چرا رای میدهم؟
ساعت ٦:٤٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢ اسفند ۱۳٩٠  

به دلایل زیر رأی میدهم، اگرچه کسی را به رأی دادن تشویق نمیکنم:

1- به عنوان یکی از اعضای فعال ستاد مرکزی میرحسین موسوی در انتخابات 88، در انتخابات مجلس نهم پای صندوق میروم، تا شاید آنهایی که به ما تهمت براندازی میزدند، در خلوت خویش از خدای متعال عذر خواهی کنند.

2- به عنوان کسی که بر این باور است که اگر میرحسین موسوی امروز رئیس جمهور بود، نه با این مشکلات سرسام آور اقتصادی روبرو بودیم، نه با اختلاس های افسانه ای، نه تحریم های جهانی دو ساله اخیر و نه گره های جدید در فعالیت انرژی هسته ای پیش می آمد

با این باور پای صندوق میروم تا آنانی که اینهمه بحران برای کشور به وجود آورده اند، ناکارآمدی خود را به گردن مخالفین خود نیندازند.

3- به عنوان کسی که میرحسین موسوی را سالم ترین مدیر کشور در 30 ساله اخیر بعد از رجائی میدانم، پای صندوق میروم تا اثبات کنم ما برای حکومت کیسه ندوخته بودیم و حاضریم برای اداره کشور حتی با گروه هایی که کمر به حذف بهترین ها بسته بودند، همکاری کنیم.

4- پای صندوق میروم تا اثبات کنم برای حفظ اقتدار نظام در برابر تحریم های بین المللی و تهدیدهای نظامی حاضریم از حقوق مدنی خود صرف نظر کنیم (هرچند که سوء مدیریت عوامل جناح رقیب مورد تشدید تحریم ها و تهدیدها شده باشد).

5- پای صندوق میروم و به نفع اصولگرایان رأی میدهم تا به سهم خود، مانع از نفوذ بیشتر پیروان مکتب "مصباحیه" شوم (هرچند که از مواضع اصولگرایان، به ویژه در دوره امام خمینی، اندوه تاریخی دارم ولی به هر صورت، آنان را از جمله صاحبان انقلاب میشناسم و امثال جناب مصباح را مهمان موج سوار انقلاب میدانم).

6-پای صندوق میروم و به اصولگرایان رأی میدهم، زیرا که شرم اصولگرایان را در حاکم کردن جمعیت احمدی نژاد، کاملا حس میکنم و حاضرم بدون سرزنش، آنان را در نجات کشور از دست احمدی نژاد یاری دهم.

7- پای صندوق میروم به دلیل اینکه می بینم عناصر اصولگرا اندک اندک به اندیشه های اصلاح طلبی گرایش پیدا کرده اند (هرچند که همچنان از رسانه ی ملی و سایر رسانه های در امنیت شان یکطرفه به ما هجوم می آورند و امکان دفاع را از ما سلب میکنند).

اما لیست مورد نظرمن که از با محور قرار دادن لیست "صدای ملت" و "مردمسالاری" و تکمیل آن با لیست جبهه متحد و جبهه ایستادگی تهیه کرده ام بدین نحو است:

1- علی مطهری (نماینده مجلس هشتم)

2-علیرضا محجوب (اصلاح طلب) (نماینده مجلس هشتم)

3-الهه راستگو(اصلاح طلب)

4--سهیلا جلودارزاده(اصلاح طلب) (نماینده مجلس ششم)

 5- علی عسگری(روحانی) (نماینده مجلس هفتم)

6- نبی رودکی(فرمانده لشکر 19 فجر از استان فارس در جنگ 8 ساله با عراق) (نماینده مجلس هفتم)

7-  مجتبی رحماندوست(مشاور امور ایثارگران در دوره خاتمی و احمدی نژاد تا چندی پیش)

8- سید محمد حسن ابوتربی(روحانی) (نماینده مجلس هشتم)

9- غلامرضا مصباحی مقدم(روحانی) (نماینده مجلس هشتم)

10- حسن غفور فرد (نماینده مجلس هشتم)

11- امیدوار رضایی (نماینده مجلس هشتم)

12- -احمد توکلی (نماینده مجلس هشتم)

13- حمیدرضا کاتوزیان (نماینده مجلس هشتم)

14- حسین شیخ الاسلام (لیست صدای ملت)

15- علی عباسپور تهرانی فرد (نماینده مجلس هشتم)

16- الیاس نادران (نماینده مجلس هشتم)

17- رضا حسینی قطب آبادی (نماینده مجلس هشتم)

18- سید حسین هاشمی (نماینده مجلس هشتم)

19- محمد رضا باهنر(نماینده مجلس هشتم)

20- حسین مظفر (نماینده مجلس هفتم)

21- حسن زمانی(لیست صدای ملت)

22-فهیمه خان محمد زاده (لیست صدای ملت)

23- علی رضا دهقانی(دهقان) (لیست صدای ملت)

24--ناصری زنجانی(روحانی) (لیست مردمسالاری)

25- محمد جعفری(روحانی) (لیست مردمسالاری)

26-سیدمرتضی موسوی (لیست مردمسالاری)

27-سیدعلی خادمی (لیست مردمسالاری)

28-مینا صفی‌خانی (لیست مردمسالاری)

29- محمدعلی رجایی‌نیا (لیست مردمسالاری)

30- علیرضا نژادصاحبی (لیست مردمسالاری)


 
پیروزی تدریجی
ساعت ۱٠:٢۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ بهمن ۱۳٩٠  

 بدیهی است سازمانهای اصلاح طلب با گرایشات اصلاح طلبی متفاوت است.

همچنین بدیهی است که شاخصه های پیروزی در انتخابات را سهم قانونی احزاب در ساختار سیاسی یک نظام مشخص می کند. ولی شاخص پیروزی گرایشات سیاسی، تحقق آرمانها و شعارهای آنان است. 

 قدر مسلم احزاب اصلاح طلب برنده ی انتخابات 88 نبودند، ولی رسوخ گرایشات اصلاح طلبی در جریان رقیب حکایت از پیروزی اندیشه اصلاح طلبی دارد.

اگر مواضع اخیر برخی عناصر شاخص اصولگرا مورد مطالعه قرار گیرد، ملاحظه می شود که شعارهای اصلاح طلبی در حال تحقق تدریجی است.

از سوی دیگر هدف راهبردی اصلاحات در انتخابات 88 برپایه ی اصلاح روش مدیریت کشور بود که با حذف حقوقی احمدی نژاد به دست می آمد.

در این راستا به ذکر دو نکته زیر توجه کنیم:

1-در مناظره معروف احمدی‌نژاد ـ موسوی، احمدی‌نژاد از موسوی پرسید که چرا بعد از 20 سال، در این دوره برای حضور در انتخابات اقدام کردی؟ چرا در دوره‌هایی که خاتمی یا هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور بودند، وارد عرصه انتخابات نشدی؟

میرحسین موسوی در قالب جملاتی ممزوج با حجب و حیا، پاسخ نچندان روشنی به وی داد. اما در پایان مناظره با ذکر این نکته: من برای مقابله با رمالی آمده ام بطور شفاف به این سوال پاسخ داد.

به عبارت دیگر علت موجده ی نامزد شدن میرحسین موسوی، تنها و تنها به جهت ناصواب بودن مدیریت احمدی‌نژاد بود.

 میرحسین موسوی قبل از اعلام آمادگی خود برای نامزد شدن، طی گفتگویی دو جانبه در اتاق دربسته از(مشاور اقتصادی و یار دیرینه اش) دکتر فرشاد مومنی سوال می کند:

 به نظر شما اگر من نامزد انتخابات شده و پیروز شوم چقدر می توان در تغییر وضعیت موجود موثر باشم؟

دکتر فرشاد جواب می دهد: حداکثر 10 درصد می توانی وضعیت ایجاد شده را تغییر دهی.

میرحسین می گوید: پس لزومی ندارد که نامزد انتخابات شود.

دکتر فرشاد می گوید: اتفاقا نامزد شدن شما ضروری است، زیرا اگر چه حداکثر 10 درصد می توانی وضعیت را بهبود ببخشی ولی مساله مهمتر این است که می توانی روند جاری را متوقف کنی

و میرحسین که مدیریت احمدی نژاد را ناکارآمد و بلکه آفت زا و از نوع  رمالی می داند، با هدف پالایش مدیریت کشور وارد صحنه ی انتخابات می شود.   

2-هدف راهبردی آقای کروبی هم همین گونه بود:

پیش از نتخابات من با آقای کروبی دیدار داشتم، در آن جلسه سخنی گفتم که بیان عمومی آن را به صلاح نمی‌دانم و امروز از گفتن آن جمله پشیمانم.

 اما آنچه مهم است اینکه آن حرف من روی تصمیم گیری اقای کروبی برای نامزد شدن در انتخابات موثر واقع شد، و بلافاصله شروع به قدم زدن کرد  و در همان حال چنین گفت:

آدم وقتی فکر می‌کند که قرار است احمدی نژاد 4 سال دیگر توی این مملکت رئیس جمهور باشد، زانوانش می‌لرزد.

یقینا میرحسین و کروبی به جهت نگرانی از نحوه مدیریت احمدی نژاد وارد عرصه انتخابات شدند.

حال امروز موقعیت احمدی‌نژاد در بین کسانی که به وی رای دادند، بویژه نزد طیف اصولگرایان چگونه است؟!

به عبارت دیگر گذشت زمان هدفهای میرحسین و کروبی را به تحقق نزدیک کرده است!

البته این هدف می توانست در همان روز انتخابات رقم بخورد و نیازی به این هزینه سنگین نباشد.

از منظر دیگر، اندیشه اصلاح‌طلبی در پی آشنا کردن افکار عمومی با نگرش‌های جزمی آقای مصباح یزدی و شاگردانش است که امیدوارم انتخابات مجلس نهم، جدایی کامل جریان طرفدار آقای مصباح از اصولگرایان را در پی داشته باشد.

من معتقدم اساساً جریان مصباح بود که احمدی نژاد را در سال 84 رئیس جمهور کرد. آن‌ها بودند که بدنه‌ی نیروهای مذهبی سنتی را به نفع احمدی نژاد و علیه هاشمی رفسنجانی بسیج کردند. 

 اگر امروز فقط شخصیت‌هایی مانند علی مطهری، افروغ، توکلی، باهنر، زاکانی و علی لاریجانی مخالف این جریان بودند شاید می‌شد باور کرد که وضعیت عوض نشده ولی هنگامی که حزب موتلفه و جامعه ی روحانیت مبارز با آنها خط و خط کشی دارد و متقابلا جریان طرفدار مصباح، علیه سران جامعه ی روحانیت جزوه پخش می کند. باید گفت که اصولگرایان در حال پالایش هستند و این امر مبارکی از جنس اصلاحات است.1

 وقتی اقای مهدوی کنی به صراحت نگاه‌ محوری آقای مصباح را در حوزه انتخابات نهم به نقد می‌کشد، نشان می‌دهد که جناب مصباح که با هدف نزدیک شدن به سنگر ولایت فقیه اینگونه بی مهابا شخصیت‌هایی چون هاشمی رفسنجانی را مورد تعرض قرار می‌داد، بعد از انتخابات 88 نه تنها موقعیتش تقویت نشده بلکه به طور باورنکردنی، تضعیف شده است.

نتیجه: آن‌چه که اندیشه اصلاح‌طلبی در بستر انتخابات 88 در پی آن بود، با صبر و تحمل و گاهی سکوت، به تریج در حال تحقق است.

البته تجربه ی تاریخی چیز دیگری است.

تاریخ می گوید: علی القاعده پیروزی باید نصیب کسانی باشد که فرزند انقلاب نیستند، و فرزندان انقلاب صرفا موتور پیروزی هستند و سود انقلابها را همواره موج سواران مهمان انقلاب ها می برند.

.......................................

1- امیدوارم جریان اصلاحات نیز در این دست اندازها مسیر پالایش را طی کند. 


 
حمله آمریکا به ایران(موضع محمد خاتمی)
ساعت ۱٠:۱۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٠ مهر ۱۳٩٠  

تهدید صریح چندی پیش سارکوزی(رئیس جمهور فرانسه) به حمله نظامی علیه ایران ، پس از ادعای روز گذشته آمریکا مبنی بر قصد ترور سفیر عربستان توسط عناصر ایرانی، شکل جدی تری به خود گرفته است.

تمرکز تبلیغاتی غربی ها به روی نقش محوری سپاه در این اتهام غیرقابل باور، این گمانه را تقویت می کند که درصورت حمله احتمالی، مراکز موشکی سپاه جزء هدف های اولیه ی متجاوزین خواهد بود.

از این سوی، اگرچه ما را از جنگ هراسی نیست و ما پیروی مکتبی هستیم که مولوی، شاعر ایرانی صده های گذشته گفته:

مرگ اگر مرد است گو نزد من آیی          تا در آغوشش بگیرم تنگ تنگ

      من از او عمری ستانم جاودان           او ز من  دلقی رباید رنگ رنگ 

  ولی در عین استقبال از مرگ شرافتمندانه و آرزوی شهادت فی سبیل الله، تمایل به آتش افرزی هم در مکتب ما جایی ندارد.

حال اگر جنگ پیش دستانه مقبول نیست، واگذاری ابتکار عمل به تجاوزگر نیز معقول نخواهد بود.

پس راه میانه چیست؟

وظیفه ی ما همواره ایفای نقش بازدارندگی است.

بازدارندگی مهم ترین وظیفه ایست که می باید نظام های آرامش طلب، برای حفظ امنیت مرزهای خود، درپی آن باشند.

بازدارندگی ابعاد و روش های گوناگونی دارد. اما مهم ترین عامل بازدارندگی ملت ها با وحدت ملی آنان میسر می شود.

اگر در انتخابات 88 پیروزی احتمالی میرحسین موسوی براندازی تلقی نمی شد و وحدت ملی ما طی دو سال گذشته این همه آسیب نمی دید، نه تنها قدرت های بیگانه جرأت چنین تهدیداتی علیه ما نداشتند بلکه امروز بهتر می توانستیم منافع ملی خویش را در میادین بین المللی- از جمله پروژه ی انرژی هسته ای- به پیش ببریم.

حال و اگرچه افسوس گذشته راهگشا نخواهد بود ولی بازسازی تابوی وحدت در سطح ملی، امروز امری غیر قابل اجتناب است و بعید نیست کسانی که به این نیاز روی خوش نشان ندهند، در محضر تاریخ سرشکسته نباشند.

البته طبیعی است که دوستان اصلاح طلب ما شرط بازسازی تابوی وحدت را باز شدن فضای سیاسی کشور بدانند.

لیکن به دو جهت با این شرط گذاری مخالفم:

1-آنهایی که ما را عوامل کودتای مخملی فرض کرده بودند و با همین پیش فرض این همه برما سخت گرفتند، مسلما تهدیدات امروز غرب را حلقه دیگری از آن کودتا می پندارند و احتمالا تصور می کنند: تهدیدات اخیر آمریکا برای باز شدن فضای فعالیت اصلاح طلبان است.

لذا شرط گذاری معقول ما را حلقه ای از توطئه ی از پیش طراحی شده فرض کرده و ممکن است به تصمیم گیری نادرست تری روی آورند.

2-دوستان جبهه ی مقابل ما نمی خواهند باورکنند، اتهاماتی که به جریان اصلاح طلب می زدند و ما را برانداز فرض می کردند دور از حقیقت بوده و نمی توانند به زودی خود را با حقیقت منطبق کنند. حتی  اگر هم بتوانند پیش فرض های خود را اصلاح کنند، نخواهند توانست آثار پمپاژ خبری گذشته ی خود را در ذهن هواداران به سرعت برطرف کنند.

حال آن که مدیریت زمان در وضعیت های اضطراری بسیار قابل اهمیت است.

اگر ما خود را مدافع اصلی منافع ملی می دانیم باید بدانیم که بروز هرگونه جنگی،(فارغ از آثار معنوی آن) علاوه بر تاثیرات تلخ اجتماعی، به شدت به زیرساخت های کشور آسیب می رساند. پس طرفداران منافع ملی نمی توانند نسبت به بروز جنگ احتمالی بی تفاوت باشند

هر دسته و گروهی که به منافع ملی پایبندتر است و رابطه اش با این ملت و این آب و خاک از جنس دایه و فرزند نیست بلکه از نوع رابطه ی مادر و فرزندی است، به گذشت از حقوق خود، برای صیانت از مرزهای کشور، سزاوارتر است.

اتهامات اخیر آمریکا علیه ایران به بهانه گیری برای آماده سازی افکار عمومی جهانیان شبیه است و به شدت بوی جنگ طلبی می دهد مرا برآن داشت که اظهارات سید محمدخاتمی در سایت آفتاب را بهانه کرده و این پست را ارائه کنم.

البته اظهارات این رادمرد از خود گذشته کمی مرا آسوده خاطر کرد، هرچند آنهایی که با استفاده از تریبون ملی بارها او را آمریکایی خواندند، در باروهای خودبافته ی شان باقی مانده باشند.              

 به گزارش سایت آفتاب، (سید محمد خاتمی)رییس‌جمهور پیشین کشورمان در پی ارائه دیدگاه‌ها و نظرات کارشناسی امنیتی – سیاسی درخصوص رفتار منسجم و تدبیر شده سیاسی – تبلیغاتی علیه ایران و ارزیابی این رویکرد غیرمنتظره، تصریح کرد: من نیز مانند شما نگرانم! به نظر می‌رسد که بهانه‌گیری‌ها علیه ما روز به روز بیشتر و در این اواخر تشدید شده است...

وی در این باره گفت: برای کسانی که به اصل انقلاب، مصالح ملی، حقوق مردم و سربلندی ایران می‌اندیشند به هیچ‌وجه قابل قبول و تحمل نیست که قدرت‌ها و کسانی درصدد ضربه زدن به ایران مصالح و منافع باشند و هرگونه برخورد خشن و خصمانه با ایران مطرود است و زیان آن بیش و پیش از هرکس و هرجا متوجه مردم بزرگوار ایران خواهد بود و اقدامی است علیه کل ملت و کشور که همگان باید در مقابل آن بایستند.

خاتمی افزود: لازم است هوشیاری خود را در برابر توطئه‌ها و بدخواهی‌ها افزایش دهیم.

رییس دولت اصلاحات همچنین تاکید کرد: مسائل و بحث و گفت‌و‌گوها و نقد و انتقادهایی که در درون ما هست امری است داخلی و نمی‌تواند و نباید دست‌آویز توجیه دخالت بیگانگان در امور داخلی شود.


