| سید احمد خمینی مخالف گسترش جنگ به خاک عراق |
| ساعت ٧:٥٦ ق.ظ روز جمعه ۸ مهر ۱۳٩٠ |
|
سردار حسین علایی در گوشه ایی از مصاحبه خود در 7/7/1390 با سایت پایگاه اطلاع رسانی جماران گفت: تنها کسی که بعد از فتح خرمشهر می گفتند از مرزها عبور نکنید امام خمینی بودند. هم نظامی ها و هم سیاستمدارها به امام می گفتند حالا که ما در موضع قدرت نظامی هستیم دلیلی ندارد که ما جنگ را در داخل خاک ایران ادامه بدهیم از مرزها عبور بکنیم. امام می فرمودند نه از مرز عبور نکنید ولی تا خواسته های مان بجنگیم. خواسته هایمان هم همان 4 خواسته ای بود که همان روز اول جنگ اعلام شد: بیرون کردن ارتش عراق از مرز، پذیرش معاهده 1975، تایید تجاوز عراق و پرداخت خسارت جنگ از سوی عراق. امام تنها کسی بودند که می گفتند در ادامه جنگ، از مرزها عبور نکنید. جلسه شورای اول دفاع روز 6 خرداد سه روز پس از فتح خرمشهر در حدمت امام تشکیل شده بود. امام تبریک گفتند و فرمودند: الحمدالله همه چیز به خوبی و خوشی (مثلا به تعبیر من) جلو رفته حالا می خواهید چه کار کنید؟ در آنجا بعضی از حاضرین گفتند که باید از مرز عبور کنیم. امام فرمودند چرا می خواهید از مرز عبور کنید؟ گفتند به دلایل نظامی که ما باید در محلی باشیم که از نظر عوارض پدافندی، زمین مناسب باشد باید پدافند کنیم ما نمی توانیم در زمین دشت باز پدافند کنیم ما باید برویم کنار رودخانه و کوهستان تا بتوانیم با نیروی کم پدافند کنیم این دلیل نظامی بود. سیاستمداران هم دلایل خود را داشتند. البته باید مذاکرات شورای دفاع منتشر بشود تا دقیق تر بررسی شود. ولیکن آن چیزی که تا الان منتشر شده این است. سیاستمداران هم تقریبا یک همچون جمله ای گفتند که اگر ما بخواهیم جنگ را خاتمه بدهیم باید با دست پر جنگ را خاتمه بدهیم هنوز که ما نتوانسته ایم به طور کامل ارتش عراق را از خاک کشور بیرون کنیم بنابراین عراقی ها زیر بار شرایط ما نمی روند. اما امام با عبور از مرز مخالفت می کنند می گویند پس با این جلسه قانع نشدم بروید دوباره جلسه دوم بیایید. در جلسه دوم شورای دفاع که حدود دو هفته بعد تشکیل می شود امام 4 تا ایراد می گیرند امام می فرماید عبور از مرز 4 تا اشکال دارد اشکال اول این است تا الان مردم عراق از ما طرفداری می کردند اگر ما برویم در خاک کشورشان ممکن است عرق ملی و تعصب ملی آنها به کمک صدام بیاید و آنها در خاک خودشان بهتر بجنگند دوم اینکه تا الان مردم دنیا ما را قربانی تجاوز می دانستند اگر ما از مرز عبور کنیم ممکن است ما را متجاوز بخوانند. حرف سوم امام این بوده که تا الان کشورهای دنیا به خصوص عربها رفتاری به ظاهر بی طرفانه ای اتخاذ کرده اند اگر ما به خاک عراق برویم، آنها رسما از صدام پشتیبانی خواهند کرد یک موضوع چهارمی هم می گویند که من الان فراموش کرده ام. در فاصله ی بین جلسه اول تا جلسه ی دوم شورای عالی دفاع ،احمد آقا یک نامه ای خدمت امام نوشتند که این نامه تا حالا منتشر نشده ولی من شنیدم که ایشان نوشته اند که احمد اقا هم با عبور از مرز مخالفند و در آنجا خدمت امام می نویسند که من فکر می کنم چون شما به متخصصین خیلی اهمیت می دهید به این نامه من زیاد توجه نخواهید کرد من معتقدم که نظر شما که می فرمایید از مرز عبور نکنیم درست است چون شما به متخصصین اهمیت قائلید آنها شما را قانع خواهند کرد که از مرز عبور کنید ولی اگر از مرز