| حوادث88 فتنه بود یا سوء مدیریت |
| ساعت ۱۱:٠٩ ب.ظ روز پنجشنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳٩۱ |
|
محسن رضایی در 27 اردیبهشت1391 در همایش نقش مردم در تولیدملی که به همت انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهید چمران در آمفی تئاتر علوم برگزار شد، ضمن طرح مباحث اقتصادی، اعتراض را حق قانونی و یک روی سکه مردمسالاری دانست و افزود: مشکل فتنه، آمدن مردم به خیابانها نبود بلکه مشکل این بود که آنها نتوانستند اعتراض مردم را مدیریت کنند. اعتراضی که میشد در مدت یک ماه آن را حل و فصل کرد، هفت ماه طول کشید و حوادث بعد از انتخابات بر مشارکت مردم و جایگاه سیاسی ایران در دنیا تأثیر گذاشت. وی تأکید کرد: مردم به نتیجه انتخابات معترض بودند و اعتراض آنها از نوع اجتماعی بود نه سیاسی و در حالی که میتوانست مسالمت آمیز ادامه یابد و ختم شود اما به علت ضعف مدیریت، به فتنه تبدیل شد.
در آن زمان افکار عمومی دچار تشویش شده بود و اگر دولت در آن زمان اجازه شمارش آرا را می داد، هیچ موقع تظاهرات به ناهنجاری کشیده نمیشد. رضایی در ادامه گفت: بنده هیچ موقع اسم تقلب را نیاوردم بلکه از آن به عنوان تخلف یاد کرده ام و اسناد آن در سخنرانی های بنده موجود می باشد . در انتهای جلسه مجری برنامه سوال کرد که آیا شما حوادث بعد از انتخابات را فتنه می دانید یا اعتراض؛ که رضایی در پاسخ گفت: بنده آنها را تخلف واعتراض میدانم و اگر مسئولان نظام با سوء مدیریت با آن بر خورد می کردند فتنه بوجود نیامده بود. ................................ منبع: سایت های خبری |
|
| پیروزی تدریجی |
| ساعت ۱٠:٢۸ ب.ظ روز جمعه ۱٤ بهمن ۱۳٩٠ |
|
بدیهی است سازمانهای اصلاح طلب با گرایشات اصلاح طلبی متفاوت است. همچنین بدیهی است که شاخصه های پیروزی در انتخابات را سهم قانونی احزاب در ساختار سیاسی یک نظام مشخص می کند. ولی شاخص پیروزی گرایشات سیاسی، تحقق آرمانها و شعارهای آنان است. قدر مسلم احزاب اصلاح طلب برنده ی انتخابات 88 نبودند، ولی رسوخ گرایشات اصلاح طلبی در جریان رقیب حکایت از پیروزی اندیشه اصلاح طلبی دارد. اگر مواضع اخیر برخی عناصر شاخص اصولگرا مورد مطالعه قرار گیرد، ملاحظه می شود که شعارهای اصلاح طلبی در حال تحقق تدریجی است. از سوی دیگر هدف راهبردی اصلاحات در انتخابات 88 برپایه ی اصلاح روش مدیریت کشور بود که با حذف حقوقی احمدی نژاد به دست می آمد. در این راستا به ذکر دو نکته زیر توجه کنیم: 1-در مناظره معروف احمدینژاد ـ موسوی، احمدینژاد از موسوی پرسید که چرا بعد از 20 سال، در این دوره برای حضور در انتخابات اقدام کردی؟ چرا در دورههایی که خاتمی یا هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور بودند، وارد عرصه انتخابات نشدی؟ میرحسین موسوی در قالب جملاتی ممزوج با حجب و حیا، پاسخ نچندان روشنی به وی داد. اما در پایان مناظره با ذکر این نکته: من برای مقابله با رمالی آمده ام بطور شفاف به این سوال پاسخ داد. به عبارت دیگر علت موجده ی نامزد شدن میرحسین موسوی، تنها و تنها به جهت ناصواب بودن مدیریت احمدینژاد بود. میرحسین موسوی قبل از اعلام آمادگی خود برای نامزد شدن، طی گفتگویی دو جانبه در اتاق دربسته از(مشاور اقتصادی و یار دیرینه اش) دکتر فرشاد مومنی سوال می کند: به نظر شما اگر من نامزد انتخابات شده و پیروز شوم چقدر می توان در تغییر وضعیت موجود موثر باشم؟ دکتر فرشاد جواب می دهد: حداکثر 10 درصد می توانی وضعیت ایجاد شده را تغییر دهی. میرحسین می گوید: پس لزومی ندارد که نامزد انتخابات شود. دکتر فرشاد می گوید: اتفاقا نامزد شدن شما ضروری است، زیرا اگر چه حداکثر 10 درصد می توانی وضعیت را بهبود ببخشی ولی مساله مهمتر این است که می توانی روند جاری را متوقف کنی و میرحسین که مدیریت احمدی نژاد را ناکارآمد و بلکه آفت زا و از نوع رمالی می داند، با هدف پالایش مدیریت کشور وارد صحنه ی انتخابات می شود. 2-هدف راهبردی آقای کروبی هم همین گونه بود: پیش از نتخابات من با آقای کروبی دیدار داشتم، در آن جلسه سخنی گفتم که بیان عمومی آن را به صلاح نمیدانم و امروز از گفتن آن جمله پشیمانم. اما آنچه مهم است اینکه آن حرف من روی تصمیم گیری اقای کروبی برای