حمله آمریکا به ایران (عدم کفایت احمدی نژاد)
ساعت ۳:٢۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ مهر ۱۳٩٠  

 به نظر می رسد مسئله ی تقابل ایران و آمریکا به مرحله ی حساسی رسیده و خروج از آن به مراتب حساس تر از گذشته شده است و چه بسا بحران جدید بر سرنوشت جمهوری اسلامی ایران و حتی نظام سرمایه داری آمریکا تاثیرات تعیین کننده ای بر جای گذارد.

احتمالا اقدامات اخیر آمریکا علیه ایران، بخشی از طرح آمریکایی خاورمیانه جدید است. لذا سرنوشت خاورمیانه جدید با شکست یا پیروزی آمریکا در این توطئه، ارتباط مستقیم دارد.

البته ما باید مانع از تشدید بحران شویم، لیکن درصورت عدم موفقیت، پای مرگ و زندگی برای جمهوری اسلامی ایران و آغاز شمارش معکوس فروریزی ابرقدرتی به نام آمریکا در میان است.

ما باید برای کاهش شدت بحران و جلوگیری از شتاب حوادث، قدرت بازدارندگی خود را افزایش دهیم.

مهم ترین پارامتر بازدارنده ی جمهوری اسلامی با ارائه نمایشی از تجلی وحدت ملی محقق می شود.

برگذاری بیش از 30 انتخابات در عمر سی و چند ساله ی  کشور ما یکی از مهم ترین عوامل بازدارنده متجاوزان برای حمله به این کشور در سال های گذشته بوده است.

لیکن فرصت به دست آمده در انتخابات دهم ریاست جمهوری نه تنها مورد بهره برداری صحیح قرار نگرفت بلکه، موجب آسیب دیدگی وحدت ملی نیز شد و زمینه را برای تهدید بیگانگان علیه ایران فراهم کرد.

لذا انتخابات مجلس نهم از این بابت بسیار مهم تلقی می شود.

البته حوادث تلخ بعد از انتخابات 88 رغبتی برای حضور قاطبه ی مردم درپای صندوقها باقی نگذاشته است.

در نتیجه امید به حضور گسترده ی مردم در انتخابات اسفند 1390 در وضعیت فعلی بسیار ضعیف است. اما می توان جامعه خسته از انتخابات گذشته را با شوک بزرگی متحول کرد.

به نظر می رسد مهم ترین شوکی که می تواند جامعه ی بی تفاوت نسبت به انتخابات را متحول کند، در دست مجلس هشتم است.

طرح عدم کفایت احمدی نژاد اگر در دستور مجلس قرار گیرد، ضمن این که ممکن است کاسه و کوزه ی اختلاس، گرانی و حوادثی مانند کهریزک به پای او شکسته شود، می تواند به موج جدیدی از فعالیت سیاسی-همگانی تبدیل گردد.

یکی دیگر از اقداماتی که می تواند جامعه را از وضعیت فعلی خارج سازد، مبحث بازنگری در قانون اساسی است.

توجه داده می شود که زمزمه ی حذف پست ریاست جمهوری از قانون اساسی، جایگزینی نخست وزیر به جای رئیس جمهور و واگذاری انتخاب نخست وزیر به مجلس، چندی پیش در مجلس هشتم کلید زده شد. اما چنین اقدامی بدون بازنگری در قانون اساسی میسر نیست.

همچنین امضای حدود 100 نفر از نمایندگان پای نامه ی سوال از رئیس جمهور نیز مدتی است که به پشت در هیئت رئیسه ی مجلس رسیده است.

همچنان که می دانیم علی مطهری به علت تاخیر در اعلام وصول نامه ی مزبور، از سوی هیئت رئیسه ی مجلس، استعفاکرده است.

علی مطهری در استعفا نامه ی خود به اظهارات نمایندگانی که معتقدند رهبری با سوال از رئیس جمهور مخالف است پاسخ داده و به نامه ای که در این باره به رهبری نوشته واز ایشان کسب تکلیف کرده، اشاره کرده و عدم پاسخ رهبری به نامه ی خود را دلیلی بر عدم مخالفت رهبری با این اقدام دانسته است.