عبور کنیم درست است زیرا از این به بعد وارد مرحله ی جدیدی از جنگ می شویم که معلوم نیست چگونه تمام خواهد شد. بنابراین بحث این بوده که امام مخالف عبور از مرز در آن مقطع زمانی بودند اما بعدها به هر دلیلی منع عبور از مرز برداشته می شود. البته می دانید که از لحاظ منطقی وقتی جنگی شروع می شود ما نمی توانیم کشوری را مجبور کنیم که داخل مرزهایش بجنگد در حالی که کشور متجاوز ب از مرز عبور کرده است. در همان روز که ارتش عراق از مرز عبور کرد و امد خرمشهر را گرفت ما نیز از نظر منطقی هیچ اشکالی نداشت از مرز عبور کنیم برویم بغداد را بگیریم ایرادی ندارد یعنی منطقا درست است ولی امام با آن هوشیاری ای که داشتند معتقد بودند که نباید بگذاریم جنگ گسترش پیدا کند ما باید جنگ را تمام کنیم بنابراین من معتقدم که امام از روز اول دنبال تمام کردن جنگ بودند |
|
| هفته دفاع مقدس |
| ساعت ٩:۱٦ ب.ظ روز جمعه ۱ مهر ۱۳٩٠ |
|
بعد از این که دیدگاههای خودم را در 7 پرده ارائه کردم دیگر حرفی برای گفتن ندارم! البته قول داده بودم که بعد از ارائه ی آخرین پرده به گفتگو با دوستان بنشینم ، لیکن از سویی فرصت گذشته را برای سرکشی به سایت ندارم و از سوی دیگر گفتگو با دوستانی که تصمیمات قطعی شان را از قبل گرفته و جز به تحکیم مواضع شان نمی اندیشند سودی نخواهد داشت! در عین حال بعید نیست که گاه گداری بی بهانه سرحرف مان باردگر باز شود. همچنانکه در اینجا تبادلات پیامکی دوستانم را به مناسبت هفته دفاع مقدس ارائه کرده ام. البته در نظر دارم بعد از یک هفته این پست را خاموش کنم تا به پست پرده ی آخر باز گردم. همچنین ، چون "خمینی محورم" و خمینی هویت بخش اندیشه ی سیاسی من است لذا هرگاه احساس کنم که باید سکوتم را بشکنم ویا احساس کنم که می توانم به اهتزاز پرچم خمینی کمک کنم از گوشه گیری خارج خواهم شد. انشاءالله در ضمن اگر دوستی تمایل به مطالب معرفتی (از آن دستی که من بهره گرفته ام) داشت به وبلاگ مسجد قندی که بنده در خدمت آن هستم می تواند قدم رنجه فرماید. آدرس: http://www.mghandi.blogfa.com/ .......................................... حاج محسن: شاهدی غائب تر از من نیست کس دیده ام پرواز انسان از قفس در قفس بودم که هم رازم پرید رفت او من ماندم و زندان نفس بستاک : در جوار شهدای بازی دراز دعاگوی شما هستم حاج احمد . س: یاد باد آن روزگاران یاد باد حیدر خان: من ماندم و گوشه ی دلی تنگ با دفتر خاطراتی از جنگ ای جنگ چه شد که قهر کردی در کام امام زهر کردی ای مرز میان مرد و نامرد گر مرد رهی دو باره برگرد محمد . ن: کاش می شد بچه ها را جمع کرد سنگر آن روزها را گرم کرد کاش می شد بار دیگر جبهه رفت جنگ عشقی کرد و تیری خورد و رفت صادقی(فرزند شهید) مرا اینگونه باورکن کمی تنها کمی خسته کمی از یادها رفته خدا هم ترک ما کرده نمی دانم مرا شاید گناهی هست؟! دعایم کن دعایم کن حاج سعید . ع: ما آمده بودیم که مردانه بمیریم در پیچ وخم جنگ دلیرانه بمیریم آنجا که جنون حاکم بی چون و چرا بود شوریده و شیدایی و مستانه بمیریم سخت است در این شهر که دربین رفیقان اینگونه پریشان و غریبانه بمیریم مهلت بده ای عمر نفس گیر که شاید خونین کفن و شاد و شهیدانه بمیریم چشمه ق: آرزومان کربلا بود و نجف جان و سر دادیم در راه هدف چفیه هامان رنگ و بوی یاس داشت رنگ و بوی بیرق عباس داشت یاد شبهایی که ما بودیم و مین