نامزد شدن در انتخابات موثر واقع شد، و بلافاصله شروع به قدم زدن کرد و در همان حال چنین گفت: آدم وقتی فکر میکند که قرار است احمدی نژاد 4 سال دیگر توی این مملکت رئیس جمهور باشد، زانوانش میلرزد. یقینا میرحسین و کروبی به جهت نگرانی از نحوه مدیریت احمدی نژاد وارد عرصه انتخابات شدند. حال امروز موقعیت احمدینژاد در بین کسانی که به وی رای دادند، بویژه نزد طیف اصولگرایان چگونه است؟! به عبارت دیگر گذشت زمان هدفهای میرحسین و کروبی را به تحقق نزدیک کرده است! البته این هدف می توانست در همان روز انتخابات رقم بخورد و نیازی به این هزینه سنگین نباشد. از منظر دیگر، اندیشه اصلاحطلبی در پی آشنا کردن افکار عمومی با نگرشهای جزمی آقای مصباح یزدی و شاگردانش است که امیدوارم انتخابات مجلس نهم، جدایی کامل جریان طرفدار آقای مصباح از اصولگرایان را در پی داشته باشد. من معتقدم اساساً جریان مصباح بود که احمدی نژاد را در سال 84 رئیس جمهور کرد. آنها بودند که بدنهی نیروهای مذهبی سنتی را به نفع احمدی نژاد و علیه هاشمی رفسنجانی بسیج کردند. اگر امروز فقط شخصیتهایی مانند علی مطهری، افروغ، توکلی، باهنر، زاکانی و علی لاریجانی مخالف این جریان بودند شاید میشد باور کرد که وضعیت عوض نشده ولی هنگامی که حزب موتلفه و جامعه ی روحانیت مبارز با آنها خط و خط کشی دارد و متقابلا جریان طرفدار مصباح، علیه سران جامعه ی روحانیت جزوه پخش می کند. باید گفت که اصولگرایان در حال پالایش هستند و این امر مبارکی از جنس اصلاحات است.1 وقتی اقای مهدوی کنی به صراحت نگاه محوری آقای مصباح را در حوزه انتخابات نهم به نقد میکشد، نشان میدهد که جناب مصباح که با هدف نزدیک شدن به سنگر ولایت فقیه اینگونه بی مهابا شخصیتهایی چون هاشمی رفسنجانی را مورد تعرض قرار میداد، بعد از انتخابات 88 نه تنها موقعیتش تقویت نشده بلکه به طور باورنکردنی، تضعیف شده است. نتیجه: آنچه که اندیشه اصلاحطلبی در بستر انتخابات 88 در پی آن بود، با صبر و تحمل و گاهی سکوت، به تریج در حال تحقق است. البته تجربه ی تاریخی چیز دیگری است. تاریخ می گوید: علی القاعده پیروزی باید نصیب کسانی باشد که فرزند انقلاب نیستند، و فرزندان انقلاب صرفا موتور پیروزی هستند و سود انقلابها را همواره موج سواران مهمان انقلاب ها می برند. ....................................... 1- امیدوارم جریان اصلاحات نیز در این دست اندازها مسیر پالایش را طی کند. |
|
| تحلیل 25 بهمن |
| ساعت ۱۱:۱۸ ب.ظ روز پنجشنبه ٢۸ بهمن ۱۳۸٩ |
|
بی تردید حادثه 25 بهمن 1389 به وقوع پیوسته است و بررسی عواقب و نتایج آن مقوله ای ضروری است. به نظر می رسد درخواست مجوز راهپیمایی 25 بهمن امری پسندیده بوده است و عدم موافقت مسئولین رسمی کشور با این درخواست فاقد دلیل درخور پسند بود. اما برپایی راهپیمایی باوجود مخالفت مسئولین رسمی نیز غیرمقبول به نظر می رسد -بویژه با توجه به نزدیکی آن به راهپیمایی 22 بهمن و تحولات منطقه ای ناشی از پیروزی مردم مصر و تشابه حرکت مصریان به انقلاب 1357 ایرانیان- اما به هرصورت این تظاهرات به وقوع پیوست و در بستر وقوع این حادثه و پایان آن با نکات و نتایجی روبرو شدیم که مرور آنها بسیاربا اهمیت است. می توان این نکات را در سه سطح بین المللی , منطقه ای و ملی مورد بررسی قرار داد. اما حوزه این تحلیل منحصر به ابعاد ملی و داخلی است. برای تحلیل سیاسی-اجتماعی این حادثه در سطح ملی و حوزه داخلی آنچه بیش از هر چیز دیگری مهم به نظر می رسد تغییرات در طیف بندی داخلی است و توازن جدید و یا در حال شکل گیری آنها است 1-طیف اصولگرا تا به امروز در طیف اصولگرایان دو گرایش میانه رو و رادیکال وجود داشت که تفکیک آنها از یکدیگر با شاخص هاشمی رفسنجانی و احمدی نژاد شناخته می شد. رادیکال ها طرفدار احمدی نژاد و مخالف سر سخت هاشمی و میانه روها منتقد احمدی نژاد و معتقد به حفظ ارتباطات با رفسنجانی بودند. اما حادثه 25 بهمن هم شاخص ها را تغییر داد و هم تابلوها را دگرگون کرد. بعد از 25 بهمن 2 شاخص احمدی نژاد و هاشمی رفسنجانی جای خود را به حفظ ساختار و سازوکارهای موجود کشور داد.(1) این نوع نگرش که در ادبیات سیاسی به گرایشات محافظه کارانه شناخته شده است, ماهیت جدید اکثریت طیف اصولگرایان را شامل می شود(2).