| ولایت فقیه از نگاه من و علی مطهری |
| ساعت ٧:٠۸ ب.ظ روز شنبه ٢٤ دی ۱۳٩٠ |
|
علی مطهری در پاسخ به رد صلاحیت خود(به نقل از سایت بازتاب) به 4 نکته اشاره کرد که نکته چهارم آن در باره نحوه نگرش وی به اصل ولایت فقیه است، از سوی دیگر چون نظرات من درباره ولایت فقیه به ایشان بسیار نزدیک است، بند4 نظرات وی را به نحو زیر ارائه کرده ام و نکته های مشترکمان را سیاه قلم نموده ام : 1... 2... 3... 4- عدم وفاداری به اصل مترقی ولایت مطلقه فقیه...البته اینجانب برداشت امثال جبهه پایداری از ولایت فقیه را قبول ندارم. ولایت فقیه را همان طور که شهید آیت الله مطهری گفته اند ولایت مکتب و ایدئولوژی می دانم نه ولایت شخص، و به تعبیر آیت الله جوادی آملی ولایت فقه است و به تعبیر رهبر انقلاب «مرز التزام به ولایت فقیه احکام حکومتی است» یعنی در احکام حکومتی باید اطاعت محض باشد اما در سایر امور هر کس آزاد است که نظر خود را ابراز کند هر چند مخالف نظر رهبری باشد. ........................... البته من ضمن مردود دانستن نظرات جریان مرسوم به جبهه پایداری صداقت جمعی از آنان را باور دارم، ولی به رهبری این جبهه (شخص آقای مصباح) بسیار بدبینم. |
|
| پاسخ به یک سوال |
| ساعت ۳:٤۸ ب.ظ روز شنبه ۱٠ مهر ۱۳۸٩ |
|
نمی خواستم قبل از اتمام سلسله پست های مربوط به "آیت الله خامنه ای و روشنفکری" مطلب جدیدی ارائه کنم لیکن به جهت اهمیت پاسخ به یک پرسش خصوصی , ادامه سلسله پست های گذشته را به فرصتی دیگر سپردم تا خدا چه خواهد متن سوال دوست ناشناس من: salam haj mohsen
man javani hastam ke ghesmat omde nojavani o javanimooo paye charpaye shoma o rouze o nouhatoon to masjed ghandi gozaroondam shayad shoma man ro -hadeaghal be esm nashnasid - ama man shoma o pedar khoda biamorzetoono khoob mishnasam haji be nazaram ozae kheili bad shode chapa ba vabastegishoon-ya laaghal Eradateshoon- be gharb daran ye joor mardomo az din farari midan va rastiha ham ba tondravi hashoon o karhaye ... haji be nazar shoam to in vanafsa chikar bayad kard? man javoon baraye hefz dinam chikar bayad bokonam? khoshhal misham rahnamaeim koni ajret ba khode khoda ya hagh
اما پاسخ من: ١-ببخشید که پرسش خصوصی شما را علنی کردم ٢-کامنتت را آشکار کردم تا بتوانم پاسخت را در همین صفحه ارائه کنم ٣-انتقادات وارد است لیکن اطلاق آن به کل جریان چپ یا راست صحیح نیست بلکه گرایشاتی در دوطرف وجود دارد که شامل انتقادات شما می شود ۴-ما انقلاب را بخاطر اسلام کردیم , لذا اگر اسلام را از دست بدهیم انقلاب را هم از دست داده ایم ۵-پس اسلام را رها نکن حتی اگر بقیمت از دست رفتن انقلاب باشد ۶-در زمان غیبت امام عصر -در جامعه ایرانی- نمی توان به اسلام بدون روحانیت امیدوار بود ٧-من براین باورم که خوب و بد کشور ما را باید بحساب روحانیت گذاشت . لذا از بد روحانیت پرهیز کن و خود را از نیکان آنها محروم نکن ٨-عالیترین سطح روحانیت شیعه سطح مرجعیت است پیوند خود را با مرجعیت تقویت کن ٩-اگر مرجع خود را درست انتخاب کرده باشی و تابع مرجع خود باشی نزد خداوند حجت داری وگرنه خیر ١٠-حکم کلی به عهده مراجع است لیکن تشخیص مصداق بر عهده ما است ١١-در مواردی که مرجع تو حکمی نکرده است از عقل کسب تکلیف کن ١٢-تا زمانی که مرجع تو ولی فقیه را تایید می کند تو هم تایید کن و هروقت او را از ولایت ساقط دانست تو هم از مرجع خود تبعیت کن ١٣-البته تایید یا عدم تایید ولی فقیه توسط مراجع موجب عزل حقوقی ولی فقیه نمی شود بلکه عزل