جستجوی مرگ در زیر زمین همدم شبهایمان سجاده بود حمله کردن خط شکستن ساده بود حسرت رفتن در این دل مانده است دست و پایم سخت در گل مانده است عاشقان رفتند و ما جا مانده ایم زیر بار غصه ها وا مانده ایم اسدالله . ت: خدایا سهم ما از جنگ به غنیمت گرفتن دوستانی خوب به مثابه فرشتگان آسمانت بود! علیرضا . ک: درود خداوند بر یادگاران پنهان آن روزگاران اصغر . م: خداوندا این دفتر و کتاب شهادت را همچنان به روی مشتاقان باز و ما را هم از وصول به آن محروم مکن! مصطفی . م: ساقی جبهه سبو بر لب هر مست نداد نوبت ما که رسید میکده را بست نداد حال خوش بود کنار شهدا آه دریغ! بعد یاران شهید حال خوشی دست نداد علی . م و: جبهه جای عاشقان پاک بود جبهه جای آشتی با خاک بود جبهه یعنی سینه چاکان بلا جبهه یعنی کربلا در کربلا رضا . ن: خون دل خوردن از خون دادن سختر است فرامرز: سراپا اگر زرد و پژمرده ایم ولی دل به پائیز نسپرده ایم چو گلدان خالی لب پنجره پر از خاطرات ترک خورده ایم اگر داغ دل بود ما دیده ایم اگر خون دل بود ما خورده ایم اگر دل دلیل است آورده ایم اگر داغ شرط است ما برده ایم اگر دشنه ی دشمنان گردنیم اگر خنجر دوستان گرده ایم گواهی بخواهید اینک گواه همین زخم هایی که نشمرده ایم دلی سر بلند و سری سر به زیر از این دست عمری بسر برده ایم حاج حسن . س: سلام بر آنهایی که از نفس افتادند تا ما از نفس نیفتیم قامت راست کردند تا ما قامت خم نکنیم به خاک افتادند تا ما به خاک نیفتیم سلام بر آنهایی که رفتند تا بمانند و نامندندتا بمیرند و زندگی سگی داشته باشند هفته دفاع مقدس چقدر دردناکه!؟ کاش می شد عشق را در دیده کاشت ذره ای از غیرت فهمیده داشت یاد باد آن روزهای بی غروب خاطرات سرخ مردان جنوب یاد فصل کوچ قایق ها به خیر یاد پهلوی شقایق ها به خیر بهرام . ع: یادگار از پدرم کهنه تفنگی باقیست و لباسی که برآن زخم فشنگی باقیست یادگار پدرم دوش به من می نالید که از این قصه فقط هفته ی جنگی باقیست حاج داود . ر: شهیدان زنده اند اما که افسوس علم بگرفته اند این جمع سالوس
خداوندا اگر بستی در باغ شهادت دگر مپسند میدان داری اهل شقاوت اللهم النصر من نصرالحق والخذل من خذل الحق و الحقنی بالشهداء مهدی . ر: شهادت گذشتن از جان است برای حق و حقیقت و ای بسا ایامی که گذشتن آبرو و مقام و...سخت تر ازآن باشد ای بسا بسیاری از شهدا غبطه آزادگی رادمردان امروز را برند بر تمامی حق پرستان درور محمد . د: امام علی (ع) فرمود: ثبات الدول باقامة سنن العدل ثبات و دوام دولت ها به برپا داشتن راه و رسم عدالت است و دادگری (منبع:غررالحکم) م . ط: خوشا روزی که گرم جنگ بودیم میان رنگ ها بی رنگ بودیم دل هرکس شهادت را طلب داشت حدیث عشق و مستی را به لب داشت خوشا تنهایی شبهای سنگر که دل بود و تمنا بود و دلبر ط ط: اینک که شهر شعله ور بی خیالی است جان برادران غیورم چه خالی است جای برادران غیوری که بعدشان این شهر محاصره در خشکسالی است خ . م: ردپای دزد دهکده روی برف چقدر شبیه چکمه های کدخداست هفته ی اختلاس مبارک باد
کلمات کلیدی: دفاع مقدس ،امام خمینی
|
|
| فتح بغداد |
| ساعت ۱٢:٠۱ ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳ امرداد ۱۳۸٩ |
|
تابناک:٢٨تیر٨٩ فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در دوران دفاع مقدس گفت: می توانستیم در سال پنجم جنگ، بغداد را فتح کنیم.