البته میزان ثبات این وضعیت در اصولگرایان –به دلیل ترکیب ناهمگون خرده گرایشات اصولگرایان- نا مشخص است. 2-اصولگرایان متفاوت ؛ در اینجا با دو گروه روبرو هستیم 1/2-گروه احمدی نژاد البته حساب این گروه از اصولگرایان جدا است همچنان که از اول هم جدا بود این گروه , از طیف اصولگرایان به عنوان پل عبور استفاده می کنند همچنان که در دوره سازندگی از جریان کارگزاران به عنوان پل استفاده کردند.پل بعدی این گروه نیز اصلاح طلبان هستند. گروه احمدی نژاد از همان آغاز دوره نهم ریاست جمهوری پالس های مثبتی را برای جامعه چند میلیونی رای خاموشی ها ارسال کرد و برای انتخابات دوره یازدهم ریاست جمهوری هم مبنای تلاش خود را جذب آرای آنها قرار داده است و امیدواراست ؛ این رای چند میلیونی که تا کنون به صنوق اصلاح طلبان واریز می شده را از آن خود کند به همین جهت نوع برخوردشان با حادثه 25 بهمن به گونه ای است که موجب تضعیف آرای رو به افزایش آنان در رای خاموشی ها نگردد. 2/2-گروه مصباحیون این گروه که هدف شان بالاتر از کسب مناصب ریاست جمهوری و مجلس است و بیشتر به پست ولایت فقیه چشم دو خته اند و بزرگترین رقیب خود را طیف اصولگرایان ریشه دار می دانند , بیش از آن که نگران جریان سبز باشند نگران اصولگرایان رقیب هستند و لذا در حالی که حادثه 25 بهمن موجب اتحاد بیشتر اصولگرایان شده آنان همچنان بر طبل اختلافات درونی می کوبند و در زمانی که هاشمی رفسنجانی تظاهرات 25 بهمن را مخالفت با قانون دانسته , همچنان تیرهایشان را به طرف هاشمی شلیک می شود. 3-طیف اصلاح طلب تا به امروز در طیف اصلاح طلبان دو گرایش وجود داشته که هر دو گرایش با شاخص گفتگو شناخته می شدند و تفکیک آنها از یکدیگر براساس تفاوت تعریف شان از اختیارات ولایت فقیه بوده است. اما حادثه 25 بهمن از ناکارآمدی شاخص گفتگو بین اصلاح طلبان و حاکمیت حکایت کرده و بن بست روشهای مسالمت آمیز را اعلام می کند.و به نظر می رسد که با وجود تاکید سران جنبش سبز به روش های مسالمت آمیز دیگر راهی جز برخوردهای قهر آمیز باقی نمانده است(3) همچنین حادثه 25 بهمن امکان مجادلات علمی پیرامون اختیارات ولایت فقیه را به سمت صفر سوق داده است. این نوع نگرش در ادبیات سیاسی به گرایشات انقلابی و رادیکالی شناخته شده است و حال آنکه پرچم جریان جنبش سبز همچنان از شاخص اصلاح طلبی استفاده می کند. به عبارت دیگر حادثه 25 بهمن به میزانی که موجب انسجام اصولگرایان شده به همان میزان ممکن است عامل تجزیه اصلاح طلبان شده باشد. همچنان که آثار آن در مواضع اخیر بعضی از نمایندگان فراکسیون اقلیت مجلس هشتم بروز کرده است. 4-موقعیت سید محمد خاتمی سید محمد خاتمی که نام او با پروژه اصلاحات گره خورده.... ...................................... 1- طیف اصولگرایان که طی 2 دهه گذشته در برابر اصلاح طلبان -که معتقد بودند زنگ پایان انقلاب, مدت ها است نواخته شده و اکنون دوران نظام مندی کشور است- مقاومت می کردند و معتقدبه تداوم روشهای انقلابی بودند, امروز بیش از گذشته باید به ضرورت نظام مندی سامانه موجود کشور توجه کنند 2-همان ماهیتی که تابلوی گرایش آنان در دهه اول انقلاب شناخته می شد. 3-در صورتی که جنبش سبز از بطن جبهه اصلاحات زاییده شده و شاخصه جبهه اصلاحات تا به امروز برپایه تعامل و گفتگو بوده است ......................................... به جهت موج خبری رسانه های حاکمیت برای محاکمه و یا اعدام آقایان کروبی و موسوی و متقابلا دعوت جنبش سبز به تظاهرات اول اسفند به نظر می رسد که دامنه بحران موجود در کشور با شتاب در حال افزایش است در چنین وضعیتی برای گفتگوی مسالمت آمیز جایی وجود ندارد و زمان تحلیل فوق سپری شده و بیشتر به قبای بعد از عید شبیه است لذا با عرض پوزش از دوستان محترم از ادامه تحلیل خودداری می کنم |
|
| تقابل کیهان واصلاحات |
| ساعت ۱:٤٩ ق.ظ روز پنجشنبه ٢۳ دی ۱۳۸٩ |
|
