| انجمن حجتیه و رهبری |
| ساعت ٢:٢۸ ق.ظ روز پنجشنبه ٢٠ بهمن ۱۳٩٠ |
|
مصاحبه حضرت آقای خامنه ای با روزنامه اطلاعات در20 دی 1360 که توسط سایت رجانیوز منشر شده، نطر مرا جلب کرد. البته تنها سوال و جواب درباره ی انجمن حجتیه ی آنرا در اینجا عرضه می کنم خبرنگار: مسألهای که مدت هاست مطرح شده و حق مطلب این است که گذشته از گروه هاى منحرف چپ و راست وابسته به شرق و غرب و گروههاى مذهبى التقاطى مدعى پیروى از خط امام بعضا برادران متعهد و حزب اللهى نیز نگرانىها و پرسشهایى دربارهی آن داشتهاند و دارند، مسألهی انجمن حجتیه است. آیت الله جنتى هم در آغاز با شدت خاصى این مسأله را مطرح کردند و نوع سؤالات ایشان از یک امر مهم حکایت داشت که ما واقعا در این مورد نمیدانیم حقیقت چیست. و لذا شما به عنوان یک روحانى آشنا و خبره و سابقه دار در این مورد بفرمایید اولا انجمن حجتیه به چه کسانى گفته میشود و آنها در چه وضعیتى بسر میبرند؟ ثانیا در مورد این انجمن و این طرز فکر آیا باید احساس نگرانى داشت یا خیر؟ جواب: انجمن حجتیه به آن عدهای گفته میشود که در طول بیست و چند سال همت خود را مصروف داشتند براى پاسخگویى و مقابله با شبهات فرقهی ضالهی بهائیت در ایران. و این را همه میدانیم که بهائىها بیشتر یک باند سیاسى بودند تا یک گروه مذهبى و فکرى. اما این سؤال که آیا اینها چگونه هستند و اشاره به فرمایشات آقاى جنتى، به نظر من این سؤال شما سؤال طبیعى و درستى نیست و من بدون این که شما را در طرح این سؤال متهم بکنم، نفس وجود این مسأله و عمده کردن مسألهی انجمن حجتیه را در جامعه متهم میکنم و کسانى را که براى اولین بار سعى کردند این شایعه و بحران مصنوعى را به وجود بیاورند، ناخالص میدانم. به نظر من در میان افراد انجمن حجتیه عناصر انقلابى مؤمن صادق و دلسوز براى انقلاب و مؤمن به امام و ولایت فقیه و در خدمت کشور و جمهورى اسلامى پیدا میشوند، همچنان که افراد منفى بدبین کج فهم بىاعتقاد و نقزن و معترض هم پیدا میشوند. پس انجمن از نقطه نظر تفکر سیاسى و حرکت انقلابى طیف وسیعى است و منحصر به دایرهی محدود نیست. بنابراین ما نمیتوانیم بگوییم کل انجمن نوع اول است یا نوع دوم، زیرا در انجمن هم از نوع اول و هم از نوع دوم کسانى هستند و شاید هم از هر دو نوع کسان زیادى وجود دارند. و من وقتى نگاه میکنم، از یک طرف چنین حقیقتى را میبینم و از طرف دیگر سؤال از حال انجمن و اصرار بر رد یا قبول انجمن را امروز از سوى گروههایى در جامعه میبینم، احساس میکنم این یک حرکت طبیعى نیست بلکه دارند یک حرکت جدیدى را به وجود میآورند. رادر عزیزمان جناب آقاى جنتى که بنده براى ایشان احترام زیادى قائلم، بعد از آن خطبهای که طى آن راجع به انجمن حجتیه سؤالاتى کردند، یک شب پیش من آمدند و من از ایشان سؤال کردم چطور شد این مسأله را مطرح کردید؟ ایشان در حالى که از آنچه واقع شده بود، خشنود نبودند، گفتند کارى است که صورت گرفته و حالا چگونه باید جبران کنیم؟ من به ایشان پیشنهاد کردم براى جبران این قضیه شما در نماز جمعه نسبت به کسانى که میخواهند از بیان شما سوء استفاده کنند و این مسأله را به صورت یک جریان عظیم در بیاورند و آن را در جامعه عمده کنند، تا به شکل یک تضاد اصلى انجمنى و ضدانجمنى در بیاید، اخطار کنید و بگویید نظرتان به هیچ وجه این نبوده است که تضاد اصلى در جامعهی ما تضاد انجمنى و غیر انجمنى است. و اگر خود انجمنىها در پاسخ سؤالات شما یک حرف قابل قبول و قابل تعریف آوردند آن را مجددا در نماز جمعه مطرح کنید. ایشان هم قبول داشتند که این مصلحت است و بعد انجام گرفت. اما به شکل کافى یا وافى دقیقا نمیدانم. پس عمل جناب آقاى جنتى به معناى این نیست که طرح این گونه مسائل امروز در جامعهی ما یک کار بحق و عمل صالح است. و لذا من معتقدم تضادهاى اصلى در جامعهی ما اینها نیست، بلکه تضاد انقلاب ما با ضدانقلابهاى جهانى و داخلى است. لذا ما باید ضدانقلابهاى داخلى را پیدا کنیم و از حرکاتشان جلوگیرى و پیشگیرى کرده جراحاتى را که بر پیکر جامعه به وجود میآورند، درمان کنیم و با ضدانقلاب هاى خارجى به شدت بجنگیم منبع: سایت رجا نیوز 20 بهمن 1390 ........................... به نظر شما - با توجه به خبر زیر- هدف سایت رجانیوز از انتشار این خبر چیست؟ 