 
نکاتی در باره میرحسین موسوی و اصلاح طلبان
ساعت ۱:٢٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢ خرداد ۱۳٩٠  

علی شکوهی در سایت خود به نام نقد زمانهhttp://naghdezamane.com/) سخنان اخیر دکتر احمد توکلی را دستمایه ای برای طرح پاره ای از مسایل قرار داده که گزیده هایی از آن را در اینجا ارائه می کنم

علی شکوهی:   

اخیرا دکتر احمد توکلی نماینده مردم تهران در مجلس و دوست محترم بنده، مصاحبه‌ای با سایت خودش (الف) انجام داده که عنوان آن چنین است: «آدم‌های اصلی‌ احمدی‌نژاد یا منحرفند یا متهم به فساد مالی یا هر دو». من به مباحثی که در این مصاحبه محورند و نکاتی که در نقد دولت مطرح شده است، کاری ندارم اما یک نکته در این گفتگو جلب توجه می‌کند که مربوط به مقایسه میرحسین موسوی با احمدی‌نژاد است و من می‌خواهم در این باره نکاتی را عرض کنم. دکتر توکلی گفته است:

«...در انتخابات سال ۸۸ من به هیچ وجه از ایشان(احمدی نژاد) دفاع نکردم و به بزرگان کشور نیز اعلام کردم که حمایت از ایشان را بر خودم حرام می‌دانم. در عین حال اعلام کردم که اضطرارا به ایشان رای می‌دهم؛ علت این رای اضطراری را آن زمان اعلام نکردم اما الان برای اولین بار در شکل رسانه‌ای می‌گویم. ...گفتم که آقای موسوی دارای پایگاه اجتماعی‌ای است که ولو نخواهد، قدرت ایجاد تحریک اجتماعی در برابر رهبری را دارد و آقای احمدی‌نژاد دارای پایگاه اجتماعی است که ولو بخواهد، قدرت تحریک اجتماعی در برابر رهبری را ندارد....چون مقابله با رهبری را سم مهلکی برای جامعه می‌دانم، اضطرارا به کسی که حتی اگر بخواهد نمی‌تواند کاری کند رای می‌دهم و به کسی که می‌تواند این تحرک را ایجاد کند، ولو نخواهد رای نمی‌دهم گرچه مزیتی برای احمدی‌نژاد بر موسوی قائل نیستم، ...».

شکوهی در ٩ بند به نقادی سخنان توکلی پرداخته که بند اول آن  به گرایشات دهه اول انقلاب توکلی در باره نحوه تبعیت پذیری او از نظرات امام خمینی اشاره دارد:

۱ – توکلی به اصل ولایت فقیه اعتقاد دارد و رهبری موجود را مصداق این اصل می‌داند و تبعیت از وی را مبنای رفتار سیاسی خود قرار داده است اما در عین حال قبول دارد که می‌توان در مقابل نظرات رهبری، نظراتی دیگر داشت و برای اداره بهتر جامعه، مصلحت‌اندیشی متفاوتی کرد و کسانی را که رهبری از آنها دفاع می‌کند، مورد نقد و خدشه قرار داد و حتی آنان را مستحق حمایت ندانست. این نگاه در مواضع و عملکرد توکلی از دوران امام تاکنون قابل استنتاج است....

۲ –...

۳ – دکتر توکلی از پایگاه متفاوت اجتماعی میرحسین موسوی و احمدی‌نژاد حرف زده‌ است ... توکلی معتقد است که این پایگاه اجتماعی متفاوت، موسوی را حتی اگر نمی‌خواست در مقابل رهبری قرار می‌داد ولی احمدی‌نژاد را ناتوان از این تقابل می‌کرد حتی اگر می‌خواست. این سخن، مهم است و به نظر من می‌تواند مادر همه خطاهایی تلقی شود که از سالهای قبل در «توصیف» وضعیت موجود کشور و در نتیجه در «تجویز» راه‌حلها، رخ داده است.

۴ – نماینده مردم تهران در مجلس به صورت تصریح نشده، می‌پذیرد که یک پایگاه اجتماعی نسبتا بزرگ در جامعه ایرانی وجود دارد که در مقابل رهبری قرار دارد و ...

۵ – من قصد وارد کردن خدشه بر این تحلیل آقای توکلی را ندارم و ... در عین حال نحوه تعامل با این جریانهای سیاسی و نوع تنظیم رابطه با این پایگاه نسبتا بزرگ اجتماعی را بزرگترین هنر حکومت و ملاکی برای سنجش کارآمدی نظام ارزیابی می‌کنم....

۶ – حکومت چرا فرصت مشارکت در انتخابات ریاست جمهوری را به افرادی مانند موسوی و خاتمی می‌دهد؟ آیا برای این که پز دمکراسی و مردم‌سالاری بدهد و ... مشکل اساسی این است که رهبران نظام، این حضور را بیشتر برای گرم کردن تنور انتخابات می‌خواهند و نه برای پیروز شدن احتمالی آنان و به همین دلیل بلافاصله پس از شکل‌گیری رقابت انتخاباتی و رسیدن به اهداف تعیین شده، صحنه بازی را تغییر می‌دهند تا نامزد مورد حمایت این پایگاه اجتماعی، پیروز نشود و این بزرگترین تعارض درونی جمهوری اسلامی است ....

۷ – ....

۸ – به عنوان یک تحلیلگر و نه بازیگر سیاسی، معتقدم که در ذهن میرحسین موسوی هم نمی‌گنجید که با او در مجموعه نظام، برخوردی بشود که شده است. او انتظار نداشت که حضور او در صحنه رقابت انتخاباتی که واقعا یک فرصت بود، به عنوان یک تهدید تلقی و وانمود شود. او هرگز انتظار برخورد دوگانه با خود را نداشت و باور نمی‌کرد که رهبران و مسئولان نظام که در ظاهر از به صحنه آمدن او اظهار خوشحالی می‌کردند، در خفا تحلیل دیگری داشته باشند و برای رای نیاوردن او، صحنه رقابت انتخاباتی را تغییر دهند. او گمان نمی‌کرد که تمام امکانات، نهادهای فراجناحی حکومت و منابع مشروعیت‌بخش نظام، به نفع کاندیدایی وارد صحنه شود که خودشان به کارکردهای بغایت نامعقول و غیرقانونی و خودمحورانه او اذعان داشتند و رای دادن به چنین نامزدی را بر خود حرام می‌دانستند. موسوی هرگز تصور نمی‌کرد که یک جریان سازمان یافته سیاسی و نظامی در کشور وجود دارد که با استفاده از همه امکانات سیاسی، قضایی، امنیتی –  انتظامی و  تبلیغاتی – رسانه‌ای موجود و با توسل به همه روشهای قانونی و غیرقانونی، برای پیروز نشدن او تلاش می‌کند و در این زمینه، موسوی خود معترف است که با گذشت حدود دو ماه از انتخابات و مشاهده همه جوانب کار، قانع شده که چنین جریانی وجود داشته است. موسوی علیرغم همه انتقادهایی که در دو سال گذشته بر کلیت نظام وارد کرده و علیرغم همه جفاهایی که از سوی نظام متوجه خود می‌داند و خود را به عنوان نماینده طیف بزرگی از مردم، محق به پیگیری برخی از اعتراضات تلقی می‌کند اما هرگز حرمت شخص رهبری را نشکسته و از مرز قانون اساسی نظام عبور نکرده و آرمانهای انقلاب را نادیده نگرفته است. این واقعیت نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی، کارآمدی لازم برای حفظ نیروهای معتقد به خود را ندارد و این قوت اعتقادی افراد و اصالت جریانهای سیاسی منتقد و نجابت چهره‌های سرشناس آن طیف است که مانع خروج آنان از چارچوب نظام شده است و علیرغم همه تنگ‌نظری‌ها و حذف‌ها و در دوسال اخیر، علیرغم همه محدودیتها و حبس‌ها و دستگیری‌ها و ظلمها و ناجوانمردیها، آنان را به انقلاب وفادار و بر آرمانهای امام خمینی مستقیم نگه داشته است.

٩-...


 
اگر...ندارید لااقل ساکت بمانید
ساعت ٧:٤٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢ اسفند ۱۳۸٩  

 ای کسانی که خامنه ای را دیکتاتور می خوانید!

و ای گروه دیگری که به هاشمی رفسنجانی لقب فتنه گر  داده اید!

حد توقف تان کجاست؟!

نقطه نهایی شما کجاست؟!

تا کجا می خواهید ادامه دهید؟!

بی تردید خامنه ای و هاشمی هرکدام به تنهایی از پایگاه اجتماعی درخور توجهی برخوردارند!

آیا شما پایگاهای طرف مقابل تان را نادیده می گیرید؟!

قبل از این که سرتان به سنگ بخورد هشیار شوید!

ای کسانی که خامنه ای را دیکتاتور میخوانید!

آیا نیروهایی را که در خیابان ها در برابر شما صف آرایی می کنند , مزدوران عرب و عناصر پول پرست  می پندارید؟!

گمان نمی کنید که بسیاری از آنها به خامنه ای عشق می ورزند؟!

ای کسانی که غیرت وناموس هاشمی را نشانه گرفته اید!

آیا به استناد اظهارات خود شما -که میرحسین راعامل هاشمی می دانید- هاشمی 14میلیون رای موافق در این کشور ندارد؟!

چرا خودتان را بخواب زده اید!

اگر برای شما حفظ این کشور مهم است؟!

اگر شما بر سر استراتژی حفظ نظام پایدارید؟!

اگر حرمت خون انسانها برای شما معتبر است؟!

نگذارید مردم بیش از این رودرروی یکدیگر صف آرایی کنند!

فرض کنیم میرحسین را هم اعدام کردید!

بعد از آن چی؟!!!!

به نظر شما در جامعه ای که نامزد ریاست جمهوری اش با کسب 14 میلیون رای –هرچند به عنوان نفر دوم انتخابات- اعدام شود اعدام کننده می تواند در آن جامعه محبوبیت داشته باشد؟!

ای نخبگان جامعه!!!

ای خواص !!!

ای روحانیت!!!

ای دانشگاهیان!!!

کی باید چشم و گوشمان باز شود؟!

آیا نمی بینید شعله سیاه کینه بخش های وسیعی از جامعه را فراگرفته است؟!

آیا نمی بینید که برخی به خون بسیجی ها تشنه اند!

و گروههایی از بسیجی ها تشنه ریختن خون طرف مقابل هستند!   

این مسیری که شما انتخاب کرده اید برنده اش نه شما هستید و نه رقیبتان!

بلکه برنده صحنه گروهی خواهند بود که دست در دست بیگانگان دارند!

اگر نمی خواهید جاده صاف کن عوامل بیگانه باشید؟!

راه دیگری انتخاب کنید!!!

آیا بهتر نیست بجای متهم کردن یکدیگر , موانع را از سر راه گفتگو برداریم و همدیگر را تنها و تنها به روشهای اقناعی توام با ایثار دعوت کنیم؟!!!


 
تحلیل 25 بهمن
ساعت ۱۱:۱۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۸ بهمن ۱۳۸٩  

بی تردید حادثه 25 بهمن 1389 به وقوع پیوسته است و بررسی عواقب و نتایج آن مقوله ای ضروری است.

به نظر می رسد درخواست مجوز راهپیمایی 25 بهمن امری پسندیده بوده است و عدم موافقت مسئولین رسمی کشور با این درخواست فاقد دلیل درخور پسند بود. اما برپایی راهپیمایی باوجود مخالفت مسئولین رسمی نیز غیرمقبول به نظر می رسد -بویژه با توجه به نزدیکی آن به راهپیمایی 22 بهمن و تحولات منطقه ای ناشی از پیروزی مردم مصر و تشابه حرکت مصریان به انقلاب 1357 ایرانیان- اما به هرصورت این تظاهرات به وقوع پیوست و در بستر وقوع این حادثه و پایان آن با نکات و نتایجی روبرو شدیم که مرور آنها بسیاربا اهمیت است.

می توان این نکات را در سه سطح بین المللی , منطقه ای و ملی مورد بررسی قرار داد. اما حوزه این تحلیل منحصر به ابعاد ملی و داخلی است.

برای تحلیل سیاسی-اجتماعی این حادثه در سطح ملی و حوزه داخلی آنچه بیش از هر چیز دیگری مهم به نظر می رسد تغییرات در طیف بندی داخلی است و توازن جدید و یا در حال شکل گیری آنها است

1-طیف اصولگرا

تا به امروز در طیف اصولگرایان دو گرایش میانه رو و رادیکال وجود داشت که تفکیک آنها از یکدیگر با شاخص  هاشمی رفسنجانی و احمدی نژاد شناخته می شد.

رادیکال ها طرفدار احمدی نژاد و مخالف سر سخت هاشمی و میانه روها منتقد احمدی نژاد و معتقد به حفظ ارتباطات با رفسنجانی بودند.

اما حادثه 25 بهمن هم شاخص ها را تغییر داد و هم تابلوها را دگرگون کرد.

بعد از 25 بهمن 2 شاخص احمدی نژاد و هاشمی رفسنجانی جای خود را به حفظ ساختار و سازوکارهای موجود کشور داد.(1)

این نوع نگرش که در ادبیات سیاسی به گرایشات محافظه کارانه شناخته شده است, ماهیت جدید اکثریت طیف اصولگرایان را شامل می شود(2).البته میزان ثبات این وضعیت در اصولگرایان –به دلیل ترکیب ناهمگون خرده گرایشات اصولگرایان- نا مشخص است.

2-اصولگرایان متفاوت ؛ در اینجا با دو گروه روبرو هستیم

1/2-گروه احمدی نژاد

البته حساب این گروه از اصولگرایان جدا است همچنان که از اول هم جدا بود

این گروه , از طیف اصولگرایان به عنوان پل عبور استفاده می کنند همچنان که در دوره سازندگی از جریان کارگزاران به عنوان پل استفاده کردند.پل بعدی این گروه نیز اصلاح طلبان هستند.

گروه احمدی نژاد از همان آغاز دوره نهم ریاست جمهوری پالس های مثبتی را برای جامعه چند میلیونی رای خاموشی ها ارسال کرد و برای انتخابات دوره یازدهم ریاست جمهوری هم مبنای تلاش خود را جذب آرای آنها قرار داده است و امیدواراست ؛ این رای چند میلیونی که تا کنون به صنوق اصلاح طلبان واریز می شده را از آن خود کند به همین جهت نوع برخوردشان با حادثه 25 بهمن به گونه ای است که موجب تضعیف آرای رو به افزایش آنان در رای خاموشی ها نگردد.

2/2-گروه مصباحیون

این گروه که هدف شان بالاتر از کسب مناصب ریاست جمهوری و مجلس است و بیشتر به پست ولایت فقیه چشم دو خته اند و بزرگترین رقیب خود را طیف اصولگرایان ریشه دار می دانند , بیش از آن که نگران جریان سبز باشند نگران اصولگرایان رقیب هستند و لذا در حالی که حادثه 25 بهمن موجب اتحاد بیشتر اصولگرایان شده آنان همچنان بر طبل اختلافات درونی می کوبند و در زمانی که هاشمی رفسنجانی تظاهرات 25 بهمن را مخالفت با قانون دانسته , همچنان تیرهایشان را به طرف هاشمی شلیک می شود.

3-طیف اصلاح طلب

تا به امروز در طیف اصلاح طلبان دو گرایش وجود داشته که هر دو گرایش با شاخص گفتگو شناخته می شدند و تفکیک آنها از یکدیگر براساس تفاوت تعریف شان از اختیارات ولایت فقیه بوده است.

اما حادثه 25 بهمن از ناکارآمدی شاخص گفتگو بین اصلاح طلبان و حاکمیت حکایت کرده و بن بست روشهای مسالمت آمیز را اعلام می کند.و به نظر می رسد که با وجود تاکید سران جنبش سبز به روش های مسالمت آمیز دیگر راهی جز برخوردهای قهر آمیز باقی نمانده است(3)

همچنین حادثه 25 بهمن امکان مجادلات علمی پیرامون اختیارات ولایت فقیه را به سمت صفر سوق داده است.

این نوع نگرش در ادبیات سیاسی به گرایشات انقلابی و رادیکالی شناخته شده است و حال آنکه پرچم جریان جنبش سبز همچنان از شاخص اصلاح طلبی استفاده می کند.

به عبارت دیگر حادثه 25 بهمن به میزانی که موجب انسجام اصولگرایان شده به همان میزان ممکن است عامل تجزیه اصلاح طلبان شده باشد.

همچنان که آثار آن در مواضع اخیر بعضی از نمایندگان فراکسیون اقلیت مجلس هشتم بروز کرده است.

4-موقعیت سید محمد خاتمی

سید محمد خاتمی که نام او با پروژه اصلاحات گره خورده....

 

......................................

1- طیف اصولگرایان که طی 2 دهه گذشته در برابر اصلاح طلبان -که معتقد بودند زنگ پایان انقلاب, مدت ها است نواخته شده و اکنون دوران نظام مندی کشور است- مقاومت می کردند و معتقدبه تداوم روشهای انقلابی بودند, امروز بیش از گذشته باید به ضرورت نظام مندی سامانه موجود کشور توجه کنند

2-همان ماهیتی که تابلوی گرایش آنان در دهه اول انقلاب شناخته می شد.

3-در صورتی که جنبش سبز از بطن جبهه اصلاحات زاییده شده و شاخصه جبهه اصلاحات تا به امروز برپایه تعامل و گفتگو بوده است

.........................................

به جهت موج خبری رسانه های حاکمیت برای محاکمه و یا اعدام آقایان کروبی و موسوی و متقابلا دعوت جنبش  سبز به تظاهرات اول اسفند به نظر می رسد که دامنه بحران موجود در کشور با شتاب در حال افزایش است

در چنین وضعیتی برای گفتگوی مسالمت آمیز جایی وجود ندارد و زمان تحلیل فوق سپری شده و بیشتر به قبای بعد از عید شبیه است

لذا با عرض پوزش از دوستان محترم از ادامه تحلیل خودداری می کنم


 
تقابل کیهان واصلاحات
ساعت ۱:٤٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۳ دی ۱۳۸٩  

اگر انتخابات 88 را از سال 87 مورد مطالعه قرار دهیم , نیمه دوم سال 87 را با شلیک سنگین و مداوم توپخانه ی برادران کیهانی به "قلعه ی فرضی" اصلاحات همراه می بینیم.

قلعه فرضی طراحی شده توسط کیهان , مثلثی است که دو راس آن را سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و جبهه مشارکت و راس دیگر آن را سید محمدخاتمی تشکیل می دهد.

بعد از کناره گیری خاتمی از انتخابات دهم و نامزد شدن میرحسین موسوی به نظر می رسیدکه دوستان کیهانی تغییر خط مشی بدهند به ویژه هنگامی که سازمان و مشارکت نسبت به کناره گیری خاتمی و نامزد شدن میرحسین  روی خوشی نشان ندادند.

اما گویی هیچ اتفاقی نیفتاده بود و موسوی و خاتمی هیچ تفاوتی با یکدیگر نداشتند.در صورتی کیهان و همه اصولگرایان و اصلاح طلبان به تفاوت این دو شخصیت در اندیشه , روش و منش کاملا واقف بودند.

با این وجود گویا برای کیهان که هیچ مانعی نداشت برای حذف جریان اصلاحات حتی به دفع حداکثری به پردازد , با وجود کناره گیری خاتمی از انتخابات , قلعه فرضی خود را باز سازی کرد ؛ با این تفاوت که میرحسین را جایگزین خاتمی نمود و به آتشبارهای خود دستور تداوم اجرای آتش را صادر کرد.

حال آنکه کیهان می توانست بر روی اختلاف نگرش بین میرحسین و کروبی با سازمان و مشارکت انگشت گذاشته و نه تنها با تعمیق بخشیدن به این شکاف امکان برنده شدن کاندیدای مورد نظر خود را افزایش دهد بلکه مانع از وحدت جریان اصلاحات شود. اما به دلیل آن که فرماندهی توپخانه کیهان فاقد یک اندیشه کارآمد بود , به چیزی جز حذف فزیکی جریان اصلاحات نمی اندیشید و حال آن که جریانات فکری-اجتماعی (حد اقل در کوتاه مدت) حذف شدنی و محو شدنی نیستند.