اگر انتخابات 88 را از سال 87 مورد مطالعه قرار دهیم , نیمه دوم سال 87 را با شلیک سنگین و مداوم توپخانه ی برادران کیهانی به "قلعه ی فرضی" اصلاحات همراه می بینیم. قلعه فرضی طراحی شده توسط کیهان , مثلثی است که دو راس آن را سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و جبهه مشارکت و راس دیگر آن را سید محمدخاتمی تشکیل می دهد. بعد از کناره گیری خاتمی از انتخابات دهم و نامزد شدن میرحسین موسوی به نظر می رسیدکه دوستان کیهانی تغییر خط مشی بدهند به ویژه هنگامی که سازمان و مشارکت نسبت به کناره گیری خاتمی و نامزد شدن میرحسین روی خوشی نشان ندادند. اما گویی هیچ اتفاقی نیفتاده بود و موسوی و خاتمی هیچ تفاوتی با یکدیگر نداشتند.در صورتی کیهان و همه اصولگرایان و اصلاح طلبان به تفاوت این دو شخصیت در اندیشه , روش و منش کاملا واقف بودند. با این وجود گویا برای کیهان که هیچ مانعی نداشت برای حذف جریان اصلاحات حتی به دفع حداکثری به پردازد , با وجود کناره گیری خاتمی از انتخابات , قلعه فرضی خود را باز سازی کرد ؛ با این تفاوت که میرحسین را جایگزین خاتمی نمود و به آتشبارهای خود دستور تداوم اجرای آتش را صادر کرد. حال آنکه کیهان می توانست بر روی اختلاف نگرش بین میرحسین و کروبی با سازمان و مشارکت انگشت گذاشته و نه تنها با تعمیق بخشیدن به این شکاف امکان برنده شدن کاندیدای مورد نظر خود را افزایش دهد بلکه مانع از وحدت جریان اصلاحات شود. اما به دلیل آن که فرماندهی توپخانه کیهان فاقد یک اندیشه کارآمد بود , به چیزی جز حذف فزیکی جریان اصلاحات نمی اندیشید و حال آن که جریانات فکری-اجتماعی (حد اقل در کوتاه مدت) حذف شدنی و محو شدنی نیستند. بازسازی قلعه فرضی اصلاحات توسط کیهان و اجرای آتش مستمر توپخانه ی شان , به همراه دستگیری های سریع عناصر مشهور مشارکت و سازمان –در فردای انتخابات- حکایت از این می کند که پیشاپیش یکی از اهداف جریان کیهان در گرم کردن تنور انتخابات دهم حذف تمام و کمال اصلاح طلبان بوده است. جریان کیهان که از سال 1376 تا 1388 برای حذف اصلاحات تلاش زیادی کرده بود حاضر نبود به چیزی جز تحقق خواسته هایش تن بدهد و حال آن که چنین خواسته ای در کوتاه مدت ونیز با بگیروببند عملی نبود , به همین دلیل در طی مدت 2 سال بعد از پایان انتخابات نیز هنوز بر تنور اختلافات می دمد و مانع از هرگونه تعدیل اصلاح طلبان و تعامل شان با اصولگرایان می شود. اگر بخاطر آورید برخورد کیهان با کروبی را (وقتی که اظهار داشت دولت بعد از حکم تنفیذ را قبول دارد) و برخورد آنها با میرحسین را (وقتی که با بیانیه مشهور خود راههای دست یابی به تفاهم را نشان داد) و برخورد اخیرشان با خاتمی را (وقتی که از شروط مشارکت در انتخابات آینده سخن گفت) همه موارد یاد شده نشاندهنده هدف واحدی است که جز حذف بی چون و چرای اصلاح طلبان از صحنه سیاسی و اجتماعی کشور معنایی ندارد. البته اگر این امر شدنی بود , می توانست قابل تامل باشد ولی ابهام وقتی بروز می کند که یک جریان سابقه دار سیاسی به نام کیهان در پی تحقق امری ناشدنی است. نا گفته نماند که شعله ور نگهداشتن آتش اختلاف اصولگرایان با اصلاح طلبان می تواند مانع از انشعاب درونی اصولگرایان شود. لیکن از سویی پیوند اصولگرایان ناپایدارتر از آن است که بتوان با دشمن تراشی فرضی مانع از آن شد. از سوی دیگر قوام فعلی حکومت به حضور مردم در پای صندوقهای رای است و عدم حضور اصلاح طلبان در انتخابات مسلما باعث کاهش حضور حداکثری مردم خواهد بود. از قضا شروط خاتمی برای بازگشت به انتخابات نیز با همین پیش بینی صورت گرفته ؛ تا قبل از این که برای اصلاح طلبان پیغام دهند: برای گرم کردن تنور انتخابات آستین بالا بزنید , شرایط مشارکت جریان اصلاح طلبان را اعلام کرده باشد. هرچند که ممکن است سیاستگذاران نظام عطای اصلاح طلبان را به لقائشان بخشیده باشند. |
|
| فرزندان شهید بهشتی (باقیات الصالحات) |
| ساعت ۸:٢۸ ب.ظ روز پنجشنبه ٢٩ امرداد ۱۳۸۸ |
|
سایت آینده مصاحبه علیرضاحسینی بهشتی(فرزندشهیدبهشتی)را به نحو زیرمنتشرکرد:
خاتمی و کروبی، عضومرکزی ”راه سبز امید“
دلیل آوردن کلمه «امید» هم این است که قرار بود، «دولت امید» تشکل شود و از مردم هم میخواهم علیرغم تمام مشکلات دچار یاس و سرخوردگی نشوند زیرا حوادثی که پیش آمده، امکان ایجاد چنین فضایی را به وجود آورده و نوعی سرخوردگی، دلمردگی و نومیدی نسبت به حرکت اصلاحی ایجاد شده است. امیدواریم این تشکیلات کمک کند تا مردم همچنان با نشاط ، پرشور و قانونی وارد فعالیت شوند.
