تدبیر صحیح
ساعت ٩:۱٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٩ بهمن ۱۳٩٠  

میزان برجستگی رهبران در مدیریت بحرانها مشخص می شود.

انسانهای مطلع و منصف می دانند که جبهه ی اصلاحات از فردای دوم خرداد 1376( چه در حاکمیت و چه در محکومیت) چه روزهای دشواری را پشت سرگذاشته است.

حوادثی که از فردای دوم خرداد 1376آغاز شد و - به گفته خاتمی- هر چند روز یکبار با بحران جدیدی روبرو بود و تا امروز ادامه دارد،‌از خاتمی، موسوی خوئینی ها و همفکرانشان ذخیره ای ایجاد کرده که در محاسبات توان ملی جایگاه خود را باز کرده است.

من این پتانسیل ملی و  ذخیره استراتژیک را به مردمی که به آینده کشور علاقمند می باشند تبریک می گویم.

آخرین تدبیر ارزشمند اصلاحات نحوه ی تصمیم گیری در مورد انتخابات مجلس نهم بود که هر چند سازوکارهای لازم برای تصمیم سازی وجود نداشت اما به بهترین وجه ممکن تصمیم گرفته شد.

بدین ترتیب جبهه ی اصلاحات، ضمن بهره برداری از حداکثر فضایی که حاکمیت برایشان قائل بود، حاضر به سرمایه گذاری بیهوده و صرف انرژی بدون بازده در انتخابات نشدند.


 
حمله آمریکا به ایران(موضع محمد خاتمی)
ساعت ۱٠:۱۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٠ مهر ۱۳٩٠  

تهدید صریح چندی پیش سارکوزی(رئیس جمهور فرانسه) به حمله نظامی علیه ایران ، پس از ادعای روز گذشته آمریکا مبنی بر قصد ترور سفیر عربستان توسط عناصر ایرانی، شکل جدی تری به خود گرفته است.

تمرکز تبلیغاتی غربی ها به روی نقش محوری سپاه در این اتهام غیرقابل باور، این گمانه را تقویت می کند که درصورت حمله احتمالی، مراکز موشکی سپاه جزء هدف های اولیه ی متجاوزین خواهد بود.

از این سوی، اگرچه ما را از جنگ هراسی نیست و ما پیروی مکتبی هستیم که مولوی، شاعر ایرانی صده های گذشته گفته:

مرگ اگر مرد است گو نزد من آیی          تا در آغوشش بگیرم تنگ تنگ

      من از او عمری ستانم جاودان           او ز من  دلقی رباید رنگ رنگ 

  ولی در عین استقبال از مرگ شرافتمندانه و آرزوی شهادت فی سبیل الله، تمایل به آتش افرزی هم در مکتب ما جایی ندارد.

حال اگر جنگ پیش دستانه مقبول نیست، واگذاری ابتکار عمل به تجاوزگر نیز معقول نخواهد بود.

پس راه میانه چیست؟

وظیفه ی ما همواره ایفای نقش بازدارندگی است.

بازدارندگی مهم ترین وظیفه ایست که می باید نظام های آرامش طلب، برای حفظ امنیت مرزهای خود، درپی آن باشند.

بازدارندگی ابعاد و روش های گوناگونی دارد. اما مهم ترین عامل بازدارندگی ملت ها با وحدت ملی آنان میسر می شود.

اگر در انتخابات 88 پیروزی احتمالی میرحسین موسوی براندازی تلقی نمی شد و وحدت ملی ما طی دو سال گذشته این همه آسیب نمی دید، نه تنها قدرت های بیگانه جرأت چنین تهدیداتی علیه ما نداشتند بلکه امروز بهتر می توانستیم منافع ملی خویش را در میادین بین المللی- از جمله پروژه ی انرژی هسته ای- به پیش ببریم.

حال و اگرچه افسوس گذشته راهگشا نخواهد بود ولی بازسازی تابوی وحدت در سطح ملی، امروز امری غیر قابل اجتناب است و بعید نیست کسانی که به این نیاز روی خوش نشان ندهند، در محضر تاریخ سرشکسته نباشند.

البته طبیعی است که دوستان اصلاح طلب ما شرط بازسازی تابوی وحدت را باز شدن فضای سیاسی کشور بدانند.

لیکن به دو جهت با این شرط گذاری مخالفم:

1-آنهایی که ما را عوامل کودتای مخملی فرض کرده بودند و با همین پیش فرض این همه برما سخت گرفتند، مسلما تهدیدات امروز غرب را حلقه دیگری از آن کودتا می پندارند و احتمالا تصور می کنند: تهدیدات اخیر آمریکا برای باز شدن فضای فعالیت اصلاح طلبان است.

لذا شرط گذاری معقول ما را حلقه ای از توطئه ی از پیش طراحی شده فرض کرده و ممکن است به تصمیم گیری نادرست تری روی آورند.

2-دوستان جبهه ی مقابل ما نمی خواهند باورکنند، اتهاماتی که به جریان اصلاح طلب می زدند و ما را برانداز فرض می کردند دور از حقیقت بوده و نمی توانند به زودی خود را با حقیقت منطبق کنند. حتی  اگر هم بتوانند پیش فرض های خود را اصلاح کنند، نخواهند توانست آثار پمپاژ خبری گذشته ی خود را در ذهن هواداران به سرعت برطرف کنند.

حال آن که مدیریت زمان در وضعیت های اضطراری بسیار قابل اهمیت است.

اگر ما خود را مدافع اصلی منافع ملی می دانیم باید بدانیم که بروز هرگونه جنگی،(فارغ از آثار معنوی آن) علاوه بر تاثیرات تلخ اجتماعی، به شدت به زیرساخت های کشور آسیب می رساند. پس طرفداران منافع ملی نمی توانند نسبت به بروز جنگ احتمالی بی تفاوت باشند

هر دسته و گروهی که به منافع ملی پایبندتر است و رابطه اش با این ملت و این آب و خاک از جنس دایه و فرزند نیست بلکه از نوع رابطه ی مادر و فرزندی است، به گذشت از حقوق خود، برای صیانت از مرزهای کشور، سزاوارتر است.

اتهامات اخیر آمریکا علیه ایران به بهانه گیری برای آماده سازی افکار عمومی جهانیان شبیه است و به شدت بوی جنگ طلبی می دهد مرا برآن داشت که اظهارات سید محمدخاتمی در سایت آفتاب را بهانه کرده و این پست را ارائه کنم.

البته اظهارات این رادمرد از خود گذشته کمی مرا آسوده خاطر کرد، هرچند آنهایی که با استفاده از تریبون ملی بارها او را آمریکایی خواندند، در باروهای خودبافته ی شان باقی مانده باشند.              

 به گزارش سایت آفتاب، (سید محمد خاتمی)رییس‌جمهور پیشین کشورمان در پی ارائه دیدگاه‌ها و نظرات کارشناسی امنیتی – سیاسی درخصوص رفتار منسجم و تدبیر شده سیاسی – تبلیغاتی علیه ایران و ارزیابی این رویکرد غیرمنتظره، تصریح کرد: من نیز مانند شما نگرانم! به نظر می‌رسد که بهانه‌گیری‌ها علیه ما روز به روز بیشتر و در این اواخر تشدید شده است...