1-سایت فردا نیوز در 19 بهمن 1390به نقل از خبرگزاری فارس گزارش داد: حجت الاسلام والمسلمین حیدر مصلحی وزیر اطلاعات ... اظهار داشت: بنابر اطلاعات موثقی که بدست آمده دشمن به دنبال ایجاد بحران و چالش در مسیر انتخابات است که این امر نیاز به هوشیاری دستگاههای امنیتی و آحاد ملت غیور و انقلابی را در مباحث امنیتی دو چندان میکند. .... مصلحی ... تصریح کرد: در شرایطی که دشمنان قسم خورده اسلام و انقلاب اسلامی از اوباما گرفته تا انجمن حجتیه و جریان های غیر همسو با امام (ره) و رهبری برای سوء استفاده از فرصت انتخابات و مقابله با آرمان های نظام و ولایت متحد و همسو شدهاند باید با هوشیاری و بصیرت مراقب ترفندهای آنها باشیم. 2-سایت انتخاب در 20 بهمن1390 به نقل ازسایت 24 و به نقل ازسایت بنیاد تاریخ پژوهی متعلق به حجت الاسلام سیدحمید روحانی آورده است: *انجمن حجتیه که اکنون در دفتر ریاست جمهوری جاخوش کرده است با تز شیطانی «باید فساد را گسترش داد تا امام زمان ظهور کند» اختلاس، رشوه و دستبرد به بیتالمال و فساد اخلاقی و اقتصادی را هرچه شدیدتر گسترش میدهد و گرانی و تورم و هرج و مرج اقتصادی را دامن میزند تا نظام جمهوری اسلامی را به چالش بکشد و تودهها را ضد این نظام بشوراند تا زمینه برای ظهور امام زمانشان (امریکا ـ انگلیس) فراهم شود. |
|
| آخرین پست 89 |
| ساعت ۱٢:٥۱ ق.ظ روز چهارشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸٩ |
|
بدون شرح؛ ضمن خداحافظی زودرس در روزهای پایانی سال جاری به امید سالی توام با موفقیت در ١٣٩٠ در آخرین پست ١٣٨٩ اولین پست ٨٩ را مرور کردم
سال هشت و هشت با تلخی گذشت می ندانستم چه بذری کشت گشت حالیا هشتادونه از ره رسید می کنم برداشت کشت هشت و هشت از مکافات عمل غافل مشو کز درون کوزه بحران کرده نشت اندر آن خمره خدا داند چه بود از چه افرادی ز بام افتاد تشت ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم کفر می خواهد نماید بازگشت کفر شاید آید اما تحت دین پوششی دینی ولی قومی پلشت تا نگیرد از خمینی انتقام این جماعت هیچ آسوده نگشت شعر ما باشد ضمیرش مستتر دسته ای این سوی یا آن سوی دشت بهتر آن باشد حدیث دیگران گفته نا گردد برای دلبران |
|
| انقلاب مصر |
| ساعت ۱:٥٠ ق.ظ روز چهارشنبه ٤ اسفند ۱۳۸٩ |
|
برخی معتقدند انقلاب مصر با ایران تشابه دارد. در شناخت انقلاب مصر باید به سه عامل توجه کرد: عامل اول مردم مصراند که خواهان تحول در نظام حاکم هستند. عامل دوم حاکمیت مصراست که خواهان تثبیت نظام موجود بود. عامل سوم عناصر خارجی اند که در ایجاد انقلاب و یا موج سواری آن نقش دارند. عنصر خارجی برای موج سواری باید بتواند کف خواسته های مردم و کف خواسته های حاکمیت را تامین کند. در آن صورت , ممکن است بتواند موج سواری کرده و طبقات هرم رژیم جدید را آنطور که می خواهد چیدمان کند. در انقلاب 1357ایران اسلامی آمریکایی ها با همین نگاه وارد صحنه شده بودند. آنچه که مانع موج سواری آمریکایی ها شد , متاثر از نقش امام خمینی بود. امام نه تنها باعث شد که مردم ایران به تامین کف خواسته هایشان توسط آمریکا اکتفا نکنند , بلکه آمریکا را مجبور کرد که به کف خواسته هایش راضی شود.(1) امروز عدم وجود شخصیتی مانند امام خمینی در کشورهای در حال انقلاب عربی امکان موج سواری عنصر خارجی را در کشورهای مزبور افزایش داده است و آمریکا آنچه را در ایران نتوانست پیاده کند , در تونس و مصر در دست اجرا دارد. آمریکایی ها در صورت موفقیت خود در مصر , کوشش خواهند کرد مدل انقلاب مصر را به سایر کشورهای اسلامی صادرکنند و بار دیگر شانس خود را برای بازگشت حاکمیت لائیک ها در ایران به آزمایش گذارند. ضمن باید توجه داشت که بذر این سرمایه گذاری را طی 20 سال قبل پاشیده اند. حوادث بعد از انتخابات 1388 نیز ترویج دین زدایی را آسان کرده و زمینه را برای تبلیغ جدایی دین از سیاست تقویت نموده است. پوشیدن وارونه پوستین انقلاب اسلامی اساس انقلاب و آمریکایی ستیزی آن را زیر سوال برده است. آنهایی که شعارشان جدایی دین از سیاست است برای پیروزشدن به شدت در حال تلاش