| بنی صدر خائن بود؟ |
| ساعت ۱٢:٤۸ ب.ظ روز پنجشنبه ٦ خرداد ۱۳۸٩ |
|
بسی نکته در این مطلب نهفته که شمخانی به صد لفافه گفته
برنامه روبه فردای شبکه3 گفتگویی در سالگرد آزادی خرمشهر با علی شمخانی فرمانده سپاه خوزستان, فرمانده نیروی زمینی و جانشین فرمانده کل سپاه در دوران جنگ 8 ساله داشت که حاوی سخنان نگفته ای بود و باب گفتگوهای جدیدی را گشود.لذا گوشه هایی از این گفتگو را در این پست عرضه کرده ام و بخش های دیگری را در پینوشت درج نموده ام شاید مقبول افتد.البته می توان تفصیل این گفتگو را در سایت "جام جم آنلاین" مطالعه کرد. ************************************************************************************ یامین پور :ما در سال اول جنگ 20 هزار کیلومتر خاکمان را از دست دادیم و سال بعد پس گرفتیم، چرا این اتفاق افتاد؟ شمخانی:ما درگیر انقلاب بودیم و ناآشنا با واقعیات جنگ. این البته مفهومش خیانت نیست؟ مجری:شما درباره بنی صدر صحبت میکنید؟ شمخانی:بله! بنیصدر خائن نبود. این تفاوت نگاه وی در اداره جنگ بود و اندیشهی عمل وی غلط بود اما خیانت نبود. شمخانی اضافه کرد: بنیصدر میخواست با پیروزی در جنگ در میدان جنگ تهران نیز پیروز شود و به هیچ بهایی حاضر نبود جنگ را ببازد و حتی نمیخواست پیروزی در جنگ را با هیچ کس شریک شود. او مطمئن بود که پیروز جنگ خواهد بود و امیدوار بود با پیروزی در جنوب در تهران هم پیروز شود که البته این نیت صادق و سالم نبود و روشهای وی برای جنگ نیز غلط بود. مجری:مطالبی که درباره ندادن مهمات و تجهیزات به نیروهای سپاه مطرح میشود و نامهای که خودتان در اینباره نوشته اید! شمخانی: بله من این نامه را نوشتم و بنیصدر مخالف سپاه بود. بنیصدر مخالف سپاه و ما بود اما دشمن ما نبود.یک وقتی آدم با طرفش تبانی کرده که شکست بخورد این خیانت است اما یک وقتی اشتباه میکند و شکست میخورد. ************************************************************************** ........................................................................................................................................................ پ.ن بخش های دیگری از این گفتگو چنین بود: یامین پور: ماجرای این امدادهای غیبی چه بود؟ شمخانی: امدادهای غیبی دیدن اسب سفید نیست، اینها را قبول ندارم. اگر مدیریت صحیح در استفاده از امکانات و توان خود کنید و به خدا هم توکل کنید، خداوند هم کمک میکند. چرا الان ما نمیتوانیم مشکلات اقتصادی را با امداد غیبی رفع کنیم؟ اینها که از کار جنگ راحتتر است. ببینید در جنگ حتی صدام نیز بخشنامهها و نامههای خود را با آیات قرآن شروع میکرد و خطاب به نیروهایش میگفت ای فرزندان علی و خالد. اینها آن طرف هم بود. یامینپور: چه شاهکاری در فتح خرمشهر وجود داشت؟ شمخانی: یکی از مهمترین دلایل شاهکار بودن بیتالمقدس این بود که دشمن را بدون غافلگیری شکست دادیم. یامینپور:فرهنگ دوم خردادیها با سوم خردادیها چه فرقی دارد؟ شمخانی:امروز که ما نمیتوانیم فرهنگ قائم شده دیگران را در نفی دوم خرداد کتمان کنیم. سوم خرداد مظلوم است و این کاری هم به دوم خرداد ندارد. شما فرهنگ سوم خرداد را تعریف کنید بعد افراد را مقایسه کنید. یامینپور:بین معتقدین به این دو فرهنگ الان هم جنگ هست شمخانی ضمن رد این مطلب پس از آنکه مجری برنامه به وجود جنگ نرم در داخل کشورمان اشاره کرد اندکی مکث کرد مجری:آیا شما لفظ فتنه را برای اتفاقاتی که در سال 88 افتاد، قبول دارید؟ شمخانی: این تغییری در اصل قضایا ایجاد نمیکند. من به عنوان یک عنصری که نگاه امنیتی دارم و نه سیاسی معتقدم که ما در پیشبینی، پیشگیری، کنترل حادثه و روش مقابله با آن در سال 88 دچار اشتباه شدیم. مجری:آیا شما هنوز هم بسیجی هستید و آیا به تبع بسیجی بودن حق را میگویید؟ شمخانی:من هنوز هم بسیجی هستم. همیشه حق را گفتهام و الان هم میگویم که هل دادن افراد به سمت شکستن مرزها خطاست. ما الان اگر همهمان هم کنار هم باشیم باز هم کم هستیم. نباید خطای تحلیلی پیدا کنیم و از کشتی پیاده شویم یا کسی را از کشتی بیرون بیندازیم . مجری:اگر به تعبیر رهبر معظم انقلاب کسانی اصرار داشته باشند که خودشان از کشتی پیاده شوند، تکلیف چیست؟ شمخانی: ما تابع مقام معظم رهبری هستیم و در این مورد من تردیدی ندارم. ایران بدون ولایت معنا ندارد و این باور همه کسانی است که شما هم حتی تعجب میکنید از باور آنها. شمخانی ادامه داد: البته ابراز دائمی این موضوع برای بعضیها دکان است و برای بعضی عزتمداری مجری:همیشه حرف و حدیث بوده که چرا بعد از خرمشهر جنگ 6 سال ادامه یافت؟ شمخانی:این سوال خوبی است، اما بزرگی فتح خرمشهر را نباید تحت تاثیر قرار دهد، وی اظهار داشت: بحث ورود به خاک عراق در طرحهای عملیاتی قبل از خرمشهر هم بوده است و حتی در عملیاتی که زمان بنیصدر انجام شد هم این موضوع دیده شده بود. در عملیات هویزه طرح عملیات ورود به خاک عراق بود. وی افزود: خود عملیات بیتالمقدس خط ایستاییاش شرق بصره بود و این بحث مربوط به بعد از خرمشهر نیست. این را بدانید که این سوال بعد از پایان جنگ مطرح شد و این ناشی از نوع پایان جنگ و مسائل مطرح شده بعد از آن بود. کسانی این سوال را بیشتر مطرح میکنند که میخواهند بگویند سیاست ایران در اداره جنگ سیاست صحیحی نبود. مجری:آیا در مدیریت جنگ اتفاق نظر وجود داشت ؛ میگویند کسی که در سال 61 خواهان ادامه جنگ بود در سال 67 خواهان پایان جنگ بود، شمخانی: تنبیه متجاوز بخشی از جنگ ما بود که هیچ کس در انتخاب آن تردید نداشت. بعد از عملیات بیتالمقدس هیچ اختلافی بین سیاسیون و نظامیان برای ادامه جنگ نبود. وی ادامه داد: ببینید آقای هاشمی به امام گفت اجازه بدهید جنگ را من اعلام کنم که تمام شود و من مسئولیت آن را بر عهده میگیرم و بعد شما با من برخورد کنید، شما ببینید از خودگذشتگی از این بزرگتر میشود؟ مجری درباره مسائل مربوط به نامهنگاری آقای محسن رضایی با آقای هاشمی رفسنجانی در سال 67 که به پذیرفتن پایان جنگ از سوی امام منجر شد، پرسید شمخانی: هاشمی رفسنجانی از رضایی سوال کرده بود که برای ادامه جنگ چه نیازهایی دارید و رضایی نامه نیازمندیهای جنگ را نوشت و این نامه برای ادامه جنگ بود و نه پایان جنگ. مجری: آیا دولت از کمک به جبهه دریغ میکرد؟ شمخانی: ما توان ادامه جنگ نداشتیم، دولت هم چیزی نداشت که ندهد. ما در هشت سال جنگمان 22 میلیارد دلار خرج کردیم و عراق 180 میلیارد دلار مجری:کسانی میگویند که دولتیها به جنگ نرسیدند و جام زهر را به امام نوشاندند و ما ظرفیت ادامه جنگ را داشتیم؟ نظر شما چیست؟ شمخانی: ما همواره از همان ابتدای جنگ دنبال صلح بودیم اما به شرط اینکه متجاوز را بشناسانیم و تضمین بگیریم که دوباره تجاوز نمیکند و قرارداد 1975 را هم میپذیرد و غرامت میدهد. وی خاطرنشان کرد:نظرات آقای هاشمی رفسنجانی و آقای رضایی درباره ادامه یا عدم ادامه جنگ نباید در فضای سیاسی امروز پاسکاری شود. نامه رضایی نامه ادامه جنگ است نه خاتمه جنگ. شمخانی تصریح کرد: من خودم از اولین فرماندهانی بودم که به آقای هاشمی گفتم باید فکری برای جنگ کنیم. |
|
| مشخصات نویسنده |
|
درباره : در 5 آبان 1330 مطابق با 22 ماه محرم پا به این جهان گذاشتم 2 ساله بودم که کودتای 28 مرداد واقع شد من از آنروز چیزی بیاد ندارم لیکن تربیت شده خانواده ای هستم که نه تنها از کودتای 28 مرداد،بلکه از اشغال تهران در شهریور 1320 و حوادث مشروطه بویژه به دار کشیدن شیخ فضل الله نوری خاطرات بسیار تلخی داشتند خود نیز پاره ای از حوادث خرداد 42را دیده بودم دوران جوانی را با دیانت-ورزش-سیاسیت گذراندم در 24 سالگی بجرم کار سیاسی در پادگان(طی دوران سربازی)و فعالیت در تیم فوتبال4سال زندانی شدم در28سالگی باپیروزی انقلاب از زندان آزادشدم اول فروردین1358واردسپاه شدم بیش از 20 سال در دفترسیاسی و مرکز مطالعات جنگ سپاه فعالیت کردم آخر اسفند1380بازنشسته گردیدم از سال1386 اینترنت را برای گفتگو با دیگران انتخاب کردم پروفایل مدیر : حاج محسن |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
| لینکستان |