بازسازی قلعه فرضی اصلاحات توسط کیهان و اجرای آتش مستمر توپخانه ی شان , به همراه دستگیری های سریع عناصر مشهور مشارکت و سازمان –در فردای انتخابات- حکایت از این می کند که پیشاپیش یکی از اهداف جریان کیهان در گرم کردن تنور انتخابات دهم حذف تمام و کمال اصلاح طلبان بوده است.

جریان کیهان که از سال 1376 تا 1388 برای حذف اصلاحات تلاش زیادی کرده بود حاضر نبود به چیزی جز تحقق خواسته هایش تن بدهد و حال آن که چنین خواسته ای در کوتاه مدت ونیز با بگیروببند عملی نبود , به همین دلیل در طی مدت 2 سال بعد از پایان انتخابات نیز هنوز بر تنور اختلافات می دمد و مانع از هرگونه تعدیل اصلاح طلبان و تعامل شان با اصولگرایان می شود.

اگر بخاطر آورید برخورد کیهان با کروبی را (وقتی که اظهار داشت دولت بعد از حکم تنفیذ را قبول دارد) و برخورد آنها با میرحسین را (وقتی که با بیانیه مشهور خود راههای دست یابی به تفاهم را نشان داد) و برخورد اخیرشان با خاتمی را (وقتی که از شروط مشارکت در انتخابات آینده سخن گفت) همه موارد یاد شده نشاندهنده هدف واحدی است که جز حذف بی چون و چرای اصلاح طلبان از صحنه سیاسی و اجتماعی کشور معنایی ندارد.

البته اگر این امر شدنی بود , می توانست قابل تامل باشد ولی ابهام وقتی بروز می کند که یک جریان سابقه دار سیاسی به نام کیهان در پی تحقق امری ناشدنی است.

نا گفته نماند که شعله ور نگهداشتن آتش اختلاف اصولگرایان با اصلاح طلبان می تواند مانع از انشعاب درونی اصولگرایان شود. لیکن از سویی پیوند اصولگرایان ناپایدارتر از آن است که بتوان با دشمن تراشی فرضی مانع از آن شد.

از سوی دیگر قوام فعلی حکومت به حضور مردم در پای صندوقهای رای است و عدم حضور اصلاح طلبان در انتخابات مسلما باعث کاهش حضور حداکثری مردم خواهد بود.

از قضا شروط خاتمی برای بازگشت به انتخابات نیز با همین پیش بینی صورت گرفته ؛ تا قبل از این که برای اصلاح طلبان پیغام دهند: برای گرم کردن تنور انتخابات آستین بالا بزنید , شرایط  مشارکت جریان اصلاح طلبان  را اعلام کرده باشد. هرچند که ممکن است سیاستگذاران نظام عطای اصلاح طلبان  را به لقائشان بخشیده باشند.


 
سروش و مصباح
ساعت ۳:۱۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٧ خرداد ۱۳۸٩  

 

تعجب نکنید اگر کسی در خواب ببیند که روزی در ایران اسلامی آیت الله مصباح در پست ولایت فقیه تکیه زده و همزمان دکتر سروش، صندلی ریاست مجلس را عهده دار گردیده است.

قدر مسلم طراحان صحنه های سیاسی، سناریوهایی را برای اجرا طراحی میکنند و هدف های خود را مرحله بندی می نمایند. گاهی هدفهای مرحله ای , طبق پیش بینی محقق میشود که در آن صورت گام بعدی آغاز میگردد و گاه نیز در تحقق هدف، مشکلاتی به وجود می آید و یا درصدی از هدف محقق نمی شود. آن وقت تئوریسین ها و طراحان مجبور به اصلاح برنامه می شوند.

در یک طرح باید از عناصری استفاده شود که در کنار یکدیگر هارمونی لازم را ایجاد کنند والا طرح شکست خواهد خورد.

برای ایجاد هارمونی لازم، چند چیز لازم است:

مبانی واحد، هدف واحد، استراتژی واحد و یا استراتژی مکمل( هم پوشان) از آن جمله است.

اگر مصباح و سروش دارای مبانی واحد و هدف واحدی باشند، کافی است ببینیم هم پوشانی در استراتژی دارند یا نه!

هر دو شخصیت قبل از انقلاب معتقد به جدایی دین از سیاست بودند.

هر دو شخصیت پس از پیروزی انقلاب کوشیدند در سرچشمه های فرهنگ، علم و دین لنگر بیاندازند.

سروش دانشگاه را میدان نفوذ خود قرار داد و مصباح حوزه را.

در زمان امام هیچ کدام از آن دو نتوانستند بر سرچشمه های مزبور مسلط شوند؛

هر دو شخصیت با اتکای به دوستان خود در انقلاب، همزمان با حیات امام، از حداکثر امکان برای میدان داری بهره گرفتند.

بعد از امام که پیوند روشنفکران و سنت گرایان گسسته شد، سروش تئوری پرداز روشنفکران شد و مصباح سنت گرایان را تغذیه فکری می کرد.

هر دو شخصیت شاگردان شناخته شده ای را از مکتب خود فارغ التحصیل کردند که در دسته بندی سیاسی جامعه، دو سر تندروی جریان اصولگرایی و اصلاح طلبی را تحت پوشش تئوریک دارند.

فعالیت سروش و مصباح ظاهرا متضاد ولی باطنا مکمل یکدیگر است.

آنان مانند دو لبه قیچی به کمک هم آمده تا نهال جمهوری اسلامی را قطع کنند.

سروش رهبری نظام را هدف قرار داده و مصباح مدام در کوره حذف آقای هاشمی میدمد.

سروش با ارائه تز دین زدایی از صحنه سیاست، تبدیل جمهوری اسلامی به جمهوری ایرانی را دنبال می کند

مصباح با نفی نقش ارزشی رای مردم برای تبدیل کردن جمهوری اسلامی به حکومت اسلامی تلاش میکند؛

لذا نتیجه فعالیت هر دوی آنها استحاله جمهوری اسلامی از نوع نگرش امام خمینی است.

البته حوادث تلخ بعد از انتخابات دهم اگرچه تئوریسین های تندروی اصلاح طلب و اصولگرا را به تغییر ثبات امیدوار کرد،

در عین حال گام اول مخالفین راه امام را- که همانا با حذف هاشمی رفسنجانی شروع میشد، و در نهایت با ترور شخصیت رهبری به سرانجام میرسید- خنثی کرد.

آری نتیجه خونهای ریخته شده -از هریک از دو طرف- در کوتاه مدت برنامه های استحاله نظام را متوقف کرد.

تا ببینیم دست اندرکاران امور کشور از این فرصتی که با هزینه فراوان بدست آمده چگونه بهره برداری خواهند کرد.

باید عوامل پایبند به راه خمینی ، وحدت گسسته خود را ترمیم کنند.

این مهم تحقق نمی یابد مگر به زدودن مخالفین قسم خورده خمینی از جناحین طرفدار امام!!!

 

به نظرمن لازمه  بهبود وضعیت و بازگشت به اول خط , نزدیک شدن رهبری و مهندس موسوی است و این امر محقق نمی شود مگر طرفین مصباح و سروش را از خود برانند!


 
فرزندان شهید بهشتی (باقیات الصالحات)
ساعت ۸:٢۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٩ امرداد ۱۳۸۸  
سایت آینده مصاحبه علیرضاحسینی بهشتی(فرزندشهیدبهشتی)را به نحو زیرمنتشرکرد:
خاتمی و کروبی، عضومرکزی ”راه سبز امید“
دلیل آوردن کلمه «امید» هم این است که قرار بود، «دولت امید» تشکل شود و از مردم هم می‌خواهم علی‌رغم تمام مشکلات دچار یاس و سرخوردگی نشوند زیرا حوادثی که پیش آمده، امکان ایجاد چنین فضایی را به وجود آورده و نوعی سرخوردگی، دل‌مردگی و نومیدی نسبت به حرکت اصلاحی ایجاد شده است. امیدواریم این تشکیلات کمک کند تا مردم هم‌چنان با نشاط ، پرشور و قانونی وارد فعالیت شوند.
مشاور ارشد میر حسین موسوی از عضویت سید محمد خاتمی و مهدی کروبی در شورای مرکزی تشکیلات ”راه سبز امید خبر داد“ و گفت:راه سبز امید قصد دارد دیده‌بان جامعه باشد.

علیر ضا حسینی بهشتی در گفت وگو با خبرنگار ایلنا به تشریح جزییاتی از ”راه سیز امید“،تشکیلاتی که میر حسین موسوی قرار است آن را تاسیس کندپرداخت و در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه چرا موسوی به فکر راه‌اندازی چنین مجموعه‌ای شده است،گفت:شرایطی که در طی این انتخابات پیش آمد یک شرایط خاصی است و به تعبیر برخی از دوستان جامعه‌شناس گویا یک ملتی در جریان این انتخابات دوباره متولد شد و طبیعی است که به هر حال این نیروهایی که به میدان آمدند و برای تحقق مطالبات به حق خود تلاش کردند نمی‌توان از آنها برای یک دوره کوتاه انتخابات انتظار داشت که در میدان باشند و از مشارکت آنها برای پیشبرد اهداف متصور استفاده نکرد.

وی با اشاره به تماسهای مکرر شهروندان با دفتر میر حسین موسوی برای مشارکت در مسائل گوناگون گفت: با توجه به تخلفاتی که در انتخابات رخ داد و در حالی که دستگاه‌های مربوطه هم زیر بار این تخلفات نمی‌روند و راه‌حلی هم برای احقاق حقوق وجود ندارد باید به فکر استیفای حقوق مردم و تحقق مطالبات‌شان با توجه به این نیروی عظیمی که اغلب هم در میان زبدگان، نخبگان و فرهیختگان جامعه وجود داشت بود به همین دلیل باید به یک نوع تشکیلات می‌رسیدیم.

ایرادات حزب و جبهه سیاسی
فرزند شهید بهشتی در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه چرا موسوی با توجه به عضویت‌اش در حزب جمهوری اسلامی به فکر تاسیس حزب نیافتاد، گفت: چند نوع تشکل می‌توانست مطرح شود که یکی از آنها تشکیل یک حزب بود .آقای موسوی قبلا تجربه عضویت در یک حزب را داشته‌اند ولی مساله این بود که با توجه به جایگاهی که احزاب در ایران دارند و محدودیت‌هایی که خود حزب به صورت طبیعی دارد و نیز امکاناتی که لازم دارند آیا می‌تواند یک ساختار مناسب برای این نوع فعالیت‌ها باشد؟

وی ادامه داد:در این خصوص بحث و گفت‌وگو زیاد شد و به هر حال به این نتیجه رسیدیم که شکل حزب نمی‌تواند خیلی مفید و پایدار باشد بعد از آن صحبت یک جبهه بود .در جبهه هم به آن صورتی که به طور سنتی در جامعه ما شناخته می‌شود این است که احزاب و سازمان‌های گوناگون دور هم جمع بشوند و فعالیت داشته باشند. این یک قدم به جلو در واقع می‌توانست بهتر پاسخگوی نیازها باشد تا تشکیل یک حزب اما ایراداتی هم داشت.
بهشتی ادامه داد: احزاب سیاسی در ایران با وجود تلاش‌ها و فعالیت‌هایی که دارند و فعالیت‌های‌شان باید ارزشمند ارزیابی شود با این حال در این که بتوانند در میان جامعه و در میان اقشار مختلف رسوخ کنند و ریشه بدوانند جای شک و تردید دارد و معمولا برخی از این احزاب آنچنان موفق نبودند که دلیل عدم موفقیت‌شان به نوع شکل‌گیری این احزاب بر می‌گردد.

وی با بیان اینکه اغلب احزاب، احزاب دولت ساخته‌اند و نه دولت‌زا و در میان حلقه‌ای از نخبگان محصور است،اظهار داشت: مشکلات دیگری که در درون احزاب است به شکل ساختار نظام سیاسی بر می‌گردد که آنچنان جایی برای فعالیت احزاب باز نمی‌کند و همین مقدار قلمرویی که احزاب برای فعالیت دارند به علت نوعی بدبینی و سوءظن که نسبت به فعالیت احزاب سیاسی دارد محدود می‌شود و در همین محدوده قانونی خودشان هم امکان فعالیت ندارند.

سابقه تشکیل شبکه اجتماعی
استاد دانشگاه تربیت مدرس تصریح کرد: طی چند دهه اخیر در بسیاری از کشورها شکلی از کار گروهی تجربه شده که در واقع نوعی شبکه‌سازی اجتماعی است البته در واقع باید گفت در کشور ما هم در دوران ماه‌های پیش از انقلاب و هم در دوران مبارزه حتی از مشروطه به بعد نوعی شبکه‌سازی را تجربه کردیم و به این معنا خیلی هم با آن بیگانه نیستیم اما این تجربیات معمولا خیلی بادوام و سامان‌یافته نبوده است.

بهشتی با اشاره به این شبکه اجتماعی،بخشی از شکل‌گیری آن را در جریان انتخابات دانست و گفت: آن چیزی که اکنون شکل گرفته بخشی از آن به قبل و حین انتخابات برمی‌گردد که افراد این شبکه نوعی همبستگی با همدیگر احساس می‌کنند و ارتباط راحتی با هم برقرار می‌کنند.
وی با اشاره به گسترش این شبکه اجتماعی در فضای مجازی،اظهار داشت شکل‌گیری این شبکه باید سامان و گسترش پیدا کند. این چیزی است که هدف شکل‌گیری راه سبز امید است.

تفاوت حزب و شبکه اجتماعی
مشاور میر حسین موسوی به تفاوت شبکه اجتماعی و حزب اشاره کرد و گفت: در شبکه اجتماعی یک اهداف حداقلی متصور است برخلاف آنچه که در حزب است و به این خاطر می‌توان فراگیری خیلی زیادی داشته باشد این حداقل‌ها در بیانیه‌ای که به زودی منتشر می‌شود چارچوب‌های اصلی‌اش مشخص شده است. به عنوان مثال تحقق قانون اساسی و عملی کردن تمام ظرفیت‌های آن از جمله مواردی است که در دستور کار این شبکه اجتماعی قرار دارد.

وی در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه منظور موسوی ازجلوگیری از تنازل قانون اساسی که اخیرا در صحبت‌های خود آن را مطرح کرده بود چه می‌باشد؟ گفت :منظور آقای موسوی این بود که فقط یک بخش‌های خاصی از قانون اساسی در کشور عملی نشود و برخی فصول دیگر قانون اساسی مورد احترام قرار بگیرد و بگونه‌ای نباشد که بسیاری از بخش‌های دیگر آن کاملا نادیده گرفته بشود.
بهشتی یادآور شد:بخش مربوط به حقوق ملت بخش مهم قانون اساسی است که متاسفانه نادیده گرفته شده است در حالی که این مردم زمانی که سال 58 به طرح قانون اساسی رای دادند به تمام فصول آن رای دادند و حق دارند این مطالبه را داشته باشند که همه آن اجرا بشود.

وی با بیان اینکه هیچ قانونی اساسی بشری نیست که دچار تناقضاتی نباشد و این باید به تدریج اصلاح شود،گفت در این انتخابات مساله قانون‌گرایی و مبارزه با قانون‌گریزی یکی از محورهای اصلی و شعارهای تبلیغاتی‌ای بود که گروه‌های مختلفی مطرح می‌کردند و در این خصوص همه احزاب، گروه‌ها، شخصیت‌ها و تشکل‌های مختلف متجدد یا سنتی می‌توانند احساس همدلی و همراهی کنند به همین دلیل هیچ مانعی ندارد که احزاب و گروه‌های دیگری هم بتوانند وارد این شبکه بشوند.
فرزند شهید بهشتی در خصوص معنای شبکه اجتماعی نیز گفت: اگر بخواهیم تفسیر خوب و روشنی از شبکه داشته باشیم به این معناست که اجزاء تشکیل دهنده این شبکه مانند دانه‌های تسبیحی هستند که دانه‌های تسبیح هرکدام برای خودش هویت مستقل دارند اما یک نخ تسبیحی است که اینها را به هم وصل می‌کند. آن اهداف و مطالبات حداقلی در واقع به منزله این نخ تسبیح هستند.

وی همچنین در خصوص الزامات این نهضت فراگیر نیز گفت :وقتی یکسری ملاک و معیارهای حداقلی تعیین بشود در واقع فراگیری‌اش هم را تضمین می‌کند .هر کسی که به هویت ایرانی- اسلامی به عنوان یک سرمایه نگاه کند و یا اینکه هر کسی که مساله انقلاب ایران را به عنوان یک حادثه‌ای که متجلی خواست مردم ما بوده باور دارد و یا تعهد و پایبندی به قانون اساسی را به عنوان یک مبنا بپذیر می‌تواند وارد این تشکیلات شود.
بهشتی خاطرنشان کرد: این نهضت فراگیر به این معنا است که در واقع می‌توانند اقشار مختلف جامعه و تفکرات مختلف جامعه را در بر بگیرد و همچنین به لحاظ جغرافیایی محدودیتی ندارد و در سراسر ایران می‌تواند شکل بگیرد چنانکه در طول انتخابات هم گام‌های اولیه شکل‌گیری نهضت فراگیری به طور طبیعی برداشته شد.

موسوی شخصاَ نام ”راه سبز امید“ را برگزید
وی در پاسخ به این سوال که چه کسی پیشنهاد نام ”راه سبز امید“ را ارائه کرده است؟ گفت:اسامی مختلفی مطرح ولی شخص آقای موسوی این عنوان را پیشنهاد کردند و در بین عناوینی که پیشنهاد شد«راه سبز امید» جامع‌تر به نظر می‌رسید از سوی دیگر می‌خواستیم این نام به گونه‌ای باشد که تداعی حزب یا جبهه به معنای کلاسیک خود را ایجاد نکند و بتواند با نوع شبکه‌سازی اجتماعی تطبیق کند.

مشاور میر حسین موسوی در خصوص انتخاب رنگ سبز در عنوان این تشکیلات نیز گفت:رنگ سبز هم نمادی ملی و هم مذهبی است و در طی این انتخابات مردم رابطه خوبی با آن پیدا کردند و در همان مدت کوتاه توانست هویتی را برای خود کسب کند.
وی ادامه داد: دلیل آوردن کلمه «امید» هم این است که قرار بود، «دولت امید» تشکل شود و از مردم هم می‌خواهم علی‌رغم تمام مشکلات دچار یاس و سرخوردگی نشوند زیرا حوادثی که پیش آمده، امکان ایجاد چنین فضایی را به وجود آورده و نوعی سرخوردگی، دل‌مردگی و نومیدی نسبت به حرکت اصلاحی ایجاد شده است. امیدواریم این تشکیلات کمک کند تا مردم هم‌چنان با نشاط ، پرشور و قانونی وارد فعالیت شوند.

بهشتی در بخش دیگری از این گفت وگو به ساختار ”راه سبز امید“ اشاره کرد و با بیان اینکه در این شبکه اجتماعی شورای مشورتی و کمیته‌های مختلفی وجود دارد،اظهار داشت: کمیته‌ها زیر مجموعه شورای مشورتی نیستند و کار خود را انجام می‌دهند دبیرخانه‌ای هم شکل گرفته که ارکانش را کم‌کم سامان می‌دهد.

