| فیلتر شدن سایت هاشمی |
| ساعت ۱:٢۳ ق.ظ روز دوشنبه ۱٢ دی ۱۳٩٠ |
|
چند روزیست که سایت منتسب به آقای هاشمی رفسنجانی غیر قابل دسترسی شده است! ظاهرا فیلتر نشده، امام امکان دسترسی به آن را ناممکن کرده اند! دقت در این حادثه، گویای پیام مهمی است! پیامی بسیار دردناک و خطرناک! من با درک عمق این پیام، اعلام عزای عمومی از طرف بزرگان را ضروری می دانم! ولی متاسفانه به قدری جامعه ی ما آسیب دیده و کرخت شده که اظهارات فوق در ذهن مخاطبان به نظرات افراطی بیشتر شبیه است تا ضرورتی واقع بینانه!
آنهایی که به تصور حمایت از رهبری، علیه هاشمی اقدام می کنند، نمی دانند دست پنهانی که درصدد کوبیدن هاشمی است، هدف بزرگتری دارد! حذف هاشمی از مصادر انقلاب، هدف مرحله ای کسانی است که به نام حمایت از ولایت فقیه درصدد انتقام از خمینی هستند و ابراز علاقه آنها به خامنه ای تاکتیکی برای سرپوش گذاشتن به اهداف انتقامجویانه ی شان است! آنان می دانند که با وجود هاشمی نمی توانند به خاکریز خامنه ای هجوم برند! البته نباید گمان کرد که هجوم آنان به خامنه ای علنی و آشکار خواهد بود، بلکه احتمالا سناریوی آنان به دست گرفتن جایگزینی خامنه ای است و بعید نیست که برای حذف فزیکی خامنه ای هم نقشه داشته باشند! اما خوب می دانند که تا هاشمی را از سر راه خود برندارند، به هدف شیطانی خود نمی رسند! آن دست مرموزی که در سال 1384 و 1388 احمدی نژاد را بر خامنه ای تحمیل کرد، با اعتصاب 11 روزه ی احمدی نژاد - در برابر رهبری - عمق هدف های استراتژیک خود را نشان داد! دلیل ناکامی توطئه ی اعتصاب 11 روزه، تصمیم شان به چیدن زود هنگام این میوه نرسیده بود! اما باغبانی که این تخم توطئه را کاشته، هنوز به آبیاری آن مشغول است! باغبان مزبور هدف های مرحله ای چندی را دنبال می کند، که به بعضی از آنها نزدیک شده است! یکی از آن هدف ها مایوس کردن مردم از حضور درصحنه است و می بینیم که حوادث بعد از انتخابات 1388 به میزان غیر قابل تصوری آنها را به هدف های شان نزدیک کرده است! این جریان مرموز که جایگاهی دربین مردم ندارد، با اتکا به شعارهای مردم پسند، کوشیده است رهبری جریانات طرفدار انقلاب را به دست گرفته و شور انقلابی توده های مذهبی و شعور نخبگان متدین را به ابزاری برای پیشبرد هدف های پنهان خود مبدل کرده و به قول مشهور "با دست سید مار بگیرد" موضوع حذف هاشمی با تبر نهادها و افراد انقلابی نیز از همین مقوله است! این جریان مرموز با سمپاشی گسترده ای که از انتخابات 1384 و سپس در مناظره 1388 کرد، کوشیده گام به گام هاشمی را در جامعه منزوی تر کند و همزمان واکنش جامعه را نیز تست نماید! از این منظر سکوت در برابر فیلتر شدن سایت هاشمی، خواب غفلتی است که خظرات بعدی را درپی خواهد داشت! ................................................................................................................ البته دفاع از آقای هاشمی به معنی بی اشتباه دانستن ایشان نیست، بلکه انتقادات به آقای هاشمی، انتقاداتی اساسی و تاریخی است، اما درعین حال بند کفش هاشمی و خامنه ای به جریان مرموزی که کمر به هدم انقلاب بسته می ارزد! |
