| حوادث88 فتنه بود یا سوء مدیریت |
| ساعت ۱۱:٠٩ ب.ظ روز پنجشنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳٩۱ |
|
محسن رضایی در 27 اردیبهشت1391 در همایش نقش مردم در تولیدملی که به همت انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهید چمران در آمفی تئاتر علوم برگزار شد، ضمن طرح مباحث اقتصادی، اعتراض را حق قانونی و یک روی سکه مردمسالاری دانست و افزود: مشکل فتنه، آمدن مردم به خیابانها نبود بلکه مشکل این بود که آنها نتوانستند اعتراض مردم را مدیریت کنند. اعتراضی که میشد در مدت یک ماه آن را حل و فصل کرد، هفت ماه طول کشید و حوادث بعد از انتخابات بر مشارکت مردم و جایگاه سیاسی ایران در دنیا تأثیر گذاشت. وی تأکید کرد: مردم به نتیجه انتخابات معترض بودند و اعتراض آنها از نوع اجتماعی بود نه سیاسی و در حالی که میتوانست مسالمت آمیز ادامه یابد و ختم شود اما به علت ضعف مدیریت، به فتنه تبدیل شد.
در آن زمان افکار عمومی دچار تشویش شده بود و اگر دولت در آن زمان اجازه شمارش آرا را می داد، هیچ موقع تظاهرات به ناهنجاری کشیده نمیشد. رضایی در ادامه گفت: بنده هیچ موقع اسم تقلب را نیاوردم بلکه از آن به عنوان تخلف یاد کرده ام و اسناد آن در سخنرانی های بنده موجود می باشد . در انتهای جلسه مجری برنامه سوال کرد که آیا شما حوادث بعد از انتخابات را فتنه می دانید یا اعتراض؛ که رضایی در پاسخ گفت: بنده آنها را تخلف واعتراض میدانم و اگر مسئولان نظام با سوء مدیریت با آن بر خورد می کردند فتنه بوجود نیامده بود. ................................ منبع: سایت های خبری |
|
| محسن رضایی و ولایت فقیه |
| ساعت ٤:۳۳ ب.ظ روز یکشنبه ۳ بهمن ۱۳۸٩ |
|
نکات خلاصه شده ای از مصاحبه تفصیلی محسن رضایی را که در سایت آینده درج شده بود برای دوستان انتخاب کردم زیرا در باره توجیه سیاسی ولایت فقیه و نیز نقش روحانیت و روحانیون مبارز نکات تازه ای را در برداشت. محسن رضایی در این مصاحبه گفته است: *اگر خدای نکرده مسئله ولایت فقیه تضعیف شود، انسجام ملی ما به کلی از میان خواهد رفت و جامعه به دوران قبل از صفویه عقب گرد خواهد داشت *تا قبل از صفویه نمی توانستیم دولت-ملت تشکیل دهیم. بزرگترین هنر صفویه این بود که دریافتند تنها راه اینکه دولت در ایران پا بگیرد این است که یک انسجام مذهبی در کشور به وجود بیاید. آنقدر این مدل به خوبی طراحی شده که هر چه انسان به عمق این حرکت می رود، می فهمد که یک فکر بسیار استراتژیکی در ورای آن وجود دارد. بعد از صفویه بود که ما در دنیا توانستیم روی پای خود بایستیم. تا پیش از آنها ما انسجام نداشتیم، قدرت تشکیل دولت نداشتیم، ملت به معنایی که در ذهنتان هست، از بین رفته بود. همیشه دیگران می آمدند و بر ما حکومت می کردند. *امام خیلی از کارها را سر و سامان داد و به دست بازماندگانش سپرد. امام مسئله جنگ را در زمان خودش حل کرد. اگر امام جنگ را حل نمی کرد، معلوم نبود بعد از ایشان این مسئله به کجا برسد. ایشان مسئله آقای منتظری را حل کرد. مسئله احزاب و جناح های سیاسی را حل کرد. همه چیز را به یک نقطه ثبات رساند و به شاگردان بعد از خودش سپرد. به نظر شما دلیل تشکیل دو تشکل روحانیت مبارز و روحانیون مبارز در کشور چه بود؟ این کار امام چه فلسفه ای داشت؟ *در زمان امام بخش زیادی از جامعه سیاسی ما را روشنفکران تشکیل می دادند، امام روحانیون مبارز را درست کرد تا بالای سر روشنفکران باشند و آنها را در عرصه سیاست هدایت کنند تا از یک حد و مرزهای خاصی بیرون نروند. در سال گذشته اگر روحانیون مبارز نقش خود را به خوبی ایفا کرده بود، باید همان ماه اول این حوادث جمع می شد. یا امام روحانیت مبارز را درست کرد که در بین متدینین به تحجر برنگردیم. ولی روحانیت مبارز بعد از امام نقش خود را ایفا نکرد. |
