کجا بود؟
.....................................................................................................................
شیوا سپهری :
سلام
تشکر از حضور شما و اطلاع رسانیتون چند سطر صحبت های میر حسین موسوی را خواندم و اگر وقت رخصت داد ادامه ی مباحثش را دنبال میکنم اما با خواندنش به یاد تصویری افتادم که در نمایشگاه به دیوار زده بودند در ردیف عکس شهدا عکس احمدی نژاد را کنار عکس رجایی در یک پوستال عظیم نصب کرده بودند امر را جویا شدیم و مسول نمایشگاه تنها پاسخی که داد این بود حق با شماست اما ما سالن را اجاره کرده ایم این تصویر از قبل بوده و دکوراسیون را تغییر نداده ایم .................................................................................................................... حاج عادل :
... تاریخ . هم خوندنش و هم تدبر در اون رو خیلی دوست دارم ... برا کسی که سیاست رو تو سن 14 سالگی در بهمن ماه سال 57 تو روبروی دانشگاه تهران تجربه کرده و حالا نگاهی به دوران سی سال قبل می اندازه . تحلیل این روزگار ما دشوار نیست ...
.................................................................................................................... رضا (یک قلب پاک...): سلام و درود بر شما و متشکر بابت دعوتتان ...در وحله اول باید بپذیریم که سی سال از انقلاب گذشته و نسل سوم انقلاب به دوران رسیده اند و هیچکدام آنها صحنه های انقلاب و دوره جنگ تحمیلی و حملات دشمنان را ندیده اند و طرز تفکرات با اول انقلاب بسیار تغییر کرده که البته حقیر معتقدم بعضی از مسئولین مصبب اینگونه طرز تفکرات هستند که در جایگاه عدل الهی بایستی پاسخگو باشند ..متاسفانه همانطور که مشاهده می کنیم تمامی افراد مسلمان و انسانهای معتقد و معتهد هم هستن ولی برای تخریب شخصیت همدیگر از هیچ کاری پرهیز نمی کنند که خود این جای بسیار تاسف دارد ...در اوایل انقلاب یک شعار چشم را بسیار نوازش میداد ...ما تشنه قدرت نیستیم بلکه تشنه خدمت هستیم ...بنظر حقیر در حال حاضر این چنین نیست و این شعار رنگ باخته و به تاریخ پیوسته است ...ایکاش سخنرانی های امام عزیزمان را چندبار گوش میکردند ..برای مثال ...این مملکت مال پابرهنه هاست و مستضعفین ...و چقدر حضرت امام قدس سره به تمامی مسولین سفارش می نمودند .....آیا این سفارشات کارساز بود ؟
من شخصا آرزو میکنم حضرت امام زنده بودند ...... برایتان بهترینها را از صمیم قلب آرزو میکنم در پناه حق .... ................................................................................................................. سحر : سلام..به این پست دیر رسیدم و برای همین اجازه می خوام که نظرم و بگم.شخصا دوستان می دونن که کاملا اصلاح طلب هستم و طبیعتا از سخنان میر حسین که شخصیی بسیار دوست داشتنی دارند لذت بردم ..در مورد مطلبی که رضای عزیز (مسیر سبز) بهش اشاره کردم اول یک انتقاد دارم و با یک سوال مطرح می کنم.چرا نباید عکس شهید آوینی و مهندس بازرگان کنار هم باشد؟؟؟مگر هر دوی اینها به روش خودشان به کشور خدمت نکرده اند ؟تحلیل حاج محسن را خواندم و لی به نظر من اصلا نکته مبهمی در این تصاویر نیست...از محور بحث میر حسین کاملا پیداست که می خواهد اصلاح طلبان و اصول گرایان را به نوعی آشتی بدهد و این مرز به وجود آمده را از میان بردارد هر کدام از این شخصیتها به نظر من نمادی از اصلاح طلبی و اصول گرایی هستند و همه به ایران به نوعی خدمت کرده اند! هدف این بود:خانمها ,آقایان چه اصلاح طلب چه اصول گرا برای این کشور هزینه داده اند ...زحمت کشیده اند حال هر کدام به روش خودشان و با اعتقادات خودشان...غرض خدمت به ایران بوده و ایرانی باید هر خدمتی را ارج نهد!
|
|
| شرکت در انتخابات |
| ساعت ٩:۳٥ ق.ظ روز جمعه ۱٠ خرداد ۱۳۸٧ |
|
سحر گاهی سحر سر زد به وبلاگ و افاضاتم
تعجب کرد از حاضرشدن در انتخاباتم
تعجب نیست اینکه شد سوال انگیز رأی من
تو از نسل جدیدی و من از نسل خراباتم |
|
| نتیجه انتخابات |
| ساعت ۳:٤٧ ب.ظ روز پنجشنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳۸٧ |
|
اگر چه باختم در انتخابات نکندد دل ولی مادر ز فرزند
زنم با یاس و غصه باز لبخند
|
|
| صندوق رای |
| ساعت ٥:٠٦ ب.ظ روز یکشنبه ٢٦ اسفند ۱۳۸٦ |
|
|
| انتخابات مجلس هشتم |
| ساعت ۳:٤۱ ب.ظ روز پنجشنبه ٢۳ اسفند ۱۳۸٦ |
|
من و طیف اندیشه ها و گزینش من و انتخابات ، از روی بینش من و پاسداری ز راه خمینی مرا مجلس هشتمین است و چینش |
|
| مشخصات نویسنده |
|
درباره : در 5 آبان 1330 مطابق با 22 ماه محرم پا به این جهان گذاشتم 2 ساله بودم که کودتای 28 مرداد واقع شد من از آنروز چیزی بیاد ندارم لیکن تربیت شده خانواده ای هستم که نه تنها از کودتای 28 مرداد،بلکه از اشغال تهران در شهریور 1320 و حوادث مشروطه بویژه به دار کشیدن شیخ فضل الله نوری خاطرات بسیار تلخی داشتند خود نیز پاره ای از حوادث خرداد 42را دیده بودم دوران جوانی را با دیانت-ورزش-سیاسیت گذراندم در 24 سالگی بجرم کار سیاسی در پادگان(طی دوران سربازی)و فعالیت در تیم فوتبال4سال زندانی شدم در28سالگی باپیروزی انقلاب از زندان آزادشدم اول فروردین1358واردسپاه شدم بیش از 20 سال در دفترسیاسی و مرکز مطالعات جنگ سپاه فعالیت کردم آخر اسفند1380بازنشسته گردیدم از سال1386 اینترنت را برای گفتگو با دیگران انتخاب کردم پروفایل مدیر : حاج محسن |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
| لینکستان |