مشاور ارشد میر حسین موسوی از عضویت سید محمد خاتمی و مهدی کروبی در شورای مرکزی تشکیلات ”راه سبز امید خبر داد“ و گفت:راه سبز امید قصد دارد دیدهبان جامعه باشد.
علیر ضا حسینی بهشتی در گفت وگو با خبرنگار ایلنا به تشریح جزییاتی از ”راه سیز امید“،تشکیلاتی که میر حسین موسوی قرار است آن را تاسیس کندپرداخت و در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه چرا موسوی به فکر راهاندازی چنین مجموعهای شده است،گفت:شرایطی که در طی این انتخابات پیش آمد یک شرایط خاصی است و به تعبیر برخی از دوستان جامعهشناس گویا یک ملتی در جریان این انتخابات دوباره متولد شد و طبیعی است که به هر حال این نیروهایی که به میدان آمدند و برای تحقق مطالبات به حق خود تلاش کردند نمیتوان از آنها برای یک دوره کوتاه انتخابات انتظار داشت که در میدان باشند و از مشارکت آنها برای پیشبرد اهداف متصور استفاده نکرد. وی با اشاره به تماسهای مکرر شهروندان با دفتر میر حسین موسوی برای مشارکت در مسائل گوناگون گفت: با توجه به تخلفاتی که در انتخابات رخ داد و در حالی که دستگاههای مربوطه هم زیر بار این تخلفات نمیروند و راهحلی هم برای احقاق حقوق وجود ندارد باید به فکر استیفای حقوق مردم و تحقق مطالباتشان با توجه به این نیروی عظیمی که اغلب هم در میان زبدگان، نخبگان و فرهیختگان جامعه وجود داشت بود به همین دلیل باید به یک نوع تشکیلات میرسیدیم. ایرادات حزب و جبهه سیاسی فرزند شهید بهشتی در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه چرا موسوی با توجه به عضویتاش در حزب جمهوری اسلامی به فکر تاسیس حزب نیافتاد، گفت: چند نوع تشکل میتوانست مطرح شود که یکی از آنها تشکیل یک حزب بود .آقای موسوی قبلا تجربه عضویت در یک حزب را داشتهاند ولی مساله این بود که با توجه به جایگاهی که احزاب در ایران دارند و محدودیتهایی که خود حزب به صورت طبیعی دارد و نیز امکاناتی که لازم دارند آیا میتواند یک ساختار مناسب برای این نوع فعالیتها باشد؟ وی ادامه داد:در این خصوص بحث و گفتوگو زیاد شد و به هر حال به این نتیجه رسیدیم که شکل حزب نمیتواند خیلی مفید و پایدار باشد بعد از آن صحبت یک جبهه بود .در جبهه هم به آن صورتی که به طور سنتی در جامعه ما شناخته میشود این است که احزاب و سازمانهای گوناگون دور هم جمع بشوند و فعالیت داشته باشند. این یک قدم به جلو در واقع میتوانست بهتر پاسخگوی نیازها باشد تا تشکیل یک حزب اما ایراداتی هم داشت. بهشتی ادامه داد: احزاب سیاسی در ایران با وجود تلاشها و فعالیتهایی که دارند و فعالیتهایشان باید ارزشمند ارزیابی شود با این حال در این که بتوانند در میان جامعه و در میان اقشار مختلف رسوخ کنند و ریشه بدوانند جای شک و تردید دارد و معمولا برخی از این احزاب آنچنان موفق نبودند که دلیل عدم موفقیتشان به نوع شکلگیری این احزاب بر میگردد. وی با بیان اینکه اغلب احزاب، احزاب دولت ساختهاند و نه دولتزا و در میان حلقهای از نخبگان محصور است،اظهار داشت: مشکلات دیگری که در درون احزاب است به شکل ساختار نظام سیاسی بر میگردد که آنچنان جایی برای فعالیت احزاب باز نمیکند و همین مقدار قلمرویی که احزاب برای فعالیت دارند به علت نوعی بدبینی و سوءظن که نسبت به فعالیت احزاب سیاسی دارد محدود میشود و در همین محدوده قانونی خودشان هم امکان فعالیت ندارند. سابقه تشکیل شبکه اجتماعی استاد دانشگاه تربیت مدرس تصریح کرد: طی چند دهه اخیر در بسیاری از کشورها شکلی از کار گروهی تجربه شده که در واقع نوعی شبکهسازی اجتماعی است البته در واقع باید گفت در کشور ما هم در دوران ماههای پیش از انقلاب و هم در دوران مبارزه حتی از مشروطه به بعد نوعی شبکهسازی را تجربه کردیم و به این معنا خیلی هم با آن بیگانه نیستیم اما این تجربیات معمولا خیلی بادوام و سامانیافته نبوده است. بهشتی با اشاره به این شبکه اجتماعی،بخشی از شکلگیری آن را در جریان انتخابات دانست و گفت: آن چیزی که اکنون شکل گرفته بخشی از آن به قبل و حین انتخابات برمیگردد که افراد این شبکه نوعی همبستگی با همدیگر احساس میکنند و ارتباط راحتی