وی در این باره گفت: برای کسانی که به اصل انقلاب، مصالح ملی، حقوق مردم و سربلندی ایران می‌اندیشند به هیچ‌وجه قابل قبول و تحمل نیست که قدرت‌ها و کسانی درصدد ضربه زدن به ایران مصالح و منافع باشند و هرگونه برخورد خشن و خصمانه با ایران مطرود است و زیان آن بیش و پیش از هرکس و هرجا متوجه مردم بزرگوار ایران خواهد بود و اقدامی است علیه کل ملت و کشور که همگان باید در مقابل آن بایستند.

خاتمی افزود: لازم است هوشیاری خود را در برابر توطئه‌ها و بدخواهی‌ها افزایش دهیم.

رییس دولت اصلاحات همچنین تاکید کرد: مسائل و بحث و گفت‌و‌گوها و نقد و انتقادهایی که در درون ما هست امری است داخلی و نمی‌تواند و نباید دست‌آویز توجیه دخالت بیگانگان در امور داخلی شود.


 
حوادث بعد از انتخابات از منظری متفاوت
ساعت ٢:٤٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳ امرداد ۱۳٩٠  

بسم الله الرحمن الرحیم

یا من اظهر الجمیل و ستر القبیح

با درود ؛ به زیبا ترین جلوه جمال الهی؛ محمد مصطفی که عالی ترین الگوی بشری برای ارتقاء مدارج انسانی است و دورود بر علی مرتضی و ائمه طاهرین, که در پرتوی انوار الهی شان دل های مجروح التیام یافته و تحمل هرگونه زشتی و پلیدی ممکن می شود.

با این مقدمه به نکات زیر می پردازم:   

1-      گرچه احتمال می دهم که اظهارات من به مذاق دوستان خوش نیاید ولی احساس وظیفه می کنم که بگویم...

2-      به نظرم حوادث 2 سال اخیر، برهه ای از روند تکاملی انقلاب است که هدف مشخصی را دنبال می کند و لذا اگرچه می توانستیم این هدف را بدون هزینه تامین کنیم ونیز اگرچه هنوز هدف مزبور تامین نشده و چه بسا هرگز هم به هدف نرسیم، لیکن تمام کسانی که در این برهه با ما همراهند ولی تمایل به خروج از انقلاب دارند و یا انقلاب اسلامی ما را ناکارآمد می پندارند,  نسبت به علت موجده ی حوادث موجود دچار خطا هستند.

( انقلاب اسلامی ما در مرحله ای قرار دارد که تمام طیف های سیاسی، نهادها و مسئولین کشور را به سوی اخلاق محوری، قانون گرایی و پاسخ گویی فرا می خواند).

3-      در طیف اصلاح طلب گرایشات مختلفی وجود دارد و گرایشات مزبور باید با حفظ مرزهای اندیشه خود، شناخت منطقی از سایر گرایشات درون جناحی خود داشته باشد، نه این که از روی احساسات آنها را تخطئه کنند.

4-      اگر طیف اصلاحات را با شاخصه رهبری بسنجیم سه گرایش در طیف اصلاحات وجود دارد، گرایش اول که به جریان سبز مشهور است، بر این باور است که هیچ نقطه اشتراک با رهبری پیدا نخواهد کرد. گرایش دوم، اصلاح طلبانی هستند که رهبری آیت الله خامنه ای را پذیرفته اند لیکن در اندیشه ی تعامل با رهبری هستند، اما گرایش سوم به اکراه و یا دلخواه می کوشند به عدم تبعیت از رهبری متهم نشوند.

5-      من از آقای خاتمی تشکر می کنم به این جهت که ادراکات خود را به جامعه عرضه می کند، فارغ از این که در جامعه و یا دربین اصلاح طلبان  پذیرایی آن، وجود داشته باشد، یا نداشته باشد.

 من شاخض قرار دادن سخن رهبری در 14 خرداد 90 توسط آقای خاتمی را ارج می نهم.

 بلکه معتقدم، ویژگی نخبگان ایجاب می کند که حداقل آنها باید یک گام جلوتر از جامعه قدم بردارند.

  فراتر از احساسات عمومی به واقعیت های موجود نگاه کنند.

  شناخت صحیحی از وضعیتی که جامعه در آن قرار دارد، ارائه کنند.

  و راهکارهای خروج از بحران را شناسایی بازگشایی نمایند.

  من متاسفم از دوستانی که منتقد نگاههایی ایده ئولوژیک هستند ولی خود ایده ئولوژیک عمل می کنند!

6-      اصولگرایان نیز مانند اصلاح طلبان طیف گسترده ای هستند که دارای گرایشات مختلفی می باشند، آنچه آنها را وحدت می بخشد دو عنصر رهبری و اصلاح طلبان هستند. در طیف اصولگرایان، تبعیت از رهبری عامل وحدت و رقابت با اصلاح طلبان عامل انسجام است.

7-      اشکالی ندارد که وجود اصلاح طلبان باعث انسجام اصولگرایان شود، اما اشکال اینجا است که گرایشات مختلف درون طیف اصولگرایان شفاف نیستند و اصولگرایان به اشتباه در پی انکار گرایشات درون جناحی هستند و می کوشند با خطرناک نشان دادن اصلاح طلبان مانع از بروز گرایشات درون طیف خود شوند.

 حال آنکه غیر شفاف ماندن گرایشات مانع از برنامه ریزی پایدار و  شناخت چشم اندازهای جناحی و ملی است.

 لذا اصلاح طلبان نباید طوری عمل کنند که اصولگرایان در این اشتباه خود در جا بزنند.

8-      شرکت اصلاح طلبان در انتخابات مجلس نهم، از منظر مطلب فوق نیز مهم است.


 
تحلیل 25 بهمن
ساعت ۱۱:۱۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۸ بهمن ۱۳۸٩  

بی تردید حادثه 25 بهمن 1389 به وقوع پیوسته است و بررسی عواقب و نتایج آن مقوله ای ضروری است.

به نظر می رسد درخواست مجوز راهپیمایی 25 بهمن امری پسندیده بوده است و عدم موافقت مسئولین رسمی کشور با این درخواست فاقد دلیل درخور پسند بود. اما برپایی راهپیمایی باوجود مخالفت مسئولین رسمی نیز غیرمقبول به نظر می رسد -بویژه با توجه به نزدیکی آن به راهپیمایی 22 بهمن و تحولات منطقه ای ناشی از پیروزی مردم مصر و تشابه حرکت مصریان به انقلاب 1357 ایرانیان- اما به هرصورت این تظاهرات به وقوع پیوست و در بستر وقوع این حادثه و پایان آن با نکات و نتایجی روبرو شدیم که مرور آنها بسیاربا اهمیت است.

می توان این نکات را در سه سطح بین المللی , منطقه ای و ملی مورد بررسی قرار داد. اما حوزه این تحلیل منحصر به ابعاد ملی و داخلی است.

برای تحلیل سیاسی-اجتماعی این حادثه در سطح ملی و حوزه داخلی آنچه بیش از هر چیز دیگری مهم به نظر می رسد تغییرات در طیف بندی داخلی است و توازن جدید و یا در حال شکل گیری آنها است

1-طیف اصولگرا

تا به امروز در طیف اصولگرایان دو گرایش میانه رو و رادیکال وجود داشت که تفکیک آنها از یکدیگر با شاخص  هاشمی رفسنجانی و احمدی نژاد شناخته می شد.