مرامنامه به جای اساسنامه
وی در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه آیا این تشکیلات اساسنامه هم دارد،گفت:این تشکیلات اساسنامه رسمی که نیاز به ثبت رسمی داشته باشد ندارد ولی مرامنامه‌ای را تنظیم خواهیم کرد و تاکید هم بر این است که از تعامل بخش‌های مختلف این تشکل، مرامنامه شکل بگیرد.
بهشتی همچنین به مخالفت‌هایی که احتمالا با راه اندازی این شبکه اجتماعی در بخشی از حاکمیت صورت خواهد گرفت اشاره کرد و گفت:ما مطمئنیم که این کار مخالفینی هم خواهد داشت. مخصوصا از سوی گروه‌هایی که موافق فعالیت‌های مدنی نیستند و طبیعی است که این مقاومت‌ها خواهد بود. ولی در روند توسعه سیاسی هر کشور، این مسائل همیشه بوده و به تدریج خیلی موارد جای خود را باز می‌کند و خیلی از بدفهمی‌هاو کج‌فهمی‌ها به تدریج برطرف می‌شود و یا حداقل ما امیدواریم که چنین اتفاقی بیافتد.

وی با بیان اینکه یکی از مزیت‌های شبکه اجتماعی این است که کارها از پایین به بالا صورت می‌گیرد: در این شبکه اجتماعی گروه‌های مختلف خود به خود شکل می‌گیرند، همانطور که چند مورد آن تشکیل شده است و ممکن است گروه کوچکی را هم برای تنظیم برنامه‌ها انتخاب کنند، ولی آن گروه باید نماینده همه تفکرات باشد و طبیعی است که آنچه مهم است این است که همه کمیته‌ها بتوانند با این گروه‌ها ارتباط دو سویه داشته باشند.
مشاور میر حسین موسوی افزود: ما خیلی از کارشناسان را داریم که نظرات خوبی دارند و در حوزه تخصصی خودشان بهترین افرادی هستند که می‌توانند نظر دهند، مثلا دست‌اندرکاران بنگاه‌های اقتصادی که از آسیب‌ها، فرصت‌ها وتهدیدهای کار خبر دارند و نظرات آنها بسیار مفید است. ما در جامعه هیچ سیستمی نداریم که بتواند این نظرات را جمع کند. طبیعی است که این نظرات می‌تواند در این کمیته‌ها تجمیع شده و سر و سامان یابد.

کمیته‌های ”راه سبز امید“ در حال شکل گیری است
وی با بیان اینکه کمیته‌های ”راه سبز امید“ در حال شکل گیری است در خصوص شورای مرکزی آن نیز گفت:شورای مرکزی کوچک خواهد بود و احتمالا از 5-6 نفر تشکیل می‌شود که آقایان خاتمی،‌کروبی از جمله آنها هستند.
بهشتی در خصوص شورای مشورتی نیز گفت: شورای مشورتی راه سبز امید مجموعه بزرگتری از شورای مرکزی است که حدود 30-40 نفر را شامل می‌شود و به تدریج و به طور طبیعی باید شکل گیرد و چیزی نیست که از قبل تعیین شود. در واقع باید از دل کمیته‌ها افراد مناسب انتخاب شوند.
وی با بیان اینکه در این شبکه، مطبوعات و رسانه‌ها هم جای خود را دارند و همه دست به دست هم می‌دهند تا اهداف مورد نظر را مورد بررسی قرار دهند،اظهار داشت:یک شورای مرکزی برای این کار در نظر گرفته شده است که متشکل از چهره‌های موثری خواهد بود همچنین یک شورای مشورتی وجود خواهد داشت و کمیته‌های دیده‌بانی هم کار خود را انجام خواهندداد.

استاد دانشگاه تربیت مدرس با بیان اینکه تفاوت این نوع تشکیلات با کار حزبی این است که بخش زیادی از تشکیل‌دهندگان این کمیته‌ها نیروهای کیفی جامعه هستند، که متخصصان و تحصیل‌کردگان را در برمی‌گیرند،گفت: البته اقشار دیگری هم در این گروه‌ها حضور داشته و دارند و نکته مهم اینکه اگر این‌ افراد متشکل شوند، هیچ حکومتی نمی‌تواند صدای آنها را نادیده بگیرد.

راه سبز امید و دیده‌بانی جامعه
وی با بیان اینکه به لحاظ عملی این گروه می‌تواند کارهای موثری را انجام دهد که می‌توان آن را در «دیده‌بانی» تعریف کرد،اظهار داشت:حکومت‌ها در غیاب هرگونه دیده‌بانی کار خودشان را انجام می‌دهند و از سوی دیگر دستگاه‌های نظارتی درون نظام هم در برخی زمینه‌ها می‌توانند اثرگذار باشند و در برخی زمینه‌های دیگر هم اثرگذاری‌شان اثرگذاری کم می‌شود.
بهشتی در خصوص نحوه دیده‌بانی تشکیلات راه سبز امید نیز گفت: کار دیده‌بانی این است که گروه‌ها می‌توانند آنچه را در دولت به عنوان سیاستگذاری‌ها شکل می‌گیرد را نقد و بررسی ‌کنند و به اطلاع مردم برسانند. برای این کار هم به بدنه کارشناسی در حوزه‌های مختلف نیاز است تا در نهایت ضمن جمع‌بندی، آنها را برای مردم اطلاع‌رسانی کنند.

پاسخ به مخالفان
وی با بیان اینکه نهادهای مدنی در راه سبز امید نقش موثری ایفا می‌کنند در خصوص سرمقاله یکی از روزنامه‌ها که راه اندازی این تشکیلات را الگو برداری از کشورهای خارجی عنوان کرد نیز گفت:کسانی که قلم به دست دارند مطالبی را جسته و گریخته از این طرف و آن طرف شنیده و آن را مطرح می‌کنند مخصوصا در عرصه مطبوعات خیلی راحت می‌شود اینگونه مطالب را منتقل کرد.
بهشتی علت اینگونه اظهارنظرها را ناشی از کج‌فهمی‌ها و ناآگاهی ‌دانست و گفت:ما امیدواریم با کارهایی که پیش می‌رود این سوءظن‌ها برطرف شود ولی بخشی از اظهارنظرها از جانب افرادی است که اساسا هر حرکتی به جز آنچه خودشان می‌پسندند را بر نمی‌تابند و در مقابلش مقاومت می‌کنند.اینها افرادی هستند که حاضر نیستند واقعیت تکثر در جامعه را بپذیرند، اینها افرادی هستند که با استفاده از سیاست‌ها همگن ‌سازانه می‌خواهند واقعیت تعدد را نادیده بگیرند و همه را در غالب‌های مشخصی که خودشان در نظر گرفتند شکل بدهند.

وی ادامه داد: غالبا هم این افراد از واژه‌های مهندسی استفاده می‌کنند و گمان می‌کنند جامعه و افراد مثل مواد خاصی می‌مانند که به هر شکلی که آنها بخواهند می‌توانند شکل بدهند.
مشاور میر حسین موسوی در مورد ارتباط اتهام با بیگانگان نیز گفت:اینگونه مطالب که در حد یک تهمت و افترا است را بارها مطرح کرده‌اند و نتیجه هم نداده است در حالی که این دیدگاهی که آقایان دارند بیشتر می‌تواند به خودشان نسبت داده شود اینها این مساله را درباره انقلاب مخملی و انقلاب رنگی مطرح کردند و به تدریج در میان قشرهای زیادی از مردم حتی در بسیاری از مسئولین معلوم شد که اساسا این اتهام برچسب‌های ناچسبی بیش نبود.
وی با بیان اینکه روشهای اتهام‌زنی به تدریج نخ‌نما می‌شود،اظهار داشت: مردم ما آگاهتر از این هستند که زیر بار این مسائل بروند و امیدواریم این افراد از خواب بیدار ‌شوند و مقداری روشن‌تر به مسائل نگاه‌ کنند اما اینکه هر چه قبلا در تاریخ تجربه شده است را بخواهیم نوعی گرته ‌برداری و مدل‌سازی از بیرون تصور کنیم ،به صلاح کشور نیست.
بهشتی با بیان اینکه جمهوری اسلامی هم قبلا تجربه نشده بود،گفت: جمهوریت اساسا یک الگویی نیست که در کشور تجربه شده باشد و چیزی است که ما از تجربیات بشری استفاده کردیم و مانعی هم ندارد. خود امام که بنیان‌گذار این جمهوری اسلامی است هیچ عیب وایرادی ندیدند که از این مدل حکومتی استفاده کنند.
مشاور میر حسین موسوی در پایان تاکید کرد: اینگونه تفکرات(توهم توطئه) متاسفانه در خط تحلیل مسئولین ما رسوخ کرده و این به خاطر این است که برخی مسئولین ما فاقد ظرفیت‌ها و توانایی‌های لازم برای تحلیل شرایط هستند.

 
جامعه درحال زایمان است
ساعت ۸:۱۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۱ امرداد ۱۳۸۸  

زبانحال:

باز ما هستیم و این ایام بد

کاش پنهان می شدم زیر لحد

با شهیدان آنکه هم ساغر نشد

زندگیش اینگونه باشد تا ابد

........................................

گرامی باد شهادت امیرخلبان حسین لشکری

همو که ١٨سال از عمر گرانمایه خود را در زندانهای رژیم بعث عراق سپری کرد

و آن آزادمردی که درسوم خرداد ١٣٨٨ در مراسم بزرگداشت پیروزی خرمشهر , در فرهنگسرای بهمن ,که توسط ستادمیرحسین برگزار گردید , درحضور میرحسین موسوی , به سخنرانی پرداخت

یادش و راهش گرامی باد

.........................................

با تشکر از دوستانی که سکوت مرا به نقد کشیده اید

آماده شنیدن انتقاداتی به مراتب شدیدتر از این هستم

اما اجازه دهید همچنان ساکت بمانم

زیرا که هنوز از "کمای انتخابات" خارج نشده ام

ازسویی به چاچوب نظام  "ولایت فقیه"و شخص رهبری علاقمند و پایبندم

از سوی دیگر  "هاشمی" "خاتمی"  "میرحسین"  "ناطق نوری" "کروبی" "محسن رضایی" و....را سرمایه های نظام میدانم و یقین دارم که سرنوشت آنان با سرنوشت انقلاب گره خورده است

اجازه بدهید با جمله ای از دکترخوش چهره نگفته هایم را بگویم

خوش چهره گفته است:" انقلاب درحال پوست اندازی است"

جامعه امروزی ایران اسلامی درحال زایش است

من نمیدانم چه مولودی در حال تولد است

امیدوارم مولودی مبارک باشد

در شرایط سختی بسر می بریم

بقول مولوی:

صدهزاران طفل سر ببریده شد          تا "کلیم الله" صاحب دیده شد

البته خدا میداند که عاقبت کار بکجا می انجامد

"و لله عاقبة الامور"

خدا کند که در این مسیر هویت دینی خودرا فراموش نکنیم

تفکر کنیم

حوادث را , گفتارها و رفتارها را بدقت رصدکنیم  

به "حضرت صاحب الزمان" توسل کنیم

با مرجعیت همخوانی داشته باشیم


 
ضابطه عضویت در کابینه میرحسین
ساعت ۱٢:٥٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۸  
میرحسین موسوی در گفتگو با مهر:

از هر فردی که به قانون اساسی و رهبری وفادار باشد در دولتم استفاده خواهم کرد

از رسانه ها - مهندس میر حسین موسوی در گفت وگویی با خبرگزاری مهر که قسمت دوم آن امروز منتشر شده است به سوالات خبرنگاران این رسانه پاسخ داد.

به گزارش قلم نیوز متن این مصاحبه خبرگزاری مهر قسمت دوم متن این مصاحبه را بدین شرح منتشر کرده است:

* رویکرد "یامن یا میر حسین" که آقای خاتمی مطرح کرد در ادبیات سیاسی مورد توجه قرار گرفت و خود شما هم به نوعی با بیان اینکه اگر خاتمی تا آخر می ماند با ایشان رقابت نمی کردم آن رویکرد را تکرار کردید. اما بعد از انصراف آقای خاتمی این رویکرد به "یا میرحسین یا کروبی" تبدیل نشد . دلیل این مسئله چیست؟

- موسوی: در رابطه با آقای کروبی باید بگویم ایشان از دوستان خیلی خوب بنده هستند و رابطه خیلی خوبی با هم داریم. معتقدم چهره های انقلابی و سیاسی کشور روابط خوبی با هم دارند و من فکر نمی کنم بین من و آقای کروبی یا خاتمی مشکلی باشد، ادامه طبیعی رقابتها و جریانات همین است که می بینیم.

- آیا احتمال انصراف یکی از شما در آستانه انتخابات وجود دارد ؟

-من چیزی در مورد انصراف ایشان نشنیدم و خود من هم قطعا انصراف نخواهم داد.

* شما نقدهای بسیاری بر وضع موجود در دولت نهم دارید. اما آیا نکات مثبت و قابل توجهی درعملکرد دولت نهم نمی بینید که آن را تائید و ادامه بدهید؟

- در جواب این سئوال شما نکته کلی تری می گویم که از قبل و پیش از آنکه کاندیدای ریاست جمهوری بشوم به آن اعتقاد داشته ام ، ضمن اینکه این مسئله به دولت نهم باز نمی گردد. بر این باورم هر دولتی که می آید مسئولیتهایی دارد، تصمیماتی می گیرد و حوزه اقتداری دارد. تا زمانی که یک دولت بر سر کار است و به وظایف خود عمل می کند دولتهای بعدی اگر با دولت قبل موافق و یا مخالف باشند مجبورند تعهدات دولت سابق را انجام دهند در حالی که اگر این قاعده نباشد قوامی در جامعه ایجاد نخواهد شد. این روند در همه کشورهایی که در آن قانون حکمفرما است ، جاری است و نباید با حالت کینه ورزی با این موضوع برخورد کرد.

در قدم اول دولت فعلی هرکاری کرده و هر وعده ای داده باشد، دولت بعدی که سرکار می آید باید به این وعده ها عمل کند. در دولت فعلی هم کارهایی نظیر سفرهای استانی، بکارگیری سیاست "رودرو با مردم"، شعارهای عدالت محور و امثال اینها انجام شده است، ولی به سئوال شما که قبلا نیز در یکی از سفرهایم از من پرسیده شده است اینطور جواب می دهم : " معلوم است که من در دولت آقای احمدی نژاد حسنهای زیادی می بینم، چرا نبینم؟ اما این حسنها دائما در طول شبانه روز از طریق صدا و سیما اعلام می شود در حالی که من فقط کمتر از دوماه فرصت دارم نقدهای خود را بگویم."

من اصراری ندارم که خدای ناکرده بگویم اقداماتی که انجام می شود با نیتهای خیر خواهانه همراه نیست. اما فکر می کنم در بعد کلان قضیه اشکالاتی وجود دارد، به طوری که هم در سیاست خارجی و هم در سیاست داخلی این ایرادها وارد است، همین رفتن به ژنو که به عنوان اقدامی حماسی در داخل مطرح شد از جمله انتقادات من است. با این توضیح که هیچ کس راضی نیست رئیس جمهور کشور که سمبل نظام و مردم ما است مورد اهانت قرار بگیرد . معتقدم این حادثه قابل پیش بینی بود و مسئولان نباید در جایی که احتمال خطر می رود و یا منافع کشور به خطر می افتد حضور پیدا کنند.

تاکید می کنم میل به گفتن مواضع حق کشور و دفاع از آنها و یا مثلا ایستادن بر سر شعارهای اصلی انقلاب خوب است، ولی من در نحوه اجرای این سیاستها با دولت اختلاف نظر دارم.

* برخی مسئولان دولت نهم مطرح کرده اند که اقداماتی مثل سفراستانی و سهام عدالت ، مسکن مهر و ... را دولت بعدی هم باید انجام دهد. آیا شما این دیدگاه را قبول دارید و در صورت رئیس جمهور شدن این رویه را دنبال می کنید؟

- من سفرهای استانی را ادامه می دهم اما با شکل و ساختار جدید و متفاوت. به صراحت می گویم من مردم را دنبال ماشینم نمی دوانم، در مورد سهام عدالت هم چون وعده دولت است نمی توان از آن عقب نشینی کرد و این سهام در دست مردم باقی خواهد ماند ولی تکمیل خواهد شد و پایه های محکم تری برای ادامه این پروژه طراحی خواهم کرد.

بر این باورم در مورد موضوعاتی نظیر بنزین، اصلاح یارانه ها و سهمیه بندی در اصل مسئله هیچ تردیدی نیست ولی بحث اجرای دفعی این مسئله تحت عنوان "لایحه هدفمند کردن یارانه ها " می تواند شوک آفرین باشد و قشرهای مستضعف را تحت فشار قرار داده و مشکلات را بیشتر کند به همین دلیل در این زمینه من تابع یک برنامه تدریجی و ملایم چندساله هستم.

در این که فربه کردن طبقه متوسط به نفع همه است تردیدی نیست. در واقع امکان حمایت از مستضعفان و اجرایی سیاستهایی که سطح زندگی آنها را افزایش دهد هنگامی امکانپذیر است که دهکهای پایین کم شوند. بنابراین باید در جریان این سیاست کلان هدفمند کردن یارانه ها را در یک بسته گسترده و هماهنگ پیگیری کرد. اما آنچه که آکنون مطرح است نتیجه ای جز اینکه قشرهای پایین جامعه را در شوربختی و فقر بیشتری غوطه ور کند نخواهد داشت.

 * نظرتان درباره طرح مسکن مهر چیست ؟

- هیچ تردیدی در ادامه دادن این طرح ندارم اما می توان طرح مسکن مهر را با طرح های دیگری نظیر مشارکت با تعاونیها تکمیل کرد.

* بخشی از اصولگرایان که منتقد سیاست های دولت نهم هستند ، صراحتا از شما اعلام حمایت نکرده اند. به نظر می رسد این عده در خصوص موضع گیری صریح شما در برخی از موارد مانند میزان التزام شما به ولایت فقیه و چگونگی رابطه با رهبر معظم انقلاب، مرزبندی با طیف ملی- مذهبی و مرزبندی شما با طیف رادیکال سازمان مجاهدین انقلاب و حزب مشارکت به نتیجه قطعی نرسیده اند.

- در مورد ولایت فقیه مواضع خودم را اعلام کرده ام. در مورد ملی- مذهبیها هم چندین بار از من سئوال شده که با صراحت جواب داده ام اما برای اینکه خدای ناکرده ظلمی نکرده باشم باید بگویم بخشی از نیروهای ملی ــ مذهبی که اصولا مذهبی نیستند مثل جبهه ملی اصلا به من ربطی ندارند.

در مورد طیف نهضت آزادی و افرادی نظیر مرحوم بازرگان و مهندس سحابی معتقدم آنها بخشی از نیروهای فعال مذهبی و مبارز در قبل از انقلاب بودند که در کنار نیروهای مبارز دیگر مثل شهید بهشتی علیه رژیم شاه مجاهدت می کردند که اول انقلاب اختلافاتی بین این طیفها در مورد ولایت فقیه، منافقین و جنگ موجب قطع همکاری سیاسی آنها و نیروهای خط امام (ره) شد.

در آن زمان تمامی نیروهای حامی نظام خط امامی بودند و بنده هم جزو کسانی بودم که در حزب جمهوری، شورای انقلاب و روزنامه جمهوری حضور داشتم. در مراتب بعدی هم این مرز بندی و خط بندی ادامه پیدا کرد ولی اینکه این افراد به کفر و الحاد متهم بشوند را قبول ندارم چرا که آنها بالاخره آدمهای مذهبی هستند و به کشور علاقه دارند و اختلاف من با آنها مربوط به مسائل سیاسی است.

