| چرا رای میدهم؟ |
| ساعت ٦:٤٤ ق.ظ روز سهشنبه ٢ اسفند ۱۳٩٠ |
|
به دلایل زیر رأی میدهم، اگرچه کسی را به رأی دادن تشویق نمیکنم: 1- به عنوان یکی از اعضای فعال ستاد مرکزی میرحسین موسوی در انتخابات 88، در انتخابات مجلس نهم پای صندوق میروم، تا شاید آنهایی که به ما تهمت براندازی میزدند، در خلوت خویش از خدای متعال عذر خواهی کنند. 2- به عنوان کسی که بر این باور است که اگر میرحسین موسوی امروز رئیس جمهور بود، نه با این مشکلات سرسام آور اقتصادی روبرو بودیم، نه با اختلاس های افسانه ای، نه تحریم های جهانی دو ساله اخیر و نه گره های جدید در فعالیت انرژی هسته ای پیش می آمد با این باور پای صندوق میروم تا آنانی که اینهمه بحران برای کشور به وجود آورده اند، ناکارآمدی خود را به گردن مخالفین خود نیندازند. 3- به عنوان کسی که میرحسین موسوی را سالم ترین مدیر کشور در 30 ساله اخیر بعد از رجائی میدانم، پای صندوق میروم تا اثبات کنم ما برای حکومت کیسه ندوخته بودیم و حاضریم برای اداره کشور حتی با گروه هایی که کمر به حذف بهترین ها بسته بودند، همکاری کنیم. 4- پای صندوق میروم تا اثبات کنم برای حفظ اقتدار نظام در برابر تحریم های بین المللی و تهدیدهای نظامی حاضریم از حقوق مدنی خود صرف نظر کنیم (هرچند که سوء مدیریت عوامل جناح رقیب مورد تشدید تحریم ها و تهدیدها شده باشد). 5- پای صندوق میروم و به نفع اصولگرایان رأی میدهم تا به سهم خود، مانع از نفوذ بیشتر پیروان مکتب "مصباحیه" شوم (هرچند که از مواضع اصولگرایان، به ویژه در دوره امام خمینی، اندوه تاریخی دارم ولی به هر صورت، آنان را از جمله صاحبان انقلاب میشناسم و امثال جناب مصباح را مهمان موج سوار انقلاب میدانم). 6-پای صندوق میروم و به اصولگرایان رأی میدهم، زیرا که شرم اصولگرایان را در حاکم کردن جمعیت احمدی نژاد، کاملا حس میکنم و حاضرم بدون سرزنش، آنان را در نجات کشور از دست احمدی نژاد یاری دهم. 7- پای صندوق میروم به دلیل اینکه می بینم عناصر اصولگرا اندک اندک به اندیشه های اصلاح طلبی گرایش پیدا کرده اند (هرچند که همچنان از رسانه ی ملی و سایر رسانه های در امنیت شان یکطرفه به ما هجوم می آورند و امکان دفاع را از ما سلب میکنند). اما لیست مورد نظرمن که از با محور قرار دادن لیست "صدای ملت" و "مردمسالاری" و تکمیل آن با لیست جبهه متحد و جبهه ایستادگی تهیه کرده ام بدین نحو است: 1- علی مطهری (نماینده مجلس هشتم) 2-علیرضا محجوب (اصلاح طلب) (نماینده مجلس هشتم) 3-الهه راستگو(اصلاح طلب) 4--سهیلا جلودارزاده(اصلاح طلب) (نماینده مجلس ششم) 5- علی عسگری(روحانی) (نماینده مجلس هفتم) 6- نبی رودکی(فرمانده لشکر 19 فجر از استان فارس در جنگ 8 ساله با عراق) (نماینده مجلس هفتم) 7- مجتبی رحماندوست(مشاور امور ایثارگران در دوره خاتمی و احمدی نژاد تا چندی پیش) 8- سید محمد حسن ابوتربی(روحانی) (نماینده مجلس هشتم) 9- غلامرضا مصباحی مقدم(روحانی) (نماینده مجلس هشتم) 10- حسن غفور فرد (نماینده مجلس هشتم) 11- امیدوار رضایی (نماینده مجلس هشتم) 12- -احمد توکلی (نماینده مجلس هشتم) 13- حمیدرضا کاتوزیان (نماینده مجلس هشتم) 14- حسین شیخ الاسلام (لیست صدای ملت) 15- علی عباسپور تهرانی فرد (نماینده مجلس هشتم) 16- الیاس نادران (نماینده مجلس هشتم) 17- رضا حسینی قطب آبادی (نماینده مجلس هشتم) 18- سید حسین هاشمی (نماینده مجلس هشتم) 19- محمد رضا باهنر(نماینده مجلس هشتم) 20- حسین مظفر (نماینده مجلس هفتم) 21- حسن زمانی(لیست صدای ملت) 22-فهیمه خان محمد زاده (لیست صدای ملت) 23- علی رضا دهقانی(دهقان) (لیست صدای ملت) 24--ناصری زنجانی(روحانی) (لیست مردمسالاری) 25- محمد جعفری(روحانی) (لیست مردمسالاری) 26-سیدمرتضی موسوی (لیست مردمسالاری) 27-سیدعلی خادمی (لیست مردمسالاری) 28-مینا صفیخانی (لیست مردمسالاری) 29- محمدعلی رجایینیا (لیست مردمسالاری) 30- علیرضا نژادصاحبی (لیست مردمسالاری) |
|
| تدبیر صحیح |
| ساعت ٩:۱٠ ب.ظ روز شنبه ٢٩ بهمن ۱۳٩٠ |
|
میزان برجستگی رهبران در مدیریت بحرانها مشخص می شود. انسانهای مطلع و منصف می دانند که جبهه ی اصلاحات از فردای دوم خرداد 1376( چه در حاکمیت و چه در محکومیت) چه روزهای دشواری را پشت سرگذاشته است. حوادثی که از فردای دوم خرداد 1376آغاز شد و - به گفته خاتمی- هر چند روز یکبار با بحران جدیدی روبرو بود و تا امروز ادامه دارد،از خاتمی، موسوی خوئینی ها و همفکرانشان ذخیره ای ایجاد کرده که در محاسبات توان ملی جایگاه خود را باز کرده است. من این پتانسیل ملی و ذخیره استراتژیک را به مردمی که به آینده کشور علاقمند می باشند تبریک می گویم. آخرین تدبیر ارزشمند اصلاحات نحوه ی تصمیم گیری در مورد انتخابات مجلس نهم بود که هر چند سازوکارهای لازم برای تصمیم سازی وجود نداشت اما به بهترین وجه ممکن تصمیم گرفته شد. بدین ترتیب جبهه ی اصلاحات، ضمن بهره برداری از حداکثر فضایی که حاکمیت برایشان قائل بود، حاضر به سرمایه گذاری بیهوده و صرف انرژی بدون بازده در انتخابات نشدند. |
|
| انجمن حجتیه و رهبری |
| ساعت ٢:٢۸ ق.ظ روز پنجشنبه ٢٠ بهمن ۱۳٩٠ |
|