کلمات کلیدی: دفاع مقدس ،محسن رضایی
|
|
| قطع نامه 598 |
| ساعت ۳:٤٥ ب.ظ روز سهشنبه ٢٩ تیر ۱۳۸٩ |
|
خبرنگار سایت پایگاه اطلاع رسانی جماران به مناسبت سالگرد قطعنامه ۵٩٨ مصاحبه ای را با من ترتیب داد که کپی آن را در اینجا ملاحظه می نمایید
.............................................................................................................
سردار رشید:
پذیرش قطعنامه با خود بار فرهنگی و عقیدتی آوردکد خبر: 15139 تاریخ خبر: 29/04/1389
پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران - تهران
بحث قطعنامه حادثه ای است که مثل همه حوادث تاریخی یک بار فرهنگی و عقیدتی را با خود می آورد یکی از زوایای آن این است که امام هم فرمودند که مگر فراموش کرده اید که ما برای انجام تکلیف جنگ کردیم .وقتی امام بحث ادای تکلیف را مطرح می کند یک باب فرهنگی ویژه ای را برای ما باز کرد.
انتهای پیام /* سردار محسن رشید پیرامون تاثیر طولانی شدن جنگ در پذیرش قطعنامه 598 شورای امنیت سازمان ملل از سوی حضرت امام خمینی(س) گفت: زمانی که به بررسی بسیاری از قضایای سیاسی و اجتماعی می پردازیم می بایست آنها را سطح بندی کنیم و از دو دیدگاه نگاه کنیم.درباره تاثیر طولانی شدن جنگ در پذیرش قطع نامه نیز دیدگاه مردم و رزمندگان و دست اندرکاران و تصمیم گیران صحنه نبرد که بخشی از نخبگان کشور هستند متفاوت بود. در بخش مردمی انگیزه ها عموما بر سه شاخصه مهم متمرکز بود. انگیزه شهادت طلبی، انگیزه آزادی و زیارت کربلا و انگیزه تنبیه صدام و رژیم بعث به عنوان آغازگر و مسبب جنگ سه انگیزه مهم مردم و رزمندگان در جنگ بود. لذا برای آنان خیلی مفهومی نداشت که جنگ چقدر طول می کشد. درست است که هر قشری علاقه داشتند که زودتر به هدفشان برسند شهادت طلب ها دوست داشتند زودتر به شهادت برسند و عموم مردم هم دوست داشتند صدام زودتر تنبیه بشود ولی نگران این نبودند که جنگ طول کشیده است اما در سطح مدیران جنگ موضوع فرق می کرد نمونه اش نیز همین بحثی که آقای شمخانی در یک گفتگوی تلویزیونی اعلام کردند که اولین نفری بودند که به آقای هاشمی گفتم برای جنگ باید فکری کرد.
این رزمنده سال های دفاع مقدس درگفتگو با پایگاه خبری و اطلاع رسانی جماران در توصیف واکنش رزمندگان به خبر پذیرش قطعنامه افزود: من جدا کردن مردم و رزمندگان را به عنوان دو قشر متفاوت قبول ندارم و نبایستی این دو قشر را از یکدیگر جدا مطرح کرد بلکه به نظر من رزمندگان در پیوند با مردم و بخشی از مردم بودند و بنابراین دیدگاه رزمندگان نیز همان دیدگاه عمومی مردم بود. این اتفاق برای مردم قابل باور نبود ویک حالت بهت زده ای برایشان به وجود آورد. حتی فرماندهان لشکرها نیز که صحنه گردان جنگ بودند چون در رده تاکتیکی فعالیت داشتند واز مباحث استراتژیک جنگ اطلاع نداشتند، آنان نیز در این بحث متعجب بودند. در حالی که در سطح مدیران این گونه نبود و آنان آمادگی امر را داشتند.