از قضا امروز رهبری در سخنان خود در کرمانشاه، به طور غیر مستقیم، عدم مخالفت قانونی خود در مورد سوال از رئیس جمهور را اعلام کرد.

همچنین رهبری به زمزمه ی تغییر پست ریاست جمهوری با نخست وزیری روی مثبت نشان داد.

حال این گونه موضع گیری رهبری اگرچه ممکن است از ابعاد مختلفی قابل تحلیل باشد، لیکن از جنبه ی احیای شور عمومی و بازگرداندن مردم به صحنه ی انتخابات و احتمالا همه پرسی آینده بسیار مهم تر است.

و چه بسا اظهارات اخیر رهبری برای افزایش قدرت بازدارندگی و خنثی سازی تهدیدات تکاندهنده ی اخیر آمریکا باشد.  


 
حمله آمریکا به ایران(موضع محمد خاتمی)
ساعت ۱٠:۱۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٠ مهر ۱۳٩٠  

تهدید صریح چندی پیش سارکوزی(رئیس جمهور فرانسه) به حمله نظامی علیه ایران ، پس از ادعای روز گذشته آمریکا مبنی بر قصد ترور سفیر عربستان توسط عناصر ایرانی، شکل جدی تری به خود گرفته است.

تمرکز تبلیغاتی غربی ها به روی نقش محوری سپاه در این اتهام غیرقابل باور، این گمانه را تقویت می کند که درصورت حمله احتمالی، مراکز موشکی سپاه جزء هدف های اولیه ی متجاوزین خواهد بود.

از این سوی، اگرچه ما را از جنگ هراسی نیست و ما پیروی مکتبی هستیم که مولوی، شاعر ایرانی صده های گذشته گفته:

مرگ اگر مرد است گو نزد من آیی          تا در آغوشش بگیرم تنگ تنگ

      من از او عمری ستانم جاودان           او ز من  دلقی رباید رنگ رنگ 

  ولی در عین استقبال از مرگ شرافتمندانه و آرزوی شهادت فی سبیل الله، تمایل به آتش افرزی هم در مکتب ما جایی ندارد.

حال اگر جنگ پیش دستانه مقبول نیست، واگذاری ابتکار عمل به تجاوزگر نیز معقول نخواهد بود.

پس راه میانه چیست؟

وظیفه ی ما همواره ایفای نقش بازدارندگی است.

بازدارندگی مهم ترین وظیفه ایست که می باید نظام های آرامش طلب، برای حفظ امنیت مرزهای خود، درپی آن باشند.

بازدارندگی ابعاد و روش های گوناگونی دارد. اما مهم ترین عامل بازدارندگی ملت ها با وحدت ملی آنان میسر می شود.

اگر در انتخابات 88 پیروزی احتمالی میرحسین موسوی براندازی تلقی نمی شد و وحدت ملی ما طی دو سال گذشته این همه آسیب نمی دید، نه تنها قدرت های بیگانه جرأت چنین تهدیداتی علیه ما نداشتند بلکه امروز بهتر می توانستیم منافع ملی خویش را در میادین بین المللی- از جمله پروژه ی انرژی هسته ای- به پیش ببریم.

حال و اگرچه افسوس گذشته راهگشا نخواهد بود ولی بازسازی تابوی وحدت در سطح ملی، امروز امری غیر قابل اجتناب است و بعید نیست کسانی که به این نیاز روی خوش نشان ندهند، در محضر تاریخ سرشکسته نباشند.

البته طبیعی است که دوستان اصلاح طلب ما شرط بازسازی تابوی وحدت را باز شدن فضای سیاسی کشور بدانند.