مصاحبه حضرت آقای خامنه ای با روزنامه اطلاعات در20 دی 1360 که توسط سایت رجانیوز منشر شده، نطر مرا جلب کرد. البته تنها سوال و جواب درباره ی انجمن حجتیه ی آنرا در اینجا عرضه می کنم خبرنگار: مسألهای که مدت هاست مطرح شده و حق مطلب این است که گذشته از گروه هاى منحرف چپ و راست وابسته به شرق و غرب و گروههاى مذهبى التقاطى مدعى پیروى از خط امام بعضا برادران متعهد و حزب اللهى نیز نگرانىها و پرسشهایى دربارهی آن داشتهاند و دارند، مسألهی انجمن حجتیه است. آیت الله جنتى هم در آغاز با شدت خاصى این مسأله را مطرح کردند و نوع سؤالات ایشان از یک امر مهم حکایت داشت که ما واقعا در این مورد نمیدانیم حقیقت چیست. و لذا شما به عنوان یک روحانى آشنا و خبره و سابقه دار در این مورد بفرمایید اولا انجمن حجتیه به چه کسانى گفته میشود و آنها در چه وضعیتى بسر میبرند؟ ثانیا در مورد این انجمن و این طرز فکر آیا باید احساس نگرانى داشت یا خیر؟ جواب: انجمن حجتیه به آن عدهای گفته میشود که در طول بیست و چند سال همت خود را مصروف داشتند براى پاسخگویى و مقابله با شبهات فرقهی ضالهی بهائیت در ایران. و این را همه میدانیم که بهائىها بیشتر یک باند سیاسى بودند تا یک گروه مذهبى و فکرى. اما این سؤال که آیا اینها چگونه هستند و اشاره به فرمایشات آقاى جنتى، به نظر من این سؤال شما سؤال طبیعى و درستى نیست و من بدون این که شما را در طرح این سؤال متهم بکنم، نفس وجود این مسأله و عمده کردن مسألهی انجمن حجتیه را در جامعه متهم میکنم و کسانى را که براى اولین بار سعى کردند این شایعه و بحران مصنوعى را به وجود بیاورند، ناخالص میدانم. به نظر من در میان افراد انجمن حجتیه عناصر انقلابى مؤمن صادق و دلسوز براى انقلاب و مؤمن به امام و ولایت فقیه و در خدمت کشور و جمهورى اسلامى پیدا میشوند، همچنان که افراد منفى بدبین کج فهم بىاعتقاد و نقزن و معترض هم پیدا میشوند. پس انجمن از نقطه نظر تفکر سیاسى و حرکت انقلابى طیف وسیعى است و منحصر به دایرهی محدود نیست. بنابراین ما نمیتوانیم بگوییم کل انجمن نوع اول است یا نوع دوم، زیرا در انجمن هم از نوع اول و هم از نوع دوم کسانى هستند و شاید هم از هر دو نوع کسان زیادى وجود دارند. و من وقتى نگاه میکنم، از یک طرف چنین حقیقتى را میبینم و از طرف دیگر سؤال از حال انجمن و اصرار بر رد یا قبول انجمن را امروز از سوى گروههایى در جامعه میبینم، احساس میکنم این یک حرکت طبیعى نیست بلکه دارند یک حرکت جدیدى را به وجود میآورند. رادر عزیزمان جناب آقاى جنتى که بنده براى ایشان احترام زیادى قائلم، بعد از آن خطبهای که طى آن راجع به انجمن حجتیه سؤالاتى کردند، یک شب پیش من آمدند و من از ایشان سؤال کردم چطور شد این مسأله را مطرح کردید؟ ایشان در حالى که از آنچه واقع شده بود، خشنود نبودند، گفتند کارى است که صورت گرفته و حالا چگونه باید جبران کنیم؟ من به ایشان پیشنهاد کردم براى جبران این قضیه شما در نماز جمعه نسبت به کسانى که میخواهند از بیان شما سوء استفاده کنند و این مسأله را به صورت یک جریان عظیم در بیاورند و آن را در جامعه عمده کنند، تا به شکل یک تضاد اصلى انجمنى و ضدانجمنى در بیاید، اخطار کنید و بگویید نظرتان به هیچ وجه این نبوده است که تضاد اصلى در جامعهی ما تضاد انجمنى و غیر انجمنى است. و اگر خود انجمنىها در پاسخ سؤالات شما یک حرف قابل قبول و قابل تعریف آوردند آن را مجددا در نماز جمعه مطرح کنید. ایشان هم قبول داشتند که این مصلحت است و بعد انجام گرفت. اما به شکل کافى یا وافى دقیقا نمیدانم. پس عمل جناب آقاى جنتى به معناى این نیست که طرح این گونه مسائل امروز در جامعهی ما یک کار بحق و عمل صالح است. و لذا من معتقدم تضادهاى اصلى در جامعهی ما اینها نیست، بلکه تضاد انقلاب ما با ضدانقلابهاى جهانى و داخلى است. لذا ما باید ضدانقلابهاى داخلى را پیدا کنیم و از حرکاتشان جلوگیرى و پیشگیرى کرده جراحاتى را که بر پیکر جامعه به وجود میآورند، درمان کنیم و با ضدانقلاب هاى خارجى به شدت بجنگیم منبع: سایت رجا نیوز 20 بهمن 1390 ........................... به نظر شما - با توجه به خبر زیر- هدف سایت رجانیوز از انتشار این خبر چیست؟ 1-سایت فردا نیوز در 19 بهمن 1390به نقل از خبرگزاری فارس گزارش داد: حجت الاسلام والمسلمین حیدر مصلحی وزیر اطلاعات ... اظهار داشت: بنابر اطلاعات موثقی که بدست آمده دشمن به دنبال ایجاد بحران و چالش در مسیر انتخابات است که این امر نیاز به هوشیاری دستگاههای امنیتی و آحاد ملت غیور و انقلابی را در مباحث امنیتی دو چندان میکند. .... مصلحی ... تصریح کرد: در شرایطی که دشمنان قسم خورده اسلام و انقلاب اسلامی از اوباما گرفته تا انجمن حجتیه و جریان های غیر همسو با امام (ره) و رهبری برای سوء استفاده از فرصت انتخابات و مقابله با آرمان های نظام و ولایت متحد و همسو شدهاند باید با هوشیاری و بصیرت مراقب ترفندهای آنها باشیم. 2-سایت انتخاب در 20 بهمن1390 به نقل ازسایت 24 و به نقل ازسایت بنیاد تاریخ پژوهی متعلق به حجت الاسلام سیدحمید روحانی آورده است: *انجمن حجتیه که اکنون در دفتر ریاست جمهوری جاخوش کرده است با تز شیطانی «باید فساد را گسترش داد تا امام زمان ظهور کند» اختلاس، رشوه و دستبرد به بیتالمال و فساد اخلاقی و اقتصادی را هرچه شدیدتر گسترش میدهد و گرانی و تورم و هرج و مرج اقتصادی را دامن میزند تا نظام جمهوری اسلامی را به چالش بکشد و تودهها را ضد این نظام بشوراند تا زمینه برای ظهور امام زمانشان (امریکا ـ انگلیس) فراهم شود. |
|
| مثلت بی قاعده |
| ساعت ٧:٠٢ ب.ظ روز چهارشنبه ٢۸ دی ۱۳٩٠ |
|
در نهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی شرکت میکنم؛ اما کسی را به حضور در انتخابات تشویق نمیکنم. چرا که در سال 1388 عدهای که با تشویق من، به حضور در انتخابات ترغیب شدند، پس از آنکه ابهاماتی برایشان ایجاد شد، نتوانستم پاسخگویی شان باشم، لذا فعلا امکان تشویق دیگران به حضور در انتخابات برایم وجود ندارد. اما از آنجا که برخی از مراجعان به وبلاگ اینجانب تمایل دارند تا دیدگاه و نقطه نظرم را درخصوص انتخابات جویا شوند، نکاتی را متذکر می شوم: بر این باورم که جریان جبهه پایداری به رهبری اقای مصباح که همچنان از احمدی نژاد حمایت میکند، می کوشد در انتخابات مجلس نهم رأی اصولگراها را در شهرهای بزرگ مصادره کند و از سوی دیگر، جریان مشایی که آن نیز با احمدی نژاد متحد است در شهرهای کوچک با هزینه گزاف نمایندههای مشایی گرای حامی احمدی نژاد را وارد مجلس کند. به عبارت دیگر رابطه جبهه پایداری- احمدی نژاد- مشایی مثلث بدون قاعده ای است، که در راس آن احمدی نژاد و پیوند مصباح و مشایی قاعده رویت نشدنی آنست، این مثلث که یک سر آن را گرایشات لائیک(با نماد مشایی) و سر دیگر آن را تعصبات دینی(با رهبری مصباح یزدی) پرچمداری میکنند، اگر موفق شوند اکثریت مجلس نهم را بدست آورند، کمر به حذف اصولگرایان خواهند بست.تا درگام بعدی برای انتخابات ریاست جمهوری یازدهم خیز بردارند.(1) به عبارت دیگر در این انتخابات اصولگرایان ، با دو جبهه پایداری و جبهه ی مشایی گرا روبرو هستند، دو جبهه ای که در واقع دو بازی احمدی نژاد محسوب می شوند.(2) بر این باورم که در این انتخابات، احمدی نژاد می خواهد از دو جناح علیه اصولگرایات وارد میدان شود. جریان احمدی نژاد که در دوره نهم جمهوری با پشتوانه ی اصولگرایان، اصلاح طلبان را از صحنه خارج کرد، در دوره دهم جمهوری، منزوی کردن اصولگرایان را هدف قرارداده است. از منظری دیگر، احمدی نژاد که در انتخابات 84 و88 تمام انرژی خود را علیه هاشمی رفسنجانی متمرکز کرده بود، امروز درصدد است که به مخاطبین جهانی خود نشان دهد، مانع هاشمی را پشت سرگذارده و مانع بعدی سر راه او ... است، که از وی نیز عبور خواهد کرد. و من با توجه آسیبی که از تداوم مدیریت احمدی نژاد و مصباح بر کشور وارد می آید تصمیم گیری خواهم کرد(انشاء الله). ................................. 1- پیشنهاد می کنم در خبر انتشار بولتن خبری 80 صفحه ای طرفداران جبهه پایداری، در نقد رفتاری افرادی همچون مهدوی کنی و حسین شریعتمدار تامل بیشتری نمایید. در این کتابچه آمده: «سرمقاله های شریعتمداری مانند سایر اشکال تراشی های امنیتی، خیال پردازانه نیز هست»! چنین مواضعی که شباهت فروانی به مواضع جریان مشایی گرا دارد حکایت از هدف های مشترک این دو جریان بظاهر متضاد دارد. 2- و چه بسا جبهه پایداری ناآگاهانه ماموریت دارد که با ایجاد رقابت بین اصولگرایان، موجب شکسته شدن آمار اصولگرایان و بالا آمدن آمار مشایی گراها باشد. در ضمن با تسلیت شهادت پیامبر اکرم، امام مجتبی و امام رضا علیهم السلام، تا پایان ماه صفر پست جدیدی نخواهم داشت(انشاء الله). |
|
| انتخابات و اصلاح طلبان |
| ساعت ۱:٤٢ ق.ظ روز دوشنبه ٢۳ آبان ۱۳٩٠ |
|
یک ماه از آخرین پستی که گذاشته ام می گذرد! نه علاقه ای برای ارائه پست جدید دارم و نه در پاسخ به محبت دوستان وظیفه شناسی کرده ام! نه فرصتی دارم و نه حوصله ای! محرم در راه است: ماه محرم می رسد احرام ها دربر کنید آید نسیمی از بهشت آوارگان باور کنید هنگام بهاری شدن دل زمستانی ام در پیش است! وقتی نسیمی از جنت دلجوی یار در راه است، هر سخنی که بوی یار ندهد خالی از طراوت است! درعین حال بگذار مانند لوتی های قدیم، که قبل از محرم برنامه ی کلوخ اندازون داشتند، من هم پا جای پای آنها بگذارم! تا ببینیم بعد از محرم در به چه پاشنه است!
اما انتخابات مجلس نهم : در باره پیش بینی ام از انتخابات آینده و نیز درباره ی پیشنهادی که می خواهم به اصلاح طلبان داشته باشم حرف زیادی دارم ولی نه در یک پست می شود پرحرفی کرد و نه من حوصله تشریح دلایلم را دارم! پیشنهاد به اصلاح طلبان: 1- انتخابات را تحریم نکنید و به هرمیزانی که جناح حاکم برد تریبون شما را فیلتر نکند، مردم را به مشارکت درانتخابات دعوت کنید(حتی اگر مردم طرفدار اصلاحات علاقه ای به این حضور نداشته باشند) 2-از دادن لیست انتخاباتی پرهیز کنید ولی اجازه دهید دوستان اصولگرا با رقابت های درون جناحی خود موجب گرمی انتخابات شوند. تبصره: هرچند گرمی انتخابات با منافع ملی ما گره خورده ولی جناح حاکم راه تنفس اصلاح طلبان رابسته لذا چشم اندازی برای رقابت انتخاباتی دیده نمی شود. با این وجود شرکت نامزدهای مستقل در انتخابات با هرگرایشی از جمله با گرایش اصلاح طلبی را تخطئه نکنید. 3- همزمان با انتخابات مجلس نهم لویی جرگه اصلاحات را کلید بزنید. 1/3- اگر تشکیلات لویی جرگه مجازی باشد، کمترین هزینه را درپی خواهد داشت . 2/3- عضویت افراد در لویی جرگه انتخابی باشد نه انتصابی و یا سهمیه ای. 3/3- مبنای انتخابات باید آرائ طرفداران اصلاحات باشد. 4/3- نحوه ی رای گیری می تواند اینترنتی و همزمان با روز انتخابات مجلس نهم باشد. 5/3- احزاب اصلاح طلب نامزدهای خود را برای عضویت در لویی جرگه به طرفداران معرفی کنند. تا طرفداران به نامزدهای مورد پسندشان رای دهند. 6/3- پایبندی نامزدها به قانون اساسی شرط تایید صلاحیت نامزدها باشد. 7/3- ساختار لویی جرگه کارشناسی باشد نه قومی یا حزبی و یا جغرافیایی 8/3- فراکسیونهای داخلی لویی جرگه و ائتلاف های حزبی سهم احزاب را در لویی جرگه مشخص می کند 9/3- مجمع روحانیون مباز به ریاست سید محمد خاتمی می تواند برگزار کننده ی اولین دوره ی انتخابات لویی جرگه باشد. 10/3- بعد از تشکیل اولین دوره، مرامنامه و بسیاری از موارد از جمله سازوکار انتخابات بعدی لویی جرگه را می توان تعیین کرد. 4- البته مبحث تشکیل لویی جرگه ی اصلاح طلبان، از دوران انتخابات دهم ریاست جمهوری مطرح بوده و چه بسا دوستانی که در آن زمان طراح چنین ایده ای بودند، نظرات صائبی داشته باشند. لذا ابتدا باید از آنها پرسید که چرا این ایده تا کنون اجرایی نشده است. درعین حال من احساس کردم در اوقات کلوخ اندازون کمی بزنم به خاکی، چنین پیشنهادی را ارئه کنم شاید بهانه ی شود برای احیای مجدد این گفتمان. .............................................................................. آیا دوست دارید از برنامه ی ما در ایام محرم باخبر شوید؟ شنبه ۵ آذر تا پنجشنبه ۱۷ آذر ساعت ۲۰:۳۰ : زیارت عاشورا ساعت ۲۱ : سخنرانی ساعت ۲۱:۳۰ : عزداری سخنرانان: شب اول تا پنجم: حجت الاسلام عبدالحسین پهلوانی شب ششم تا شام غریبان: حجت الاسلام محمدحسن سعیدی شب های دوازدهم و سیزدهم: حجت الاسلام ایازی مکان:مسجد قندی نشانی: تهران- خیابان وحدت اسلامی-میدان وحدت سلامی(شاپور سابق) خیابان شهید فروزش(مهدیخانی سابق)
کلمات کلیدی: انتخابات مجلس نهم ،اصلاح طلبان
|
|
| حمله آمریکا به ایران (عدم کفایت احمدی نژاد) |
| ساعت ۳:٢۱ ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ مهر ۱۳٩٠ |
|
به نظر می رسد مسئله ی تقابل ایران و آمریکا به مرحله ی حساسی رسیده و خروج از آن به مراتب حساس تر از گذشته شده است و چه بسا بحران جدید بر سرنوشت جمهوری اسلامی ایران و حتی نظام سرمایه داری آمریکا تاثیرات تعیین کننده ای بر جای گذارد. احتمالا اقدامات اخیر آمریکا علیه ایران، بخشی از طرح آمریکایی خاورمیانه جدید است. لذا سرنوشت خاورمیانه جدید با شکست یا پیروزی آمریکا در این توطئه، ارتباط مستقیم دارد. البته ما باید مانع از تشدید بحران شویم، لیکن درصورت عدم موفقیت، پای مرگ و زندگی برای جمهوری اسلامی ایران و آغاز شمارش معکوس فروریزی ابرقدرتی به نام آمریکا در میان است. ما باید برای کاهش شدت بحران و جلوگیری از شتاب حوادث، قدرت بازدارندگی خود را افزایش دهیم. مهم ترین پارامتر بازدارنده ی جمهوری اسلامی با ارائه نمایشی از تجلی وحدت ملی محقق می شود. برگذاری بیش از 30 انتخابات در عمر سی و چند ساله ی کشور ما یکی از مهم ترین عوامل بازدارنده متجاوزان برای حمله به این کشور در سال های گذشته بوده است. لیکن فرصت به دست آمده در انتخابات دهم ریاست جمهوری نه تنها مورد بهره برداری صحیح قرار نگرفت بلکه، موجب آسیب دیدگی وحدت ملی نیز شد و زمینه را برای تهدید بیگانگان علیه ایران فراهم کرد. لذا انتخابات مجلس نهم از این بابت بسیار مهم تلقی می شود. البته حوادث تلخ بعد از انتخابات 88 رغبتی برای حضور قاطبه ی مردم درپای صندوقها باقی نگذاشته است. در نتیجه امید به حضور گسترده ی مردم در انتخابات اسفند 1390 در وضعیت فعلی بسیار ضعیف است. اما می توان جامعه خسته از انتخابات گذشته را با شوک بزرگی متحول کرد. به نظر می رسد مهم ترین شوکی که می تواند جامعه ی بی تفاوت نسبت به انتخابات را متحول کند، در دست مجلس هشتم است. طرح عدم کفایت احمدی نژاد اگر در دستور مجلس قرار گیرد، ضمن این که ممکن است کاسه و کوزه ی اختلاس، گرانی و حوادثی مانند کهریزک به پای او شکسته شود، می تواند به موج جدیدی از فعالیت سیاسی-همگانی تبدیل گردد. یکی دیگر از اقداماتی که می تواند جامعه را از وضعیت فعلی خارج سازد، مبحث بازنگری در قانون اساسی است. توجه داده می شود که زمزمه ی حذف پست ریاست جمهوری از قانون اساسی، جایگزینی نخست وزیر به جای رئیس جمهور و واگذاری انتخاب نخست وزیر به مجلس، چندی پیش در مجلس هشتم کلید زده شد. اما چنین اقدامی بدون بازنگری در قانون اساسی میسر نیست. همچنین امضای حدود 100 نفر از نمایندگان پای نامه ی سوال از رئیس جمهور نیز مدتی است که به پشت در هیئت رئیسه ی مجلس رسیده است. همچنان که می دانیم علی مطهری به علت تاخیر در اعلام وصول نامه ی مزبور، از سوی هیئت رئیسه ی مجلس، استعفاکرده است. علی مطهری در استعفا نامه ی خود به اظهارات نمایندگانی که معتقدند رهبری با سوال از رئیس جمهور مخالف است پاسخ داده و به نامه ای که در این باره به رهبری نوشته واز ایشان کسب تکلیف کرده، اشاره کرده و عدم پاسخ رهبری به نامه ی خود را دلیلی بر عدم مخالفت رهبری با این اقدام دانسته است. از قضا امروز رهبری در سخنان خود در کرمانشاه، به طور غیر مستقیم، عدم مخالفت قانونی خود در مورد سوال از رئیس جمهور را اعلام کرد. همچنین رهبری به زمزمه ی تغییر پست ریاست جمهوری با نخست وزیری روی مثبت نشان داد. حال این گونه موضع گیری رهبری اگرچه ممکن است از ابعاد مختلفی قابل تحلیل باشد، لیکن از جنبه ی احیای شور عمومی و بازگرداندن مردم به صحنه ی انتخابات و احتمالا همه پرسی آینده بسیار مهم تر است. و چه بسا اظهارات اخیر رهبری برای افزایش قدرت بازدارندگی و خنثی سازی تهدیدات تکاندهنده ی اخیر آمریکا باشد. |
|
| دیدگاه من در7پرده (پرده آخر) |
| ساعت ٥:٥۱ ق.ظ روز چهارشنبه ۱٢ امرداد ۱۳٩٠ |
|