رادیکال ها طرفدار احمدی نژاد و مخالف سر سخت هاشمی و میانه روها منتقد احمدی نژاد و معتقد به حفظ ارتباطات با رفسنجانی بودند.

اما حادثه 25 بهمن هم شاخص ها را تغییر داد و هم تابلوها را دگرگون کرد.

بعد از 25 بهمن 2 شاخص احمدی نژاد و هاشمی رفسنجانی جای خود را به حفظ ساختار و سازوکارهای موجود کشور داد.(1)

این نوع نگرش که در ادبیات سیاسی به گرایشات محافظه کارانه شناخته شده است, ماهیت جدید اکثریت طیف اصولگرایان را شامل می شود(2).البته میزان ثبات این وضعیت در اصولگرایان –به دلیل ترکیب ناهمگون خرده گرایشات اصولگرایان- نا مشخص است.

2-اصولگرایان متفاوت ؛ در اینجا با دو گروه روبرو هستیم

1/2-گروه احمدی نژاد

البته حساب این گروه از اصولگرایان جدا است همچنان که از اول هم جدا بود

این گروه , از طیف اصولگرایان به عنوان پل عبور استفاده می کنند همچنان که در دوره سازندگی از جریان کارگزاران به عنوان پل استفاده کردند.پل بعدی این گروه نیز اصلاح طلبان هستند.

گروه احمدی نژاد از همان آغاز دوره نهم ریاست جمهوری پالس های مثبتی را برای جامعه چند میلیونی رای خاموشی ها ارسال کرد و برای انتخابات دوره یازدهم ریاست جمهوری هم مبنای تلاش خود را جذب آرای آنها قرار داده است و امیدواراست ؛ این رای چند میلیونی که تا کنون به صنوق اصلاح طلبان واریز می شده را از آن خود کند به همین جهت نوع برخوردشان با حادثه 25 بهمن به گونه ای است که موجب تضعیف آرای رو به افزایش آنان در رای خاموشی ها نگردد.

2/2-گروه مصباحیون

این گروه که هدف شان بالاتر از کسب مناصب ریاست جمهوری و مجلس است و بیشتر به پست ولایت فقیه چشم دو خته اند و بزرگترین رقیب خود را طیف اصولگرایان ریشه دار می دانند , بیش از آن که نگران جریان سبز باشند نگران اصولگرایان رقیب هستند و لذا در حالی که حادثه 25 بهمن موجب اتحاد بیشتر اصولگرایان شده آنان همچنان بر طبل اختلافات درونی می کوبند و در زمانی که هاشمی رفسنجانی تظاهرات 25 بهمن را مخالفت با قانون دانسته , همچنان تیرهایشان را به طرف هاشمی شلیک می شود.

3-طیف اصلاح طلب

تا به امروز در طیف اصلاح طلبان دو گرایش وجود داشته که هر دو گرایش با شاخص گفتگو شناخته می شدند و تفکیک آنها از یکدیگر براساس تفاوت تعریف شان از اختیارات ولایت فقیه بوده است.

اما حادثه 25 بهمن از ناکارآمدی شاخص گفتگو بین اصلاح طلبان و حاکمیت حکایت کرده و بن بست روشهای مسالمت آمیز را اعلام می کند.و به نظر می رسد که با وجود تاکید سران جنبش سبز به روش های مسالمت آمیز دیگر راهی جز برخوردهای قهر آمیز باقی نمانده است(3)

همچنین حادثه 25 بهمن امکان مجادلات علمی پیرامون اختیارات ولایت فقیه را به سمت صفر سوق داده است.

این نوع نگرش در ادبیات سیاسی به گرایشات انقلابی و رادیکالی شناخته شده است و حال آنکه پرچم جریان جنبش سبز همچنان از شاخص اصلاح طلبی استفاده می کند.

به عبارت دیگر حادثه 25 بهمن به میزانی که موجب انسجام اصولگرایان شده به همان میزان ممکن است عامل تجزیه اصلاح طلبان شده باشد.

همچنان که آثار آن در مواضع اخیر بعضی از نمایندگان فراکسیون اقلیت مجلس هشتم بروز کرده است.

4-موقعیت سید محمد خاتمی

سید محمد خاتمی که نام او با پروژه اصلاحات گره خورده....

 

......................................

1- طیف اصولگرایان که طی 2 دهه گذشته در برابر اصلاح طلبان -که معتقد بودند زنگ پایان انقلاب, مدت ها است نواخته شده و اکنون دوران نظام مندی کشور است- مقاومت می کردند و معتقدبه تداوم روشهای انقلابی بودند, امروز بیش از گذشته باید به ضرورت نظام مندی سامانه موجود کشور توجه کنند

2-همان ماهیتی که تابلوی گرایش آنان در دهه اول انقلاب شناخته می شد.

3-در صورتی که جنبش سبز از بطن جبهه اصلاحات زاییده شده و شاخصه جبهه اصلاحات تا به امروز برپایه تعامل و گفتگو بوده است

.........................................

به جهت موج خبری رسانه های حاکمیت برای محاکمه و یا اعدام آقایان کروبی و موسوی و متقابلا دعوت جنبش  سبز به تظاهرات اول اسفند به نظر می رسد که دامنه بحران موجود در کشور با شتاب در حال افزایش است

در چنین وضعیتی برای گفتگوی مسالمت آمیز جایی وجود ندارد و زمان تحلیل فوق سپری شده و بیشتر به قبای بعد از عید شبیه است

لذا با عرض پوزش از دوستان محترم از ادامه تحلیل خودداری می کنم


 
تقابل کیهان واصلاحات
ساعت ۱:٤٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۳ دی ۱۳۸٩  

اگر انتخابات 88 را از سال 87 مورد مطالعه قرار دهیم , نیمه دوم سال 87 را با شلیک سنگین و مداوم توپخانه ی برادران کیهانی به "قلعه ی فرضی" اصلاحات همراه می بینیم.

قلعه فرضی طراحی شده توسط کیهان , مثلثی است که دو راس آن را سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و جبهه مشارکت و راس دیگر آن را سید محمدخاتمی تشکیل می دهد.

بعد از کناره گیری خاتمی از انتخابات دهم و نامزد شدن میرحسین موسوی به نظر می رسیدکه دوستان کیهانی تغییر خط مشی بدهند به ویژه هنگامی که سازمان و مشارکت نسبت به کناره گیری خاتمی و نامزد شدن میرحسین  روی خوشی نشان ندادند.

اما گویی هیچ اتفاقی نیفتاده بود و موسوی و خاتمی هیچ تفاوتی با یکدیگر نداشتند.در صورتی کیهان و همه اصولگرایان و اصلاح طلبان به تفاوت این دو شخصیت در اندیشه , روش و منش کاملا واقف بودند.

با این وجود گویا برای کیهان که هیچ مانعی نداشت برای حذف جریان اصلاحات حتی به دفع حداکثری به پردازد , با وجود کناره گیری خاتمی از انتخابات , قلعه فرضی خود را باز سازی کرد ؛ با این تفاوت که میرحسین را جایگزین خاتمی نمود و به آتشبارهای خود دستور تداوم اجرای آتش را صادر کرد.