اما در مورد مرزبندی بین نیروهای اصلاح طلب و اصولگرا ، من هیچ نوع مرزبندی قائل نیستم . به طور مستقل کاندید شدم و از همه نیروهایی که به قانون اساسی و رهبری وفادار و خواهان پیشرفت کشور هستند استفاده خواهم کرد و با همه آنها دوست و رفیق هستم.

 * خیلی ها معتقدند ایده معرفی اعضای کابینه در زمان مبارزات انتخاباتی، در روشن شدن افکار عمومی بسیار موثر است. آیا شما هم از این ایده استفاده خواهید کرد؟

- اگر ما یک نظام حزبی داشتیم، این روش که هر نامزدی معاون اول و وزرای خودش را معرفی کند موثر و مفید بود اما اکنون به دلیل نداشتن حزب و بالا بودن فضای تخریب متاسفانه امکان این اقدام برای من وجود ندارد.

* راهکاری برای مقابله با تخریبهای سیاسی که در سالهای اخیر در کشور ما شدت گرفته و حتی سازماندهی شده سراغ دارید؟ منظور ما بداخلاقی های عمومی در فضای رقابت سیاسی است.

- به نظر می رسد باید اخلاق عمومی را بیشتر رعایت کنیم و شفافیت ایجاد کنیم، تخریبها شاید در کوتاه مدت اثر بگذارد ولی روز به روز وجهه اش در بین مردم کمرنگ تر می شود و اثربخشی اش کمتر می شود. مردم متوجه می شوند که پشت این تخریبها صداقتی وجود ندارد.

در گذشته اینطور بود که اگر به کسی اتهامی زده می شد خیلی نباید سعی می کرد این اتهام را از دوش خود بردارد چون یک نوع مراعات عمومی نسبت به این قضیه وجود داشت ولی در وضعیت فعلی به دلیل آنکه مردم بیش از حد شاهد تخریبها هستند خیلی راحت این مسائل را قبول نمی کنند.

شاید راه حل مقابله با این تخریبها این باشد که این قدر تخریب بکنند که کلا بی اثرشود و جامعه به واقعیتها بازگردد. اما به هرحال ما آدمهایی هستیم که اعتقاد به خدا و آخرت داریم بنابراین کسانی که مبادرت به چنین کارهایی می کنند خوب است به آخرت خود هم توجه کنند.

 * شما گفتید که اگر آرا بیش از 24 میلیون باشد، برنده هستید، منشاء این تحلیل شما کجاست ؟

ـ برداشت من از این گفتار کلی بود. معتقدم هرچه آرا بیشتر باشد وضعیت بهتری در کشور ایجاد خواهد شد و ما می توانیم دستاوردهای انقلاب را بهتر حفظ کنیم. برای ما شایسته نیست که گفته شود در استانی فقط 30 درصد رای داده اند. همیشه افتخار ما این بوده که بالای 70 درصد مشارکت داشته ایم بنابراین آنچه که باید به عنوان هدف همه جناحها و احزاب سیاسی مد نظر قرا گیرد مشارکت حداکثری مردم است. از سوی دیگر احساس می کنم هر چه آرا بیشتر باشد شانس افرادی مثل بنده بیشتر خواهد بود.

* پیش بینی شما در مورد یک مرحله ای و یا دو مرحله ای شدن انتخابات چیست؟

- به نظر من شرایط خیلی روشن نیست و فضای انتخاباتی به سرعت در حال تغییر است.

* اگر انتخابات به مرحله دوم برسد و شما و آقای احمدی نژاد به مرحله دوم بروید احتمال پیروزی خود را چقدر می دانید؟

- خوب هر کس به خودش خوشبین است ، بنابر این من فکر می کنم ما برنده خواهیم شد.

* اگر شما رئیس جمهور شوید اول به دیدار چه کسی میروید ؟

- طبیعی است که اول دیدار رهبر معظم انقلاب می روم.

* و اولین تصمیم شما چه خواهد بود؟

- سازمان مدیریت را احیا می کنم.

* حاضرید با احمدی نژاد به طور زنده در تلویزیون مناظره کنید؟

- ما بیش از اندازه داریم حرف می زنیم در حالیکه عملکردها در معرض دید مردم است . گمان نمی کنم مناظره تلویزیونی راه حل مناسبی باشد و خیلی بر فضای جامعه برای تدبر کمک نمی کند. این بدین معنی نیست که از مناظره گریزان باشم بلکه همین مصاحبه ها و اظهار نظرها هم نوعی مناظره است.

* چرا در سالهای اخیر خیلی کم به مجمع می رفتید

- من یک دوره به دلیل اینکه فضا را خیلی مفید نمی دانستم نرفتم ، اما در دوره جدید فکر می کنم بیشتر مفید هستم و فعالانه شرکت دارم.

* چرا؟

- با توجه به سیاستهای کلی که مطرح است فکر کردم می توانم دیدگاه هایم را در قالب آن مطرح کنم ، به همین دلیل، حضوری نسبتا منظم در جلسات دارم.

* شما اگر رئیس جمهور شوید سه سال باید با مجلس هشتم کار کنید. اگر مصوبات مجلس خلاف نظر جنابعالی باشد به آن پایبند هستید یا نه؟

- مجلس هر چه تصویب کند دولت باید اجرا کند. به طور کلی دولتها باید حتما با مجلس تعامل کنند. من خودم با سه مجلس کار کردم می دانم که مجلسها تفاوتهای زیادی با هم دارند و یک نوع حیثیتی برای خود قائل هستند که دولتها باید آن را به رسمیت بشناسند و با آن کار کنند.

البته مجلسی که فکرش به دولت نزدیک باشد خیلی می تواند به دولت کمک کند. ولی تنها شرط نیست ممکن است یک مجلس خیلی با دولت نزدیک باشد ولی دولت نتواند تعامل خوبی با آن داشته باشد.

* با نقدهای رسانه ای چه خواهید کرد؟

- قواعد بازی این است که بپذیریم.

* همه نقدها را؟

- همه نقدها را. حد و مرز ما قانون است. دائم همه اشاره می کنم. شعار من هم "ایران پیشرفته با قانون، عدالت و آزادی " است. دولتها باید تحمل زیادی برای شنیدن نقدها داشته باشند.

* ارزیابی شما از خبرگزاری مهر چیست؟

- خبرگزاری مهر روند روبه رشدی را طی می کند و تنوع و کیفیت مناسب اخبار ازجمله در بخش بین الملل، داخلی و به ویژه بخش فرهنگی آن قابل توجه و دقت نظر است. به نظر من متاسفانه در خبرگزاریها به بخش فرهنگی چندان اهمیت داده نمی شود اما خبرگزاری مهر با طرح متنوع دیدگاه های مختلف فکری و فرهنگی جذابیت یافته است .

کد خبر:10537
تاریخ درج خبر:شنبه 12 اردیبهشت 1388 - 17:43:16

 
دیدارمیرحسین با آیت الله خامنه ای
ساعت ۱٢:٠٦ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳۸۸  

عکس از راست به چپ: ١- میر حسین موسوی (نخست وزیر وقت) ٢- آیت الله موسوی اردبیلی (رئیس قوه قضائیه وقت) ٣- آیت الله (شهید) محلاتی (نماینده وقت امام در سپاه) ۴- امام خمینی ۵- علی اکبر ولایتی (وزیر امور خارجه وقت) ۶- حجت الاسلام (آیت الله) سید علی خامنه ای (رئیس جمهور وقت) ٧- حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی (رئیس مجلس وقت) ٨- حجت الاسلام سید احمد خمینی
-----------------------------------------------------------------------------------------
 سایت آینده:
...محسن رشید، در گفتگو با پایگاه خبری "آینده" درباره مطرح کردن موضوع اختلاف مهندس موسوی با رهبر انقلاب در برخی از رسانه‌ها گفت: مهندس موسوی در دیدار اخیر خود با مقام معظم رهبری اعلام کرده که برخی از تفاوت های اجرایی جزیی با معظم له مربوط به آن دوران و آن وضعیت جنگی و متناسب با شرایط آن دوران بوده است، اما اکنون که شرایط به گونه ای دیگر است. 

... رشید افزود: مقام معظم رهبری هم در این دیدار، خطاب به مهندس موسوی فرمودند: ما بیش از 30 سال است که دوست هستیم و حدود 10 سال هم همکار بوده ایم.

وی در ادامه گفت: فی الواقع حقیقت چیزی جز فضای رسانه‌ای است که برخی رقبا تلاش می‌کنند آن را به وجود آورند و واقعیت در مورد رابطه مهندس موسوی با مقام معظم رهبری، برای جامعه درست منعکس نشده است.

محسن رشید همچنین درباره برخی اتهامات مبنی بر معامله با جبهه مشارکت، سازمان مجاهدین و نهضت آزادی گفت: ضمن رد اتهام این معامله، من از آنهایی که ادعا می‌کنند معامله‌ای صورت گرفته است می‌پرسم، آیا (معامله با) اینها بدتر است یا اسرائیل؟! چرا در مورد دوستی با مردم "اسرائیل" حرف می زنید و فورا ساکت می شوید؟! چرا باید ایرانیان خارج از کشور را با هر شکل و قیافه و سابقه ای جذب کنیم و از آن استفاده ابزاری کنیم؟! مهندس موسوی هم در سفر اخیر خود به استان ایلام گفت: هر کس با نظام، امام(ره) و مقام معظم رهبری مخالف باشد، در حیطه همکاری با من جایگاه خاصی ندارد.

سخنگوی معاونت (کمیته) ایثارگران ستاد میر حسین موسوی در ادامه گفت: میر حسین موسوی هیچ معامله‌ای با هیچ کس نکرده و در شرایطی آمده تا وام دار هیچ کس نباشد. مهندس موسوی اینگونه آمده تا پلی میان اصولگرایان و اصلاح طلبان باشد. او اصلاح طلبی است که علاقمند و پایبند به اصول است.

...رشید در پایان در پاسخ به برخی شبهات وارده در مورد برخی جوسازیهای رسانه‌ای و ارسال پیامک‌های تخریبی علیه مهندس موسوی گفت: برخی رسانه‌ها تلاش می‌کنند به گونه‌ای جوسازی کنند که گویا مهندس موسوی نیت انصراف دارد اما همانطور که مهندس موسوی 20 سال سکوت کرد، اکنون هم که سکوت خود را شکسته و به صحنه انتخابات آمده، تا آخرین لحظه در میدان خواهد ماند و موضوع انصراف به هیچ وجه مطرح نیست. مدیریت مهندس موسوی به گونه‌ای است که به هیچ وجه به ایجاد هیاهو و تبلیغات ظاهری تکیه ندارد، از همین رو نه ایشان و نه ستاد انتخاباتیشان نیت پاسخ دادن به این دروغ پراکنی و جنجالهای رسانه‌ای را ندارند، زیرا ما می‌دانیم که آنان می خواهند با چنین جوسازی هایی، مهندس موسوی را درگیر موضوعات حاشیه ای کنند.

 
رسالت میرحسین موسوی در برابر سپاه
ساعت ۱۱:٤٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢ اردیبهشت ۱۳۸۸  

اقتباس از سایت کلمه

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی میراث بزرگ خمینی کبیر (ره )است
محسن رشید رئیس سابق مرکز مطالعات جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که حدود 8 سال است از سپاه بازنشسته شده است در گفت و گویی با کلمه که به مناسبت دوم اردیبهشت  سالگرد تأسیس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی انجام گرفت با بیان این مطلب گفت: عواملی باعث می شود سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از دیگر نیروهای نظامی دنیا متمایز باشد.
وی در توضیح این مطلب ایدئولوژی را مهم‌ترین ویژگی متمایزکننده  سپاه پاسداران نامید و " ادای تکلیف" را به عنوان انگیزه اصلی ورود به سپاه و دفاع از نظام برای سپاهان  قلمداد نمود .
سخنگوی کمیته ایثارگران ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی: با اشاره به این سخن امام خمینی که «مگر غیر از این بود که ما برای تکلیف جنگیده‌ایم»، گفت: علی ایحال  تکلیف‌مداری آنچنان که باید وشایسته است برای نسل جدید تدوین وتبین نشده است
رشید در مورد ویژگی دوم متمایز کننده سپاه  افزود: سپاه زاییده اجتماع اول انقلاب است، سپاهی که زاییده جامعه بوده ارتباطش را با جامعه، همواره حفظ کرده است؛ اگر سپاه را یک نیروی مسلح بدانیم که برای دفاع از کشور همیشه آماده است باید به این موضوع نیز فکر کرد که هیچ نیروی مسلحی نمی‌تواند بدون داشتن عقبه استراتژیک قوی نقش مهمی را ایفا نماید و عقبه استراتژیک قوی به معنای همراه بودن افکار عمومی و حمایت اجتماع است .
این سردار بازنشسته سپاه تاکید کرد: من باید در اینجا جمله معترضه‌ای را به کار ببرم و آن خیانتی بود که رژیم پهلوی به نیروی نظامی این کشور یعنی ارتش روا داشت و آن این بود که این نیرو را در مقابل خواست مردم قرار داد؛ هر چند که تدبیرامام (ره) این معضل را در حد قابل توجهی خنثی کرد، اما در عین حال سران ارتش شاهنشاهی نتوانستند در مقابل مردم واکنشی منطقی نشان داده و در نتیجه به مقابله با آزادیخواهی مردم پرداختند.
وی افزود: از این ناحیه ، ما خسارت های سختی دیده ایم، زیرا هنگامی که عراق می‌خواست حمله خود را به ایران شروع کند، مهم‌ترین عامل آغاز حمله را نبود یک ارتش کارا و محکم در ایران دید. بلکه آن گاه که در تحلیل‌های نظامی، قدرت بازدارندگی ارتش ما را مورد ارزیابی قرار داد، طمع حمله را در سر پروراند. به همین دلیل می‌بینیم ارتش ما در آغاز جنگ،  روزگار سختی را مقابل ارتش عراق سپری کرد.
‌محسن رشید تأکید کرد: اگر ما طرفدار راه امام (ره) باشیم در واقع نباید بگذاریم به نیروهای مسلح ما آسیبی رسانده شود. گرچه اندیشه‌های مخربی سعی می‌کنند که پایگاه مردمی سپاه آسیب‌ ببینند.
وی افزود: من از بچه‌هایی که به عنوان نیروهای اصلاح‌طلب شناخته می‌شوند می‌خواهم که از منظر میرحسین و با ادبیات او سپاه پاسداران را بررسی کنند.
سخنگوی کمیته ایثارگران ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی افزود: من می‌گویم ما باید بدانیم که میرحسین آمده تا راه امام خمینی (ره) را به مفهوم حقیقی و واقعی زنده نماید و به گونه‌ای در مقابل سپاه عمل می‌کند که امام (ره) در سطحی متعالی تر در دوران دفاع مقدس عمل می کرد. ما نباید از ادبیاتی استفاده کنیم که دوستان نیروهای مسلح آن را نمی‌پذیرند.
محسن رشید در پاسخ به سئوال دیگری مبنی بر تفاوت‌های موجود در سپاه امروز و سال 58، عنوان کرد: معیارهای امروز ما همان اندازه با سال 58 متفاوت است که جامعه ما متفاوت است و سپاه هم که به عنوان یک نیروی برآمده از بطن جامعه می باشد  قطعا با چنین تفاوتی روبرو است. البته چون مدت‌هاست که از سپاه بازنشسته شده‌ام دقیقا نمی‌توانم بگویم چند درصد از معیارها تغییر کرده است.
وی اما در ادامه توضیح داد: سپاه نمونه‌ای از جامعه است و برای اثبات این مطلب کافی است  به دوره بنی‌صدر برگردیم، در آن زمان بخشی از سپاه طرفدار بنی‌صدر بود، ولی کمیت و تعداد آنان در سپاه در اقلیت بود، درست به همان تناسبی که بنی صدر در جامعه طرفدار داشت مشابه این وضعیت را می‌توانیم در انتخابات 76 مشاهده کنیم ؛ در شهرک های  مسکونی سپاه به همان نسبتی آرا به سمت خاتمی بود که در کل کشور این نسبت مشاهده می‌شد.
رشید گفت: این مسئله در دوره نهم انتخابات ریاست‌جمهوری و در مهندسی آرا به نوع دیگری خود را نشان می‌دهد. زیرا بچه‌های سپاه را روی مسائل حساس ارزشی فعال کردند و هنگامی که بر حس تکلیف‌مداری آنان تأکید شد، آنان به نقطه مقابل رأی دادند.
وی در مورد ویژگی سوم متمایز کننده سپاه گفت: سپاه از اول انقلاب تا کنون ، مرکز تربیت مدیر بوده است، روزی  که شهید رجایی به نخست‌وزیری رسید به نهادهای مختلف پیغام فرستاد که باید برای کابینه من وزیر معرفی کنید، از جمله این وزراء آقای دوزدوزانی بود.  عباس دوزدوزانی فرمانده دوم سپاه بعد از جواد منصوری در کابینه شهید رجایی به سمت وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی وقت منصوب شد. جالب اینجاست که وقتی بچه‌های سپاه وارد کابینه می‌شدند گرایش‌های صنفی خود را کنار گذاشته و از تمام تعهد و تخصص خود در مسوولیت مورد نظر برای رفع تکلیف و ادای وظیفه خدمت‌گذاری به ملت و کشور استفاده می‌کردند.
وی افزود:از جمله دیگر مدیران، می‌توان به آقای محسن میردامادی دانشجوی خط امام اشاره کرد که یکی از مسئولین سپاه بود.و امروز دبیر کل حزب مشارکت است  پس باید پذیرفت سپاه ظرفیت مدیرسازی در خود را به صورت یک روند خودجوش پدید آورده و دولت‌ها باید از این ظرفیت در اجرای امور استفاده نمایند.
محسن رشید در ادامه گفت :باید بپذیریم سپاه، مهم‌ترین رکن دفاعی کشور است و تردیدی نیست که این نکته را بیگانگان  به خوبی درک کرده اند  روزی که آمریکایی‌ها به عراق و افغانستان آمدند به عنوان یک تهدید بالفعل برای ما محسوب می‌شدند و برای این که آنان تهدید خود را عملی کنند، گام‌های مقدماتی بر ‌داشتند  اولین گام  آنان  که منجر به شکست شد، حمله نظامی به حزب‌الله لبنان بود.
محسن رشید در ادامه  عنوان کرد: می‌خواهم مسئله‌ مهمی را بیان کنم و آن توان توسعه حاشیه امنیت ونقش  بازدارندگی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از مرزهای کشور از هجمه‌ها و تهدیدات می‌باشد. به ضرس قاطع عرض می‌کنم؛ توان نظامی سپاه پاسداران به اندازه‌ای است که می‌تواند، حاشیه‌ امنیت دفاع از مرزهای ما را تا مرزهای اسرائیل توسعه دهد و ما نباید این توانایی ارزشمند را در چرخه حوادث سیاسی تخریب کنیم .
سپاه پتانسیل‌های نهفته بازدارنده ای دارد که نباید در چالش‌های سیاسی مخدوش بشود. این موضوع به دورانی بر می‌گردد که امام (ره) مطلع شدند جمعی از سپاهیان در سال 61 به منظور کمک به لبنان در خلال حمله اسرائیل به آن کشور رفته؛ به سوریه رفته تا در برابر تجاوز اسرائیل  به لبنانی‌ها کمک کنند. امام (ره) مانع این قضیه شد و نیروهای سپاه را بازگرداند،اما چند تن از بچه‌ها در آنجا ماندند که هسته‌ اولیه حزب‌الله لبنان را به وجود آورد. از سوی دیگر تردیدی نیست که روش‌های حزب‌الله در مقابل با جنگ اسرائیل و آمریکا نشان از استفاده از  تجربیات سپاه ما را دارد، هر چند نیازی به اثبات این موضوع نیست.
وی  در پایان گفت : من به پاسدار بودن خود افتخار می‌کنم چه در گذشته و چه در حالی که بازنشسته‌ شده‌ام. هر چند ممکن است صحبت‌های من مقبول دوستان سپاهی ما نیفتد  ولی براساس شعر مشهور مولانا که می‌گوید: «این جهان کوه هست و فعل ما ندا» تردیدی ندارم که بی‌اثر هم نخواهم بود.