|
| چالش درونی اصولگرایان |
| ساعت ۱۱:۳٩ ب.ظ روز جمعه ٦ اسفند ۱۳۸٩ |
|
دقت در خبر زیر نشان می دهد که اصولگرایان سنتی در پیش پای خود چاله می کنند. خبر: به گزارش سایت اصولگرای مشرق(در تایخ 5 اسفند 1389) به نقل از جهان، ثمره هاشمی دستیار ارشد رئیس جمهور چندی قبل در جمع اعضای فعال جامعه اسلامی دانشجویان در همایش سیاسی گفتمان پیشرفت اسلامی در شیراز در پاسخ به سوالی در مورد مجلس خبرگان، تغییرات اصلاحی در آن (مجلس خبرگان) را خواست مردم ایران دانست. وی در مورد مجلس شورای اسلامی نیز گفت:مردم ایران شایسته بهترین ها هستند و باید برای اداره مجلس، آن ها(مردم) بهترین ریاست و هیئت رییسه را داشته باشند. دستیار ارشد رئیس جمهوردر پاسخ به سوالی در مورد انتخابات آینده ریاست جمهوری و کاندیدای مورد(نظر)دولت، در این زمینه با بیان اینکه هنوز زمان انتخابات و معرفی کاندیدای مناسب نرسیده است ، تصریح کرد: در شرایط حاضر حفظ ملاک و معیار مناسب اقدامی مهمتری است که باید به آن پرداخته شود. در ضمن بنا به همین گزارش ثمره درباره مشایی اظهار داشت: برخی جوسازی ها و سخنان گفته شده در مورد آقای مشایی نیز نادرست است و باید اصلاح شود. نظریه: اظهارات ثمره هاشمی یار صمیمی احمدی نژاد (که به نظر می رسد به همراه مشایی و احمدی نژاد مثلث رهبری را در طیف احمدی نژادیها به عهده دارد) حکایت از موارد زیر می کند: 1-اتاق فکر طیف یاد شده گام اول برای کسب موفقیت در انتخابات یازدهم ریاست جمهوری را در دست گرفتن کرسی ریاست مجلس شواری اسلامی و یکطرفه کردن و هم جهت کردن هیئت رئیسه مجلس خبرگان می داند. 2-اتاق فکر طیف احمدی نژاد که ترجیح می دهد نزاع با اصلاح طلبان به نام آنان تمام نشود , در حال حاضر رقیب خود را اصولگرایان سنتی می داند نه اصلاح طلبان. 3-آن دسته از اصولگرایان سنتی که برای حذف هاشمی رفسنجانی از ریاست مجلس خبرگان و علی لاریجانی از ریاست مجلس شورای اسلامی تلاش می کنند , ناخودآگاه آب در آسیاب رقیب خود (طیف احمدی نژاد) می ریزند. 4-بعید است که رقابت طیف احمدی نژاد علیه اصولگرایان سنتی از جنس رقابت های مرسوم سیاسی باشد بلکه آنان معتقد به مدیریت تک حزبی هستند. 5-مواضع گذشته احمدی نژاد نشان می دهد که در ایده ئولوژی او مشارکت سایر گرایشات سیاسی در مدیریت کشور امری مطرود است. |
|
| اگر...ندارید لااقل ساکت بمانید |
| ساعت ٧:٤٤ ب.ظ روز دوشنبه ٢ اسفند ۱۳۸٩ |
|
ای کسانی که خامنه ای را دیکتاتور می خوانید! و ای گروه دیگری که به هاشمی رفسنجانی لقب فتنه گر داده اید! حد توقف تان کجاست؟! نقطه نهایی شما کجاست؟! تا کجا می خواهید ادامه دهید؟! بی تردید خامنه ای و هاشمی هرکدام به تنهایی از پایگاه اجتماعی درخور توجهی برخوردارند! آیا شما پایگاهای طرف مقابل تان را نادیده می گیرید؟! قبل از این که سرتان به سنگ بخورد هشیار شوید! ای کسانی که خامنه ای را دیکتاتور میخوانید! آیا نیروهایی را که در خیابان ها در برابر شما صف آرایی می کنند , مزدوران عرب و عناصر پول پرست می