بسم الله الرحمن الرحیم خدایا به امید تو پروردگارا مرا به صراط مستقیم خود هدایت و برطریقت خود استوار فرما یاصاحب الزمان ادرکنا و لا تهلکنا 1-در حالی که می کوشم همواره فردی مستقل باشم و هویت فردی خویش را گم نکنم، به عنوان عضوی از طیف اصلاح طلبان هستم، و به این عضویت افتخار می کنم، در عین حال از برخی نگرش های درون این جبهه بیزارم. 2-قدر مسلم در طیف اصلاح طلبان گرایشات مختلفی وجود دارد و یکی از شاخصه های تفکیک و تمایز گرایشات درون جناحی اصلاح طلبان، شاخصه امام خمینی است. 3-من خمینی محورم! خمینی را بانی مکتب سیاسی جدیدی می دانم! پیروی مکتبی هستم که خمینی آن را پایه ریزی کرده است! حضورم در طیف اصلاحات به جهت اشتراک با آنان در باره اعتراض به وضعیت موجود حاکمیت در کشور است! اصلاح طلبی هستم در چهارچوب مکتب خمینی و با هر نگرشی که با مکتب خمینی ناسازگار باشد، همراهی و هم نوایی نخواهم کرد! 4-بی تردید قرائت های مختلفی از خط امام(خمینی) وجود دارد! من از اشتراکات خود با دیگران در مورد خط امام خشنودم! در طی سی و اند سال گذشته همواره عقاید سیاسی خود را نقد درونی کرده ام، ولی نتیجه نقدهای درونی ام جز انسجام بیشتر عقایدم نبوده است! 5-به نظر من مکتب سیاسی خمینی توام با جوهر ذاتی است! به عبارت دیگر مکتب سیاسی خمینی دارای پیکره ای است که حیات پیکره آن، وابسته به روح آن است! پیکره مکتب سیاسی خمینی را خواست مردم تشکیل می دهد و بر همین اساس معتقد بود "میزان رای مردم است"! روح مکتب سیاسی خمینی اسلام است؛ اسلامی با قرائت خمینی نه با قرائت متحجرانه و یا التقاطی! من، رای مردم را میزان قطعی می دانم و بر این باورم؛ که حکمت خداوندی بر این اصل قرار گرفته که خواست مردم -چه خوب و چه بد- محقق شود! گرچه خواست مردم به صورت آشکار و یا به صورت آرائ خاموش باشد! خواست مردم پیکره اندیشه سیاسی خمینی است و اسلام روح آن است! اگر مردم اسلام را بخواهند، اندیشه خمینی پیاده می شود! اما اگر مردم اسلام را نخواهند، خواست مردم محقق می شود ولی تشابهی با اندیشه خمینی نخواهد داشت! البته از آن جهت که معتقدم؛ اندیشه ها(چه خوب و چه بد) ذی حیات و زنده اند، لذا اندیشه سیاسی خمینی(چه حاکم باشد و چه منزوی گردد) نه تنها مستهلک نمی شود بلکه همواره حیات خواهد داشت(گرچه حتی یک نفر تابع هم نداشته باشد)! بر این باورم؛ هر اندیشه ای که تبلور ذهنی یافت و از قابلیت تبیین برخوردار شد، پا به عرصه ی حیات می گذارد و تا قیام قیامت نخواهد مرد، بلکه در قیامت نیز در سیمای بنیان گزار خود ظهور خواهد کرد! پایبندی من به مکتب سیاسی خمینی یعنی: تا زمانی که مردم اسلام را می خواهند، با آنان همراهم، اگر روزی مردم اسلام را نخواستند، مسیر خود را از آنان جدا خواهم کرد! 6-خداوندا گواه باش! من همه چیز خود را! جان و خانواده و مال و کشورم را برای اسلام می خواهم! من از ندا هایی که اسلام را برای ایران می خواهد(که از سوی برخی گرایشات درون طیف اصلاح طلبان به گوش می رسد) به شدت بیزارم! 7-اما چرا نسبت به وضعیت موجود حاکمیت معترضم؟! قدر مسلم اعتراض من به یک و یا چند مورد ختم نمی شود! اما موضوع محوری اعتراضات من در چهارچوب مکتب سیاسی خمینی است! 8-قدر مسلم در طیف حاکمیت موجود هم گرایشات مختلفی وجود دارد! گرایشات درون حاکمیت را با شاخصه خط امام نیز می توان تفکیک کرد! برخی از این گرایشات از ابتدای انقلاب، قرائت شان از خط امام با ما متفاوت بود! من این قرائت را به رسمیت می شناسم! ولی به خود اجازه نمی دهم که بپذیرم قرائت های آنان از خط امام متاثر از موقعیت سیاسی آنان باشد! (البته همین انتقاد به گرایشات درونی طیف اصلاحات هم وجود دارد!) 9-یکی از ملاک های من در میزان تبعیت از آیت الله خامنه ای، نحوه تبعیت وی از امام خمینی است! همه می دانند و در تاریخ هم ثبت شده که ایشان در مواردی با نظرات امام مخالف بوده است! حال چگونه می شود که اگر ما با بعضی از نظرات ایشان مخالف باشیم، متهم به ضدیت با ولایت فقیه، ضدیت با خط امام و گاه متهم به براندازی می شویم! 10-من بر اساس اندیشه سیاسی خمینی(و نیز مندرجات قانون اساسی) به ولایت مطلقه فقیه معتقدم! ولایت مطلقه امری است ضروری برای موارد استثنایی، نه این تعاریفی که از سوی جناح حاکم هر روز تبلیغ می شود! (بی انصافی است اگر آیت الله خامنه ای را متهم کنیم که دم به دم از اختیارات مطلقه ولایت فقیه استفاده می کند) معتقدم همان طور که علی علیه السلام در امور حکومتی از مردم می خواست که او را مورد سوال قرار دهند، مردم هم مجازند رهبری خود را مورد سوال قرار دهند و این مساله ناقض ولایت مطلقه فقیه نیست! همان طور که قانون اساسی اختیاراتی برای ولی فقیه قائل شده است، برای خبرگان رهبری هم وظایفی تعیین کرده که از جمله آنان نظارت بر دستگاه های تحت امر رهبری است! طی این سالها مجلس خبرگان چه نظارتی بر دستگاه های تحت پوشش رهبری کرده؟! در صورتی که برخی مراکز مهم سیاسی مانند شورای نگهبان و تشخیص مصلحت نظام، از جمله دستگاه های تحت پوشش رهبری هستند، خبرگان چه نظارتی بر آنها دارد؟! مگر دستگاه های رسمی ترویج فرهنگ عمومی(از جمله صداوسیما، سازمان تبلیغات، ستاد ائمه جمعه و...) از جمله دستگاه های تحت پوشش رهبری نیستند، خبرگان چه نظارتی بر آنها دارند؟! 