هستند. آن گروهی که هرگونه قیام قبل از ظهور مهدی آل محمد(صلوات الله علیهم اجمعین)را شکست خورده می پندارند اصولگرایان واصلاح طلبان را علیه یکدیگر تحریک می کنند. آیا کسی هست که به خاطر حفظ انقلاب و حرمت خون شهدا دست دوستی به طرف مخالفت بدهد؟! آیا از بین نخبگان اصلاح طلب کسی هست که با جریانی که علیه حاکمیت دینی کمر بسته آشکارا مرز بندی کند؟! آیا در بین نخبگان اصولگرا کسی هست که در برابر وارونه پوشیدن پوستین اسلام قد علم کند؟! آیا در بین بزرگان کشور کسی نیست که بین امت در حال انشقاق میانجی گری کند؟! ...................................... 1-امام خمینی با سپردن اولین دولت رژیم ایران اسلامی به بازرگان (که ترکیبی از عناصر ملی-مذهبی را درون خود جای داده بود) کف خواسته های آمریکا را تامین شده جلوه داد امام با وجودی که ملی-مذهبی ها را برای اداره یک نظام انقلابی ناتوان می دانست درعین حال مدیریت کشور را به آنان سپرد تا در صورت ابراز شایستگی , جامعه از توانایی آنان بهره مند گردد ولی آنان در اجرای این ماموریت نمره قبولی نگرفتند , هرچند که اداره یک کشور درحال گذار از انقلاب به سوی نظام مند شدن کار بسیار دشواری است. |
|
| جامعه وعاظ ولایی |
| ساعت ٤:۱٠ ب.ظ روز سهشنبه ٢۱ دی ۱۳۸٩ |
|
نوشته سایت تابناک در 12 دی ماه 1389 نظر مرا به خود جلب کرد تابناک در آنروز نوشت: ذخیره ناگفته شجونی از کمک های مالی مشایی « روزی آقای شجاعی واعظ ،جمعی از روحانیون از جمله بنده و آقای امیریفر را جمع کردند و آقای امیریفر را از فعالیتهای غیرقانونی و غیراخلاقی بر حذر داشت و گفت که پشت پرده این فعالیتها شخصیتهایی هستند .آقای امیریفر در پاسخ گفت که آقای مشایی ما را ساپورت میکند و هفتهای 5 میلیون به ما کمک کرده و ماهی 100 هزار تومان به هر طلبهای که ما معرفی کنیم، میپردازد». تابناک قبلا هم از به نقل از حجت الاسلام امیری فر- در بازگویی چگونگی این انشعاب- اقتدارگرایی در جامعه روحانیت مبارز را از جمله عوامل این انشعاب نامبرده بود.
خبر انشعاب در روحانیت مشهور به اصولگرایی از زوایای مختلفی قابل تامل است. 1-در سه دهه اخیر در صحنه سیاسی تنها 2 تشکل روحانی به نام های جامعه روحانیت ومجمع روحانیون مبارز حضور داشته اند . ولی جامعه وعاظ ولایی تشکل جدیدی است که به طور قطع و یقین در حوادث آتیه سیاسی کشور حضور فعال خواهد داشت. به ویژه که از حمایت مالی و امنیت کافی برخوردار است. 2-بی تردید بنیان گذاران و مدیران ارشد فعلی جامعه روحانیت و مجمع روحانیون عناصر نسل اول انقلاب هستند ؛ در حالی که به نظر می رسد این نسل در حال انقراض است . و نسل دومی های این دو تشکل نیز از مرز میان سالی در حال عبور هستند. ولی در مقابل در جامعه وعاظ ولایی از نسل اولی ها خبری نیست و نسل دومی های آن ها آنقدر جوان هستند که اطلاق نسل سومی بر آنها جایی برای خرده گیری باقی نگذارد. 3-انشعاب جدید در جامعه روحانیت بقینا به تضعیف این تشکل می انجامد به ویژه این که انشعابیون جوان بسیاری از پایگاه های سنتی روحانیت (مانند امامت جمعه شهرستانها و مساجد و منابر) را نیز در دست دارند. در ضمن سکوت روحانیت مبارز در برابر برخی اقدامات دولت دهم که مورد انتقاد مراجع است , تریبون سنتی روحانیت را که در 30 سال گذشته در اختیار آنها بوده -مانند همسنگری بامراجع- از آنان سلب کرده است. 4-مجمع روحانیون مبارز نیز که با تدبیر امام خمینی پا به عرصه حیات گذاشت , همچنان که از ابتدا برای تداوم حیات خود -برای روزی که امام چشم از گیتی ببندد- تدبیری نداشتند گویا هنوز هم هیچ راهبردی برای ایفای نقش دینی خود برای امروز و آینده ندارند. 