حال آنکه کیهان می توانست بر روی اختلاف نگرش بین میرحسین و کروبی با سازمان و مشارکت انگشت گذاشته و نه تنها با تعمیق بخشیدن به این شکاف امکان برنده شدن کاندیدای مورد نظر خود را افزایش دهد بلکه مانع از وحدت جریان اصلاحات شود. اما به دلیل آن که فرماندهی توپخانه کیهان فاقد یک اندیشه کارآمد بود , به چیزی جز حذف فزیکی جریان اصلاحات نمی اندیشید و حال آن که جریانات فکری-اجتماعی (حد اقل در کوتاه مدت) حذف شدنی و محو شدنی نیستند.

بازسازی قلعه فرضی اصلاحات توسط کیهان و اجرای آتش مستمر توپخانه ی شان , به همراه دستگیری های سریع عناصر مشهور مشارکت و سازمان –در فردای انتخابات- حکایت از این می کند که پیشاپیش یکی از اهداف جریان کیهان در گرم کردن تنور انتخابات دهم حذف تمام و کمال اصلاح طلبان بوده است.

جریان کیهان که از سال 1376 تا 1388 برای حذف اصلاحات تلاش زیادی کرده بود حاضر نبود به چیزی جز تحقق خواسته هایش تن بدهد و حال آن که چنین خواسته ای در کوتاه مدت ونیز با بگیروببند عملی نبود , به همین دلیل در طی مدت 2 سال بعد از پایان انتخابات نیز هنوز بر تنور اختلافات می دمد و مانع از هرگونه تعدیل اصلاح طلبان و تعامل شان با اصولگرایان می شود.

اگر بخاطر آورید برخورد کیهان با کروبی را (وقتی که اظهار داشت دولت بعد از حکم تنفیذ را قبول دارد) و برخورد آنها با میرحسین را (وقتی که با بیانیه مشهور خود راههای دست یابی به تفاهم را نشان داد) و برخورد اخیرشان با خاتمی را (وقتی که از شروط مشارکت در انتخابات آینده سخن گفت) همه موارد یاد شده نشاندهنده هدف واحدی است که جز حذف بی چون و چرای اصلاح طلبان از صحنه سیاسی و اجتماعی کشور معنایی ندارد.

البته اگر این امر شدنی بود , می توانست قابل تامل باشد ولی ابهام وقتی بروز می کند که یک جریان سابقه دار سیاسی به نام کیهان در پی تحقق امری ناشدنی است.

نا گفته نماند که شعله ور نگهداشتن آتش اختلاف اصولگرایان با اصلاح طلبان می تواند مانع از انشعاب درونی اصولگرایان شود. لیکن از سویی پیوند اصولگرایان ناپایدارتر از آن است که بتوان با دشمن تراشی فرضی مانع از آن شد.

از سوی دیگر قوام فعلی حکومت به حضور مردم در پای صندوقهای رای است و عدم حضور اصلاح طلبان در انتخابات مسلما باعث کاهش حضور حداکثری مردم خواهد بود.

از قضا شروط خاتمی برای بازگشت به انتخابات نیز با همین پیش بینی صورت گرفته ؛ تا قبل از این که برای اصلاح طلبان پیغام دهند: برای گرم کردن تنور انتخابات آستین بالا بزنید , شرایط  مشارکت جریان اصلاح طلبان  را اعلام کرده باشد. هرچند که ممکن است سیاستگذاران نظام عطای اصلاح طلبان  را به لقائشان بخشیده باشند.


 
فرزندان شهید بهشتی (باقیات الصالحات)
ساعت ۸:٢۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٩ امرداد ۱۳۸۸  
سایت آینده مصاحبه علیرضاحسینی بهشتی(فرزندشهیدبهشتی)را به نحو زیرمنتشرکرد:
خاتمی و کروبی، عضومرکزی ”راه سبز امید“
دلیل آوردن کلمه «امید» هم این است که قرار بود، «دولت امید» تشکل شود و از مردم هم می‌خواهم علی‌رغم تمام مشکلات دچار یاس و سرخوردگی نشوند زیرا حوادثی که پیش آمده، امکان ایجاد چنین فضایی را به وجود آورده و نوعی سرخوردگی، دل‌مردگی و نومیدی نسبت به حرکت اصلاحی ایجاد شده است. امیدواریم این تشکیلات کمک کند تا مردم هم‌چنان با نشاط ، پرشور و قانونی وارد فعالیت شوند.
مشاور ارشد میر حسین موسوی از عضویت سید محمد خاتمی و مهدی کروبی در شورای مرکزی تشکیلات ”راه سبز امید خبر داد“ و گفت:راه سبز امید قصد دارد دیده‌بان جامعه باشد.

علیر ضا حسینی بهشتی در گفت وگو با خبرنگار ایلنا به تشریح جزییاتی از ”راه سیز امید“،تشکیلاتی که میر حسین موسوی قرار است آن را تاسیس کندپرداخت و در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه چرا موسوی به فکر راه‌اندازی چنین مجموعه‌ای شده است،گفت:شرایطی که در طی این انتخابات پیش آمد یک شرایط خاصی است و به تعبیر برخی از دوستان جامعه‌شناس گویا یک ملتی در جریان این انتخابات دوباره متولد شد و طبیعی است که به هر حال این نیروهایی که به میدان آمدند و برای تحقق مطالبات به حق خود تلاش کردند نمی‌توان از آنها برای یک دوره کوتاه انتخابات انتظار داشت که در میدان باشند و از مشارکت آنها برای پیشبرد اهداف متصور استفاده نکرد.

وی با اشاره به تماسهای مکرر شهروندان با دفتر میر حسین موسوی برای مشارکت در مسائل گوناگون گفت: با توجه به تخلفاتی که در انتخابات رخ داد و در حالی که دستگاه‌های مربوطه هم زیر بار این تخلفات نمی‌روند و راه‌حلی هم برای احقاق حقوق وجود ندارد باید به فکر استیفای حقوق مردم و تحقق مطالبات‌شان با توجه به این نیروی عظیمی که اغلب هم در میان زبدگان، نخبگان و فرهیختگان جامعه وجود داشت بود به همین دلیل باید به یک نوع تشکیلات می‌رسیدیم.

ایرادات حزب و جبهه سیاسی
فرزند شهید بهشتی در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه چرا موسوی با توجه به عضویت‌اش در حزب جمهوری اسلامی به فکر تاسیس حزب نیافتاد، گفت: چند نوع تشکل می‌توانست مطرح شود که یکی از آنها تشکیل یک حزب بود .آقای موسوی قبلا تجربه عضویت در یک حزب را داشته‌اند ولی مساله این بود که با توجه به جایگاهی که احزاب در ایران دارند و محدودیت‌هایی که خود حزب به صورت طبیعی دارد و نیز امکاناتی که لازم دارند آیا می‌تواند یک ساختار مناسب برای این نوع فعالیت‌ها باشد؟

وی ادامه داد:در این خصوص بحث و گفت‌وگو زیاد شد و به هر حال به این نتیجه رسیدیم که شکل حزب نمی‌تواند خیلی مفید و پایدار باشد بعد از آن صحبت یک جبهه بود .در جبهه هم به آن صورتی که به طور سنتی در جامعه ما شناخته می‌شود این است که احزاب و سازمان‌های گوناگون دور هم جمع بشوند و فعالیت داشته باشند. این یک قدم به جلو در واقع می‌توانست بهتر پاسخگوی نیازها باشد تا تشکیل یک حزب اما ایراداتی هم داشت.
بهشتی ادامه داد: احزاب سیاسی در ایران با وجود تلاش‌ها و فعالیت‌هایی که دارند و فعالیت‌های‌شان باید ارزشمند ارزیابی شود با این حال در این که بتوانند در میان جامعه و در میان اقشار مختلف رسوخ کنند و ریشه بدوانند جای شک و تردید دارد و معمولا برخی از این احزاب آنچنان موفق نبودند که دلیل عدم موفقیت‌شان به نوع شکل‌گیری این احزاب بر می‌گردد.