با هم برقرار میکنند. وی با اشاره به گسترش این شبکه اجتماعی در فضای مجازی،اظهار داشت شکلگیری این شبکه باید سامان و گسترش پیدا کند. این چیزی است که هدف شکلگیری راه سبز امید است. تفاوت حزب و شبکه اجتماعی مشاور میر حسین موسوی به تفاوت شبکه اجتماعی و حزب اشاره کرد و گفت: در شبکه اجتماعی یک اهداف حداقلی متصور است برخلاف آنچه که در حزب است و به این خاطر میتوان فراگیری خیلی زیادی داشته باشد این حداقلها در بیانیهای که به زودی منتشر میشود چارچوبهای اصلیاش مشخص شده است. به عنوان مثال تحقق قانون اساسی و عملی کردن تمام ظرفیتهای آن از جمله مواردی است که در دستور کار این شبکه اجتماعی قرار دارد. وی در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه منظور موسوی ازجلوگیری از تنازل قانون اساسی که اخیرا در صحبتهای خود آن را مطرح کرده بود چه میباشد؟ گفت :منظور آقای موسوی این بود که فقط یک بخشهای خاصی از قانون اساسی در کشور عملی نشود و برخی فصول دیگر قانون اساسی مورد احترام قرار بگیرد و بگونهای نباشد که بسیاری از بخشهای دیگر آن کاملا نادیده گرفته بشود. بهشتی یادآور شد:بخش مربوط به حقوق ملت بخش مهم قانون اساسی است که متاسفانه نادیده گرفته شده است در حالی که این مردم زمانی که سال 58 به طرح قانون اساسی رای دادند به تمام فصول آن رای دادند و حق دارند این مطالبه را داشته باشند که همه آن اجرا بشود. وی با بیان اینکه هیچ قانونی اساسی بشری نیست که دچار تناقضاتی نباشد و این باید به تدریج اصلاح شود،گفت در این انتخابات مساله قانونگرایی و مبارزه با قانونگریزی یکی از محورهای اصلی و شعارهای تبلیغاتیای بود که گروههای مختلفی مطرح میکردند و در این خصوص همه احزاب، گروهها، شخصیتها و تشکلهای مختلف متجدد یا سنتی میتوانند احساس همدلی و همراهی کنند به همین دلیل هیچ مانعی ندارد که احزاب و گروههای دیگری هم بتوانند وارد این شبکه بشوند. فرزند شهید بهشتی در خصوص معنای شبکه اجتماعی نیز گفت: اگر بخواهیم تفسیر خوب و روشنی از شبکه داشته باشیم به این معناست که اجزاء تشکیل دهنده این شبکه مانند دانههای تسبیحی هستند که دانههای تسبیح هرکدام برای خودش هویت مستقل دارند اما یک نخ تسبیحی است که اینها را به هم وصل میکند. آن اهداف و مطالبات حداقلی در واقع به منزله این نخ تسبیح هستند. وی همچنین در خصوص الزامات این نهضت فراگیر نیز گفت :وقتی یکسری ملاک و معیارهای حداقلی تعیین بشود در واقع فراگیریاش هم را تضمین میکند .هر کسی که به هویت ایرانی- اسلامی به عنوان یک سرمایه نگاه کند و یا اینکه هر کسی که مساله انقلاب ایران را به عنوان یک حادثهای که متجلی خواست مردم ما بوده باور دارد و یا تعهد و پایبندی به قانون اساسی را به عنوان یک مبنا بپذیر میتواند وارد این تشکیلات شود. بهشتی خاطرنشان کرد: این نهضت فراگیر به این معنا است که در واقع میتوانند اقشار مختلف جامعه و تفکرات مختلف جامعه را در بر بگیرد و همچنین به لحاظ جغرافیایی محدودیتی ندارد و در سراسر ایران میتواند شکل بگیرد چنانکه در طول انتخابات هم گامهای اولیه شکلگیری نهضت فراگیری به طور طبیعی برداشته شد. موسوی شخصاَ نام ”راه سبز امید“ را برگزید وی در پاسخ به این سوال که چه کسی پیشنهاد نام ”راه سبز امید“ را ارائه کرده است؟ گفت:اسامی مختلفی مطرح ولی شخص آقای موسوی این عنوان را پیشنهاد کردند و در بین عناوینی که پیشنهاد شد«راه سبز امید» جامعتر به نظر میرسید از سوی دیگر میخواستیم این نام به گونهای باشد که تداعی حزب یا جبهه به معنای کلاسیک خود را ایجاد نکند و بتواند با نوع شبکهسازی اجتماعی تطبیق کند. مشاور میر حسین موسوی در خصوص انتخاب رنگ سبز در عنوان این تشکیلات نیز گفت:رنگ سبز هم نمادی ملی و هم مذهبی است و در طی این انتخابات مردم رابطه خوبی با آن پیدا کردند و در همان مدت کوتاه توانست هویتی را برای خود کسب کند. وی ادامه داد: دلیل آوردن کلمه «امید» هم این است که قرار بود، «دولت امید» تشکل شود و از مردم هم میخواهم علیرغم تمام مشکلات دچار یاس و سرخوردگی نشوند زیرا حوادثی که پیش آمده، امکان