5-بدین ترتیب به نظر می رسد میدان برای وعاظ ولایی روز به روز بازتر شود. البته این احتمال دور از ذهنی نیست ولیکن چند نکته زیر قابل اهمیت است: الف- فعل و انفعالات 30 ساله اخیر جامعه ی ایرانی نشان می دهد که حوادث پیش روی ما چندان قابل پیش بینی نیست . ب-به هر صورت 2 تشکل روحانی سابقه دار در کشور داری شخصیت هایی هستند که هر کدامشان ممکن است در جهت گیری های جامعه امروزما تاثیراتی بگذارند که موجب تغییر پیش بینی ها ما شوند. ج-عدم پیوند مستحکم جامعه وعاظ ولایی با مراجع مشهور و صرف اتکای آنها به پایگاه های فعلی شان , موقعیت آنها را نا پایدار جلوه می دهد. د-حمایت های مالی مشایی از آنان اگرچه یکی از نقاط قوت آنان محسوب می شود ولی ممکن است در آستانه انتخابات یازدهم همین مساله به نکته مورد اختلاف بین آنها تبدیل شود. نتیجه گیری: به هرصورت انشعاب اخیر در روحانیت نکته کم اهمیتی نیست که از کنار آن بی تفاوت عبور کنیم. ضمن این که انتخاب کلمه "وعاظ ولایی" بسیار قابل تامل است؛ باید دید مقصود از انتخاب کلمه "ولایی" اعلام استحکام و پیوند این جامعه با آیت الله خامنه ای است و یا گریزگاهی است برای روز مبادا و سوق به سمت "انجمن حجتیه" |
|
| رجانیوز و انجمن حجتیه |
| ساعت ۱:۳۱ ق.ظ روز شنبه ۱۱ دی ۱۳۸٩ |
|
به نظر شما چرا رجانیوز علیه انجمن حجتیه موضع گیری کرده است؟ ................................................................................................... اخیرا رجانیوز علیه انجمن حجتیه دست به افشاگری زده و از آنان به عنوان مذهبی های سکولار یاد کرده است. چندی پیش نیز یکی از عناصر اصلی صدا و سیما انجمن حجتیه را مورد هجوم قرار داده بود. البته این احتمال وجود دارد که بعضی از عناصر نسل دومی رجانیوز از دهه اول انقلاب نسبت به انجمن حجتیه گرایش منفی داشته باشند. لیکن به دلایل زیر اقدام اخیر آنان قابل تامل است: ١-من یاد ندارم که طی دو دهه اخیر آیت الله خامنه ای مواضع آشکاری علیه انجمن حجتیه اتخاذ کرده باشد. ضمن این که در زمان حیات امام خمینی نیز مواضع ایشان نسبت به انجمن حجتیه با امام خمینی متفاوت بود. حال با توجه به اینکه تبعیت از سیاستگزاری های رهبری یکی از ملاک های دوستان رجانیوزی بوده است.آیا به نظر شما این موضع گیری مورد تایید آیت الله خامنه ای است؟ ٢-دولت مورد حمایت رجانیوز نه تنها هیچگاه علیه انجمن حجتیه موضع گیری نداشته بلکه شایعه سابقه همکاری برخی از دولتمردان نهم و دهم با انجمن حجتیه هیچ گاه از سوی دولت نهم و دهم تکذیب نشده است. حال به نظر شما رجانیوز درحال فاصله گرفتن از تیم احمدی نژاد است؟ ٣-تشابه مواضع سیاسی قبل از انقلاب(و بعد از نهضت ١٣۴٢ تا ١٣۵٧ ) آیت الله مصباح با انجمن حجتیه پیرامون عدم حمایت از نهضت امام خمینی نیز یکی دیگر از پارامترهای این مساله است. در حالی که دوستان رجانیوزی ما اعتیار ویژه ای برای اندیشه های آیت الله مصباح قایلند. حال به نظر شما این موضع گیری برای بهینه سازی گذشته قبل از انقلاب آیت الله مصباح است؟ ۴-طرح این مساله بعد از گذشت ۶ سال از ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد و در آغاز بروز زمزمه های گزینش نامزد دوره یازدهم ریاست جمهوری قابل تامل است. حال به نظر شما گرایش نامزد دوره یازدهم ریاست جمهوری ضد انجمن است؟ ۵-من جای پای انجمن حجتیه را در دو حوزه سیاست و دیانت حس می کنم. آنها در حوزه دیانت همچنان شعار جدایی دین از سیاست را تکرار می کنند و در حوزه سیاست در هر دو جبهه حاکم و محکوم حضور دارند. حال -و به فرض صحت ادعای من- به نظر شما بچه های رجانیوز از شعار جدایی دین از سیاست آنها نگران شده اند؟اگر چنین است چرا بعد از این همه سال تازه نگران شده اند؟ یا مانند من جای پای آنها را در طیف معترضین حس کرده اند؟ یا این که قرار است انجمنی ها از درون حناح حاکم بیرون رانده شوند؟ ۶-به هرصورت از نفس این موضع گیری خشنودم اما درک علت این موضع گیری مهم تر از نفس این موضع گیری است. به ویژه وقتی بدانیم عناصر شاخصی مانند دکترحداد عادل -که در گذشته ید طولایی در انجمن حجتیه داشته اند و بعید است روابط دوستانه شان را با رفقای انجمنی خود قطع کرده باشند-از جمله افرادی هستند که مصادر مهمی را در کشور بعهده دارند. لذا درک علت این موضع گیری برای من واقعا دشوار است و به کمک دوستان نیازمندم , چه بهتر که همفکران رجانیوز هم در رفع این ابهام مرا یاری کنند! |
|
| موضوعات جدید |
| ساعت ۳:٢٢ ق.ظ روز سهشنبه ۱٢ امرداد ۱۳۸٩ |
|