وی با بیان اینکه اغلب احزاب، احزاب دولت ساخته‌اند و نه دولت‌زا و در میان حلقه‌ای از نخبگان محصور است،اظهار داشت: مشکلات دیگری که در درون احزاب است به شکل ساختار نظام سیاسی بر می‌گردد که آنچنان جایی برای فعالیت احزاب باز نمی‌کند و همین مقدار قلمرویی که احزاب برای فعالیت دارند به علت نوعی بدبینی و سوءظن که نسبت به فعالیت احزاب سیاسی دارد محدود می‌شود و در همین محدوده قانونی خودشان هم امکان فعالیت ندارند.

سابقه تشکیل شبکه اجتماعی
استاد دانشگاه تربیت مدرس تصریح کرد: طی چند دهه اخیر در بسیاری از کشورها شکلی از کار گروهی تجربه شده که در واقع نوعی شبکه‌سازی اجتماعی است البته در واقع باید گفت در کشور ما هم در دوران ماه‌های پیش از انقلاب و هم در دوران مبارزه حتی از مشروطه به بعد نوعی شبکه‌سازی را تجربه کردیم و به این معنا خیلی هم با آن بیگانه نیستیم اما این تجربیات معمولا خیلی بادوام و سامان‌یافته نبوده است.

بهشتی با اشاره به این شبکه اجتماعی،بخشی از شکل‌گیری آن را در جریان انتخابات دانست و گفت: آن چیزی که اکنون شکل گرفته بخشی از آن به قبل و حین انتخابات برمی‌گردد که افراد این شبکه نوعی همبستگی با همدیگر احساس می‌کنند و ارتباط راحتی با هم برقرار می‌کنند.
وی با اشاره به گسترش این شبکه اجتماعی در فضای مجازی،اظهار داشت شکل‌گیری این شبکه باید سامان و گسترش پیدا کند. این چیزی است که هدف شکل‌گیری راه سبز امید است.

تفاوت حزب و شبکه اجتماعی
مشاور میر حسین موسوی به تفاوت شبکه اجتماعی و حزب اشاره کرد و گفت: در شبکه اجتماعی یک اهداف حداقلی متصور است برخلاف آنچه که در حزب است و به این خاطر می‌توان فراگیری خیلی زیادی داشته باشد این حداقل‌ها در بیانیه‌ای که به زودی منتشر می‌شود چارچوب‌های اصلی‌اش مشخص شده است. به عنوان مثال تحقق قانون اساسی و عملی کردن تمام ظرفیت‌های آن از جمله مواردی است که در دستور کار این شبکه اجتماعی قرار دارد.

وی در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه منظور موسوی ازجلوگیری از تنازل قانون اساسی که اخیرا در صحبت‌های خود آن را مطرح کرده بود چه می‌باشد؟ گفت :منظور آقای موسوی این بود که فقط یک بخش‌های خاصی از قانون اساسی در کشور عملی نشود و برخی فصول دیگر قانون اساسی مورد احترام قرار بگیرد و بگونه‌ای نباشد که بسیاری از بخش‌های دیگر آن کاملا نادیده گرفته بشود.
بهشتی یادآور شد:بخش مربوط به حقوق ملت بخش مهم قانون اساسی است که متاسفانه نادیده گرفته شده است در حالی که این مردم زمانی که سال 58 به طرح قانون اساسی رای دادند به تمام فصول آن رای دادند و حق دارند این مطالبه را داشته باشند که همه آن اجرا بشود.

وی با بیان اینکه هیچ قانونی اساسی بشری نیست که دچار تناقضاتی نباشد و این باید به تدریج اصلاح شود،گفت در این انتخابات مساله قانون‌گرایی و مبارزه با قانون‌گریزی یکی از محورهای اصلی و شعارهای تبلیغاتی‌ای بود که گروه‌های مختلفی مطرح می‌کردند و در این خصوص همه احزاب، گروه‌ها، شخصیت‌ها و تشکل‌های مختلف متجدد یا سنتی می‌توانند احساس همدلی و همراهی کنند به همین دلیل هیچ مانعی ندارد که احزاب و گروه‌های دیگری هم بتوانند وارد این شبکه بشوند.
فرزند شهید بهشتی در خصوص معنای شبکه اجتماعی نیز گفت: اگر بخواهیم تفسیر خوب و روشنی از شبکه داشته باشیم به این معناست که اجزاء تشکیل دهنده این شبکه مانند دانه‌های تسبیحی هستند که دانه‌های تسبیح هرکدام برای خودش هویت مستقل دارند اما یک نخ تسبیحی است که اینها را به هم وصل می‌کند. آن اهداف و مطالبات حداقلی در واقع به منزله این نخ تسبیح هستند.

وی همچنین در خصوص الزامات این نهضت فراگیر نیز گفت :وقتی یکسری ملاک و معیارهای حداقلی تعیین بشود در واقع فراگیری‌اش هم را تضمین می‌کند .هر کسی که به هویت ایرانی- اسلامی به عنوان یک سرمایه نگاه کند و یا اینکه هر کسی که مساله انقلاب ایران را به عنوان یک حادثه‌ای که متجلی خواست مردم ما بوده باور دارد و یا تعهد و پایبندی به قانون اساسی را به عنوان یک مبنا بپذیر می‌تواند وارد این تشکیلات شود.
بهشتی خاطرنشان کرد: این نهضت فراگیر به این معنا است که در واقع می‌توانند اقشار مختلف جامعه و تفکرات مختلف جامعه را در بر بگیرد و همچنین به لحاظ جغرافیایی محدودیتی ندارد و در سراسر ایران می‌تواند شکل بگیرد چنانکه در طول انتخابات هم گام‌های اولیه شکل‌گیری نهضت فراگیری به طور طبیعی برداشته شد.

موسوی شخصاَ نام ”راه سبز امید“ را برگزید
وی در پاسخ به این سوال که چه کسی پیشنهاد نام ”راه سبز امید“ را ارائه کرده است؟ گفت:اسامی مختلفی مطرح ولی شخص آقای موسوی این عنوان را پیشنهاد کردند و در بین عناوینی که پیشنهاد شد«راه سبز امید» جامع‌تر به نظر می‌رسید از سوی دیگر می‌خواستیم این نام به گونه‌ای باشد که تداعی حزب یا جبهه به معنای کلاسیک خود را ایجاد نکند و بتواند با نوع شبکه‌سازی اجتماعی تطبیق کند.