و نصب ولی فقیه به عهده مجلس خبرگان است ١۴-من هویت حقوقی مجلس خبرگان را قبول دارم لیکن مشروعیت همه ابعاد نظام برای من مشروط به تایید مرجع من می باشد ١۵-بعد از رحلت امام به ترتیب مقلد آیت الله اراکی و آیت الله جوادی آملی بوده ام و چون آن بزرگواران "نظام بعد از امام" و "رهبری آیت الله خامنه ای" را تایید کردند من نیز سخن ایشان را تکرار می کنم ١۶-تا زمانی که قلبا" آیت الله خامنه ای را ولی فقیه می دانی مجاز نیستی که از حکم او سرپیچی کنی ١٧-فراموش نکنیم که تبعیت از حکم ارشادی ضروری نیست ولی حکم مولوی ایشان لازم الطاعه است |
|
| عقلانیت |
| ساعت ٦:۳٠ ب.ظ روز سهشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۸٩ |
|
آیتالله جوادی آملی گفته است: اگر حضرت حجت(ع) امروز ظهور کند این 7 میلیارد انسان را بر اساس عقل اداره میکند (روزنامه فرهنگ آشتی صفحه 2، 21/1/89)
*سخنی با متدینین -آیا متدینین عرفی، ولایت مدارها و بسیجیها، قلباً چنین اظهاراتی را باور میکنند؟ -آیا آنها برای عقل تا این اندازه اعتبار قائل هستند که حکومت امام زمان سلام الله علیه را از این دریچه نگاه کنند؟
*علی (ع) میفرماید (نقل به مضمون):
جبرائیل بر آدم(ع) نازل شد و گفت ای آدم من مأمورم تو را میان سه چیز مخیر سازم تا یکی از آنها را برگزینی آدم پرسید آن سه چیز کدامند؟ جبرائیل گفت عقل، حیا و دین آدم گفت عقل را برگزیدم جبرائیل به حیا و دین گفت شما برگردید حیا و دین گفتند ما دستور داریم هر کجا عقل باشد با آن همراهی کنیم جبرائیل گفت اختیار با خودتان است سپس جبرائیل بالا رفت (اصول کافی جلد 1 کتاب عقل و جهل حدیث دوم) -بدین ترتیب دین و حیا در سایه عقل باقی ماندند و آدم (ع) با گزینش عقل به حیا و دین نیز مزین شد
*نتیجه گیری اول: 1ـ حیات دین در سایه عقل است 2ـ دین و حیا (اخلاق) دو نشانه از نشانههای عقلاند 3ـ هر جا عقل حضور داشته باشد دین و حیا (اخلاق) نیز مشهود است
*سخنی با روشنفکران -آیا روشنفکران و نخبگان جامعه ما حدیث فوق را که منتسب به حضرت امیر (ع) است دال بر حقانیت خود نمیدانند؟ -آیا باورشان غیر از این است که عملکردشان عقلانی است و دعوتشان به عقلانیت است؟ -آیا با تصور به عقلانی بودن اندیشه و عمل روشنفکران، روشنفکران ضرورتی برای تعجیل در ظهور حضرت بقیهالله (ع) حس میکنند؟ -آیا با ملاکهای عقلانی نخبگان جامعه ما، مدیریت جهانی امروز غیرعقلانیست؟ -اگر مدیریت جهانی امروز عقلانیست این نوع تعقل چه التزامی به اخلاق و دیانت دارد؟ -آیا بود و نبود دیانت در این نوع تعقل تأثیر دارد؟ -آیا از این دریچه حکومت معاویه غیر عاقلانه بود؟
* فردی از حضرت صادق (ع) درباره عقلانیت معاویه پرسش کرد امام صادق فرمود (نقل به مضمون): ویژگی معاویه زیرکی و نیرنگ اوست که به عقل شباهت دارد لیکن عقل نیست بلکه "نکر" است آن حضرت در پاسخ به آن فرد که پرسیده بود عقل چیست فرمود (نقل به مضمون): عقل چیزیست که به وسیله آن خداوند رحمان را میپرستند و با اتکا به آن بهشت به دست میآید (کتاب اصول کافی جلد اول کتاب جهل و عقل حدیث سوم)
*نتیجه گیری دوم: 1ـ اندیشهای که بشر را به سوی پرستش پروردگار دلالت نکند عقلانی نیست بلکه «نکرانی» است 2ـ اندیشهای که محصولش بهشت و آخرت نباشد عقلانی نیست 3ـ هر جا که دیانت و حیا حضور نداشته باشد از عقل هم خبری نیست ۴- لازم است که ما یا اهل تعقل باشیم یا نسبت به عقلای جامعه تبعیتپذیر
*هنگامی که ملائکه دوزخ از اهل آتش میپرسند چرا عاقبت امرتان بدینجا ختم شد اهل دوزخ در پاسخ به آنان میگویند: (نقل به مضمون): اگر تعقل میکردیم و یا به پند عقلا گوش فرا میدادیم کار ما به اینجا نمیکشید (سوره ملک آیه 8 تا 10)