قبل از هر چیز باید از تاخیر در پاسخگویی به موقع به دوستان بزرگوارم عذرخواهی کنم ! از آنجایی که نتوانسته ام از فرصت ها بخوبی بهره ببرم و همواره چند گام از موضوعات عقب هستم شرمنده ام ! علاقه من به افزایش نقادان پست هایم , سبب می شود که برای به روز شدن و درج پست جدید تعجیل نکنم ! رصد حوادث سیاسی – اجتماعی , موضوعات جدیدی را در ذهن پدید می آورد که طرح آن – حداقل – برای خودم جذاب است ! اما چه توان کرد که دنیا محصور به حدود و ظریفت ها است و این جهان نمی تواند پاسخگوی خواسته های بشری باشد ! به امید حضور در بهشت برین الهی که محدود به حدودی نیست و اراده انسانی خود نمایی می کند تا بدآنجا که انسان هر آنچیزی را که اراده کند در اختیارتش واقع می شود ! نیز بهره بردای از میوههای علمی بهشت , به طور همزمان که نه تنها میسر است بلکه تنوعات میلیونی آنها نیز مانع از بهره برداری همزمان علوم (به ظاهر) متکثر نخواهد بود ! به هر حال از مقدمه بکاهم و وارد متن شوم ! چندیست که عناوینی را در ذهنم بایگانی کرده ام , موضوعاتی که برای طرح هرکدام پست مستقلی لازم است , لیکن به فکرم رسید: شاید بهتر باشد که آنها را با دوستان درمیان بگذارم ! در این صورت , ممکن است از سویی به حداقل وظیفه ام عمل کرده باشم و از سوی دیگر از همفکری دوستانم بهره ببرم . ضمن این که ممکن است رصد حوادث موضوعات جدیدتری را پدید آورد و تعدد موضوعات توام با گذشت زمان , فرصت برای طرح عناوین مزبور مستهلک گردد ! درضمن اگر دوستان کمک کردند شاید بتوان هرکدام از این عناوین را جداگانه به گفتگو بگذاریم ! لذا رئوس عناوین مزبور را به همراه توضیحی مختصر ارائه می کنم ! رئوس عناوین : امام و ماموم تودهها و روشنفکران صدور انقلاب آینده سیاسی کشور
توضیح عنوان امام و ماموم : امروز رهبر جمهوری اسلامی و امامت آن به دست کسی است که قبل از عهده دار شدن این سمت , خود ماموم امام خمینی بوده است . با این وجود آیا سیره آیت الله خامنه ای در تبعیت از امام خمینی نباید نسخه امروز ما برای تعریف حدود وظایف ماموم در برابر امام(ولی فقیه) باشد ؟
توضیح عنوان تودهها و روشنفکران : مطالعه اجمالی نقش آفرینان انقلاب نشان می دهد که دوطیف تودههای مذهبی و روشنفکران متعهد در سرنگونی رژیم پهلوی و برپایی رژیم جمهوری اسلامی نقش غیر قابل انکاری داشته اند ! اگر سمبل تودههای مذهبی و مبارز قبل از انقلاب را مرحوم شیخ احمدکافی و سمبل روشنفکران متعهد و زجرکشیده را مرحوم دکتر شریعتی فرض کنیم و شکاف عمیق فکری بین آن دو بزرگوار در دهه 1350 را زیر ذره بین قرار دهیم ! باور نخواهیم کرد که چگونه این دو طایفه متفقا" در سرنگونی رژیم پهلوی و برپایی نظام جدید متحد بودند و چگونه از بحرانهای دشوار دهه اول انقلاب و جنگ 8 ساله سرفراز بیرون آمدند ! حال سوال اینجا است , چگونه امام خمینی شکاف بین تودههای متدین و روشنفکران متعهد را پرکرد و چگونه این اختلاف عمیق به وحدت کلمه و رمز پیروزی مبدل گردید ؟!
توضیح عنوان صدور انقلاب : از روز اول انقلاب تا امروز همواره مساله نسخه برداری سایر ملت ها از انقلاب بزرگ ایران اسلامی مطرح بوده است ! مرحوم بازرگان تاثیر گذاری انقلاب بر کشورهای منطقه را قطعی می دانست و احمدی نژاد نیز تاثیرات این انقلاب را جهانی می داند و افق دیدش را بین اللملی معرفی می کند ! حال سوال اینجا است ؛ مگر در دنیا بجز ایران کشور شیعه ای وجود دارد ؟ آیا تز ولایت فقیه برای کشورهای غیر مسلمان و حتی ملت های سنی مذهب قابل نسخه برداری است ؟! اگر غیر قابل نسخه برداری است , پس چه مقولاتی را برای نسخه برداری به آنها عرضه می کنیم ؟!
توضیح آینده سیاسی کشور : حوادث دو دهه اخیر بویژه حوادث یک سال گذشته نشان می دهد که درصورت ادامه وضعیت موجود , عنقریب از امام خمینی بجز نامی باقی نخواهد ماند ! همچنانکه بعد از پایان حکومت امیرالمومنین(ع) از پیغمبر اکرم(ص) جز اسمی باقی نماند ! اموی ها و بنی العباس دهها سال اسم پیغمبر را می بردند و به نام حضرتش خطبه می خواندند ولی از مرام پیغمبر اکرم خبری نبود ! نزدیک ترین افراد به سنت رسول الله را کشتند , تبعید کردند , زهرشان دادند و به زنجیرشان کشیدند . درحالیکه خود را خلیفه خدا در زمین, مجری احکام اسلام و قرآن و جانشین پیغمبر معرفی می کردند ! درعین حال برای ریختن خون مظلوم و خوردن اموال ضعفا نه از خلق ابایی داشتند و نه از خالق پروایی !