مشاور میر حسین موسوی در خصوص انتخاب رنگ سبز در عنوان این تشکیلات نیز گفت:رنگ سبز هم نمادی ملی و هم مذهبی است و در طی این انتخابات مردم رابطه خوبی با آن پیدا کردند و در همان مدت کوتاه توانست هویتی را برای خود کسب کند.
وی ادامه داد: دلیل آوردن کلمه «امید» هم این است که قرار بود، «دولت امید» تشکل شود و از مردم هم می‌خواهم علی‌رغم تمام مشکلات دچار یاس و سرخوردگی نشوند زیرا حوادثی که پیش آمده، امکان ایجاد چنین فضایی را به وجود آورده و نوعی سرخوردگی، دل‌مردگی و نومیدی نسبت به حرکت اصلاحی ایجاد شده است. امیدواریم این تشکیلات کمک کند تا مردم هم‌چنان با نشاط ، پرشور و قانونی وارد فعالیت شوند.

بهشتی در بخش دیگری از این گفت وگو به ساختار ”راه سبز امید“ اشاره کرد و با بیان اینکه در این شبکه اجتماعی شورای مشورتی و کمیته‌های مختلفی وجود دارد،اظهار داشت: کمیته‌ها زیر مجموعه شورای مشورتی نیستند و کار خود را انجام می‌دهند دبیرخانه‌ای هم شکل گرفته که ارکانش را کم‌کم سامان می‌دهد.

مرامنامه به جای اساسنامه
وی در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه آیا این تشکیلات اساسنامه هم دارد،گفت:این تشکیلات اساسنامه رسمی که نیاز به ثبت رسمی داشته باشد ندارد ولی مرامنامه‌ای را تنظیم خواهیم کرد و تاکید هم بر این است که از تعامل بخش‌های مختلف این تشکل، مرامنامه شکل بگیرد.
بهشتی همچنین به مخالفت‌هایی که احتمالا با راه اندازی این شبکه اجتماعی در بخشی از حاکمیت صورت خواهد گرفت اشاره کرد و گفت:ما مطمئنیم که این کار مخالفینی هم خواهد داشت. مخصوصا از سوی گروه‌هایی که موافق فعالیت‌های مدنی نیستند و طبیعی است که این مقاومت‌ها خواهد بود. ولی در روند توسعه سیاسی هر کشور، این مسائل همیشه بوده و به تدریج خیلی موارد جای خود را باز می‌کند و خیلی از بدفهمی‌هاو کج‌فهمی‌ها به تدریج برطرف می‌شود و یا حداقل ما امیدواریم که چنین اتفاقی بیافتد.

وی با بیان اینکه یکی از مزیت‌های شبکه اجتماعی این است که کارها از پایین به بالا صورت می‌گیرد: در این شبکه اجتماعی گروه‌های مختلف خود به خود شکل می‌گیرند، همانطور که چند مورد آن تشکیل شده است و ممکن است گروه کوچکی را هم برای تنظیم برنامه‌ها انتخاب کنند، ولی آن گروه باید نماینده همه تفکرات باشد و طبیعی است که آنچه مهم است این است که همه کمیته‌ها بتوانند با این گروه‌ها ارتباط دو سویه داشته باشند.
مشاور میر حسین موسوی افزود: ما خیلی از کارشناسان را داریم که نظرات خوبی دارند و در حوزه تخصصی خودشان بهترین افرادی هستند که می‌توانند نظر دهند، مثلا دست‌اندرکاران بنگاه‌های اقتصادی که از آسیب‌ها، فرصت‌ها وتهدیدهای کار خبر دارند و نظرات آنها بسیار مفید است. ما در جامعه هیچ سیستمی نداریم که بتواند این نظرات را جمع کند. طبیعی است که این نظرات می‌تواند در این کمیته‌ها تجمیع شده و سر و سامان یابد.

کمیته‌های ”راه سبز امید“ در حال شکل گیری است
وی با بیان اینکه کمیته‌های ”راه سبز امید“ در حال شکل گیری است در خصوص شورای مرکزی آن نیز گفت:شورای مرکزی کوچک خواهد بود و احتمالا از 5-6 نفر تشکیل می‌شود که آقایان خاتمی،‌کروبی از جمله آنها هستند.
بهشتی در خصوص شورای مشورتی نیز گفت: شورای مشورتی راه سبز امید مجموعه بزرگتری از شورای مرکزی است که حدود 30-40 نفر را شامل می‌شود و به تدریج و به طور طبیعی باید شکل گیرد و چیزی نیست که از قبل تعیین شود. در واقع باید از دل کمیته‌ها افراد مناسب انتخاب شوند.
وی با بیان اینکه در این شبکه، مطبوعات و رسانه‌ها هم جای خود را دارند و همه دست به دست هم می‌دهند تا اهداف مورد نظر را مورد بررسی قرار دهند،اظهار داشت:یک شورای مرکزی برای این کار در نظر گرفته شده است که متشکل از چهره‌های موثری خواهد بود همچنین یک شورای مشورتی وجود خواهد داشت و کمیته‌های دیده‌بانی هم کار خود را انجام خواهندداد.

استاد دانشگاه تربیت مدرس با بیان اینکه تفاوت این نوع تشکیلات با کار حزبی این است که بخش زیادی از تشکیل‌دهندگان این کمیته‌ها نیروهای کیفی جامعه هستند، که متخصصان و تحصیل‌کردگان را در برمی‌گیرند،گفت: البته اقشار دیگری هم در این گروه‌ها حضور داشته و دارند و نکته مهم اینکه اگر این‌ افراد متشکل شوند، هیچ حکومتی نمی‌تواند صدای آنها را نادیده بگیرد.

راه سبز امید و دیده‌بانی جامعه
وی با بیان اینکه به لحاظ عملی این گروه می‌تواند کارهای موثری را انجام دهد که می‌توان آن را در «دیده‌بانی» تعریف کرد،اظهار داشت:حکومت‌ها در غیاب هرگونه دیده‌بانی کار خودشان را انجام می‌دهند و از سوی دیگر دستگاه‌های نظارتی درون نظام هم در برخی زمینه‌ها می‌توانند اثرگذار باشند و در برخی زمینه‌های دیگر هم اثرگذاری‌شان اثرگذاری کم می‌شود.
بهشتی در خصوص نحوه دیده‌بانی تشکیلات راه سبز امید نیز گفت: کار دیده‌بانی این است که گروه‌ها می‌توانند آنچه را در دولت به عنوان سیاستگذاری‌ها شکل می‌گیرد را نقد و بررسی ‌کنند و به اطلاع مردم برسانند. برای این کار هم به بدنه کارشناسی در حوزه‌های مختلف نیاز است تا در نهایت ضمن جمع‌بندی، آنها را برای مردم اطلاع‌رسانی کنند.