*خداوند متعال خطاب به عقل میفرماید (نقل به مضمون): بهتر از تو و محبوب تر از تو مخلوقی نیافریدم و تو محبوبترین مخلوقات در نزد من هستی من به واسطه تو مواخذه خواهم کرد و به واسطه تو ثواب می بخشم (کتاب اصول کافی کتاب جهل و عقل حدیث 32)
*نتیجه گیری نهایی: 1ـ اگر میخواهی محبوب خداوند شوی عاقل باش 2ـ یا باید از طایفه عقلا بود و یا نسبت به عقلا تبعیت پذیر 3ـکسی اهل دیانت است که در سایه عقل زندگی کند 4ـ دو نشان از نشانه های عقلانیت؛ دینداری و حیا (عفت)است واگر این دو نشانه را ندارم از عقل فارغ خواهم بود 5ـ زیرکی و باهوشی الزاماً متعلق به عقلا نیست 6ـ تاریخ موج میزند از نقش شیاطین هوشمندی که در پشت پرده تظاهر به عقلانیت، نیتهای پلیدشان را دنبال میکنند |
|
| استعفای آْْْیت الله جوادی آملی |
| ساعت ٧:٥٩ ب.ظ روز پنجشنبه ۱٢ آذر ۱۳۸۸ |
|
تاملی بر استعفای آیة الله جوادی آملی
این مساله تامل برانگیز بهانه خوبی است برای طرح پاره ای نکات که به آن اشاره کنم. ابتدادیداری را که بعضی از دوستان ما در ماه رمضان اخیر در روستایی در دماوند با ایشان داشتند دستمایه قرار داده و با درج خبر آن وارد موضوع می شوم.
در آن دیدار ایشان جمله ای با مضمون زیر فرموده بودند: "نباید سنگرها را از دست داد آیة الله استادی که از امامت جمعه قم کناره گیری کردند یک تریبون را از دست دادند , آیة الله امینی هم قصد داشتند از امامت جمعه کناره گیری کنند ولی من ایشان را راضی کردم که تریبون امامت جمعه را از دست ندهند "
حال باید دید چه مساله ای باعث شده که بعد از حدود سه ماه ایشان از سمت خود در امامت جمعه قم کناره گیری کند. آیا ایشان از نظر سه ماه قبل خویش عدول کرده است؟ به نظر میرسد که چنین نیست بلکه برسردوراهی " اهم " و " مهم " " اهم " را برگزیده و " مهم " را کنار گذاشته است. کدام اهم و کدام مهم ؟ قبل از شناسایی اهم و مهم لازم است سنگر و پایگاه مبنایی و اجتماعی ایشان را بشناسیم. آیة الله جوادی آملی به عنوان یک روحانی برجسته نقطه اتکا و تکیه گاه معرفتی مردم و جامعه شناخته می شود . البته اتکای مردم به مراجع و روحانیون برجسته به این معنا نیست که مردم فاقد قدرت کارشناسی هستند , بلکه کارشناسی مردم متکی بر اصولی است که آن را از معارف الهی باید کسب کرده باشند و سرچشمه اصول و معارف , بزرگانی چون جوادی آملی می باشند . به عبارت دیگر شخصیت هایی چون جوادی آملی تبیین کننده اصولی هستند که مردم بر اساس آن مبانی , در حوزههای سیاست گذاری , برنامه ریزی و اجرا وارد عمل می شوند . به عبارت دیگر اگر ایشان در مسند مرجع , عارف و فیلسوف وظیفه تبیین اصول و معارف را به عهده دارد , ولی در سنگر امامت جمعه موظف به موشکافی مسایل سیاسی و اجتماعی است . از سوی دیگر ایشان به عنوان تکیه گاه جامعه نمی تواند وارد مباحثی شود که تنها بخشی از جامعه را پوشش دهد و بخش دیگری تحمل هضم آن مباحث را نداشته باشند . حال آنکه امروز مسایل سیاسی_اجتماعی جامعه موجب شکاف عمیقی در کشور شده به طوری که تا کنون نصیحت مراجع راه به جایی نبرده و امکان میانجی گری از شخصیت های بزرگ کشور گرفته شده است و لذا طبیعی است که آیة الله جوادی آملی سنگر نماز جمعه را جای مناسبی برای موشکافی مشکلات سیاسی_اجتماعی نداند و نقش مبنایی_اصولی خود را در جامعه فدای , نقش موقت اجتماعی_سیاسی نکند . آذر 1388 |
|
| گفتگوی آیت الله جوادی آملی با میرحسین |
| ساعت ۱:۳٧ ق.ظ روز جمعه ٢۱ فروردین ۱۳۸۸ |
|