پندارید؟! گمان نمی کنید که بسیاری از آنها به خامنه ای عشق می ورزند؟! ای کسانی که غیرت وناموس هاشمی را نشانه گرفته اید! آیا به استناد اظهارات خود شما -که میرحسین راعامل هاشمی می دانید- هاشمی 14میلیون رای موافق در این کشور ندارد؟! چرا خودتان را بخواب زده اید! اگر برای شما حفظ این کشور مهم است؟! اگر شما بر سر استراتژی حفظ نظام پایدارید؟! اگر حرمت خون انسانها برای شما معتبر است؟! نگذارید مردم بیش از این رودرروی یکدیگر صف آرایی کنند! فرض کنیم میرحسین را هم اعدام کردید! بعد از آن چی؟!!!! به نظر شما در جامعه ای که نامزد ریاست جمهوری اش با کسب 14 میلیون رای –هرچند به عنوان نفر دوم انتخابات- اعدام شود اعدام کننده می تواند در آن جامعه محبوبیت داشته باشد؟! ای نخبگان جامعه!!! ای خواص !!! ای روحانیت!!! ای دانشگاهیان!!! کی باید چشم و گوشمان باز شود؟! آیا نمی بینید شعله سیاه کینه بخش های وسیعی از جامعه را فراگرفته است؟! آیا نمی بینید که برخی به خون بسیجی ها تشنه اند! و گروههایی از بسیجی ها تشنه ریختن خون طرف مقابل هستند! این مسیری که شما انتخاب کرده اید برنده اش نه شما هستید و نه رقیبتان! بلکه برنده صحنه گروهی خواهند بود که دست در دست بیگانگان دارند! اگر نمی خواهید جاده صاف کن عوامل بیگانه باشید؟! راه دیگری انتخاب کنید!!! آیا بهتر نیست بجای متهم کردن یکدیگر , موانع را از سر راه گفتگو برداریم و همدیگر را تنها و تنها به روشهای اقناعی توام با ایثار دعوت کنیم؟!!! |
|
| پیام آقای هاشمی در19دی |
| ساعت ۱٠:۳۱ ب.ظ روز یکشنبه ۱٩ دی ۱۳۸٩ |
|
به گزارش ایلنا، آیتالله هاشمی رفسنجانی به مناسبت 19 دی،طی پیامی اظهار داشت:
|
|
| آیت الله خامنه ای و روشنفکری(5) |
| ساعت ٦:٤۱ ق.ظ روز پنجشنبه ۱۱ آذر ۱۳۸٩ |
|
دوره ی زمانی این بحث تقریبا سالهای ١٣۶۴تا۶٨ -یعنی تقریبا از دوره ریاست جمهوری دوم آقای خامنه ای تا ارتحال امام خمینی- را دربر می گیرد.در این پست انشاالله به مباحث زیر پرداخته می شود: ١-چرا بعد از حذف جریان موسوم به لیبرالها از دایره حاکمیت , یکدست شدن جناح حاکم پایدار نماند؟ ٢-در این دوره چه گرایشاتی در دایره حاکمیت وجود داشت و شاخصه ی آنها چه بود و وزن سیاسی-اجتماعی هریک از آنها چه مقدار بود؟ ٣-چرا گرایش جدیدی به نام "میانه روها" -توسط آقای هاشمی رفسنجانی بوجود آمد؟ ۴-جریانهای خارج از دایره حاکمیت -شامل جریانات داخلی و اپوزیسون خارجی- در چه موقعیتی برخوردار بودند؟ ۵-آیت الله منتظری چگونه قائمقام رهبری شد و سپس از این سمت برکنار شد؟ ۶-چرا "مک فارلین" به ایران سفر کرد و چرا این سفر نا کام ماند؟ ٧-جنگ چرا شروع شد چرا ادامه یافت و پایان آن چگونه رقم خورد؟ ٨-جایگاه آیت الله خامنه در این دوره با چه شاخصه های شناخته می شد؟ *امیدوارم دوستان با کالبد شکافی مباحث فوق به قوام این پست کمک کنند. ................................... پ.ن خدمت دوستانی که پیرامون علت انتخاب موضوع "آیت الله خامنه ای و روشنفکری" ابهام دارند عرض می کنم "این مطالب از دو جنبه قابل توجه است ١-اینکه می خواهم حافظه ٣٠ساله خود را در این قالب ارائه کنم ٢-می خواهم تصویر ذهنی خودم را نسبت به جایگاه اجتماعی ٣٠ ساله آیت الله خامنه ای عرضه کنم |