11-غیر از این که شورای نگهبان را مرکز معتبری برای تایید نامزدهای مجلس خبرگان نمی دانم، اساسا با ترکیب مجلس خبرگان مخالفم! اگر قرار بود مجلس خبرگان مرجع تقلید انتخاب کند، ترکیب یک دست روحانی آن، مورد اعتراض نبود! اما اعضای مجلس خبرگان قرار است فقیهی را برای حکومت داری تعیین کنند. که علاوه بر قوت و قدرت اجتهاد فقهی، در امور اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی تبحر لازم را داشته باشد! بی تردید عضویت شخصیت های حوزوی، روحانی و مجتهد در چنین مجلسی از شروط لازم عقلی است، ولی شرط کافی نیست! به نظر من یک سوم تا یک دوم اعضای خبرگان باید از شخصیت های دانشگاهی باشند! به نظر من باید تایید اجتهاد و صلاحیت نامزدهای روحانی مجلس خبرگان(مانند اول انقلاب) به عهده مراجع تقلید باشد، نه به عهده شورای نگهبان! مگر حکومت ما دینی نیست؟! اگر دینی است، جایگاه مراجع تقلید در این حکومت کجاست؟! آیا نمی خواهید جایگاهی را که در اول انقلاب داشتند احیا کنید؟! در اولین انتخابات مجلس خبرگان، با اعتباری که نظام برای مراجع تقلید قائل شده بود، آنها می توانستند شاگردان خود را نامزد انتخابات مجلس خبرگان کنند! در آن دوره مراجع می توانستند در مدیریت نظام مشارکت داشته باشند ولی امروز این امتیاز از آنها سلب شده است! احیای نقش مراجع در تایید صلاحیت نامزدهای مجلس خبرگان نه تنها نقش مرجعیت را در اداره کشور باز سازی می کند، بلکه به تقویت نهادهای اجتماعی-مذهبی منجر می شود! آیا دوستانی که به نهادهای تعریف شده در جامعه مدنی بدبین هستند، با تقویت نهادهای جوامع مذهبی(هرم هایی که مرجعیت در راس آنها قرار می گیرند) نیز بد بین هستند؟! 12-تردید ندارم که نقش تاریخی روحانیت(به ویژه در تاریخ معاصر ما)، در این کشور بی بدیل است! خطاهای روحانیت دین فروش و آخوندهای متحجر، نباید ما را از نقش منحصر به فرد روحانیت در مبارزه با استبداد و استکبار(در گذشته و حال) منصرف کند! یکی از مشکلات بزرگ اصلاح طلبان این است که مجهز به ادبیات دینی نیستند! نه به ادبیات دینی عوام پسند مجهزند و نه به ادبیات دینی روشنفکر پسند! در طیف اصلاح طلبان جای یک دکترشریعتی خالی است! هر چند که شخصیت هایی چون موسوی خوئینی ها می توانند این خلاء محسوس را پوشش دهند! در مقابل اصلاح طلبان، جناح حاکم به ادبیات دینی عوام پسند کاملا مجهز است! در عین اعتراف من به نقش بی بدیل روحانیت در مدیریت توده ای مردم در برابر استبداد و استکبار! و در عین انتقاد صریح من به عدم درک افکار عمومی طیف اصلاح طلبان به نقش محوری روحانیت! از جناح حاکم در نظام جمهوری اسلامی سوال می کنم: جای دانشگاه و دانشگاهیان در کجای این نظام است؟! آیا وحدت حوزه و دانشگاه یعنی که دانشگاهیان تحت پوشش حوزه قرار گیرند؟! وحدت یعنی حوزه بالا سر دانشگاه قرار گیرد؟! اگر مقصود از وحدت حوزه و دانشگاه، تعامل بین این دو نهاد با حفظ هویت است، جایگاه دانشگاه در تعیین و نظارت بر مهم ترین پست مدیریت کشور(انتخاب ولی فقیه و نظارت بر او) کجاست؟! آیا بعد از ثلث قرن از برپایی نظام جمهوری اسلامی، نباید دانشگاه جایگاه خود را در مدیریت کلان کشور پیدا کند؟! 13-با همه انتقاداتی که به وضعیت موجود حاکمیت در کشور دارم، به این نظام معتقدم! معتقدم(از بعد اندیشه سیاسی) با برپایی این نظام، تحولی در تاریخ سیاسی بشریت صورت گرفته است! بی تردید کسی که این نظام را عاملی در تحول تاریخ می پندارد، مبارزه با آن را هم بیهوده می داند! به ویژه اگر خود پایبند آن نظام باشد! پایبندی به نظام به معنی چشم و گوش بستن در برابر فعل و انفعالات درون نظام نیست! معتقدم که این نظام بر اساس فتوای یک مرجع تقلید شکل گرفته و تا زمانی که فقیه مبرز دیگری نیاید و فتوای کارآمد جدیدی ندهد، این نظام مشروعیت شرعی دارد! معتقدم(از بعد فقهی) بر اساس حدیث مشهور "فاما الحوادث الواقعه فارجعوا الی روات احادیثنا" این نظام شکل گرفته است! اگر فتوای مشهور خمینی در برپایی این نظام را علت موجده نظام موجود فرض کنیم، علت مبقیه نظام نیز به تداوم پایبندی دست اندر کاران نظام به این فتوا بستگی دارد! در وضعیتی که مردم ایران علیه رژیم شاه به خروش آمده بودند، ولی نمی دانستند چه نوع حاکمیتی را جایگزین رژیم سلطنتی کنند، خمینی فتوای سیاسی خویش را ارائه کرد و گفت:جمهوری اسلامی نه یک کلمه کمتر و نه یک کلمه بیشتر! خمینی بر اساس باورهای اندیشه سیاسی اش(که معتقد بود میزان رای ملت است)، عملیاتی شدن فتوای خود(جمهوری اسلامی) را هم به آرای عمومی گذاشت! بی تردید جامعه سیاسی امروز ما و نیازهای امروزی کشور با روزهای آغازین انقلاب کاملا متفاوت است، لذا اگر(بر اساس حدیث مشهور "فاما الحوادث...) فقیهی فتوای جدیدی بدهد که آرای عمومی آن را بپذیرد، جابجایی نظام جدید با نظام موجود مشروعیت دینی پیدا می کند! 14-تا زمانی که این نظام مشروعیت دینی خود را از دست نداده، من پایبند این نظام هستم، حتی اگر بدترین افراد بر عالی ترین پست این نظام تکیه بزنند! البته پای بندی به نظام به معنی تمکین رفتارهای زشت حاکمان نخواهد بود! به رفتارهای زشت دیروز، امروز و فردا تمکین نمی کنم! شریک قاتلان قتل های زنجیره ای، متهمان فجایع کهریزک و کوی دانشگاه نمی شوم! با آنهایی هم که به فروپاشی نظام می اندیشند همراهی نخواهم کرد! اگر پایه های این نظام را استقلال و آزادی تشکیل می دهد، پایه استقلال آن همچنان مستحکم است! من استحکام استقلال کشور را هرگز ارزان نمی فروشم! هرگز وابستگی های کشورم را طی دوران پهلوی و قاجار فراموش نمی کنم! به امید احیای آزادی در نظام موجود، به وضعیت حاکم بر کشور معترضم! ولی حاضر نیستم برای تحقق خواسته هایم چشم به بیگانه داشته باشم! 15-وضعیت اصلاح طلبان در انتخابات مجلس نهم، مساله ای مهم است: به نظر می رسد، آیت الله خامنه ای تمایل ندارد که اصلاح طلبان در قوه قضائیه و مجریه نقشی داشته باشند. ولی از حضور حداقلی(گرایشات معتدل) آنان در قوه مقننه نگران نیست! قدر مسلم تمایلات آیت الله خامنه ای در بدنه اجرایی نظام اثر وضعی دارد و امکان موفقیت انتخاباتی اصلاح طلبان را محدودتر می کند! با این وجود اصلاح طلبان نباید با انتخابات قهر کنند! البته(با توجه به وضعیت امروز کشور) ارائه لیست انتخاباتی تحت عنوان اصلاح طلبان در انتخابات مجلس