پاسخ به مخالفان
وی با بیان اینکه نهادهای مدنی در راه سبز امید نقش موثری ایفا می‌کنند در خصوص سرمقاله یکی از روزنامه‌ها که راه اندازی این تشکیلات را الگو برداری از کشورهای خارجی عنوان کرد نیز گفت:کسانی که قلم به دست دارند مطالبی را جسته و گریخته از این طرف و آن طرف شنیده و آن را مطرح می‌کنند مخصوصا در عرصه مطبوعات خیلی راحت می‌شود اینگونه مطالب را منتقل کرد.
بهشتی علت اینگونه اظهارنظرها را ناشی از کج‌فهمی‌ها و ناآگاهی ‌دانست و گفت:ما امیدواریم با کارهایی که پیش می‌رود این سوءظن‌ها برطرف شود ولی بخشی از اظهارنظرها از جانب افرادی است که اساسا هر حرکتی به جز آنچه خودشان می‌پسندند را بر نمی‌تابند و در مقابلش مقاومت می‌کنند.اینها افرادی هستند که حاضر نیستند واقعیت تکثر در جامعه را بپذیرند، اینها افرادی هستند که با استفاده از سیاست‌ها همگن ‌سازانه می‌خواهند واقعیت تعدد را نادیده بگیرند و همه را در غالب‌های مشخصی که خودشان در نظر گرفتند شکل بدهند.

وی ادامه داد: غالبا هم این افراد از واژه‌های مهندسی استفاده می‌کنند و گمان می‌کنند جامعه و افراد مثل مواد خاصی می‌مانند که به هر شکلی که آنها بخواهند می‌توانند شکل بدهند.
مشاور میر حسین موسوی در مورد ارتباط اتهام با بیگانگان نیز گفت:اینگونه مطالب که در حد یک تهمت و افترا است را بارها مطرح کرده‌اند و نتیجه هم نداده است در حالی که این دیدگاهی که آقایان دارند بیشتر می‌تواند به خودشان نسبت داده شود اینها این مساله را درباره انقلاب مخملی و انقلاب رنگی مطرح کردند و به تدریج در میان قشرهای زیادی از مردم حتی در بسیاری از مسئولین معلوم شد که اساسا این اتهام برچسب‌های ناچسبی بیش نبود.
وی با بیان اینکه روشهای اتهام‌زنی به تدریج نخ‌نما می‌شود،اظهار داشت: مردم ما آگاهتر از این هستند که زیر بار این مسائل بروند و امیدواریم این افراد از خواب بیدار ‌شوند و مقداری روشن‌تر به مسائل نگاه‌ کنند اما اینکه هر چه قبلا در تاریخ تجربه شده است را بخواهیم نوعی گرته ‌برداری و مدل‌سازی از بیرون تصور کنیم ،به صلاح کشور نیست.
بهشتی با بیان اینکه جمهوری اسلامی هم قبلا تجربه نشده بود،گفت: جمهوریت اساسا یک الگویی نیست که در کشور تجربه شده باشد و چیزی است که ما از تجربیات بشری استفاده کردیم و مانعی هم ندارد. خود امام که بنیان‌گذار این جمهوری اسلامی است هیچ عیب وایرادی ندیدند که از این مدل حکومتی استفاده کنند.
مشاور میر حسین موسوی در پایان تاکید کرد: اینگونه تفکرات(توهم توطئه) متاسفانه در خط تحلیل مسئولین ما رسوخ کرده و این به خاطر این است که برخی مسئولین ما فاقد ظرفیت‌ها و توانایی‌های لازم برای تحلیل شرایط هستند.

 
جامعه درحال زایمان است
ساعت ۸:۱۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۱ امرداد ۱۳۸۸  

زبانحال:

باز ما هستیم و این ایام بد

کاش پنهان می شدم زیر لحد

با شهیدان آنکه هم ساغر نشد

زندگیش اینگونه باشد تا ابد

........................................

گرامی باد شهادت امیرخلبان حسین لشکری

همو که ١٨سال از عمر گرانمایه خود را در زندانهای رژیم بعث عراق سپری کرد

و آن آزادمردی که درسوم خرداد ١٣٨٨ در مراسم بزرگداشت پیروزی خرمشهر , در فرهنگسرای بهمن ,که توسط ستادمیرحسین برگزار گردید , درحضور میرحسین موسوی , به سخنرانی پرداخت

یادش و راهش گرامی باد

.........................................

با تشکر از دوستانی که سکوت مرا به نقد کشیده اید

آماده شنیدن انتقاداتی به مراتب شدیدتر از این هستم

اما اجازه دهید همچنان ساکت بمانم

زیرا که هنوز از "کمای انتخابات" خارج نشده ام

ازسویی به چاچوب نظام  "ولایت فقیه"و شخص رهبری علاقمند و پایبندم

از سوی دیگر  "هاشمی" "خاتمی"  "میرحسین"  "ناطق نوری" "کروبی" "محسن رضایی" و....را سرمایه های نظام میدانم و یقین دارم که سرنوشت آنان با سرنوشت انقلاب گره خورده است

اجازه بدهید با جمله ای از دکترخوش چهره نگفته هایم را بگویم

خوش چهره گفته است:" انقلاب درحال پوست اندازی است"

جامعه امروزی ایران اسلامی درحال زایش است

من نمیدانم چه مولودی در حال تولد است

امیدوارم مولودی مبارک باشد

در شرایط سختی بسر می بریم

بقول مولوی:

صدهزاران طفل سر ببریده شد          تا "کلیم الله" صاحب دیده شد

البته خدا میداند که عاقبت کار بکجا می انجامد

"و لله عاقبة الامور"

خدا کند که در این مسیر هویت دینی خودرا فراموش نکنیم

تفکر کنیم

حوادث را , گفتارها و رفتارها را بدقت رصدکنیم  

به "حضرت صاحب الزمان" توسل کنیم

با مرجعیت همخوانی داشته باشیم


 
انتظار
ساعت ۸:۱٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۳ خرداد ۱۳۸۸  

السلام علی المهدی (عج)

................................

الا!

ای آنکه می گویی مکن گریه!

ز قلب پر ملال من چه می دانی؟!

که من با چشم خود دیدم !

چه آمد بر سر آئین پیغمبر !

و نیز امروز می بینم !

چگونه حجتیه انقلابی مخملی کرده !

نگهدارد خدا

سیدعلی را

هاشمی را

خاتمی را

و ما

بار دگر راه امام خویش را از نو بیآغازیم !

...............................................

پ.ن:

در شهریور ١٣٨٧ در مجلسی حضور داشتم

در آن مجلس با نکته ای روبرو شدم 

احساس کردم انجمن حجتیه مانند آبی که در زیر کاه حرکت می کند کودتای مخملی کرده

لذا این شعر را سرودم

و بعد از ٢٢ خرداد ١٣٨٨ این شعر را در این پست قرار دادم

زیرا که می پنداشتم جریانی پیروز شده که به آیت الله خامنه ای نیز خیانت خواهد کرد

اما به جهت نا مساعد بودن وضعیت این شعر را برداشتم

ولی اکنون که در ماههای پایانی ١٣٨٩ هستیم طرح این مسئله را بلا اشکال می دانم

صرف نظر از این که تحلیل سال ١٣٨٧ من صحیح یا غلط باشد


 
انتخابات:میرحسین آمد،خاتمی ماندگارشد
ساعت ۱٠:۱۸ ‎ق.ظ روز جمعه ۳٠ اسفند ۱۳۸٧  

یا

مقلب القلوب و الابصار

یا

مدبر الیل و النهار

یا

محول الحول والاحوال

 حول حالنا

الی

احسن الحال   

*** 

هدیه  سال  ١٣٨٨

میرحسین آمد

خاتمی ماندگار شد

 


 
انتخابات: کیهان ، میرحسین موسوی و خاتمی
ساعت ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٩ اسفند ۱۳۸٧  

سایت اعتماد ملی:

حسین شریعتمداری  از نامه نگاری موسوی و سید محمد خاتمی انتقاد کرد. او در عین حال از وجود شواهدی خبر داد که نشان می دهد میرحسین موسوی در انتخابات ریاست جمهوری پیروز نمی شود. این اظهارت مدیر مسئول کیهان البته مسبوق به سابقه است و این نوع اخبار ایشان معمولا نشان دهنده آن است که برخی تلاش خود را از اکنون جزم کرده اند که مسند ریاست جمهوری را نگذارند در اختیار اصلاح طلبان قرار بگیرد....