ایجاد چنین فضایی را به وجود آورده و نوعی سرخوردگی، دلمردگی و نومیدی نسبت به حرکت اصلاحی ایجاد شده است. امیدواریم این تشکیلات کمک کند تا مردم همچنان با نشاط ، پرشور و قانونی وارد فعالیت شوند. بهشتی در بخش دیگری از این گفت وگو به ساختار ”راه سبز امید“ اشاره کرد و با بیان اینکه در این شبکه اجتماعی شورای مشورتی و کمیتههای مختلفی وجود دارد،اظهار داشت: کمیتهها زیر مجموعه شورای مشورتی نیستند و کار خود را انجام میدهند دبیرخانهای هم شکل گرفته که ارکانش را کمکم سامان میدهد. مرامنامه به جای اساسنامه وی در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه آیا این تشکیلات اساسنامه هم دارد،گفت:این تشکیلات اساسنامه رسمی که نیاز به ثبت رسمی داشته باشد ندارد ولی مرامنامهای را تنظیم خواهیم کرد و تاکید هم بر این است که از تعامل بخشهای مختلف این تشکل، مرامنامه شکل بگیرد. بهشتی همچنین به مخالفتهایی که احتمالا با راه اندازی این شبکه اجتماعی در بخشی از حاکمیت صورت خواهد گرفت اشاره کرد و گفت:ما مطمئنیم که این کار مخالفینی هم خواهد داشت. مخصوصا از سوی گروههایی که موافق فعالیتهای مدنی نیستند و طبیعی است که این مقاومتها خواهد بود. ولی در روند توسعه سیاسی هر کشور، این مسائل همیشه بوده و به تدریج خیلی موارد جای خود را باز میکند و خیلی از بدفهمیهاو کجفهمیها به تدریج برطرف میشود و یا حداقل ما امیدواریم که چنین اتفاقی بیافتد. وی با بیان اینکه یکی از مزیتهای شبکه اجتماعی این است که کارها از پایین به بالا صورت میگیرد: در این شبکه اجتماعی گروههای مختلف خود به خود شکل میگیرند، همانطور که چند مورد آن تشکیل شده است و ممکن است گروه کوچکی را هم برای تنظیم برنامهها انتخاب کنند، ولی آن گروه باید نماینده همه تفکرات باشد و طبیعی است که آنچه مهم است این است که همه کمیتهها بتوانند با این گروهها ارتباط دو سویه داشته باشند. مشاور میر حسین موسوی افزود: ما خیلی از کارشناسان را داریم که نظرات خوبی دارند و در حوزه تخصصی خودشان بهترین افرادی هستند که میتوانند نظر دهند، مثلا دستاندرکاران بنگاههای اقتصادی که از آسیبها، فرصتها وتهدیدهای کار خبر دارند و نظرات آنها بسیار مفید است. ما در جامعه هیچ سیستمی نداریم که بتواند این نظرات را جمع کند. طبیعی است که این نظرات میتواند در این کمیتهها تجمیع شده و سر و سامان یابد. کمیتههای ”راه سبز امید“ در حال شکل گیری است وی با بیان اینکه کمیتههای ”راه سبز امید“ در حال شکل گیری است در خصوص شورای مرکزی آن نیز گفت:شورای مرکزی کوچک خواهد بود و احتمالا از 5-6 نفر تشکیل میشود که آقایان خاتمی،کروبی از جمله آنها هستند. بهشتی در خصوص شورای مشورتی نیز گفت: شورای مشورتی راه سبز امید مجموعه بزرگتری از شورای مرکزی است که حدود 30-40 نفر را شامل میشود و به تدریج و به طور طبیعی باید شکل گیرد و چیزی نیست که از قبل تعیین شود. در واقع باید از دل کمیتهها افراد مناسب انتخاب شوند. وی با بیان اینکه در این شبکه، مطبوعات و رسانهها هم جای خود را دارند و همه دست به دست هم میدهند تا اهداف مورد نظر را مورد بررسی قرار دهند،اظهار داشت:یک شورای مرکزی برای این کار در نظر گرفته شده است که متشکل از چهرههای موثری خواهد بود همچنین یک شورای مشورتی وجود خواهد داشت و کمیتههای دیدهبانی هم کار خود را انجام خواهندداد. استاد دانشگاه تربیت مدرس با بیان اینکه تفاوت این نوع تشکیلات با کار حزبی این است که بخش زیادی از تشکیلدهندگان این کمیتهها نیروهای کیفی جامعه هستند، که متخصصان و تحصیلکردگان را در برمیگیرند،گفت: البته اقشار دیگری هم در این گروهها حضور داشته و دارند و نکته مهم اینکه اگر این افراد متشکل شوند، هیچ حکومتی نمیتواند صدای آنها را نادیده بگیرد. راه سبز امید و دیدهبانی جامعه وی با بیان اینکه به لحاظ عملی این گروه میتواند کارهای موثری را انجام دهد که میتوان آن را در «دیدهبانی» تعریف کرد،اظهار داشت:حکومتها در غیاب هرگونه دیدهبانی کار خودشان را انجام میدهند و از سوی دیگر دستگاههای نظارتی درون نظام هم در برخی زمینهها میتوانند