خبر ویژه (به نقل از روزنامه رسالت) !!! انجمن حجتیه درخواست مجوز کرده است ! بعید ندانید اگر انجمن حجتیه برای ریاست جمهوری یازدهم نامزد معرفی کند و از قضا برنده انتخابات نیز باشد ! |
|
| بوی کودتای فرهنگی |
| ساعت ۱:۱٦ ب.ظ روز پنجشنبه ٢٧ خرداد ۱۳۸٩ |
|
گاهی حس ششم انسان بویی را استشمام می کند که ادله ای هم برای اثبات آن وجود ندارد و چه بسا بوی سوختگی غذای همسایه شامه صاحبخانه را حساس کرده باشد! علی ایحال! در یکی از روزهای شهریور ١٣٨٧ به مجلس "بله برونی" دعوت شده بودم. در آن مجلس نکاتی به گوشم خورد که احساس کردم:"ما را خواب غفلت فراگرفته و درحال دعواهای "عنب و انگوریم" و انجمن حجتیه مانند" آب زیرکاه" در بستر امن فرهنگی در حال گسترش است! غم بزرگی دلم را فرا گرفت! عزیزی که از چهره درهم گرفته من در عجب شده بود , علت ماجرا را پرسید. من پاسخی به او ندادم ولی این سروده برای دل خود گفتم: الا ای آنکه می گویی مکن گریه!!! ز قلب پر ملال من چه میدانی؟!!! که من با چشم خود دیدم چه آمد برسر آیین پیغمبر!!! و نیز امروز می بینم!!! چگونه حجتیه انقلابی مخملی کرده!!! نگهدارد خدا!!! "سیدعلی" را! "هاشمی" را ! "خاتمی" را ! و ما باردگر راه امام خویش را از نو بیاغازیم!!! >>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>> بعد از انتخابات دهم ریاست جمهوری این شعر را در اولین پست خود گذاشتم . ولی بعضی از کامنت ها مرا پشیمان کرد و آنرا حذف کردم. چون نمی خواستم برای خود دردسر ایجاد کنم! من که از دوران قبل از انقلاب دوستان انجمنی داشتم اگرچه در دروران مبارزه راهم را از آنها جدا می دانستم ولی همواره برایشان حرمت قائل بودم همچنانکه هنوز هم به عناصر آن احترام می گذارم! لیکن دل خونی که خمینی از این دسته داشت نمی گذارد که به خاطر ظاهر محترمانه شان فریاد های خمینی را از گوش به درکنم! لذا به تفاوت خط مشی خود با آنها در دوران انقلاب اکتفا نکرده و همواره کوشیده ام با فریاد علیه انجمن کمی از تعهد خود به خمینی را تحقق بخشم! شاید بتوانم دل سوخته خمینی را کمی التیام دهم! دل سوخته عارفی که "جفای انجمنی ها به نهضت را" سوزان تر از گلوله های سرخی می دانست که تفنگ های رژیم پهلوی بدان وسیله سینه ها مجاهدان را سوراخ کرده بود! آری دوستی با گروهی که نهضت پاک خمینی را تخطئه می کردند برای سرسپردگان راه خمینی امری محال است! فرق نمی کند چه شخصیت یا چه گروهی باشد!!! البته در این دنیا راه برای بازگشت باز است اما لازمه بازگشت اعتراف عمومی به خطاهای گذشته است! نه بافریبکاری!!! |
|
| یوم الله15خرداد |
| ساعت ٤:٤۸ ب.ظ روز جمعه ۱٤ خرداد ۱۳۸٩ |
|
صد هزاران طفل سر ببریده شد تا کلیم الله صاحب دیده شد
تا کنون به این بیت مشهورمولوی توجه کرده اید! به نظر شما مقصود مولوی ازجمله "صاحب دیده" شدن موسی علیه السلام چیست؟ همه می دانند که فرعون چه جنایاتی کرد تا خواب معبران تعبیر نشود ولی خدای متعال در کاخ فرعون و در دامن همسرش ,یعنی در محل امنی که هرگز فرعون و درباریانش گمان نمی کردند موسی را پرورید اما مولوی نگاه دیگری دارد و معتقد است "بیش از آنکه دامن فرعون بسترپرورش موسی باشد جامعه سرکوب شده مصر موجب پرورش عقلانیت موسی و "صاحب دیده" شدن وی گردیده است.
با این مقدمه حوادث 15 خرداد 42 تا پاییز 1356 را به اجمال مرورکنیم. قیام 15 خرداد پس از یک کشتار سنگین توسط رژیم پهلوی آرام گرفت. این حادثه سهمگین که نقطه انعقاد نطفه انقلابی بزرگ بود به جز برای رهبر با هوش آن که می گفت سربازان من امروز در گهواره هستند , برای دیگران نه تنها نشناخته بود بلکه به غیر از کسانی که دل به رهبر فهیم و شجاع خود بسته بودند , مورد تخطئه سایرین قرار می گرفت.
رجوع به تاریخ نشان می دهد که تخطئه کنندگان قیام 15 خرداد را 4 گروه تشکیل می دادند
1-رژیم پهلوی که مخالفتش با این قیام دور از انتظار نبود. ولی بکارگیری اصطلاح "ارتجاع سیاه" و تشابه این واژه با ادبیات و فرهنگ شوروی(روسیه) دوستان ضد آمریکایی در خور توجه بود.
2-احزاب چپ مارکسیستی به پرچمداری حزب توده که کعبه آمالشان شوروی بود و در جامعه شناسی انقلابی شان قیام 15 خرداد نا مفهوم بود و با ارتجاعی تصور کردن این قیام , آن را موجب تاخیر در انقلاب طبقه کارگر دانسته لذا آن را تخطئه می کردند.
3-گروههای ملی گرا با پرچمداری جبهه ملی که تنها به مبارزات پارلمان تاریستی می اندشیدند وبرای مذهب وفقاهت موقعیتی جز در محدوده اخلاق و حداکثراحکام فردی قائل نبودند.