|
| نامه دفتر آیت الله رفسنجانی |
| ساعت ۱:۱٦ ب.ظ روز پنجشنبه ٢٠ خرداد ۱۳۸٩ |
|
دفتر آقای هاشمی رفسنجانی در پاسخ به مقاله٩خرداد ١٣٨٩روزنامه وطن امروز مطالبی را در سایت آقای هاشمی منتشر کرد که بخشی از آن در زیر ارائه می شود: نویسنده...متن خویش را با جمله «اخلاق، گمشده سیاست است» آغاز کرده...وبا انتساب لقب دروغگویی به آیتالله هاشمی رفسنجانی ... همان کاری که آن نامزد انتخاباتی در آن مناظره کذایی...انجام داده است. اولاً وقیحانه خود را همهکاره انقلاب میدانید و ثانیاً وقیحانهتر میگویید اگر سخنان هاشمی رفسنجانی مبنی بر برخورد با تقلب در انتخابات نبود، خاتمی رئیس جمهور نمیشد؟!! آیا غیر از این است که اعتراف میکنید از همان سال به دنبال شکلدهی نطفه حرام تقلب انتخاباتی در رحم جامعه بودید؟!! آیا حضور ۱۰۶ درصدی همه مردم یکی از استانهای غربی کشور در همان انتخابات کافی نیست که به عنوان منادیان دروغین مردمسالاری دینی اسلامی خجالت بکشید؟! |
|
| بنی صدر خائن بود؟ |
| ساعت ۱٢:٤۸ ب.ظ روز پنجشنبه ٦ خرداد ۱۳۸٩ |
|
بسی نکته در این مطلب نهفته که شمخانی به صد لفافه گفته
برنامه روبه فردای شبکه3 گفتگویی در سالگرد آزادی خرمشهر با علی شمخانی فرمانده سپاه خوزستان, فرمانده نیروی زمینی و جانشین فرمانده کل سپاه در دوران جنگ 8 ساله داشت که حاوی سخنان نگفته ای بود و باب گفتگوهای جدیدی را گشود.لذا گوشه هایی از این گفتگو را در این پست عرضه کرده ام و بخش های دیگری را در پینوشت درج نموده ام شاید مقبول افتد.البته می توان تفصیل این گفتگو را در سایت "جام جم آنلاین" مطالعه کرد. ************************************************************************************ یامین پور :ما در سال اول جنگ 20 هزار کیلومتر خاکمان را از دست دادیم و سال بعد پس گرفتیم، چرا این اتفاق افتاد؟ شمخانی:ما درگیر انقلاب بودیم و ناآشنا با واقعیات جنگ. این البته مفهومش خیانت نیست؟ مجری:شما درباره بنی صدر صحبت میکنید؟ شمخانی:بله! بنیصدر خائن نبود. این تفاوت نگاه وی در اداره جنگ بود و اندیشهی عمل وی غلط بود اما خیانت نبود. شمخانی اضافه کرد: بنیصدر میخواست با پیروزی در جنگ در میدان جنگ تهران نیز پیروز شود و به هیچ بهایی حاضر نبود جنگ را ببازد و حتی نمیخواست پیروزی در جنگ را با هیچ کس شریک شود. او مطمئن بود که پیروز جنگ خواهد بود و امیدوار بود با پیروزی در جنوب در تهران هم پیروز شود که البته این نیت صادق و سالم نبود و روشهای وی برای جنگ نیز غلط بود. مجری:مطالبی که درباره ندادن مهمات و تجهیزات به نیروهای سپاه مطرح میشود و نامهای که خودتان در اینباره نوشته اید! شمخانی: بله من این نامه را نوشتم و بنیصدر مخالف سپاه بود. بنیصدر مخالف سپاه و ما بود اما دشمن ما نبود.