اثرگذار باشند و در برخی زمینههای دیگر هم اثرگذاریشان اثرگذاری کم میشود. بهشتی در خصوص نحوه دیدهبانی تشکیلات راه سبز امید نیز گفت: کار دیدهبانی این است که گروهها میتوانند آنچه را در دولت به عنوان سیاستگذاریها شکل میگیرد را نقد و بررسی کنند و به اطلاع مردم برسانند. برای این کار هم به بدنه کارشناسی در حوزههای مختلف نیاز است تا در نهایت ضمن جمعبندی، آنها را برای مردم اطلاعرسانی کنند. پاسخ به مخالفان وی با بیان اینکه نهادهای مدنی در راه سبز امید نقش موثری ایفا میکنند در خصوص سرمقاله یکی از روزنامهها که راه اندازی این تشکیلات را الگو برداری از کشورهای خارجی عنوان کرد نیز گفت:کسانی که قلم به دست دارند مطالبی را جسته و گریخته از این طرف و آن طرف شنیده و آن را مطرح میکنند مخصوصا در عرصه مطبوعات خیلی راحت میشود اینگونه مطالب را منتقل کرد. بهشتی علت اینگونه اظهارنظرها را ناشی از کجفهمیها و ناآگاهی دانست و گفت:ما امیدواریم با کارهایی که پیش میرود این سوءظنها برطرف شود ولی بخشی از اظهارنظرها از جانب افرادی است که اساسا هر حرکتی به جز آنچه خودشان میپسندند را بر نمیتابند و در مقابلش مقاومت میکنند.اینها افرادی هستند که حاضر نیستند واقعیت تکثر در جامعه را بپذیرند، اینها افرادی هستند که با استفاده از سیاستها همگن سازانه میخواهند واقعیت تعدد را نادیده بگیرند و همه را در غالبهای مشخصی که خودشان در نظر گرفتند شکل بدهند. وی ادامه داد: غالبا هم این افراد از واژههای مهندسی استفاده میکنند و گمان میکنند جامعه و افراد مثل مواد خاصی میمانند که به هر شکلی که آنها بخواهند میتوانند شکل بدهند. مشاور میر حسین موسوی در مورد ارتباط اتهام با بیگانگان نیز گفت:اینگونه مطالب که در حد یک تهمت و افترا است را بارها مطرح کردهاند و نتیجه هم نداده است در حالی که این دیدگاهی که آقایان دارند بیشتر میتواند به خودشان نسبت داده شود اینها این مساله را درباره انقلاب مخملی و انقلاب رنگی مطرح کردند و به تدریج در میان قشرهای زیادی از مردم حتی در بسیاری از مسئولین معلوم شد که اساسا این اتهام برچسبهای ناچسبی بیش نبود. وی با بیان اینکه روشهای اتهامزنی به تدریج نخنما میشود،اظهار داشت: مردم ما آگاهتر از این هستند که زیر بار این مسائل بروند و امیدواریم این افراد از خواب بیدار شوند و مقداری روشنتر به مسائل نگاه کنند اما اینکه هر چه قبلا در تاریخ تجربه شده است را بخواهیم نوعی گرته برداری و مدلسازی از بیرون تصور کنیم ،به صلاح کشور نیست. بهشتی با بیان اینکه جمهوری اسلامی هم قبلا تجربه نشده بود،گفت: جمهوریت اساسا یک الگویی نیست که در کشور تجربه شده باشد و چیزی است که ما از تجربیات بشری استفاده کردیم و مانعی هم ندارد. خود امام که بنیانگذار این جمهوری اسلامی است هیچ عیب وایرادی ندیدند که از این مدل حکومتی استفاده کنند. مشاور میر حسین موسوی در پایان تاکید کرد: اینگونه تفکرات(توهم توطئه) متاسفانه در خط تحلیل مسئولین ما رسوخ کرده و این به خاطر این است که برخی مسئولین ما فاقد ظرفیتها و تواناییهای لازم برای تحلیل شرایط هستند. |
|
| مشخصات نویسنده |
|
درباره : در 5 آبان 1330 مطابق با 22 ماه محرم پا به این جهان گذاشتم 2 ساله بودم که کودتای 28 مرداد واقع شد من از آنروز چیزی بیاد ندارم لیکن تربیت شده خانواده ای هستم که نه تنها از کودتای 28 مرداد،بلکه از اشغال تهران در شهریور 1320 و حوادث مشروطه بویژه به دار کشیدن شیخ فضل الله نوری خاطرات بسیار تلخی داشتند خود نیز پاره ای از حوادث خرداد 42را دیده بودم دوران جوانی را با دیانت-ورزش-سیاسیت گذراندم در 24 سالگی بجرم کار سیاسی در پادگان(طی دوران سربازی)و فعالیت در تیم فوتبال4سال زندانی شدم در28سالگی باپیروزی انقلاب از زندان آزادشدم اول فروردین1358واردسپاه شدم بیش از 20 سال در دفترسیاسی و مرکز مطالعات جنگ سپاه فعالیت کردم آخر اسفند1380بازنشسته گردیدم از سال1386 اینترنت را برای گفتگو با دیگران انتخاب کردم پروفایل مدیر : حاج محسن |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
| لینکستان |