آیة الله جوادی آملی: «باید بدانیم سرمایه مردم سرمایه بسیار گرانقدر و ارزشمندی است لیکن این سرمایه نه به دست ما و نه به دست خود آنهاست. بدون مردم کار یک لحظه هم پیش نمیرود. اما اختیار دلهای آنها با خداست. » «اگر ذره ای من و ما در انقلاب راه پیدا کند، مستهلک نمیشود بلکه مهلک میشود. اگر این مساله وارد نظام و حکومت شد، یعنی امور کل نظام آسیب میبیند. شناخت این مساله یک تشخیص دقیق میخواهد. وقتی گفتند صراط مستقیم از شمشیر برنده تر و از مو باریکتر است، به این معنی است که فهم دقیقی را می طلبد و عنصر اصلی آن معرفت است.» ایشان تصریح کردند: «با کشتار و جنگ امور مردم اصلاح نمیشود. انشاء الله شما هم وقتی وارد این عرصه شدید با این مبنا وارد شوید که نفت و گاز و حضور مردم وجود دارد اما رهبری به دست خداوند متعال است. اصل اعتقاد ما و مردم است که باید از خدا بخواهیم دلهای مردم ما را به سمت راه صحیح هدایت کند. وگرنه ، نه مردم اهل اقتصادند و نه اقتصاد به آنها می رسد.» آیت الله العظمی جوادی آملی با ذکر حدیثی از حضرت علی ( ع) فرمودند: «"هیچ ملتی با اختلاف به جایی نرسید اگر میلیونها سال هم جهان طول بکشد و ملتی پراکنده باشند به جایی نمی رسند."» این مرجع تقلید، در پایان خطاب به میرحسین موسوی فرمودند : «به سلامتی وقتی شما هم وارد این عرصه شدید، به این دستور پیامبر به دقت توجه فرمایید که هنگام ورود به مسجد می فرمایند: "خدایا من نیامده ام که راه کسی را ببندم." شما نیز با توجه به این موضوع در هنگام هر امر حساسی به این فرمایش پیامبر توجه داشته باشید و بگویید: " خدایا برای راه تو می آیم و راه را بر کسی نمی بندم"» میرحسین موسوی: اگر بتوانیم به مردم بگوییم جهت گیری استفاده از منابع فراوان کشور در خدمت اهداف بلندمدت است و نه اغراض کوتاه مدت، مردم با ما همیار خواهند بود. وی تصریح کرد:اجرای قانون در کشور با مشکل مواجه شده است. در دورههای قبل تاکید بیشتری برروی قوانینی که چارچوب نظام روی آن بنا شده است وجود داشت و بنده در دوره قبل احساس میکردم هرفردی بیاید، از هر جناح سیاسی کشور، با وجود داشتن مشکلات کم و بیشی که در هر صورت قابل حل و فصل است، میتواند کشور را اداره کند. به گفته موسوی، یکی از دلایل شکل گرفتن انقلاب این بود که یک تفکر در کشور حاکم نباشد و تفکرات افراد مختلف از جناحهای مختلف در قالب انتخابات تثبیت و یا تجدید شود. (منبع : سایت کلمه) ......................................... ........................................................................... پ.ن : بعد از رحلت امام خمینی و آیة الله اراکی ، من آقای جوادی آملی را بعنوان مرجع تقلید خودم برگزیدم. |
|
| مشخصات نویسنده |
|
درباره : در 5 آبان 1330 مطابق با 22 ماه محرم پا به این جهان گذاشتم 2 ساله بودم که کودتای 28 مرداد واقع شد من از آنروز چیزی بیاد ندارم لیکن تربیت شده خانواده ای هستم که نه تنها از کودتای 28 مرداد،بلکه از اشغال تهران در شهریور 1320 و حوادث مشروطه بویژه به دار کشیدن شیخ فضل الله نوری خاطرات بسیار تلخی داشتند خود نیز پاره ای از حوادث خرداد 42را دیده بودم دوران جوانی را با دیانت-ورزش-سیاسیت گذراندم در 24 سالگی بجرم کار سیاسی در پادگان(طی دوران سربازی)و فعالیت در تیم فوتبال4سال زندانی شدم در28سالگی باپیروزی انقلاب از زندان آزادشدم اول فروردین1358واردسپاه شدم بیش از 20 سال در دفترسیاسی و مرکز مطالعات جنگ سپاه فعالیت کردم آخر اسفند1380بازنشسته گردیدم از سال1386 اینترنت را برای گفتگو با دیگران انتخاب کردم پروفایل مدیر : حاج محسن |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
| لینکستان |