 
سوم خرداد و نسل سوم
ساعت ۱:٢٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۳ فروردین ۱۳۸۸  

همایش "حامیان نسل سومی" مهندس موسوی با حضور فرزندان شاهد، ایثارگران، آزادگان و سرداران شهید با هماهنگی کمیته جوانان و دانشجویان ستاد مهندس موسوی به مناسبت سالروز فتح خرمشهر برگزار خواهد شد.

به گزارش قلم، حسین احمدی دبیر این همایش در این زمینه اظهار کرد: کمیته ایثارگران با تاسیس دو کارگروه ایثارگری و ایثارگران به ترتیب با محتوای " اندیشه‌های امام راحل، دیدگاه مهندس موسوی، اندیشه سرداران شهید دفاع مقدس و آسیب‌شناسی نگاه ابزاری به ایثارگری" و همچنین "مبارزان سیاسی انقلابیون و زندانیان قبل از انقلاب، دوران انقلاب و جنگ، دوران پس از جنگ شامل نسل سوم یعنی فرزندان شاهد و ایثارگر"، فعالیت تازه‌ای را آغاز می‌کند.
او بحث در خصوص دوران پس از جنگ تحمیلی و نسل سوم فرزندان شاهد و ایثارگر انقلاب را بسیار بااهمیت توصیف کرد و گفت: مهندس موسوی با توجه به احکامی که در زمان نخست‌وزیری از حضرت امام (ره) درباره رسیدگی به امور خانواده‌های شاهد و ایثارگر دریافت کرده بود توجه ویژه‌ای به این قشر ارزشمند جامعه دارد. این همایش با همکاری کمیته دانشجویان و جوانان ستاد مهندس موسوی برگزار می‌شود.

احمدی افزود: به نظر می‌رسد در نگاه به نسل سوم یعنی نسل بعد از جنگ و فرزندان شاهد و ایثارگر به نوعی نسبت به این جریان ارزشی و قشر ارزشمند جامعه، بی‌توجهی و غفلت شده و اصلاح این بی‌توجهی، نیازمند به تبیین و بازگشت با رویکردی نو به آرمان‌های انقلاب و خط امام راحل است.
دبیر همایش حامیان نسل سومی مهندس موسوی گفت که جزئیات این همایش که ابتدا در تهران برگزار می‌شود در آینده اعلام خواهد شد.
...................................................................................................................

حاج محسن :

بنده در کمیته ایثارگران ستاد میرحسین درخدمت ایثارگران نسل اول،دوم و سوم هستم! (انشاالله) 

من معتقدم که نسل سومی های ایثارگر دو دسته اند:

١-نسل سومی هایی که با حمایت آشکار از راه شهیدان ، علاقه مندی خود را به ارزشهای والای انقلاب اسلامی به نمایش می گذارند و از نبودن در صحنه های جهاد و شهادت غبطه می خورند.

٢-آن دسته از نسل سومی هایی که برای صیانت از خون شهدا با هرگونه بهره برداری سیاسی و جناحی از نام شهید و ایثارگران به مخالفت بر می خیزند و در این راه حاضر می شوند مورد غضب قرار گیرند و یاد آوران مبارزه دوران ستم شاهی هستند.


 
ستاد مجازی انتخابات
ساعت ۳:٠٥ ‎ق.ظ روز جمعه ٢۱ فروردین ۱۳۸۸  
حاج محسن :
بچه ها کی حاضره با وبلاگش در ستاد مجازی حمایت از میرحسین موسوی شرکت کنه؟
هرکس حاضره به سوالات زیر جواب بده:
١-آیا نیاز به یک وبلاگ مرکزی هست ؟
٢-آیا نیاز به مراکز فرعی هم هست ؟
٣-وظیفه ستاد مرکزی و ستاد های فرعی و  مستقل چی باید باشه ؟
-معرفی اجمالی صاحب وبلاگ ؟
-علت مشارکت صاحب وبلاک در تشکیل ستاد مجازی به نفع میرحسین ؟
-معرفی مزایای میرحسین ؟
-آفت های احتمالی دولت میرحسین درصورت پیروزی؟
-جمع آوری ابهامات سایرین و انتقال آن به سایت "قلم نیوز" ؟
-ایجاد چالش بین موافقین و مخالفین (ضمن رعایت اخلاق انتخاباتی) ؟
-کامنت گذاری در "وب" دیگران برای دعوت از آنها به مشارکت در انتخابات؟ 
.................................................................................................
طه:
.یا علی گفتیم و کار ...                                                           

بوترابی:

کمکهایی از دست ما برای ستاد مجازی تون بر بیاد در خدمتیمگل
داود روشنی :
 من آماده هستم هر کمکی از دستم بر می آید انجام دهم. من عضو شورای سیاستگزاری ستاد 88 جوانان حامی خاتمی هستم میتوانم دوستان وبلاگ نویس عضو ستاد را بسیج کنم.گل
http://inharfha.blogfa.com/
شاخ نبات :
ُسلام.
من حاضرم شرکت کنم فقط راهنماییم کنید که باید چکار کنم؟
به نظر من وظیفه ستاد باید معرفی میر حسین به صورت دقیق و صادقانه و به دور از بت سازی باشه!و وضعیت کنونی رو با آمارهای "دقیق" به اطلاع دیگرون برسونه. باید از کسانی در این ستادها استفاده بشه که به صداقتشون اطمینان دارید!
و در ضمن بهتره از عملکردهای دولت کنونی هم انتقادات منصفانه و عاقلانه و بدور از تخریب هم انجام بشه تا کسانیکه فقط کیهان میخوانند!! پنجره ی دیدشون وسیعتر بشه!مکانی درست بشه در این دنیای مجازی که مخالفان موسوی و حامیان احمدی نژاد بتونن سوالاتشون و ابهاماتی که راجع به موسوی در ذهنشون هست رو مطرح کنند و به تک تک سوالاتشون جواب داده بشه، به نظرم اینکار بتونه اعمال زشت منحرف کننده های اذهان عمومی را منحل کنه
!کامنت گذاری و دعوت از دیگران هم که مهمترین بخش این کار هست.
که البته این مورد زمان زیادی میگیره! و من هفته ای یکبار میتونم اینکارو بکنم البته سعی میکنم هفته ای یکبار سنگ تموم بزارم!

حالا اگه قابل بدونید در خدمتم.فقط چون من کنکوری هستم کمی بهم تخفیف بدید!
ساحل امید :
شما چقدر خوب تنور انتخاباتو به نفع میرحسین گرم کردیدخنده خوشمان آمد.
من پایه هستم و البته کلید این فعالیت مجازی رو هم چندی پیش زدم اما به دلیل فشردگی کارها و ضیق وقت فرصت ادامه‌ی کار رو نداشتم خوب الان که قراره حامیان میرحسین جمع بشن و ستاد مجازی راه‌اندازی بشه احتمالا می‌شه امیدوار بود که کار رسمیت بیشتری پیدا می‌کنه و با رغبت و انگیزه‌ی بیشتری پیش می‌ره.
من جواب سوالاتونو کلی می‌دم. اینکه یک نفر که وقت آزاد بیشتری داره وبلاگ‌های مخالف میرحسین یا موافق کاندیداهای دیگه رو پیدا کنه و بعد آدرس رو به سایر بچه‌های عضو ستاد بده تا هر کودوم با ارائه استدلالات خودشون در جهت رفع ابهام و اتهام زدایی از میرحسین و شناساندن بهتر وی و تقدس زدایی از کاندیداهای دیگر بکوشد.
و لازمه جهت آشنایی بیشتر اعضا شما و هرکسی که اطلاعات بیشتری در مورد میرحسین و عملکرد اون دارید به نحوی در جایی که تنها اعضا امکان دسترسی داشته باشند در اختیار اعضا بذاره تا در اقناع عمومی موفق باشند.
http://nagoftehayedel.blogfa.com/
سحر :
اگر اجازه بدین یه پست مفصل تو وبلاگم بازی می کنم....سر فرصت
http://cinderella22.persianblog.ir/
بوف کور :
بنده حقیر ب نوبه خود اعلام میکنم ک
از رای دادن و... خیری ندیده ام
مخصوصا با شیرین کاریهای دولت نهم اصلا حس خوبی ندارم
اما !!! حرف حاجی واسه من حکم سنده
از همین تریبون حمایت خود را از میرحسین اعلام می کنم
حقیر و وبلاگم در خدمت امیر کبیر  دولت دهم
بدرود
بوترابی :
در مورد ستاد مجازی پیشنهاداتی داشتم:
1. ستاد یک وبلاگ مرکزی و گروهی داشته باشد. پیشنهاد میکنم وبلاگ را در پرشین بلاگ راه اندازی کنید.
2. وبلاگنویسان طرفدار اصلاحات عضو وبلاگ مرکزی شوند و از اصلاحات و اصلاح طلبان بنویسند.
3. گرایشهای اصلی وبلاگ:
الف حمایت از کلیت شرکت در انتخابات برای افزایش مشارکت و تحقق مردم سالاری.
ب  حمایت از گفتمان اصلاح طلبان و اصلاحات
ج حمایت از همه کاندیداهای اصلاح طلب به طور کلی و حمایت از کاندیدای مورد نظر اصلاح طلب به صورت خاص و مشخص.
4. انعکاس مستمر اطلاعات منتشره در سایت مرجع : کلمه و غیره در وبلاگها و بحث و بررسی آنها.
5.  هماهنگی با ستاد های موجود ملی مهندس موسوی. توصیه میکنم با تیم آقای باقریان و آقای بهشتی هماهنگ کنید. اگر کمکی لازم بود در خدمتم.
شاخ نبات :
آقای بوترابی که همش اصلاح طلبی و اصلاح طلبان کردند فکر کنم دیگه لزومی به وجود من نباشه! چرا که من نه اصلاح طلبم نه اصولگرا!
فعلاَ

کلمات کلیدی: انتخابات ،میرحسین موسوی
 
گفتگوی آیت الله جوادی آملی با میرحسین
ساعت ۱:۳٧ ‎ق.ظ روز جمعه ٢۱ فروردین ۱۳۸۸  

آیة الله جوادی آملی:

«باید بدانیم سرمایه مردم سرمایه بسیار گرانقدر و ارزشمندی است لیکن این سرمایه نه به دست ما و نه به دست خود آنهاست. بدون مردم کار یک لحظه هم پیش نمی‌رود. اما اختیار دلهای آنها با خداست. »

«اگر ذره ای من و ما در انقلاب راه پیدا کند، مستهلک نمی‌شود بلکه مهلک می‌شود. اگر این مساله وارد نظام و حکومت شد، یعنی امور کل نظام آسیب میبیند. شناخت این مساله یک تشخیص دقیق می‌خواهد. وقتی گفتند صراط مستقیم از شمشیر برنده تر و از مو باریک‌تر است، به این معنی است که فهم دقیقی را می طلبد و عنصر اصلی آن معرفت است.»

ایشان تصریح کردند:

«با کشتار و جنگ امور مردم اصلاح نمی‌شود. انشاء الله شما هم وقتی وارد این عرصه شدید با این مبنا وارد شوید که نفت و گاز و حضور مردم وجود دارد اما رهبری به دست خداوند متعال است. اصل اعتقاد ما و مردم است که باید از خدا بخواهیم دلهای مردم ما را به سمت راه صحیح هدایت کند. وگرنه ، نه مردم اهل اقتصادند و نه اقتصاد به آنها می رسد.»

‌آیت الله العظمی جوادی آملی با ذکر حدیثی از حضرت علی ( ع‌) فرمودند:

«"‌هیچ ملتی با اختلاف به جایی نرسید اگر میلیونها سال هم جهان طول بکشد و ملتی پراکنده باشند به جایی نمی رسند."»

 این مرجع تقلید، در پایان خطاب به میرحسین موسوی فرمودند :

«به سلامتی وقتی شما هم وارد این عرصه شدید، به این دستور پیامبر به دقت توجه فرمایید که هنگام ورود به مسجد می فرمایند: "خدایا من نیامده ام که راه کسی را ببندم." شما نیز با توجه به این موضوع در هنگام هر امر حساسی به این فرمایش پیامبر توجه داشته باشید و بگویید: " خدایا برای راه تو می آیم و راه را بر کسی نمی بندم"»

میرحسین موسوی:

‌اگر بتوانیم به مردم بگوییم جهت گیری استفاده از منابع فراوان کشور در خدمت اهداف بلندمدت است و نه اغراض کوتاه مدت، مردم با ما همیار خواهند بود.
وی افزود: احساس می‌کنم بداخلاقی‌های فرهنگی موجود در کشور میان مردم ریشه در تصمیمات نادرست خودمان دارد.

 وی تصریح کرد:اجرای قانون در کشور با مشکل مواجه شده است. در دوره‌های قبل تاکید بیشتری برروی قوانینی که چارچوب نظام روی آن بنا شده است وجود داشت  و بنده در دوره قبل احساس می‌کردم هرفردی بیاید، از هر جناح سیاسی کشور، با وجود داشتن مشکلات کم و بیشی که در هر صورت قابل حل و فصل است، می‌تواند کشور را اداره کند.

 به گفته موسوی، یکی از دلایل شکل گرفتن انقلاب این بود که یک تفکر در کشور حاکم نباشد و تفکرات افراد مختلف از جناح‌های مختلف در قالب انتخابات تثبیت و یا تجدید شود.     (منبع : سایت کلمه)

......................................... ...........................................................................

پ.ن : بعد از رحلت امام خمینی و آیة الله اراکی ، من آقای جوادی آملی را بعنوان مرجع تقلید خودم برگزیدم.


 
"میرحسین" کمتر از "امیرکبیر" نیست
ساعت ۱٢:٢٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٩ فروردین ۱۳۸۸  
امین :                                                                                     http://najvayedoost.persianblog.ir
حا ج محسن  سلا م
آ ر ز و ی قبو لی طا عا ت  و  عبا د ا ت  شما  ر ا  ا ز  د ر گا ه  ا یز د  صمیما نه  خو ا ستا ر م
حا جی  یه  خو ا هش  ا ز تو ن  د ا ر م:
میشه لطف کنید و محاسنی را که در صورت انتخاب آقای میر حسین برای مردم حاصل خواهد شد رو کمی بیشتر توضیح بدین.
راستش دوست دارم دیدگاه شمارو بدونم ...چه بسا ماهم به اشتباه خودمون پی ببریم و برای کمک به شما وارد صحنه بشیم.

یا علی
حاج محسن:

سلام بر امین عزیز
متاسفانه نمی توانم مزیت های میرحسین را -برای آنان که دکتر احمدی نژاد را نسخه دوم شهید رجایی میدانند- تشریح کنم!

و پناه میبرم بخدا از این که مبادا سخن من موجب تخریب رییس جمهور قانونی کشور شود!

عزیز دلم! باید مدیرت میرحسین را ببینی تا برایت روشن شود "میرحسین به نسخه دوم رجایی  شبیه تر است یا احمدی نژاد"


آه! آه!
کجایند "همت" ، "باکری" ، "بروجردی" ، "کلاه دوز" ، "باقری" ، "بابایی" و... !!!

کجایند تا ببیند چگونه فرزندان نسل جبهه و جهاد  "میر حسین" را که یکی از اسطورههای دوران جنگ است نمی شناسند!!!

آه! آه!
ای شهیدان بزرگوار !

چه گناهی بزرگتر !

از این که رفیقان تان!

این عقب ماندگان از قافله شهادت!

در پرچمداری "زینب گونه" راهتان ناتوان بوده اند !!!

و نتوانسته اند الگوهای عینی تان را به جامعه عرضه کنند !!!

تا فرزندان شما در تمیز فراز ونشیب امور سردرگم نباشند!!!

از مزیت میرحسین چه بگویم که در ذهن تو شعارهای انقلابی احمدی نژاد را تداعی نکند!!!
از مزیت او چه بگویم که گرایشات رادیکالی نحله ای از دوستان اصلاح طلب را تداعی نکنی!!!
اگر در انتخابات ١٣٨۴به احمدی نژاد بدون داشتن کارنامه عملی رای دادی ، چرا به میرحسینی که کابینه اش ٧ سال از ٨ سال جنگ کشور را بعضا با "نفت بشکه ای ٧ دلار" اداره کرده !
و آرامش را در کشور در شرایط "ترور" ، "بمب "گذاری" و "بمباران" تامین کرده !
آذوقه کشور را در وضعیتی که "سیلوهای گندم" ، "کشتی های تجاری" ، "پالایشگاه های نفت" و تمام مراکز تولیدی کشور زیر بمباران دشمن قرار داشت ، تامین کرده!
به گونه ای که هر رزمنده ای بدون دغدغه از وضعیت معیشتی ، امنیتی و فرهنگی خانواده اش عازم جبهه شده و تولیت خانواده اش را بدست جامعه و خادمین آن سپرده !
چرا به او رای ندهی؟!!!
ولله که میرحسین کمتر از امیرکبیر نیست!!!
آنوقت عزیزی مانند تو!!!
طرفدار انقلاب!!!
پایبند به میراث بزرگ خمینی:ولایت فقیه!!!
در اصلح بودن او تردید کند!!!
چه فاجعه اجتماعی برای این انقلاب از این بزرگتر!!!
که بعد از ٢٠ سال مثل تویی شخصیت او را نشناسد!!!
وای بر من!!!
وای بر من!!!
وای بر من!!!
......................................................................................................................
بچه ها کی حاضره با وبلاگش در ستاد مجازی حمایت از میرحسین موسوی شرکت کنه؟
هرکس حاضره به سوالات زیر جواب بده:
١-آیا نیاز به یک وبلاگ مرکزی هست ؟
٢-آیا نیاز به مراکز فرعی هم هست ؟
٣-وظیفه ستاد مرکزی و ستاد های فرعی و  مستقل چی باید باشه ؟
-معرفی اجمالی صاحب وبلاگ ؟
-علت مشارکت صاحب وبلاک در تشکیل ستاد مجازی به نفع میرحسین ؟
-معرفی مزایای میرحسین ؟
-آفت های احتمالی دولت میرحسین درصورت پیروزی؟
-جمع آوری ابهامات سایرین و انتقال آن به سایت "قلم نیوز" ؟
-ایجاد چالش بین موافقین و مخالفین (ضمن رعایت اخلاق انتخاباتی) ؟
-کامنت گذاری در "وب" دیگران برای دعوت از آنها به مشارکت در انتخابات؟ 

 
قبای بعد از عید (12فروردین مبارک باد)
ساعت ۱٠:٥٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٦ فروردین ۱۳۸۸  

سلام به همه تون!