نهم، کاری به غایت غلط است! نامزد شدن هر یک از اصلاح طلبان در تهران تحت هر عنوانی کاری به غایت غلط است! در عین حال حضور احزاب(اصلاح طلب) در انتخابات و معرفی نامزدهای مستقل در سراسر کشور(به غیر از تهران) کاری پسندیده است! 16-اصلاح طلبان برای استحکام هویت خود باید راه کارهایی را پیدا نمایند! به نظر می رسد ایده تشکیل مجلس اصلاحات، که توسط برخی اصلاح طلبان در سال 1388 مطرح شد بیش از پیش ضرورت پیدا کرده است! تشکیل مجلس نمایندگان طیف اصلاحات، مزایای گوناگونی دارد! تشکیل این مجلس می تواند یکی از نقاط ضعف اصلاحات را(که عدم برخورداری از شخصیت محوری است) جبران کند! البته ممکن است که وضعیت امنیتی کشور اجازه چنین اقدامی را ندهد! حتی در صورت میسر بودن تشکیل مجلس اصلاحات، باید نقش اولیه در تاسیس مجلس اصلاحات به عهده فرد و یا نهادی سپرده شود! سید محمد خاتمی و نهاد مجمع روحانیون مبارز، بهترین فرد و نهادی هستند که می توان توقع نقش محوری(موقت یا میان مدت) از آنها داشت! |
|
| حوادث بعد از انتخابات از منظری متفاوت |
| ساعت ٢:٤٩ ب.ظ روز دوشنبه ۳ امرداد ۱۳٩٠ |
|
بسم الله الرحمن الرحیم یا من اظهر الجمیل و ستر القبیح با درود ؛ به زیبا ترین جلوه جمال الهی؛ محمد مصطفی که عالی ترین الگوی بشری برای ارتقاء مدارج انسانی است و دورود بر علی مرتضی و ائمه طاهرین, که در پرتوی انوار الهی شان دل های مجروح التیام یافته و تحمل هرگونه زشتی و پلیدی ممکن می شود. با این مقدمه به نکات زیر می پردازم: 1- گرچه احتمال می دهم که اظهارات من به مذاق دوستان خوش نیاید ولی احساس وظیفه می کنم که بگویم... 2- به نظرم حوادث 2 سال اخیر، برهه ای از روند تکاملی انقلاب است که هدف مشخصی را دنبال می کند و لذا اگرچه می توانستیم این هدف را بدون هزینه تامین کنیم ونیز اگرچه هنوز هدف مزبور تامین نشده و چه بسا هرگز هم به هدف نرسیم، لیکن تمام کسانی که در این برهه با ما همراهند ولی تمایل به خروج از انقلاب دارند و یا انقلاب اسلامی ما را ناکارآمد می پندارند, نسبت به علت موجده ی حوادث موجود دچار خطا هستند. ( انقلاب اسلامی ما در مرحله ای قرار دارد که تمام طیف های سیاسی، نهادها و مسئولین کشور را به سوی اخلاق محوری، قانون گرایی و پاسخ گویی فرا می خواند). 3- در طیف اصلاح طلب گرایشات مختلفی وجود دارد و گرایشات مزبور باید با حفظ مرزهای اندیشه خود، شناخت منطقی از سایر گرایشات درون جناحی خود داشته باشد، نه این که از روی احساسات آنها را تخطئه کنند. 4- اگر طیف اصلاحات را با شاخصه رهبری بسنجیم سه گرایش در طیف اصلاحات وجود دارد، گرایش اول که به جریان سبز مشهور است، بر این باور است که هیچ نقطه اشتراک با رهبری پیدا نخواهد کرد. گرایش دوم، اصلاح طلبانی هستند که رهبری آیت الله خامنه ای را پذیرفته اند لیکن در اندیشه ی تعامل با رهبری هستند، اما گرایش سوم به اکراه و یا دلخواه می کوشند به عدم تبعیت از رهبری متهم نشوند. 5- من از آقای خاتمی تشکر می کنم به این جهت که ادراکات خود را به جامعه عرضه می کند، فارغ از این که در جامعه و یا دربین اصلاح طلبان پذیرایی آن، وجود داشته باشد، یا نداشته باشد. من شاخض قرار دادن سخن رهبری در 14 خرداد 90 توسط آقای خاتمی را ارج می نهم. بلکه معتقدم، ویژگی نخبگان ایجاب می کند که حداقل آنها باید یک گام جلوتر از جامعه قدم بردارند. فراتر از احساسات عمومی به واقعیت های موجود نگاه کنند. شناخت صحیحی از وضعیتی که جامعه در آن قرار دارد، ارائه کنند. و راهکارهای خروج از بحران را شناسایی بازگشایی نمایند. من متاسفم از دوستانی که منتقد نگاههایی ایده ئولوژیک هستند ولی خود ایده ئولوژیک عمل می کنند! 6- اصولگرایان نیز مانند اصلاح طلبان طیف گسترده ای هستند که دارای گرایشات مختلفی می باشند، آنچه آنها را وحدت می بخشد دو عنصر رهبری و اصلاح طلبان هستند. در طیف اصولگرایان، تبعیت از رهبری عامل وحدت و رقابت با اصلاح طلبان عامل انسجام است. 7- اشکالی ندارد که وجود اصلاح طلبان باعث انسجام اصولگرایان شود، اما اشکال اینجا است که گرایشات مختلف درون طیف اصولگرایان شفاف نیستند و اصولگرایان به اشتباه در پی انکار گرایشات درون جناحی هستند و می کوشند با خطرناک نشان دادن اصلاح طلبان مانع از بروز گرایشات درون طیف خود شوند. حال آنکه غیر شفاف ماندن گرایشات مانع از برنامه ریزی پایدار و شناخت چشم اندازهای جناحی و ملی است. لذا اصلاح طلبان نباید طوری عمل کنند که اصولگرایان در این اشتباه خود در جا بزنند. 8- شرکت اصلاح طلبان در انتخابات مجلس نهم، از منظر مطلب فوق نیز مهم است. |
|
| دیدگاه من در 7 پرده (پرده ششم-قسمت اول) |
| ساعت ۱۱:٥٥ ب.ظ روز سهشنبه ٦ اردیبهشت ۱۳٩٠ |
|
|
| دیدگاه من در 7 پرده (پرده چهارم) |
| ساعت ۱۱:٤۸ ق.ظ روز سهشنبه ٦ اردیبهشت ۱۳٩٠ |
|