4-گروهی از مذهبی ها(1) به پرچمداری انجمن حجتیه(2) که مبارزه باشاه را حرام می دانستند و مروج جدایی دین از سیاست بودند.
اندکی بعد از فروکش کردن قیام 15 خرداد جریاناتی حادث شد که مرور هر چند اجمالی آنها عبرت آمیز است
الف-برخی از همراهان جریان 15خرداد که قدرت پهلوی درسرکوب قیام , آنان را نسبت به ادامه مبارزه ناامید کرده بود , به جای تمرکز اندیشه و توانشان در نفی استبداد پهلوی , به سوی تئوری های فرصت طلبانه گرایش یافته و راه انجمن حجتیه را در پیش گرفتند و به صف مخالفین15خرداد پیوستند که از جمله آنان آقای مشهوری است که امروز دایه دلسوز تر از مادر شده و از انقلابی ها انقلابی تر شده است.
ب-طرفداران مبارزات پارلمان تاریستی که ریشه در گذشته داشتند و تنها ابزاری بودند در دست حکومت پهلوی , که هرگاه به عللی فشار بین المللی-تحت عنوان عدم رعایت حقوق بشر در ایران و یا...-علیه حکومت وقت صورت می گرفت , اجازه تنفسی به آنان بدهد.
ج-جریا ن شوروی دوستانی که همواره عامل روسها بودند و به عنوان ابزاری برای میز مذاکرات روسها با آمریکایی ها بر سر مساله ایران شناخته می شدند. و از قضا تعدادی از آنها آنچنان به مبارزه پشت کردند که به ساواکی ها موفق تبدیل شدند.
د-جریانی که به مبارزه مسلحانه روی آورد طرفداران مبارزه مسلحانه را می توان با سه گرایش کاملا متفاوت شناخت
1-گروههای مارکسیستی و یا مائوئیستی که شاخص ترین آنها سازمان چریکهای فدایی خلق بود.
2-گروه مذهبی و متکی به تئوری های مبارزاتی از نوع مارکسیسم تحت عنوان سازمان مجاهدین خلق
3-گروههای مذهبی-اسلامی فدائیان اسلام و موتلفه اسلامی
با ظهور اقدامات مسلحانه گروههای مزبور بویژه با موفقیت های گروههای مذهبی و ترور مزدوران رژیم پهلوی و وابستگان آمریکا , کانون های امید در دل مردم روشن می شد و اگرچه به تزلزل و حتی سقوط نظام پهلوی کسی امیدوار نبود ولی با هر خبری که از موفقیت آنان منتشر می شد , از آتش دل مردم کاسته می گردید.البیته موفقیت گروههای مزبور نتوانست تداوم پیدا کند:
فدائیان اسلام و موتلفه ای ها بعد از ترور نخست وزیر حسنعلی منصور با 4 اعدامی و دستگیری بقیه عناصر فعال شان عملا از اقدام مسلحانه باز ماندند. و عفو نامه نوشتن شخصیت های محوری موتلفه در زندان شاه درروزهای پایانی 1356حکایت از به بن بست رسیدن این جریان مسلحانه بود.
ترور چند آمریکایی در خیابانهای تهران توسط سازمان مجاهدین خلق بسیا ر غرور آفرین بود. لیکن دستگیری گروه ترور کننده و متعاقب آن اعترافات تلویزیونی وحیدافراخته (از عناصر کادر مرکزی سازمان مجاهدین خلق) به ویژه که او به ترور نا جوانمردانه مجیدشریف واقفی(که دانشگاه صنعتی شریف به نام او مزین است) برای مردم باورکردنی نبود. اما اندکی بعد با افشای تغییرات ایئولوژیک سازمان همه طرفداران سازمان در اغما فرورفتند! بدین ترتیب مبارزه مسلحانه سازمان مجاهدین خلق نیز به بن بست رسید.
ضمن این که از دید نازک بینان دور نمانده بود که تلاش کاظم رجوی برادر مسعود که از خادمان رژیم پهلوی بود که به عفو ملوکانه مسعود رجوی توسط رژیم پهلوی و تقلیل محکومیت او از اعدام به ابد منجر شده بود – درحالیکه همراهان او همگی به جوخه اعدام سپرده شدند- نمی توانست خالی از ابهام باشد.
سازمان چریک های فدائیان خلق نیزکه به جهت ماهیت غیر دینی شان از مقبولیت کمتری دربین مردم برخوردار بود , پس از سرکوب قیام جنگل واعدام مرکزیت سازمان توسط رژیم پهلوی عملا پرونده فعالیت شان در حال انقباض بود.
در این بین امام نه تنها اقدامات مسلحانه (حتی دوستان نزدیکش در موتلفه) را تایید نمی کرد , بلکه روی خوشی هم به آنها نشان نمی داد و تنها به سازماندهی و آگاه سازی مردم توصیه می کرد.
بدین ترتیب و درحالیکه سایر گروهها برای تغییر رژیم پهلوی در بن بست بسر می بردند,امام با رهبری خود همچون حرکت آب در زیر کاه جامعه را به سمت نقطه مطلوب پیش می برد. و رژیم پهلوی با توجه به بن بست همه جریانات مخالف خود و بدون آگاهی از حیات دینی زیر پوست جامعه , علیه امام خمینی شعر بی ادبانه ای خواند!