این محقق و پژوهشگر دوران دفاع مقدس در تحلیل واکنش رژیم بعث عراق به پذیرش قطعنامه نیز افزود: هر رژیم سیاسی و دولتی در پی آن است تا از فرصت ها بهره ببرد برای آن که موقعیت عمومی خود را بهبود ببخشد. عراق هم از گذشته دور به دنبال آن بود تا هم ساحل خود را در خلیج فارس گسترش دهد و هم مرزهای شرقی خودش را برای تامین امنیت بغداد که تنها 120 کیلومتر با مرزهای ایرانی فاصله دارد عمق بیشتری ببخشد. در گذشته نیز بین رژیم عراق حتی دولت های قبل از صدام و رژیم پهلوی درگیری هایی وجود داشته است. وقتی که انقلاب اسلامی روی داد رژیم عراق احساس کرد که به لحاظ بین المللی ایران از دید آنها حامی خود را که آمریکا و بلوک غرب بود از دست داده و تنها مانده است به ویژه آن که آزادی های سیاسی در داخل کشور نیز قدری ناهنجاری و تنش را نشان می داد که به زعم آنان نشانگر تفرقه در میان ملت ایران بود و احساس آماده بودن زمان را به ارتش عراق القا می کرد و به همین خاطر به ایران حمله کرد.
وی ادامه داد: در پایان جنگ هم احساسشان این بود که امام به عنوان تبلور ملی و الگوی خدشه ناپذیر مردم با پذیرش قطعنامه شکسته شده و شیرازه حکومت نیز پاشیده است و الان وقتش است تا به آن چه که در اول جنگ دست پیدا نکرده بود در آخر جنگ دست پیدا کند. ضمن آن که در این برهه یک اتفاق نظر و اشتراک هدفی نیز با منافقین پیدا کردند و منافقین هم که از قبل خود را برای در دست گرفتن مصادر حکومت آماده کرده بودند زمان را برای این کار مناسب دیدند و لذا دست به یک عملیات مشترک زدند و عراقی ها از جنوب و منافقین نیز از غرب حمله کردند. عراقی ها تا نزدیکی ها ساحل غربی رود کارون را مورد حمله قرار دادند و این منطقه چند بار میان دو طرف دست به دست شد منافقین هم با یک حرکت دوگانه که حرکت از مرز و یک شورش نیز از طریق زندانی های طرفدار سازمان منافقین در تهران بود فعالیت کردند.
این محقق و پژوهشگر دوران دفاع مقدس در تحلیل استراتژی ایران در طی هشت سال جنگ تحمیلی افزود: ما در طی هشت سال جنگ چهار استراتژی داشتیم.دوره زمانی استراتژی اول از آغاز جنگ تا شکستن محاصره سوسنگرد است که در این استراتژی ما در مقابل یک هجوم غیر قابل پیش بینی سعی کردیم یک موقعیت ناهنجار را بر دشمن تحمیل کنیم و در عین این که زمین نمی دهیم زمان بگیریم. در دوره دوم که از شکستن محاصره سوسنگرد آغاز می شود ما در پی آن بودیم که سرزمین های اشغال شده را آزاد کنیم که تقریبا تا فتح خرمشهر ادامه پیدا می کند اگر چه صددرصد زمین های اشغال شده آزاد نشده بود اما در کل، استراتژی موفقی بود. پس از آن استراتژی جدید ما تنبیه متجاوز بود که طراحی شد و پنج سال و نیم از جنگ را در بر می گیرد که با سقوط فاو این استراتژی نیز پایان یافت.