جاتون خالی!

توی زیارت امام رضا(ع) همه تون رو دعاکردم!

 از حزب اللهی تا دوم خردادی!

از مسلمون تا زرتشتی!

میخواید بدونید چه دعایی کردم؟

گفتم ای امام هشتم!

به هر کدومشون به اندازۀ ظرفیت مجازش عطا کن!

و هرکی ظرفیتش قابل توسعه است ، ظرفیت مجازش رو افزایش بده!

حالا اگه تغییری تو زندگی تون حس نکردین ،

بذارین بحساب کار خرابی من!

چیکار کنم دیگه!

هر کاری می کنم ، آدم درست و حسابی نمیشم!

هر کی ندونه امام رضا میدونه که راستش رو گفتم!

...................................................................

راستی بچه ها!

آسته آسته دارم توی ستاد میرحسین وارد میشم!

اگه نتونستم بهتون سر بزنم پیش پیش منو ببخشید!

....................................................................

گفتگو با یه دوست قدیمی ام رو براتون بذارم که از غیبت مجازی من خیلی دلگیر نه شین؛

*روز ١٢ فرودین برای دوستای نسل دومی ام این sms رو فرستادم:

" 12 فروردین روز پیروزی مکتب خمینی و اهتزاز پرچم مردمسالاری دینی مبارک باد"

یه دوست قدیمی ، به من پاسخ داد:

" آیا اصحاب سقیفه مدعی مردمسالاری دینی در مقابل ولایت علوی نبودند؟ "

بهش گفتم :

مگر خمینی نگفت: میزان رأی ملت است؟

مگر رهبری نمی گوید:مردمسالاری دینی؟

مگر غیر از این است که فقیه با رأی خبرگان به ولایت میرسد؟

آیا به نظر شما خمینی پا جای پای اصحاب سقیفه گذاشته؟

رفیق قدیمی و صمیمی من که خیلی به امام ارادت داره ، در جوابم به نقل از خمینی گفت:

"پیرو ولایت فقیه باشید تا مملکت شما آسیب نبیند"

البته دوست من کمی در نقل قول از امام اشتباه کرده و آنچه من در روی دیوار های شهر به نقل از  امام دیده ام چنین است:

"پشتیبان ولایت فقیه باشید تا مملکت شما آسیب نبیند"

همچنین در صحیفۀ نور جملۀ زیر آمده است:

"من به همۀ ملت ، به همۀ قوای انتظامی اطمینان می دهم که امر دولت اسلامی اگر با نظارت فقیه و ولایت فقیه باشد ، آسیبی بر این مملکت نخواهد وارد شد"

ولی من به روی خودم نیاوردم فقط در جوابش گفتم:

"خدایا به من توفیق بده که به خط امام در تمام ابعادش متعهد باشم"

 دوست قدیمی ام که شکّش برطرف شد و باور کرد که من ضد ولایت فقیه نیستم یه کمی انعطاف نشان داد و گفت:

" 12 فروردین روز پیروزی مکتب خمینی و اهتزاز پرچم مردمسالاری دینی به ولایت ولی فقیه مبارک باد"

من هم چیز دیگری نگفتم و به همین مقدار اصلاحات که ناشی از صداقت رفیق قدیمی و درعین حال حکایت از دغدغه های اساسی او می کرد راضی شدم!


 
انتخابات:میرحسین آمد،خاتمی ماندگارشد
ساعت ۱٠:۱۸ ‎ق.ظ روز جمعه ۳٠ اسفند ۱۳۸٧  

یا

مقلب القلوب و الابصار

یا

مدبر الیل و النهار

یا

محول الحول والاحوال

 حول حالنا

الی

احسن الحال   

*** 

هدیه  سال  ١٣٨٨

میرحسین آمد

خاتمی ماندگار شد

 


 
انتخابات: کیهان ، میرحسین موسوی و خاتمی
ساعت ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٩ اسفند ۱۳۸٧  

سایت اعتماد ملی:

حسین شریعتمداری  از نامه نگاری موسوی و سید محمد خاتمی انتقاد کرد. او در عین حال از وجود شواهدی خبر داد که نشان می دهد میرحسین موسوی در انتخابات ریاست جمهوری پیروز نمی شود. این اظهارت مدیر مسئول کیهان البته مسبوق به سابقه است و این نوع اخبار ایشان معمولا نشان دهنده آن است که برخی تلاش خود را از اکنون جزم کرده اند که مسند ریاست جمهوری را نگذارند در اختیار اصلاح طلبان قرار بگیرد....

مدیر مسول کیهان(به نقل از سایت اعتماد ملی):

نگارنده بر این باور است و انشاءالله همین باور در عرصه عمل نیز برقرار است که آقایان موسوی و خاتمی - و نه تمامی یاران و اطرافیان ایشان که آنان را خوب می شناسیم-  در این ماجرا و غفلت از تأکید بر این اصل بنیادین اسلامی و قانونی تعمدی نداشته اند ولی آنچه تعجب آور است این که، خطا در یک موضوع و مسئله واحد، اگر یک بار، دو بار، سه بار و… باشد، می تواند «خطا» تلقی شود. و  اما تکرار پی درپی خطا، این احتمال را قوت می بخشد که مبادا خدای نخواسته «خط» باشد!

خب! از اینجا به بعد دیگر، روی سخن با آقایان خاتمی و موسوی نیست، بلکه یادآوری جایگاه و نقش حیاتی ولایت فقیه در شکل گیری، پیروزی و تداوم انقلاب و نظام اسلامی از زبان امام راحلمان(ره) است. این چند نکته فقط اندکی از بسیارهاست. بخوانید؛

«ولایت فقیه، ولایت بر امور است که نگذارد این امور از مجاری خودش بیرون برود. نظارت کند بر مجلس، بر رئیس جمهور که مبادا یک پای خطایی بردارد. نظارت کند بر همه دستگاه ها… چرا اینقدر به دست و پا افتاده اید؟ و همه تان خودتان را پریشان می کنید؟ هرچه هم پریشان بشوید و هرچه هم بنویسید، کاری از شما نمی آید»،  «اعتقاد به ولایت فقیه از خصوصیات لازم برای مقام ریاست جمهوری است»،  «می خواهند ولایت فقیه یک مسئله تشریفاتی باشد»، «ولایت فقیه، این قانون مترقی اسلام، خاری است در چشم دشمنان اسلام»، «پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به کشور آسیبی نرسد»، «ولایت فقیه، همان ولایت رسول الله(ص) است» و…

حاج محسن :

می خواستم در آستانه سال نو از همه دوستان خدا حافظی کنم اما مطلب فوق مرا به واکنشی مجبور کرد.لذا به نکات زیر اشاره می کنم :

١-در موارد متعددی دیده شده که دوستان اصلاح طلب به شعارهای خودشان پای بند نیستند. چرا آنها مواضع مخالفین خود را کلیشه ای تحلیل میکنند؟!

٢-آیا اصل ولایت فقیه یکی از اصول اساسی قانون اساسی نیست؟!

٣-آیا توصیه های امام به رعایت اهمیت جایگاه ولایت فقیه شامل مرور زمان میشود؟!

۴-من که میدانم میرحسین و خاتمی هر دو به این میراث بزرگ خمینی پاینبدند و برادرم حسین شریعت هم میداند که این دو عزیز باچه پیچیدگی های فرهنگی روبرو هستند ، پس چرا آنان را در برابر این سوال قرار میدهد؟!

۵-آیا میرحسین و خاتمی حتما باید به این سوال پاسخ دهند؟ آیا نباید رمان پاسخ به این سوال را به تناسب شرایط زمانی و به تناسب ظرفیت مخاطب شان تعیین کنند؟

۶-آیا کیهان باطرح این سوال می خواهد میرحسین را مجبور به پاسخ زودهنگام کند؟

٧-اگر میرحسین در پاسخ به این سوال تاخیر کند از میزان طرفدارانش در بین اصولگرایان کاسته نمیشود؟

٨-اگر میرحسین در پاسخ به این سوال تعجیل کند از میزان طرفدارانش در بین اصلاح طلبان کاسته نمیشود؟

البته میرحسین قبلا ، در شب میلاد پیمبر اکرم در حسینه ای در نازی آباد ، پاسخ این سوال را به اجمال داده است ، در گزارش سایت کلمه آمده ؛  مهندس موسوی تصریح کرد :

مشکلی که پیدا کرده ایم این است که آن اسلام ناب با گرایش های گوناگونی آلوده شده و اسلامی شده که نمی توانسته منجر به بیداری و ایستادگی ملت ما باشد.

 زمانیکه امام خمینی بحث ولایت فقیه را در نجف باز کردند ، در حقیقت اولین قدم را برای معرفی اسلامی که می تواند اسلام روز باشد و یا اسلامی که با مسئله جهان می تواند در افتد و راه حل هایی را برای خروج از بن بست های کشور ایجاد کند ، پایه گذاری کردند. 

*در اینجا ذکر نکته ای را مناسب میدانم :

امروز فردی سکاندار منصب ولایت فقیه است که قبل از رسیدن به این منصب و در زمان ولایت خمینی پیرو او بوده است! ما امروز امامی داریم که قبلا مأموم بوده است.

 به عبارت دیگر با مطالعه الگوی تبعیت پذیری امام امروز از امام دیروز شاخصه های تبعیت پذیری ما از ولی فقیه شناخته میشود.

بدین ترتیب؛ هم گفتار ورفتار امام خمینی شاخصه ما در تنظیم نگاه مان به اصل اصیل ولایت فقیه  خواهد بود و هم نحوه تبعیت پذیری امام امروز از امام دیروز خط قرمزهای ما را مشخص میکند.


 
انتخابات: نامه فاطمه رجبی به میرحسین موسوی
ساعت ۳:۱۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢۸ اسفند ۱۳۸٧  

نامه فاطمه رجبی به میرحسین :

این روزها پس از گذشت دو دهه سکوت و پنهانی، شما فعال شده‌اید! فعالی پر از ابهام و مسأله‌برانگیز! فعالی که هر روز نامش به عنوان نامزد ریاست‌جمهوری دهم بر سر زبان است، و تصویرش کنار محمد خاتمی، یا سیدحسن خمینی آن هم در جلسات پرمفسده مشارکتی‌ها، کارگزارانی‌ها و به طور کلی اصلاح‌طلبان بیگانه‌پرست و اسلام‌ستیز منتشر می‌شود.   (برای اطلاع از متن کامل نامه خانم رجبی به سایت کلمه رجوع کنید)

حاج محسن :

سلام بر خانم رجبی و همه کسانی که مطالب ایشان را به نقد گذاشته اند...

من می خواهم از زاویه دیگری وارد این گفتگو شوم...

اما قبل از هر چیز لازمست خودم را معرفی کنم...

در انتخابات 1376  و 1380 به خاتمی رای دادم...

در مرحله اول و دوم انتخابات 1384 به ترتیب به کروبی و هاشمی رای دادم...

رای سال 1376 من به خاتمی پاسخ منفی بود به انذیشه ای که می خواست مشروعیت مردمی نظام را بدست فراموشی بسپارد و حکومت اسلامی را جایگزین جمهوری اسلامی کند...

رای من به کروبی از این جهت بود که در بین نامزدهای 1384 او را بیش از دیگران متعهد به خط امام میدانستم...

رای من به هاشمی؛ترس از قدرت گرفتن جریانی بود که در انتخابات 1376 به گوشه ای رانده شده بود . درحالیکه از عملکرد ارزشی هاشمی بعد از رحلت امام  بشدت دلگیر بودم....

اما بعد از معرفی خودم عرض می کنم بجای انتقاد به خانم رجبی بیاییم به این واقعیت توجه کنیم که اظهارات وی نمونه ایست از یک اندیشه و یک جریان که در کشور ما وجود خارجی دارد...

لذا نباید با این مساله برخورد سطحی کنیم...

سخنان خانم رجبی هرچند که بی ادبانه تلقی میشود ولی حکایت از نکاتی است که به دردمندی او انجامیده و این دردمندی اوست که او را بفریاد واداشته...

البته ممکن است او در شناخت علل مشکلاتی که موجب دردمندیش شده  بخطا رفته باشد ولی ما باید طبیبانه به این دردمندی نگاه کنیم...

اندیشه خانم رجبی که ظاهرا از دوران ریاست جمهوری آقای هاشمی سرچشمه میگیرد تا قبل از دوم خرداد امکان بروز نداشت...

اگر شما هم با من هم عقیده هستید،پس اولین مساله اینجاست که چرا چنین انتقاداتی در دوره ریاست جمهوری پنجم وششم مجال ابراز نداشت

و چه شد که از دوم خرداد 1376 چنین تریبونهایی گشوده شد...

این یک مساله مهم سیاسی-اجتماعی است که بی توجهی به آن تحلیل ما را از وضعیت داخلی 20 ساله اخیر ناکار آمد میکند ...

من قبل از نامزد شدن آقای خاتمی برای انتخابات دهم  به دوستانم میگفتم نامزدی ایشان را به چند دلیل مفید نمیدانم ؛

یکی از دلایلم چنین بود :

میگفتم جریانی که در دوره ریاست جمهوری خاتمی و به بهانه مبارزه با او شکل گرفته با دردست گرفتن قدرت در دوره نهم و بروز ناکار آمدی اجرایی آن در حال فروپاشی است ولی درصورت نامزد شدن خاتمی این جریان سوژه ای برای احیای ایده یولوژی خود پیدا میکند و این معضل فکری-اجتماعی دوباره رشد میکند ...

من معتقدم فریاد خانم رجبی مبتنی بر ادراک او از انقلاب و خط امام است ، لیکن او در فهم خط امام خطا کرده است

لذا اگر امکان بازگشت عینی -نه شعاری- به خط امام میسر شود کوره گداخته امثال خانم رجبی(بشرط صداقت شان) خنک میگردد...

البته ما نباید فکر کنیم که این فریادها مختص گرایشات ضد اصلاح طلبان است...

مگر شاخه ای از بچه های تحکیم وحدت نیستند که در دهه اول انقلاب بیشترین نقش را در حرکت های انقلابی داشته اند و مدتی است که دنبال تریبون برای فریاد میگردند...

مگر اکبر گنجی پاسدار انقلاب نبود که دوم خرداد به او فرصت فریاد داد و او  بعد از گرفتن تریبون آن ادبیات را علیه هاشمی بکار برد ...

لذا میرحسین باید بداند که برای مدیریت فرهنگی کشور با چه موضوعات فکری-فرهنگی پیچیده ای روبرو است

و اگر برنامه هایش بجای باز کردن این گرههای فرهنگی به کور شدن آنها کمک میکند نباید وارد صحنه شود

هرچند که مشکلات فرهنگی 20 ساله اخیر به این سادگی نه قابل تحلیل است و نه بزودی قابل رفع

اما باید از میرحسین بپرسیم که جهت گیری او چگونه خواهد بود؟ 


 
انتخابات:به میرحسین موسوی رای میدهم
ساعت ٤:۱٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢۱ اسفند ۱۳۸٧  
میرحسین :

اینک نه از روی خودپسندی تا ارزش‌ها و ارجمندی‌های همگنان را  نادیده بگیرم،
و نه از سر تجاهل تا مشکلات پیش رو را  ناچیز و بضاعت اندکم را کافی از توکل به خداوند بدانم،
بلکه به امید ادای وظیفه قصد خویش را برای نامزد شدن در دورۀ دهم از انتخابات ریاست جمهوری اعلام می‌نمایم.
///در جریان فعالیت‌های انتخاباتی، ستاد اینجانب حق چاپ و تکثیر عکس مرا نخواهد داشت و از علاقمندانی که ممکن است به صورت خودجوش وارد صحنۀ تبلیغات شوند نیز انتظار دارم که به این خواستۀ خدمتگزار خود توجه کنند.
/// از نظر من نوشته سادۀ یک شهروند علاقمند به سرنوشت کشور در پشت شیشۀ مغازه‌اش دلنشین‌ترین و موثرترین الگوی تبلیغاتی است.
/// یک قدم پیشرفت که واقعا محقق شود بر آرزوهای درازی که جامه‌ی عمل نمی پوشند برتری دارد.(منبع خبر : سایت کلمه)
حاج محسن :
1-اگر میرحسین فقط یک رای بیاورد آن رای را من داده ام
2-هدف من تقویت مکتب خمینی است و از مهندس توقع دارم که اثبات کند اشتباه نکرده ام
3-آقای خاتمی واقعا" دوستداشتنی است ولی در صورت پیروزی ، از مشکلات برسر راه دولت او بعد از انتخاب شدنش نگرانم
نرگس رضائی : اصلاح طلبان: خدا حافظ ریاست جمهوری          (منبع خبر : سایت کلمه)
حاج محسن  :
تقسیم بندی های سیاسی جامعه ما اعتباری است ؛
واژه های اصولگرا و اصلاح طلب زاییده دوران 8ساله دولت آقای خاتمی بوده است .
یکسال بعد از تصدی آقای احمدی نژاد در مسند ریاست جمهوری ، اعتبار دسته بندی مزبور به پایان رسید .
اختلافات داخلی هر دو جناح زنگ پایان اعتبار دسته بندی فوق را نواخت
ولیکن به نظر میرسد که نخبگان جامعه توجه لازم را ندارند !
غفلت از این حادثه مهم به معنی فقدان تحلیل صحیح از وضعیت موجود جامعه است
و تحلیل اشتباه از وضعیت موجود موجب تصمیمات غلط میشود !
لذا به عناصر تصمیم ساز هر دوجناح عرض می کنم که تحلیل شان از وضعیت موجود را مورد ارزیابی قرار دهند
و اگر نامزد شدن میرحسین موسوی را در قالب دسته بندی گذشته تحلیل کنند به نتیجه صحیح و ارایه راه کار مناسب نخواهند رسید !

مسعود: من قبلا پیام داده بودم و از دید بسته و متحجرانه ایشون اظهار نگرانی کردم.. سابقه ذهنی این موضوع هم بر می گردد به اظهار نظری از ایشون در مورد حجاب که در یک کتاب خوندم که بسیار بسته و متحجرانه بود(دقیق اظهاراتشون خاطرم نیست..) بهر حال ایشون در صورت کاندیداتوری به طور کاملا شفاف نظرشون رو در مورد آزادی های فردی و اجتماعی بیان کنن. در حال حاضر من آقای خاتمی رو به ایشون ترجیح می دم.. چون در این یک مورد با دیدگاه های ایشون آشنام...(منبع خبر : سایت کلمه)

حاج محسن :
مساله حجاب یک موضوع عارضی است ، نه جوهری .
اگر موضوعات جوهری در حوزه اجتماعی -که عدالت در صدر مسایل اجتماعی است- تحقق یابد
و جامعه ، عدالت محوری حکومت را باور کند ،
بسیاری از معضلات جامعه مانند دین گریزی جایش را به دینداری بالنده میدهد
و انسانی که بین دینداری و هویت خویش احساس پیوستگی کند
و آن را نه عامل فریب ملت بلکه باعث ارتقای کرامت انسانی ببیند ،
مسلما" دین گرا خواهد بود .
سایت انصار نیوز
 :

این سایت در بخشی از نوشته اش آورده است: میرحسین نباید تلافی بیست سال سکوت را در این چند ماه باقی مانده تا انتخابات بکند؛ چون همانطور که یک سکوت بیست ساله سوال برانگیز است، یک هیاهوی چند ماهه هم زیاد اخلاقی نیست. به قول همشهری‌های شیرین زبان موسوی: الهم بیر بیر!(منبع خبر : سایت کلمه)

حاج محسن :
خداییش اگر میرحسین قبل از وضعیت موجود لب به انتقاد باز میکرد ، همان بلایی که سر بقیه آمد سر او نمی آمد ؟! همین الآن هم که  انتقادی نکرده ، شما یک جای صحبت های او را نشان بدهید که مشخصا" کسی را مورد انتقاد قرار داده باشد !