شاه به طعنه امام را سیدی هندی خواند تا به مردم القا کند اصالت امام خمینی غیر ایرانی است و مغرورانه اقدامات خود را به پرتو افشانی نور ماه تشبیه کرد و چنین گفت :
مه فشاند نور و سگ عوعو کند
آری در زمانی که شاه هیچ خللی در حکومت خود نمی دید و بدون احساس نگرانی ,شاهانه ابراز وجود می کرد , حرکت زیر پوست جامعه فوران کرد , و چون معدن نوری منفجر شد و تاج و تخت شاه را به دست باد ویرانگر داد! ولله عاقبة الامور .................................................................................................................................... پ.ن (1)امام خمینی در پیامی ازآنان به عنوان "مقدس نمایا احمق" , "متحجر" , "ساده لوحان بی سواد" , "بازی خورده" , "روحانی نما" , "دشمن رسول الله" , "مارهای خوش خط و خال" و "مروجان اسلام آمریکایی" نام می برده است(3اسفند1367). (2)امام خمینی در پیام خود به روحانیت می گوید: "اگر می خواستی بگویی شاه خائن است , بلافاصله جواب می شنیدی که شاه شیعه است" "دیروز مقدس نماهای بی شعور می گفتند دین از سیاست جداست و مبارزه با شاه حرام است امروز می گویند مسئولین نظام کمونیست شده اند! تا دیروز مشروب فروشی و فساد فحشا و فسق و حکومت ظالمان برای ظهور امام زمان-ارواحنافداه- را مفید و راهگشا می دانستند , امروز...فریاد وااسلاما سر می دهند! دیروز حجتیه ای ها مبارزه را حرام کرده بودند و در بحبوحه مبارزات تمام تلاش خود را نمودند تا اعتصاب چراغانی نیمه شعبان را به نفع شاه بشکنند , امروز انقلابی تر از دیروز شده اند! ولایتی های دیروز که در سکوت و تحجرخود آبروی اسلام و مسلمین را ریخته اند درعمل پشت پیامبر و اهل بیت عصمت و طهارت را شکسته اند و عنوان ولایت برایشان جز تکسب و تعیش نبوده است امروز خود را بانی و وارث ولایت نموده و حسرت ولایت دوران شاه را می خورند!(3اسفند1367) |
|
| انتظار |
| ساعت ۸:۱٠ ب.ظ روز شنبه ٢۳ خرداد ۱۳۸۸ |
|
السلام علی المهدی (عج) ................................ الا! ای آنکه می گویی مکن گریه! ز قلب پر ملال من چه می دانی؟! که من با چشم خود دیدم ! چه آمد بر سر آئین پیغمبر ! و نیز امروز می بینم ! چگونه حجتیه انقلابی مخملی کرده ! نگهدارد خدا سیدعلی را هاشمی را خاتمی را و ما بار دگر راه امام خویش را از نو بیآغازیم ! ............................................... پ.ن: در شهریور ١٣٨٧ در مجلسی حضور داشتم در آن مجلس با نکته ای روبرو شدم احساس کردم انجمن حجتیه مانند آبی که در زیر کاه حرکت می کند کودتای مخملی کرده لذا این شعر را سرودم و بعد از ٢٢ خرداد ١٣٨٨ این شعر را در این پست قرار دادم زیرا که می پنداشتم جریانی پیروز شده که به آیت الله خامنه ای نیز خیانت خواهد کرد اما به جهت نا مساعد بودن وضعیت این شعر را برداشتم ولی اکنون که در ماههای پایانی ١٣٨٩ هستیم طرح این مسئله را بلا اشکال می دانم صرف نظر از این که تحلیل سال ١٣٨٧ من صحیح یا غلط باشد |
|
| زنگ خطر |
| ساعت ۱۱:۳٧ ب.ظ روز چهارشنبه ٢٢ آبان ۱۳۸٧ |
|
دو تیغه لب قیچی در انقلاب چه کرد! مپرس بر سر «خط امام» چون آورد ز تیغ انجمن حجتیه با خبری؟ و نیز نهضت آزادی و هزاران درد به پشت گردنه انقلاب کرده کمین فکنده اند چه توری دو دسته ی نامرد نشسته دسته اول کمین دین داران دگر، کمین هرآنکه بگشته از دین سرد یکی عوام فریبانه رای مردم برد یکی گروه مخالف به گرد هم آورد خدا کند که بیاید «عزیز مصر»ی ما غبار دیده بروبد، ز دین بگیرد گرد |
|
| مشخصات نویسنده |
|
درباره : در 5 آبان 1330 مطابق با 22 ماه محرم پا به این جهان گذاشتم 2 ساله بودم که کودتای 28 مرداد واقع شد من از آنروز چیزی بیاد ندارم لیکن تربیت شده خانواده ای هستم که نه تنها از کودتای 28 مرداد،بلکه از اشغال تهران در شهریور 1320 و حوادث مشروطه بویژه به دار کشیدن شیخ فضل الله نوری خاطرات بسیار تلخی داشتند خود نیز پاره ای از حوادث خرداد 42را دیده بودم دوران جوانی را با دیانت-ورزش-سیاسیت گذراندم در 24 سالگی بجرم کار سیاسی در پادگان(طی دوران سربازی)و فعالیت در تیم فوتبال4سال زندانی شدم در28سالگی باپیروزی انقلاب از زندان آزادشدم اول فروردین1358واردسپاه شدم بیش از 20 سال در دفترسیاسی و مرکز مطالعات جنگ سپاه فعالیت کردم آخر اسفند1380بازنشسته گردیدم از سال1386 اینترنت را برای گفتگو با دیگران انتخاب کردم پروفایل مدیر : حاج محسن |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
| لینکستان |