رشید خاطرنشان کرد:بین استراتژی سوم و استراتژی چهارم ما حدود دو تا سه ماه فطرت هست که از سقوط فاو در29 فروردین 67 تا 27 تیرماه 67 و پذیرش قطعنامه ادامه دارد. استراتژی سوم مثل دو استراتژی قبلی کاملا موفق نبود و استراتژی چهارم ما نیز با پذیرش قطعنامه آغاز می شود که تحمیل پایان جنگ و آتش بس به عراق است. ما در فاصله سقوط فاو تا پذیرش قطعنامه ابتکار عمل را از دست دادیم و دشمن آن را به دست گرفت. اقدام حضرت امام(س) در پذیرش قطعنامه هم وجهه ما را در نظام بین الملل بالا برد چرا که صدام تبلیغ می کرد که ما قطع نامه را پذیرفته ایم و این ایرانی ها هستند که آن را نمی پذیرند و به جنگ ادامه می دهند.پذیرش قطعنامه در حوزه داخلی هم جبهه ها را احیا و شوکی را به چرخه حوادث وارد کرد واین شوک باعث شد که ابتکار عمل مجددا به دست ما برگردد و یک انرژی را در مردم احیا کرد. گفتمان صادقانه امام تحولی را در مردم ایجاد کرد و باعث شد که هجوم بسیار گسترده ای به سمت جبهه ها صورت بگیرد.
وی افزود:در صورتی که در تابستان مرسوم نبود نیروها به جبهه ها بروند ولی در تابستان بسیار گرم سال 67 مردم آمدند و در مقابل عراق ومنافقین ایستادند. در واقع این استراتژی جدید بود که پتانسیل بازدارنده و ملی ما که همان پتانسیل مردمی است را بالفعل کرد و آن توان بالفعل در مقابل این یورش ایستاد.
سردار رشید در پاسخ به شبهه تحمیل پایان جنگ به حضرت امام(س) از سوی مسوولین وقت افزود: نکته اول این است که در پایان جنگ یک ماه پس از پذیرش قطعنامه زمانی که ارتش عراق سه بار تا کناره های رود کارون پیشروی کرد و رزمندگان مجددا آن ها را تا لب مرز بین المللی عقب راندند بار آخری که این اتفاق افتاد رئیس جمهور وقت آیت الله خامنه ای در منطقه بودند و آقای محسن رضایی فرمانده سپاه ازطریق ایشان برای امام پیغام می دهند که ما آماده ایم دشمن را آن سوی مرز هم تعقیب کنیم. این پیام برای امام می رود و امام نیز آن جمله معروف را می فرمایند که ما همان طور که در جنگ جدی بودیم در پذیرش قطعنامه نیز جدی هستیم. بنابراین شرایط برای ادامه جنگ پس از پذیرش قطعنامه هم وجود داشت و امام نخواست ادامه بدهدو نکته دوم این است که دوستانی که چنین تحلیل هایی می کنند عمدتا درایام جنگ حوزه فعالیت شان حوزه تاکتیکی بوده است و نه حوزه استراتژی و یک مقدار با پیچ و خم های جنگ آشنا نیستند و تحلیل هایی می کنند که منطبق با واقعیت نیست.
وی افزود: ضمن اینکه شخصیت حضرت امام این گونه نیست که تحمیل را از سوی کسی بپذیرند. اگر قرار بود حضرت امام(س)این قدر تاثیر پذیر باشند که ما نمی توانستیم انقلاب بکنیم و در برهه های مختلف از بحران ها عبور کنیم. همه شنیده ایم و می دانیم و مرحوم حاج احمد آقا نیز گفتند که امام بعد از فتح خرمهشر موافق ادامه جنگ نبودند اما نظر کارشناسان را شنیدند و پذیرفتند.این در واقع مدل مدیریت حضرت امام است. با این استدلال بنابراین باید بگوییم که ادامه جنگ بعد از فتح خرمشهر هم به امام تحمیل شد.این دیدگاه غلط است.نوع مدیریت امام این گونه بوده است که با تیز هوشی پس از مشورت با نخبگان و کارشناسان و مسئولین قوا و سنجیدن شرایط تصمیم گیری می کردند. پس از فتح خرمشهر آقایان در تهران نمی توانند امام را قانع کنند و پس از این که فرماندهان نظامی از منطقه می آیند و خدمت حضرت امام و ادله آنها مطرح می شود امام می پذیرند که جنگ ادامه پیداکند. چنانچه امام فرد تاثیر پذیری بود چرا در مقابل اصرار مسئولین سیاسی نظام در این برهه تاثیر نمی پذیرد؟ اگر امام در مقابل ادله نظامیان ادامه جنگ را می پذیرد ما باید بگوییم ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر را نظامیان به امام تحمیل کردند؟
سردار رشید در پایان افزود: بحث قطعنامه حادثه ای است که مثل همه حوادث تاریخی یک بار فرهنگی و عقیدتی را با خود می آورد یکی از زوایای آن این است که امام هم فرمودند که مگر فراموش کرده اید که ما برای انجام تکلیف جنگ کردیم .وقتی امام بحث ادای تکلیف را مطرح می کند یک باب فرهنگی ویژه ای را برای ما باز کرد.