انصار نیوز در ادامه آورده است : در این روزها به طور متناوب سخنانی از میرحسین موسوی تیتر روز نامه‌های دوم خردادی می‌شود. آنچه که از آن می‌ترسیدیم به وقوع پیوسته است و میرحسین موسوی خواسته و یا ناخواسته وارد بازی عوامل دوم خردادی شده است.
(منبع خبر : سایت کلمه)

حاج محسن :

پدیده دوم خرداد 1376  (توجه کن که باید بین پدیده دوم خرداد با دوم خردادی ها تفاوت قایل بود ) "یوم الله" و یک معجزه است !
اما چرا ؟
 خمینی مکتب جدیدی را -برای اداره جامعه در زمان غیبت امام زمان.ع- بنیان گزاری کرد .
مکتبی را که خمینی برای حاکمیت دینی عرضه کرد دارای 2 پایه است ؛
1-دیانت مبتنی بر اسلام ناب نبوی
2-مقبولیت و مشروعیت مردمی
از پیوند 2 عامل فوق "جمهوری اسلامی" تحقق و عینیت یافت .

 قبل از دوم خرداد 1376 پایه دوم مکتب خمینی ، یعنی عامل مشروعیت مردمی بوضوح در حال فراموشی بود و میرفت که جمهوری اسلامی به حکومت اسلامی تبدیل شود
یعنی اندیشه ای که مبتنی بر واژه قرآنی "اکثرهم لا یعقلون" برای رای مردم اعتباری قایل نبود
و نیز الگوی برای حکومت اسلامی در زمان غیبت نداشت ، الگویی را تجویز میکرد که به حکومت خلفا شباهت داشت .
این اندیشه در آستانه انقلاب و در زمان حیات امام جرات نشو و نما نداشت اما طی 8 سال پس از رحلت امام کم کم قدرت مانور پیدا کرد و در آستانه انتخابات 1376 شیپور پیروزی شان به صدا درآمده بود !

اما پدیده خرداد 1376 مکتب خمینی را احیا کرد و پایه درحال فروریزی نظام را باز سازی کرد بطوریکه واژه "مردمسالاری دینی" در ادبیات سیاسی کشور جایگاه ثابتی پیدا کرد !

احیای واژه مزبور می بایست موجب خرسندی تمام طرفداران انقلاب می شد ، لیکن تمایلات و گرایشات جناحی ، چشم ها را پر کرده بود و حق طلبی جای خود را به منافع جناحی داده بود! لذا این حقیقت قربانی شد !

قربانی شدن این حقیقت بدین گونه اتفاق افتاد ؛ دو جناح موجود در کشور هر کدام یکی از دو پایه مکتب خمینی را علم کردند و پایه دیگرش را کمرنگ نمودند و هر کدام از دو جناح یکی از دو نام اصولگرایی و اصلاح طلبی را برخود نهادند ! 

جناح اصولگرا تحت تاثیر عناصر متدینی بود که  نمی توانستند  برای رای مردم ارزش دینی قایل شوند ، و پدیده دوم خرداد را پیروزی اندیشه لاییک ها تلقی کردند و بشدت در "پز" دفاعی رفته و باتوجه به "تز" بهترین دفاع حمله است کوشیدند تمام راهها را بروی جناح مقابل به بندند !

جناح اصلاح طلب نیز که علم مشروعیت مردمی را برداشته بودند و ابتدا اقدامشان را متاثر از انقلاب خمینی میدانستند ، بعد از اینکه متهم به ترویج اندیشه لاییک و متهم به خروج از راه خمینی شدند ، در برابر تهاجم اصولگرا ها ، به مرور به نقد پایه های دینی مکتب خمینی وارد شدند و از گرایش انقلابی خمینی فاصله گرفتند !

آری دوم خرداد ١٣٧۶ "یوم الله" بود و هست !

معلوم نیست اگر این پدیده واقع نمی شد امروز جمهوری اسلامی ایران چه وضعیتی داشت ؟!

ولی تحلیل و عملکرد غلط دو جناح کشور مانع از بهره برداری بهتر از این پدیده بزرگ شد !

ولی تحلیل و عملکرد غلط دو جناح کشور مانع از بهره برداری بهتر از این پدیده بزرگ شد !

انصار نیوز :
میر حسین موسوی دو نیمه دارد: یک نیمه آن، ورژن ضعیف‌شده احمدی‌نژاد است که می‌خواهد نمودی از ساده زیستی و گفتمان اولیه انقلاب را به نمایش بگذارد.
...امروز بر خلاف آن چه مشاوران شما به عرض مبارک رسانده‌اند، ایران عزیزترین کشور منطقه است و حتی دموکراسی‌های لرزانی چون ترکیه می‌خواهند صلابت احمدی‌نژاد را جلوی دوربین‌های تلویزیونی تقلید کنند...
دولت احمدی‌نژاد در بیست سال گذشته نزدیکترین گفتمان را به اندیشه‌های امام راحل داشته است و دوباره برق شادی را در چشمان زنان و مردان فراموش‌شده پایین شهری و روستاهای محروم نشاند و زخم عمیقی را که دوستان شما در امپراطوری دولتی در زمان اصلاحات و سازندگی بر روح مردم محروم به وجود آورده بودند، اندکی التیام داد و آن وقت جنابعالی در این دوره طلایی انقلاب، سکوت بیست ساله را می‌شکنید و دولتی را که از لسان رهبر فرزانه به دولت حزب‌الهی مفتخر گردیده، مورد انواع تهمت‌ها قرار می‌دهید!
جناب موسوی!
نیمه دوم شما به اندازه نیمه اولتان دوست داشتنی نیست.
تکلیف ما با نیمه اول شما روشن است؛ ولی مطمئن باشید در برابر نیمه دوم شما خواهیم ایستاد. تا او چه خواهد...   (منبع خبر : سایت کلمه)

حاج محسن :

1-سپردن یک وزارتخانه به یک سرمایه داری که از ثروتمندیش با افتخار دفاع میکند ، چه شباهتی با خط امام و راه شهید رجایی دارد ؟!
2-جناب ...که در دهه اول انقلاب تنها یک پاسدار بوده و علی القاعده درآمدی جز حقوق پاسدار ی نداشته ، این همه سرمایه را چگونه و از کجا بدست آورده ؟!
3-رانت خواری یعنی چه ؟ آیا ثروت اندوزی بالای .... که یار غار ... است طیّب و طاهر است ولی ثروتهای باندهای مخالف ایشان از راه رانت خواری بدست آمده است ؟!
4-تایید...  که آشکارا ، پیشاپیش و با افتخار ، خود را از طایفه سرمایه داران معرفی میکرد خیانتی است به خط امام و به زیر پا گذاشتن علنی وصیت های امام است ! من به سهم خود هرگز آن را نمی بخشم ....!
5-اگر برخی از مسولین دولت های قبلی متهم به ثروت اندوزی بوده اند ، یا اتهامشان را قبول نداشتند و یا می کوشیدند فسق شان علنی نشود .
ولی متاسفانه اخیرا" این پرده دریده شد و بدعتی در جمهوری اسلامی گذاشت شد که طی 30 سال گذشته بی سابقه بوده است .

 
میرحسین در دانشگاه تهران
ساعت ٩:۱٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸٧  

ما نمی‌توانیم راجع به عزت مردم قهرمان غزه و مقاومت پر افتخار حزب‌الله  لبنان صحبت کنیم و عزت مردم خودمان را نادیده بگیریم. مردم بین خود تناقضی میان حمایت از مردم غزه و حفظ کرامت انسانی خود نمی بینند.  آن ها اعتقاد دارند که می توان این دوگانگی رفتار را نداشت. میل مردم به استقلال روحانیت در کنار دوستداری آن ها از روحانیت  همنشینی اصلاح طلبی و اصولگرایی با هم است.

میرحسین موسوی با حضور در نشست شصت و ششمین سالگرد تاسیس انجمن اسلامی دانشگاه تهران و علوم پزشکی در جمع دانشجویان به ایراد سخنرانی پرداخت.

در ابتدای این مراسم پخش نماهنگی از تصاویر شخصیت‌های انقلابی، دفاع مقدس و تاریخ انقلاب به شدت مورد استقبال دانشجویان قرار گرفت. در این نماهنگ ضمن پخش صحنه‌های تاریخی از حوادث مختلف انقلاب، دفاع مقدس، جنبش دانشجویی، کوی دانشگاه و همچنین تصاویری از  امام خمینی (ره)،  شهید دکتر بهشتی، شهید مطهری، شهید چمران،  شهید دکتر شریعتی، آیت‌الله طالقانی، مهندس بازرگان، شهید آوینی و همچنین مهندس میرحسین موسوی و سید محمد خاتمی پخش شد.

....................................................................................................................

مشروح سخنان میرحسین موسوی را می توانید در سایت کلمه مطالعه کنید.

....................................................................................................................

رضا (مسیر سبز):
نمی‌دانم باید به حال شهید آوینی غصه بخورم که عکسش کنار عکس بازرگان پخش شده است یا برای بازرگان خوشحال باشم...
محمد :
عرایضم به رضای عزیز
... من به باور شما کاری ندارم که اصلا به من ربطی ندارد و باید بگویم علاقه‌ای هم به کاویدنش ندارم. اما کوبیدن بازرگان را به کدام مبنا و حجتی می‌توان هضم کرد نمی‌دانم...
حیف است برادر. حیف است که چون بازرگانی را به بزرگی آوینی تحقیر کنی. ستایش من از بازرگان انکار حقیقت بزرگ آوینی نیست اما انکار بازرگان راستی چه معنایی دارد؟ نمی‌خواهم پس پشت کلمات بی‌معنی شما دنبال همان دستی باشم که این روزها هر بزرگداشتی برای بازرگان و مصدق را بر هم می‌زند و سال‌ها است به چنین رسالتی مشرف شده!! نمی‌خواهم بنشینم و داد سخن بدهم که بازرگان چنین بود و چنان که دردی از ما دوا نمی‌کند و ترمیم گذشته و ترمیم امروز نیست. فقط و فقط می‌خواهم به گذشته برگردید. تاریخ را برگی بزنید و بدانید هجو و لعن شما نه از بزرگی کسی می کاهد نه بر آن می‌افزاید. اما برای ما که ایرانی هستیم بغایت ناگوار است که هنو این بیماری ملی را در خودمان نمی‌شناسیم. ناروا گفتن مختص ملت ما نیست
اما آفتاب را هم وارد بازی‌های سیاسی مهمل کردن ظاهراً از کرامات قبیله ما است.    
....................................................................................................................
حاج محسن :
آقا رضا نکته خوبی را اشاره کرد .
به نظرم موضوع مورد نظر ایشان از چند منظر قابل توجه است :
١-نمایش تصاویر شخصیت های (ظاهرا") متناقض بازرگان - آوینی ، مطهری - شریعتی و بهشتی _ طالقانی  ، در یک همنشینی ، القا کننده چه نکاتی است ؟
٢-آیا نمایش هر یک از تصاویر یاد شده ، "تابوی" گرایش خاصی از طیف حاضرین در سخنرانی میرحسین محسوب می شود و بر چند دستگی حضّار دلالت دارد ؟
٣-آیا این نمایش ترکیبی ، از نوعی عدم صداقت برگزار کنندگان نشست حکایت دارد ؟
۴-آیا اشتراک واحدی بین عناصر یاد شده(همچون بازرگان و آوینی) وجود دارد و ما یا برخی از دوستان تا کنون از آن بی خبر بوده ایم ؟
۵-آیا نمایش تصاویر مزبور دلالت بر رویکرد مثبت گرایشات مختلف برای استماع سخنان میرحسین دارد ؟
۶-آیا برگزارکنندگان همنشینی ، با انگیزه واحدی از میرحسین دعوت کردند ؟
٧-آیا دیدگاه های میرحسین با برگزار کنندگان کاملا" منطبق است ؟
٨-آیا اظهارات میرحسین مبنی بر ضرورت مشارکت گرایشات مختلف در انجمن های اسلامی پاسخ همه سوالات فوق نیست ؟
*یقین دارم رفتار و گفتار میرحسین ، در دراز مدت ، به این سوالات پاسخ خواهد داد !
..................................................................................................................
شاخ نبات :

سلام...

مردم هم می توانند پایبند ارزش ها باشند، از راه شهدا دفاع کنند، به آن افتخار کرده و آن را ترویج دهند؛ اما در عین حال این عقیده مجوز این نیست که در اموری که برای مردم است، سلیقه شخصی آنهاست تجسس شود و دست اندازی صورت گیرد؛ در اینجا جامعه هم اصلاح طلب هست و هم اصولگرا...

(خیلی عالی بود.)

مهندس موسوی افزود: در جامعه‌ای که تجارت با خداست و بیع با خداست، در آن جامعه سوداگری و حاکمیت پول به  حداقل  خودش تقلیل پیدا می‌کند. البته  این به این معنی نیست که در این جامعه تولید ثروت، رشد و توسعه نیست، نه این‌چنین نیست؛ بلکه در آن جامعه این‌گونه است که اگر ضرورتی داشته باشد مردم حاضرند از همه چیز خودشان در راه خدا بگذرند و به کشور، به مردم و به انقلاب کمک کنند تا کشور از بحران‌ها رد شود. در چنان جامعه‌ای می‌شود بدون آن‌که به مردم صدقه بدهید و پول کف دست آنها بگذارید انتظار داشته باشیم که بحران‌ها و مشکلات را برای  مردم شرح دهیم و مردم را به طاقت و سخت‌کوشی فروان کار کردن با حفظ عزت انسانی خودشان دعوت کنیم و آنها پاسخ دهند.

(فوق العاده بود)
فقط یک سوال! این سیاستمدار بزرگ و اندیشمند هم شعار آزادی سر داده ... اما آیا آزادی به گروه های مخالف خود را هم میدهد؟؟!!
من که سیاستمداری نمیشناسم که این آزادی رو بده شاید آقای میر حسین این کار عالی رو انجام بدن...

سخنانشون فوق العاده بود... احساس میکنم سیاستمدار مد نظرم رو پیدا کردم! هرچند هنوز به تحقیق بیشتر نیازمندم! در ضمن دوستانی که منو طرفدار پر و پا قرص احمدی نژاد میشناسند گمان نکنند پشت پا زدم به عقایدم! اصلاَ! من همچنان به ایشون احترام میزارم و کارهاشون رو ستایش و تحسین میکنم اما در عین حال انتقاداتی هم از ایشون دارم و این باعث میشه تنها به فکر ایشون نباشم و دنبال شخص بهتری بیفتم!اما احساس میکنم آقای میر حسین موسوی افضل هستند.فقط یه سوال در ذهنم هست که تا چه حد افکار آقای موسوی با آقای خاتمی شباهت داره؟؟؟!!!
...................................................................................................................

ناشناس :
او این همه مدت کجا بود؟
.....................................................................................................................
شیوا سپهری :
سلام
تشکر از حضور شما و اطلاع رسانیتون
چند سطر صحبت های میر حسین موسوی را خواندم و اگر وقت رخصت داد ادامه ی مباحثش را دنبال میکنم اما با خواندنش به یاد تصویری افتادم که در نمایشگاه به دیوار زده بودند در ردیف عکس شهدا عکس احمدی نژاد را کنار عکس رجایی در یک پوستال عظیم نصب کرده بودند امر را جویا شدیم و مسول نمایشگاه تنها پاسخی که داد این بود حق با شماست اما  ما سالن را اجاره کرده ایم این تصویر از قبل بوده و دکوراسیون را تغییر نداده ایم
....................................................................................................................
حاج عادل :
... تاریخ . هم خوندنش و هم تدبر در اون رو خیلی دوست دارم ... برا کسی که سیاست رو تو سن 14 سالگی در  بهمن ماه سال 57 تو روبروی دانشگاه تهران تجربه کرده و حالا  نگاهی به دوران سی سال قبل می اندازه . تحلیل این روزگار ما دشوار نیست ...

....................................................................................................................

رضا (یک قلب پاک...):

سلام و درود بر شما و متشکر بابت دعوتتان ...در وحله اول باید بپذیریم که سی سال از انقلاب گذشته و نسل سوم انقلاب به دوران رسیده اند و هیچکدام آنها صحنه های انقلاب و دوره جنگ تحمیلی و حملات دشمنان را ندیده اند و طرز تفکرات با اول انقلاب بسیار تغییر کرده که البته حقیر معتقدم بعضی از مسئولین مصبب اینگونه طرز تفکرات هستند که در جایگاه عدل الهی بایستی پاسخگو باشند ..متاسفانه همانطور که مشاهده می کنیم تمامی افراد مسلمان و انسانهای معتقد و معتهد هم هستن ولی برای تخریب شخصیت همدیگر از هیچ کاری پرهیز نمی کنند که خود این جای بسیار تاسف دارد ...در اوایل انقلاب یک شعار چشم را بسیار نوازش میداد ...ما تشنه قدرت نیستیم بلکه تشنه خدمت هستیم ...بنظر حقیر در حال حاضر این چنین نیست و این شعار رنگ باخته و به تاریخ پیوسته است ...ایکاش سخنرانی های امام عزیزمان را چندبار گوش میکردند ..برای مثال ...این مملکت مال پابرهنه هاست و مستضعفین ...و چقدر حضرت امام قدس سره  به تمامی مسولین سفارش می نمودند .....آیا این سفارشات کارساز بود ؟
من شخصا آرزو میکنم حضرت امام زنده بودند ......
برایتان بهترینها را از صمیم قلب آرزو میکنم در پناه حق ....

 .................................................................................................................

سحر :

سلام..به این پست دیر رسیدم و برای همین اجازه می خوام که نظرم و بگم.شخصا دوستان می دونن که کاملا اصلاح طلب هستم و طبیعتا از سخنان میر حسین که شخصیی بسیار دوست داشتنی دارند لذت بردم ..در مورد مطلبی که رضای عزیز (مسیر سبز) بهش اشاره کردم اول یک انتقاد دارم و با یک سوال مطرح می کنم.چرا نباید عکس شهید آوینی و مهندس بازرگان کنار هم باشد؟؟؟مگر هر دوی اینها به روش خودشان به کشور خدمت نکرده اند ؟تحلیل حاج محسن را خواندم و لی به نظر من اصلا نکته مبهمی در این تصاویر نیست...از محور بحث میر حسین کاملا پیداست که می خواهد اصلاح طلبان و اصول گرایان را به نوعی آشتی بدهد و این مرز به وجود آمده را از میان بردارد هر کدام از این شخصیتها به نظر من نمادی از اصلاح طلبی و اصول گرایی هستند و همه به ایران به نوعی خدمت کرده اند! هدف این بود:خانمها ,آقایان چه اصلاح طلب چه اصول گرا برای این کشور هزینه داده اند ...زحمت کشیده اند حال هر کدام به روش خودشان و با اعتقادات خودشان...غرض خدمت به ایران بوده و ایرانی باید هر خدمتی را ارج نهد!