لیکن به دو جهت با این شرط گذاری مخالفم:

1-آنهایی که ما را عوامل کودتای مخملی فرض کرده بودند و با همین پیش فرض این همه برما سخت گرفتند، مسلما تهدیدات امروز غرب را حلقه دیگری از آن کودتا می پندارند و احتمالا تصور می کنند: تهدیدات اخیر آمریکا برای باز شدن فضای فعالیت اصلاح طلبان است.

لذا شرط گذاری معقول ما را حلقه ای از توطئه ی از پیش طراحی شده فرض کرده و ممکن است به تصمیم گیری نادرست تری روی آورند.

2-دوستان جبهه ی مقابل ما نمی خواهند باورکنند، اتهاماتی که به جریان اصلاح طلب می زدند و ما را برانداز فرض می کردند دور از حقیقت بوده و نمی توانند به زودی خود را با حقیقت منطبق کنند. حتی  اگر هم بتوانند پیش فرض های خود را اصلاح کنند، نخواهند توانست آثار پمپاژ خبری گذشته ی خود را در ذهن هواداران به سرعت برطرف کنند.

حال آن که مدیریت زمان در وضعیت های اضطراری بسیار قابل اهمیت است.

اگر ما خود را مدافع اصلی منافع ملی می دانیم باید بدانیم که بروز هرگونه جنگی،(فارغ از آثار معنوی آن) علاوه بر تاثیرات تلخ اجتماعی، به شدت به زیرساخت های کشور آسیب می رساند. پس طرفداران منافع ملی نمی توانند نسبت به بروز جنگ احتمالی بی تفاوت باشند

هر دسته و گروهی که به منافع ملی پایبندتر است و رابطه اش با این ملت و این آب و خاک از جنس دایه و فرزند نیست بلکه از نوع رابطه ی مادر و فرزندی است، به گذشت از حقوق خود، برای صیانت از مرزهای کشور، سزاوارتر است.

اتهامات اخیر آمریکا علیه ایران به بهانه گیری برای آماده سازی افکار عمومی جهانیان شبیه است و به شدت بوی جنگ طلبی می دهد مرا برآن داشت که اظهارات سید محمدخاتمی در سایت آفتاب را بهانه کرده و این پست را ارائه کنم.

البته اظهارات این رادمرد از خود گذشته کمی مرا آسوده خاطر کرد، هرچند آنهایی که با استفاده از تریبون ملی بارها او را آمریکایی خواندند، در باروهای خودبافته ی شان باقی مانده باشند.              

 به گزارش سایت آفتاب، (سید محمد خاتمی)رییس‌جمهور پیشین کشورمان در پی ارائه دیدگاه‌ها و نظرات کارشناسی امنیتی – سیاسی درخصوص رفتار منسجم و تدبیر شده سیاسی – تبلیغاتی علیه ایران و ارزیابی این رویکرد غیرمنتظره، تصریح کرد: من نیز مانند شما نگرانم! به نظر می‌رسد که بهانه‌گیری‌ها علیه ما روز به روز بیشتر و در این اواخر تشدید شده است...

وی در این باره گفت: برای کسانی که به اصل انقلاب، مصالح ملی، حقوق مردم و سربلندی ایران می‌اندیشند به هیچ‌وجه قابل قبول و تحمل نیست که قدرت‌ها و کسانی درصدد ضربه زدن به ایران مصالح و منافع باشند و هرگونه برخورد خشن و خصمانه با ایران مطرود است و زیان آن بیش و پیش از هرکس و هرجا متوجه مردم بزرگوار ایران خواهد بود و اقدامی است علیه کل ملت و کشور که همگان باید در مقابل آن بایستند.

خاتمی افزود: لازم است هوشیاری خود را در برابر توطئه‌ها و بدخواهی‌ها افزایش دهیم.

رییس دولت اصلاحات همچنین تاکید کرد: مسائل و بحث و گفت‌و‌گوها و نقد و انتقادهایی که در درون ما هست امری است داخلی و نمی‌تواند و نباید دست‌آویز توجیه دخالت بیگانگان در امور داخلی شود.