|
|
| تبریک آزادی خرمشهر |
| ساعت ٥:٥٠ ق.ظ روز سهشنبه ٤ خرداد ۱۳۸٩ |
|
در پی برنامه روبه فردا در شبکه ٣سیمای ج.ا.ا حاجی عادل کامنتی گذاشت که بهانه ای به دست داد تا به رغم سکوتم پیرامون دوران پر افتخار جنگ باب گفتگوی جدیدی را با دوستان باز کنم تا خدا چه خواهد حاج عادل: ... پیروز و سربلند باشی برادر ... دیشب وقتی صحبت های شمخانی رو گوش می دادم یاد شما کردم ... پاسخ:
سلام خدا برهمه رزمندگان فتح خرمشهر
حاجی عادل!!! ببین چه وضعیتی شده!!! بچه هایی که تا پایان جنگ سن شون به 10 سالگی نرسیده بود باید بیاند و امثال شمخانی و "س" "ج" کنند همه همتشون هم اینه که هاشمی رو بزنند زمین بعد مثل بهشتی که شهید شد بشینن براش گریه کنن
کاشکی اینا میدونستن که آب به آسیاب کسائی دارن میریزن که تو زمان جنگ نه اینا جرات داشتن با بچه های جنگ هم کاسه بشن و نه بجه های جبهه چشم دیدن اینا رو داشتن!!! الله اکبر از صبر خدا!!! |
|
| فتح خرمشهر |
| ساعت ٩:٤٧ ق.ظ روز جمعه ۱٠ خرداد ۱۳۸٧ |
|
ای رزمنده! من بحالت میخورم حسرت و نیز کاش بودم در نبرد شهر خون حمدلله شهر خون آزاد گشت ور نه ملت بود شرمنده کنون |
|
| فتح خرمشهر |
| ساعت ٩:۳۸ ق.ظ روز جمعه ۱٠ خرداد ۱۳۸٧ |
|
خدارا شکر! خرمشهر را بر کشور ما بازگردانید و الا همچنان اعراب! چشم ما به دست این و آن می بود |
|
| مشخصات نویسنده |
|
درباره : در 5 آبان 1330 مطابق با 22 ماه محرم پا به این جهان گذاشتم 2 ساله بودم که کودتای 28 مرداد واقع شد من از آنروز چیزی بیاد ندارم لیکن تربیت شده خانواده ای هستم که نه تنها از کودتای 28 مرداد،بلکه از اشغال تهران در شهریور 1320 و حوادث مشروطه بویژه به دار کشیدن شیخ فضل الله نوری خاطرات بسیار تلخی داشتند خود نیز پاره ای از حوادث خرداد 42را دیده بودم دوران جوانی را با دیانت-ورزش-سیاسیت گذراندم در 24 سالگی بجرم کار سیاسی در پادگان(طی دوران سربازی)و فعالیت در تیم فوتبال4سال زندانی شدم در28سالگی باپیروزی انقلاب از زندان آزادشدم اول فروردین1358واردسپاه شدم بیش از 20 سال در دفترسیاسی و مرکز مطالعات جنگ سپاه فعالیت کردم آخر اسفند1380بازنشسته گردیدم از سال1386 اینترنت را برای گفتگو با دیگران انتخاب کردم پروفایل مدیر : حاج محسن |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
| لینکستان |