|
| نگاه محسن رضایی به جامعه |
| ساعت ٤:٠٥ ب.ظ روز یکشنبه ۳ بهمن ۱۳۸٩ |
|
خلاصه ای از مصاحبه تفصیلی محسن رضایی که در سایت آینده درج شده بود *ما به شدت نیازمند بازگشت عقلانیت در حوزه سیاست ایران هستیم. جوان می خواهد فریاد بکشد اما قواعد خاصی وجود ندارد که به او بگوید تا کجا می تواند فریاد بکشد، کجا باید ترمز بزند، از چه خطوطی نباید عبور کند،این ها همه قواعد عقلانی بازی سیاسی هستند *ما معتقدیم جناح های سیاسی فعلی اصولاً در سیاست درجا می زنند و هیچ برنامه ای برای مسائل غیر سیاسی ندارند. این جناح ها هیچ برنامه ای برای اقتصاد فرهنگ و مسائل اجتماعی ندارند. *در مسائل مربوط به اداره کشور ایران، 5-6 مسئله وجود دارند که ما برای حل هر کدام آنها به یک دولت نیازمندیم. اقتصاد ایران به تنهایی نیازمند یک دولت است، یعنی دولتی که هیچ کاری نکند و فقط به دنبال اقتصاد باشد. سیاست خارجی ایران از مسائلی است که برای خودش یک دولت می خواهد. فرهنگ در جامعه ایران آنقدر اهمیت دارد که نمی توان آن را تنها با یک وزیر ارشاد جمع و جور کرد ؛ قومیت ها، جوانان، جهانی شدن، ارزشهای انقلاب، تحولات جدید و غیره در فرهنگ ما مطرح هستند و اینها یک دولت می خواهند. *اگر خدای نکرده مسئله ولایت فقیه تضعیف شود، انسجام ملی ما به کلی از میان خواهد رفت و جامعه به دوران قبل از صفویه عقب گرد خواهد داشت *تا قبل از صفویه نمی توانستیم دولت-ملت تشکیل دهیم. بزرگترین هنر صفویه این بود که دریافتند تنها راه اینکه دولت در ایران پا بگیرد این است که یک انسجام مذهبی در کشور به وجود بیاید. آنقدر این مدل به خوبی طراحی شده که هر چه انسان به عمق این حرکت می رود، می فهمد که یک فکر بسیار استراتژیکی در ورای آن وجود دارد. بعد از صفویه بود که ما در دنیا توانستیم روی پای خود بایستیم. تا پیش از آنها ما انسجام نداشتیم، قدرت تشکیل دولت نداشتیم، ملت به معنایی که در ذهنتان هست، از بین رفته بود. همیشه دیگران می آمدند و بر ما حکومت می کردند. *امام خیلی از کارها را سر و سامان داد و به دست بازماندگانش سپرد. امام مسئله جنگ را در زمان خودش حل کرد. اگر امام جنگ را حل نمی کرد، معلوم نبود بعد از ایشان این مسئله به کجا برسد. ایشان مسئله آقای منتظری را حل کرد. مسئله احزاب و جناح های سیاسی را حل کرد. همه چیز را به یک نقطه ثبات رساند و به شاگردان بعد از خودش سپرد. به نظر شما دلیل تشکیل دو تشکل روحانیت مبارز و روحانیون مبارز در کشور چه بود؟ این کار امام چه فلسفه ای داشت؟ *در زمان امام بخش زیادی از جامعه سیاسی ما را روشنفکران تشکیل می دادند، امام روحانیون مبارز را درست کرد تا بالای سر روشنفکران باشند و آنها را در عرصه سیاست هدایت کنند تا از یک حد و مرزهای خاصی بیرون نروند. در سال گذشته اگر روحانیون مبارز نقش خود را به خوبی ایفا کرده بود، باید همان ماه اول این حوادث جمع می شد. یا امام روحانیت مبارز را درست کرد که در بین متدینین به تحجر برنگردیم. ولی روحانیت مبارز بعد از امام نقش خود را ایفا نکرد. *اینکه احزاب ما در حال حاضر نمی توانند، نقش موثری در سیاست ایفا کنند، مسئله کاملا درستی است که باید چاره ای برای آن بیندیشیم. گرفتاری ما این است که احزاب ما آنقدر زیاد هستند که نقش پذیری و تاثیر گذاری آنها در سیاست فوق العاده کم شده است. من فکر می کنم تشکیل جبهه راه حلی خوبی برای این مسئله باشد. مثلا سه جبهه تشکیل دهیم و احزاب به تناسب رویکرد و گفتمان در ذیل این سه جبهه تعریف شوند. به صورت لیست های ائتلافی در انتخابات شرکت کنند، ما در این صورت هم تکثر و هم تاثیر گذاری احزاب در سیاست را به طور توام خواهیم داشت. *در بعد سیاست خارجی شرایط بسیار پیچیده تر از قبل از انتخابات است. آمریکایی ها تا پیش از این پل های پشت سر خودشان را حفظ کرده بودند اما از خرداد ماه امسال که این قطعنامه 1929 را نوشتند و به تصویب رساندند، خیلی از این پلها را خراب کردند. حتی اگر همین امروز هم رابطه بین ایران و آمریکا برقرار شود، شاید برطرف کردن این تحریم ها تا ده سال دیگر طول بکشد. یعنی سنگی را به چاه انداختند که نه با دولت اصلاح طلب، نه با دولت اصولگرا، با هیچ کدام از اینها بیرون نمی آید. در مورد عراق دیدید با اینکه 6 سال از سقوط صدام می گذرد و امور این کشور به دست خود آمریکا هم بوده است، اما 2-3 ماه پیش تحریم ها برداشته شد، لذا ما وارد یک چالش بسیار جدی با جامعه جهانی شده ایم که مشابه با دهه اول انقلاب است. تقریبا از 2-3 سال پیش این چالش شروع شده و از خرداد ماه امسال جدی شده است. عبور از این چالش خارجی هنرنمایی طلب می کند. |
|
| فتح بغداد |
| ساعت ۱٢:٠۱ ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳ امرداد ۱۳۸٩ |
|
تابناک:٢٨تیر٨٩ فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در دوران دفاع مقدس گفت: می توانستیم در سال پنجم جنگ، بغداد را فتح کنیم.
کلمات کلیدی: دفاع مقدس ،محسن رضایی
|
|
| بنی صدر خائن بود؟ |
| ساعت ۱٢:٤۸ ب.ظ روز پنجشنبه ٦ خرداد ۱۳۸٩ |
|
بسی نکته در این مطلب نهفته که شمخانی به صد لفافه گفته
برنامه روبه فردای شبکه3 گفتگویی در سالگرد آزادی خرمشهر با علی شمخانی فرمانده سپاه خوزستان, فرمانده نیروی زمینی و جانشین فرمانده کل سپاه در دوران جنگ 8 ساله داشت که حاوی سخنان نگفته ای بود و باب گفتگوهای جدیدی را گشود.لذا گوشه هایی از این گفتگو را در این پست عرضه کرده ام و بخش های دیگری را در پینوشت درج نموده ام شاید مقبول افتد.البته می توان تفصیل این گفتگو را در سایت "جام جم آنلاین" مطالعه کرد. ************************************************************************************ یامین پور :ما در سال اول جنگ 20 هزار کیلومتر خاکمان را از دست دادیم و سال بعد پس گرفتیم، چرا این اتفاق افتاد؟ شمخانی:ما درگیر انقلاب بودیم و ناآشنا با واقعیات جنگ. این البته مفهومش خیانت نیست؟ مجری:شما درباره بنی صدر صحبت میکنید؟ شمخانی:بله! بنیصدر خائن نبود. این تفاوت نگاه وی در اداره جنگ بود و اندیشهی عمل وی غلط بود اما خیانت نبود. شمخانی اضافه کرد: بنیصدر میخواست با پیروزی در جنگ در میدان جنگ تهران نیز پیروز شود و به هیچ بهایی حاضر نبود جنگ را ببازد و حتی نمیخواست پیروزی در جنگ را با هیچ کس شریک شود. او مطمئن بود که پیروز جنگ خواهد بود و امیدوار بود با پیروزی در جنوب در تهران هم پیروز شود که البته این نیت صادق و سالم نبود و روشهای وی برای جنگ نیز غلط بود. مجری:مطالبی که درباره ندادن مهمات و تجهیزات به نیروهای سپاه مطرح میشود و نامهای که خودتان در اینباره نوشته اید! شمخانی: بله من این نامه را نوشتم و بنیصدر مخالف سپاه بود. بنیصدر مخالف سپاه و ما بود اما دشمن ما نبود.یک وقتی آدم با طرفش تبانی کرده که شکست بخورد این خیانت است اما یک وقتی اشتباه میکند و شکست میخورد. ************************************************************************** ........................................................................................................................................................ پ.ن بخش های دیگری از این گفتگو چنین بود: یامین پور: ماجرای این امدادهای غیبی چه بود؟ شمخانی: امدادهای غیبی دیدن اسب سفید نیست، اینها را قبول ندارم. اگر مدیریت صحیح در استفاده از امکانات و توان خود کنید و به خدا هم توکل کنید، خداوند هم کمک میکند. چرا الان ما نمیتوانیم مشکلات اقتصادی را با امداد غیبی رفع کنیم؟ اینها که از کار جنگ راحتتر است. ببینید در جنگ حتی صدام نیز بخشنامهها و نامههای خود را با آیات قرآن شروع میکرد و خطاب به نیروهایش میگفت ای فرزندان علی و خالد. اینها آن طرف هم بود. یامینپور: چه شاهکاری در فتح خرمشهر وجود داشت؟ شمخانی: یکی از مهمترین دلایل شاهکار بودن بیتالمقدس این بود که دشمن را بدون غافلگیری شکست دادیم. یامینپور:فرهنگ دوم خردادیها با سوم خردادیها چه فرقی دارد؟ شمخانی:امروز که ما نمیتوانیم فرهنگ قائم شده دیگران را در نفی دوم خرداد کتمان کنیم. سوم خرداد مظلوم است و این کاری هم به دوم خرداد ندارد. شما فرهنگ سوم خرداد را تعریف کنید بعد افراد را مقایسه کنید. یامینپور:بین معتقدین به این دو فرهنگ الان هم جنگ هست شمخانی ضمن رد این مطلب پس از آنکه مجری برنامه به وجود جنگ نرم در داخل کشورمان اشاره کرد اندکی مکث کرد مجری:آیا شما لفظ فتنه را برای اتفاقاتی که در سال 88 افتاد، قبول دارید؟ شمخانی: این تغییری در اصل قضایا ایجاد نمیکند. من به عنوان یک عنصری که نگاه امنیتی دارم و نه سیاسی معتقدم که ما در پیشبینی، پیشگیری، کنترل حادثه و روش مقابله با آن در سال 88 دچار اشتباه شدیم. مجری:آیا شما هنوز هم بسیجی هستید و آیا به تبع بسیجی بودن حق را میگویید؟ شمخانی:من هنوز هم بسیجی هستم. همیشه حق را گفتهام و الان هم میگویم که هل دادن افراد به سمت شکستن مرزها خطاست. ما الان اگر همهمان هم کنار هم باشیم باز هم کم هستیم. نباید خطای تحلیلی پیدا کنیم و از کشتی پیاده شویم یا کسی را از کشتی بیرون بیندازیم . مجری:اگر به تعبیر رهبر معظم انقلاب کسانی اصرار داشته باشند که خودشان از کشتی پیاده شوند، تکلیف چیست؟ شمخانی: ما تابع مقام معظم رهبری هستیم و در این مورد من تردیدی ندارم. ایران بدون ولایت معنا ندارد و این باور همه کسانی است که شما هم حتی تعجب میکنید از باور آنها. شمخانی ادامه داد: البته ابراز دائمی این موضوع برای بعضیها دکان است و برای بعضی عزتمداری مجری:همیشه حرف و حدیث بوده که چرا بعد از خرمشهر جنگ 6 سال ادامه یافت؟ شمخانی:این سوال خوبی است، اما بزرگی فتح خرمشهر را نباید تحت تاثیر قرار دهد، وی اظهار داشت: بحث ورود به خاک عراق در طرحهای عملیاتی قبل از خرمشهر هم بوده است و حتی در عملیاتی که زمان بنیصدر انجام شد هم این موضوع دیده شده بود. در عملیات هویزه طرح عملیات ورود به خاک عراق بود. وی افزود: خود عملیات بیتالمقدس خط ایستاییاش شرق بصره بود و این بحث مربوط به بعد از خرمشهر نیست. این را بدانید که این سوال بعد از پایان جنگ مطرح شد و این ناشی از نوع پایان جنگ و مسائل مطرح شده بعد از آن بود. کسانی این سوال را بیشتر مطرح میکنند که میخواهند بگویند سیاست ایران در اداره جنگ سیاست صحیحی نبود. مجری:آیا در مدیریت جنگ اتفاق نظر وجود داشت ؛ میگویند کسی که در سال 61 خواهان ادامه جنگ بود در سال 67 خواهان پایان جنگ بود، شمخانی: تنبیه متجاوز بخشی از جنگ ما بود که هیچ کس در انتخاب آن تردید نداشت. بعد از عملیات بیتالمقدس هیچ اختلافی بین سیاسیون و نظامیان برای ادامه جنگ نبود. وی ادامه داد: ببینید آقای هاشمی به امام گفت اجازه بدهید جنگ را من اعلام کنم که تمام شود و من مسئولیت آن را بر عهده میگیرم و بعد شما با من برخورد کنید، شما ببینید از خودگذشتگی از این بزرگتر میشود؟ مجری درباره مسائل مربوط به نامهنگاری آقای محسن رضایی با آقای هاشمی رفسنجانی در سال 67 که به پذیرفتن پایان جنگ از سوی امام منجر شد، پرسید شمخانی: هاشمی رفسنجانی از رضایی سوال کرده بود که برای ادامه جنگ چه نیازهایی دارید و رضایی نامه نیازمندیهای جنگ را نوشت و این نامه برای ادامه جنگ بود و نه پایان جنگ. مجری: آیا دولت از کمک به جبهه دریغ میکرد؟ شمخانی: ما توان ادامه جنگ نداشتیم، دولت هم چیزی نداشت که ندهد. ما در هشت سال جنگمان 22 میلیارد دلار خرج کردیم و عراق 180 میلیارد دلار مجری:کسانی میگویند که دولتیها به جنگ نرسیدند و جام زهر را به امام نوشاندند و ما ظرفیت ادامه جنگ را داشتیم؟ نظر شما چیست؟ شمخانی: ما همواره از همان ابتدای جنگ دنبال صلح بودیم اما به شرط اینکه متجاوز را بشناسانیم و تضمین بگیریم که دوباره تجاوز نمیکند و قرارداد 1975 را هم میپذیرد و غرامت میدهد. وی خاطرنشان کرد:نظرات آقای هاشمی رفسنجانی و آقای رضایی درباره ادامه یا عدم ادامه جنگ نباید در فضای سیاسی امروز پاسکاری شود. نامه رضایی نامه ادامه جنگ است نه خاتمه جنگ. شمخانی تصریح کرد: من خودم از اولین فرماندهانی بودم که به آقای هاشمی گفتم باید فکری برای جنگ کنیم. |
|
| مشخصات نویسنده |
|
درباره : در 5 آبان 1330 مطابق با 22 ماه محرم پا به این جهان گذاشتم 2 ساله بودم که کودتای 28 مرداد واقع شد من از آنروز چیزی بیاد ندارم لیکن تربیت شده خانواده ای هستم که نه تنها از کودتای 28 مرداد،بلکه از اشغال تهران در شهریور 1320 و حوادث مشروطه بویژه به دار کشیدن شیخ فضل الله نوری خاطرات بسیار تلخی داشتند خود نیز پاره ای از حوادث خرداد 42را دیده بودم دوران جوانی را با دیانت-ورزش-سیاسیت گذراندم در 24 سالگی بجرم کار سیاسی در پادگان(طی دوران سربازی)و فعالیت در تیم فوتبال4سال زندانی شدم در28سالگی باپیروزی انقلاب از زندان آزادشدم اول فروردین1358واردسپاه شدم بیش از 20 سال در دفترسیاسی و مرکز مطالعات جنگ سپاه فعالیت کردم آخر اسفند1380بازنشسته گردیدم از سال1386 اینترنت را برای گفتگو با دیگران انتخاب کردم پروفایل مدیر : حاج محسن |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
| لینکستان |