*پرده چهارم؛ اصلاح طلبان و انتخابات مجلس نهم ١-اگر حضور در انتخابات را از منظر اصولگرایان بررسی کنیم با دو نگاه تقریبا متفاوت روبرو می شویم: ١/١-گروهی که در اندیشه ی شان رای گیری مفهومی ندارد و برای فتوای مشهور خمینی (میزان رای ملت است) هرگز اعتبار دینی قائل نیستند و منتظرند و تا درصورت مهیا بودن زمینه های اجتماعی مخالفت خود را با این فتوای مشهور اعلام نمایند. لذا این گروه نه تنها با حضور اصلاح طلبان در انتخابات مخالفند بلکه با اساس انتخابات مخالفند. ٢/١-گروه دیگری که مخالفتی با فتوای میزان رای ملت است ندارند ولیکن نسبت به مبانی فقهی این فتوا نیز بی تفاوت هستند. این گروه از حضور اصلاح طلبان به عنوان عامل گرم کننده انتخابات استقبال می کنند مشروط بر آنکه اصلاح طلبان برنده انتخابات نشوند. ٢-بدین ترتیب گروهی از جریان حاکم با حضور اصلاح طلبان در انتخابات با نهایت قدرت مخالفت می کنند و گروه دیگر , حضور اصلاح طلبان در انتخابات را تنها شبیه به هیزمی محسوب می کنند که می تواند تنور انتخابات را گرم کند. ٣-به نظر من رهبری نظام در ذهن خود -بعد از مجلس ششم- اصلاح طلبان را به دو بخش معتدل و رادیکال تقسیم کرده است و در این تقسیم بندی دوحزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را رادیکال و مجمع روحانیون مبارز و حزب اعتماد ملی را معتدل فرض کرده و بنا بر این امر داشته که مانع از تصدی امور کشور به دست گروههای رادیکال اصلاح طلب شود و از حضور معتدلین اصلاح طلب نیز حداکثر به عنوان فراکسیون اقلیت در مجلس استقبال کند.البته بعید است که بعد از انتخابات سال٨٨نظر رهبری نسبت به مجمع روحانیون مبارز و حزب اعتمادملی تغییر نکرده باشد.هرچند که هنوز احزاب کوچکتری از اصلاح طلبان وجود دارند که رهبری آنها را رادیکال نمی شناسد. ۴-با وجود محدویت هایی که اصلاح طلبان در دو انتخابات مجلس هفتم و هشتم داشتند , توانستند فراکسیون اقلیت مجلس را تشکیل دهند و از نهایت موفقیتی که جریان حاکم برای آنها قائل بود بهره مند شوند. ۵-همکنون عناصر شاخص اقلیت مجلس هشتم همچون کواکبیان , قنبری , خباز و ...به گونه ای رفتار می کنند که صلاحیت شان توسط شورای نگهبان رد نشود و لذا بعید نیست که اصلاح طلبان بتوانند از همین حداقل امکان حضور در مجلس نهم نیز برخوردار باشند. ۶-برخی از عناصر شاخص اصولگرا مانند حبیب الله عسگر اولادی از اصلاح طلبان خواسته اند که با رهبران جدیدی وارد مبارزات انتخاباتی شوند. ولی حضور اصلاح طلبان با رهبری جدید به معنای حضور کم رنگ آنان در انتخابات بوده و چندان به گرمی انتخابات مجلس نهم کمک نمی کند. ٧-ممکن است حاکمیت به این نتیجه برسد که زمینه را برای حضور گسترده تر اصلاح طلبان کمی آماده کند و چه بسا شروطی را که چندی پیش سید محمد خاتمی برای حضور اصلاح طلبان در انتخابات گذاشته بود به جهت پیش بینی چنین وضعیتی بود. اما نباید فراموش کرد؛جریان حاکم هزینه سنگینی برای حذف اصلاح طلبان از صحنه سیاست کرده است و این مساله مانع روانی بزرگی برای بازگشت اصلاح طلبان به صحنه سیاسی کشور محسوب شود. ٨-به هر حال چه برای حضور اصلاح طلبان رفع موانع شود(که بسیار بعید است) و چه نشود گمان کنم به دلایل زیر حضور مردم درپای صندوقهای مجلس نهم چشمگیر نباشد: ١/٨-اصولا اقبال مردم از انتخابات مجلس به اندازه انتخابات ریاست جمهوری نیست. ٢/٨-مردم به ویژه مردم تهران به دلیل خاطرات بسیار تلخ شان از انتخابات ٨٨ و حوادث بعد از آن حداقل از انتخابات پیش رو استقبال فراوانی نخواهند کرد.مگر این که وضعیت فوق العاده ای پیش بیاید. ٩-به نظر من اصلاح طلبان برای انتخابات مجلس نهم نباید هزینه کنند و نه با انتخابات قهر کنند بلکه در این دوره نیز به حداقل ها بسنده نمایند و احزاب کوچکتر و یا افرادی را که می توانند درپی تحقق حداقل ها باشند یاری کنند و تلاش آنان را تخطئه نکنند. ١٠-زمزمه های موجود مبتنی بر ارائه لیست واحد اصلاح طلبان و اصولگرایان منتقد دولت نیز اقدام صحیحی به نظر نمی رسد زیرا که بهانه ای برای وحدت اصولگرایان می شود.در حالی که ضروری است گرایش طرفداران و منتقدین اصولگرای دولت شفاف شود. ١١-باید بپذیریم جوهره ی رقابت مبارزاتی در انتخابات مجلس نهم , مبارزه اصولگرایان موافق و مخالف احمدی نژاد است در صورتی که برخی از عناصر تاثیر گذار در جریان حاکم می خواهند مانع از بروز جدایی این دو گرایش در درون طیف اصولگرایی شوند و از قضا یکی از عواملی که می تواند مانع از تفکیک این دو گرایش شود ,بزرگنمایی حضور اصلاح طلبان در انتخابات مجلس نهم است. ١٢-طیف های درون جریان اصولگرایی حد اکثر تا انتخابات یازدهم ریاست جمهوری با شفافیت بیشتری خود نمایی خواهند کرد. و انتخابات مجلس نهم نمی تواند خیلی به این شفافیت کمک کند ولی بهتر است که قبل از انتخابات یازدهم ریاست جمهوری گامهای اولیه برای شفاف تر شدن طیف های درون اصولگرایان برداشته شود. به عبارت دیگر؛جامعه سیاسی امروز کشور آبستن تفکیک چند گرایش ناهمگون در طیف اصولگرایان است و ایجاد تاخیر در این زایمان به پیچیدگی و ابهامات جامعه می افزاید و موجب کندتر شدن حرکت های جبری اجتماعی است. لذا نباید اصلاح طلبان با حضور احساسی خود در انتخابات باعث تاخیر در این زایمان اجتماعی-سیاسی شوند. |
|
| مشخصات نویسنده |
|
درباره : در 5 آبان 1330 مطابق با 22 ماه محرم پا به این جهان گذاشتم 2 ساله بودم که کودتای 28 مرداد واقع شد من از آنروز چیزی بیاد ندارم لیکن تربیت شده خانواده ای هستم که نه تنها از کودتای 28 مرداد،بلکه از اشغال تهران در شهریور 1320 و حوادث مشروطه بویژه به دار کشیدن شیخ فضل الله نوری خاطرات بسیار تلخی داشتند خود نیز پاره ای از حوادث خرداد 42را دیده بودم دوران جوانی را با دیانت-ورزش-سیاسیت گذراندم در 24 سالگی بجرم کار سیاسی در پادگان(طی دوران سربازی)و فعالیت در تیم فوتبال4سال زندانی شدم در28سالگی باپیروزی انقلاب از زندان آزادشدم اول فروردین1358واردسپاه شدم بیش از 20 سال در دفترسیاسی و مرکز مطالعات جنگ سپاه فعالیت کردم آخر اسفند1380بازنشسته گردیدم از سال1386 اینترنت را برای گفتگو با دیگران انتخاب کردم پروفایل مدیر : حاج محسن |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
| لینکستان |