مدیر مسول کیهان(به نقل از سایت اعتماد ملی):

نگارنده بر این باور است و انشاءالله همین باور در عرصه عمل نیز برقرار است که آقایان موسوی و خاتمی - و نه تمامی یاران و اطرافیان ایشان که آنان را خوب می شناسیم-  در این ماجرا و غفلت از تأکید بر این اصل بنیادین اسلامی و قانونی تعمدی نداشته اند ولی آنچه تعجب آور است این که، خطا در یک موضوع و مسئله واحد، اگر یک بار، دو بار، سه بار و… باشد، می تواند «خطا» تلقی شود. و  اما تکرار پی درپی خطا، این احتمال را قوت می بخشد که مبادا خدای نخواسته «خط» باشد!

خب! از اینجا به بعد دیگر، روی سخن با آقایان خاتمی و موسوی نیست، بلکه یادآوری جایگاه و نقش حیاتی ولایت فقیه در شکل گیری، پیروزی و تداوم انقلاب و نظام اسلامی از زبان امام راحلمان(ره) است. این چند نکته فقط اندکی از بسیارهاست. بخوانید؛

«ولایت فقیه، ولایت بر امور است که نگذارد این امور از مجاری خودش بیرون برود. نظارت کند بر مجلس، بر رئیس جمهور که مبادا یک پای خطایی بردارد. نظارت کند بر همه دستگاه ها… چرا اینقدر به دست و پا افتاده اید؟ و همه تان خودتان را پریشان می کنید؟ هرچه هم پریشان بشوید و هرچه هم بنویسید، کاری از شما نمی آید»،  «اعتقاد به ولایت فقیه از خصوصیات لازم برای مقام ریاست جمهوری است»،  «می خواهند ولایت فقیه یک مسئله تشریفاتی باشد»، «ولایت فقیه، این قانون مترقی اسلام، خاری است در چشم دشمنان اسلام»، «پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به کشور آسیبی نرسد»، «ولایت فقیه، همان ولایت رسول الله(ص) است» و…

حاج محسن :

می خواستم در آستانه سال نو از همه دوستان خدا حافظی کنم اما مطلب فوق مرا به واکنشی مجبور کرد.لذا به نکات زیر اشاره می کنم :

١-در موارد متعددی دیده شده که دوستان اصلاح طلب به شعارهای خودشان پای بند نیستند. چرا آنها مواضع مخالفین خود را کلیشه ای تحلیل میکنند؟!

٢-آیا اصل ولایت فقیه یکی از اصول اساسی قانون اساسی نیست؟!

٣-آیا توصیه های امام به رعایت اهمیت جایگاه ولایت فقیه شامل مرور زمان میشود؟!

۴-من که میدانم میرحسین و خاتمی هر دو به این میراث بزرگ خمینی پاینبدند و برادرم حسین شریعت هم میداند که این دو عزیز باچه پیچیدگی های فرهنگی روبرو هستند ، پس چرا آنان را در برابر این سوال قرار میدهد؟!

۵-آیا میرحسین و خاتمی حتما باید به این سوال پاسخ دهند؟ آیا نباید رمان پاسخ به این سوال را به تناسب شرایط زمانی و به تناسب ظرفیت مخاطب شان تعیین کنند؟

۶-آیا کیهان باطرح این سوال می خواهد میرحسین را مجبور به پاسخ زودهنگام کند؟

٧-اگر میرحسین در پاسخ به این سوال تاخیر کند از میزان طرفدارانش در بین اصولگرایان کاسته نمیشود؟

٨-اگر میرحسین در پاسخ به این سوال تعجیل کند از میزان طرفدارانش در بین اصلاح طلبان کاسته نمیشود؟

البته میرحسین قبلا ، در شب میلاد پیمبر اکرم در حسینه ای در نازی آباد ، پاسخ این سوال را به اجمال داده است ، در گزارش سایت کلمه آمده ؛  مهندس موسوی تصریح کرد :

مشکلی که پیدا کرده ایم این است که آن اسلام ناب با گرایش های گوناگونی آلوده شده و اسلامی شده که نمی توانسته منجر به بیداری و ایستادگی ملت ما باشد.

 زمانیکه امام خمینی بحث ولایت فقیه را در نجف باز کردند ، در حقیقت اولین قدم را برای معرفی اسلامی که می تواند اسلام روز باشد و یا اسلامی که با مسئله جهان می تواند در افتد و راه حل هایی را برای خروج از بن بست های کشور ایجاد کند ، پایه گذاری کردند. 

*در اینجا ذکر نکته ای را مناسب میدانم :

امروز فردی سکاندار منصب ولایت فقیه است که قبل از رسیدن به این منصب و در زمان ولایت خمینی پیرو او بوده است! ما امروز امامی داریم که قبلا مأموم بوده است.

 به عبارت دیگر با مطالعه الگوی تبعیت پذیری امام امروز از امام دیروز شاخصه های تبعیت پذیری ما از ولی فقیه شناخته میشود.

بدین ترتیب؛ هم گفتار ورفتار امام خمینی شاخصه ما در تنظیم نگاه مان به اصل اصیل ولایت فقیه  خواهد بود و هم نحوه تبعیت پذیری امام امروز از امام دیروز خط قرمزهای ما را مشخص میکند.


 
هفته نامه بازخوانی انقلاب(پیش شماره)
ساعت ۱:٥۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ اسفند ۱۳۸٧  

با سلام به همۀ دوستان

و تبریک دیرهنگام میلاد نبی اکرم(ص) و حضرت صادق(ع)

و نیز تبریک حلول سال ١٣٨٨

اجازه می خواهم با استفاده از کتابخانۀ شخصی ام و مرور خاطراتم ، هفته نامۀ باز خوانی انقلاب را شنبه ها عرضه کنم و انشاالله اولین شمارۀ آن را قبل از تحویل سال منتشر می کنم و شمارۀ بعدی را در هفته سوم فروردین ١٣٨٨ ارایه خواهم کرد!

 اگر خدا بخواهد! و بشرط آنکه در ستاد میرحسین گرفتار نشوم . به وعده ام عمل خواهم کرد !

...............................................................................................................

خبر ویژه :
خاتمی از صحنه انتخابات کنار رفت !
حاج محسن:
تاریخ هرگز صداقت خاتمی را فراموش نخواهد کرد !
و پروردگار نیز ایثارگران را در دلهای غیر بیمار منزل خواهد داد !