یک وقتی آدم با طرفش تبانی کرده که شکست بخورد این خیانت است اما یک وقتی اشتباه میکند و شکست میخورد. ************************************************************************** ........................................................................................................................................................ پ.ن بخش های دیگری از این گفتگو چنین بود: یامین پور: ماجرای این امدادهای غیبی چه بود؟ شمخانی: امدادهای غیبی دیدن اسب سفید نیست، اینها را قبول ندارم. اگر مدیریت صحیح در استفاده از امکانات و توان خود کنید و به خدا هم توکل کنید، خداوند هم کمک میکند. چرا الان ما نمیتوانیم مشکلات اقتصادی را با امداد غیبی رفع کنیم؟ اینها که از کار جنگ راحتتر است. ببینید در جنگ حتی صدام نیز بخشنامهها و نامههای خود را با آیات قرآن شروع میکرد و خطاب به نیروهایش میگفت ای فرزندان علی و خالد. اینها آن طرف هم بود. یامینپور: چه شاهکاری در فتح خرمشهر وجود داشت؟ شمخانی: یکی از مهمترین دلایل شاهکار بودن بیتالمقدس این بود که دشمن را بدون غافلگیری شکست دادیم. یامینپور:فرهنگ دوم خردادیها با سوم خردادیها چه فرقی دارد؟ شمخانی:امروز که ما نمیتوانیم فرهنگ قائم شده دیگران را در نفی دوم خرداد کتمان کنیم. سوم خرداد مظلوم است و این کاری هم به دوم خرداد ندارد. شما فرهنگ سوم خرداد را تعریف کنید بعد افراد را مقایسه کنید. یامینپور:بین معتقدین به این دو فرهنگ الان هم جنگ هست شمخانی ضمن رد این مطلب پس از آنکه مجری برنامه به وجود جنگ نرم در داخل کشورمان اشاره کرد اندکی مکث کرد مجری:آیا شما لفظ فتنه را برای اتفاقاتی که در سال 88 افتاد، قبول دارید؟ شمخانی: این تغییری در اصل قضایا ایجاد نمیکند. من به عنوان یک عنصری که نگاه امنیتی دارم و نه سیاسی معتقدم که ما در پیشبینی، پیشگیری، کنترل حادثه و روش مقابله با آن در سال 88 دچار اشتباه شدیم. مجری:آیا شما هنوز هم بسیجی هستید و آیا به تبع بسیجی بودن حق را میگویید؟ شمخانی:من هنوز هم بسیجی هستم. همیشه حق را گفتهام و الان هم میگویم که هل دادن افراد به سمت شکستن مرزها خطاست. ما الان اگر همهمان هم کنار هم باشیم باز هم کم هستیم. نباید خطای تحلیلی پیدا کنیم و از کشتی پیاده شویم یا کسی را از کشتی بیرون بیندازیم . مجری:اگر به تعبیر رهبر معظم انقلاب کسانی اصرار داشته باشند که خودشان از کشتی پیاده شوند، تکلیف چیست؟ شمخانی: ما تابع مقام معظم رهبری هستیم و در این مورد من تردیدی ندارم. ایران بدون ولایت معنا ندارد و این باور همه کسانی است که شما هم حتی تعجب میکنید از باور آنها. شمخانی ادامه داد: البته ابراز دائمی این موضوع برای بعضیها دکان است و برای بعضی عزتمداری مجری:همیشه حرف و حدیث بوده که چرا بعد از خرمشهر جنگ 6 سال ادامه یافت؟ شمخانی:این سوال خوبی است، اما بزرگی فتح خرمشهر را نباید تحت تاثیر قرار دهد، وی اظهار داشت: بحث ورود به خاک عراق در طرحهای عملیاتی قبل از خرمشهر هم بوده است و حتی در عملیاتی که زمان بنیصدر انجام شد هم این موضوع دیده شده بود. در عملیات هویزه طرح عملیات ورود به خاک عراق بود. وی افزود: خود عملیات بیتالمقدس خط ایستاییاش شرق بصره بود و این بحث مربوط به بعد از خرمشهر نیست. این را بدانید که این سوال بعد از پایان جنگ مطرح شد و این ناشی از نوع پایان جنگ و مسائل مطرح شده بعد از آن بود. کسانی این سوال را بیشتر مطرح میکنند که میخواهند بگویند سیاست ایران در اداره جنگ سیاست صحیحی نبود. مجری:آیا در مدیریت جنگ اتفاق نظر وجود داشت ؛ میگویند کسی که در سال 61 خواهان ادامه جنگ بود در سال 67 خواهان پایان جنگ بود، شمخانی: تنبیه متجاوز بخشی از جنگ ما بود که هیچ کس در انتخاب آن تردید نداشت. بعد از عملیات بیتالمقدس هیچ اختلافی بین سیاسیون و نظامیان برای ادامه جنگ نبود. وی ادامه داد: ببینید آقای هاشمی به امام گفت اجازه بدهید جنگ را من اعلام کنم که تمام شود و من مسئولیت آن را بر عهده میگیرم و بعد شما با من برخورد کنید، شما ببینید از خودگذشتگی از این بزرگتر میشود؟ مجری درباره مسائل مربوط به نامهنگاری آقای محسن رضایی با آقای هاشمی رفسنجانی در سال 67 که به پذیرفتن پایان جنگ از سوی امام منجر شد، پرسید شمخانی: هاشمی رفسنجانی از رضایی سوال کرده بود که برای ادامه جنگ چه نیازهایی دارید و رضایی نامه نیازمندیهای جنگ را نوشت و این نامه برای ادامه جنگ بود و نه پایان جنگ. مجری: آیا دولت از کمک به جبهه دریغ میکرد؟ شمخانی: ما توان ادامه جنگ نداشتیم، دولت هم چیزی نداشت که ندهد. ما در هشت سال جنگمان 22 میلیارد دلار خرج کردیم و عراق 180 میلیارد دلار مجری:کسانی میگویند که دولتیها به جنگ نرسیدند و جام زهر را به امام نوشاندند و ما ظرفیت ادامه جنگ را داشتیم؟ نظر شما چیست؟ شمخانی: ما همواره از همان ابتدای جنگ دنبال صلح بودیم اما به شرط اینکه متجاوز را بشناسانیم و تضمین بگیریم که دوباره تجاوز نمیکند و قرارداد 1975 را هم میپذیرد و غرامت میدهد. وی خاطرنشان کرد:نظرات آقای هاشمی رفسنجانی و آقای رضایی درباره ادامه یا عدم ادامه جنگ نباید در فضای سیاسی امروز پاسکاری شود. نامه رضایی نامه ادامه جنگ است نه خاتمه جنگ. شمخانی تصریح کرد: من خودم از اولین فرماندهانی بودم که به آقای هاشمی گفتم باید فکری برای جنگ کنیم. |
|
| تبریک آزادی خرمشهر |
| ساعت ٥:٥٠ ق.ظ روز سهشنبه ٤ خرداد ۱۳۸٩ |
|
در پی برنامه روبه فردا در شبکه ٣سیمای ج.ا.ا حاجی عادل کامنتی گذاشت که بهانه ای به دست داد تا به رغم سکوتم پیرامون دوران پر افتخار جنگ باب گفتگوی جدیدی را با دوستان باز کنم تا خدا چه خواهد حاج عادل: ... پیروز و سربلند باشی برادر ... دیشب وقتی صحبت های شمخانی رو گوش می دادم یاد شما کردم ... پاسخ:
سلام خدا برهمه رزمندگان فتح خرمشهر
حاجی عادل!!! ببین چه وضعیتی شده!!! بچه هایی که تا پایان جنگ سن شون به 10 سالگی نرسیده بود باید بیاند و امثال شمخانی و "س" "ج" کنند همه همتشون هم اینه که هاشمی رو بزنند زمین بعد مثل بهشتی که شهید شد بشینن براش گریه کنن
کاشکی اینا میدونستن که آب به آسیاب کسائی دارن میریزن که تو زمان جنگ نه اینا جرات داشتن با بچه های جنگ هم کاسه بشن و نه بجه های جبهه چشم دیدن اینا رو داشتن!!! الله اکبر از صبر خدا!!! |
|
| موقعیت هاشمی رفسنجانی |
| ساعت ٩:۳٩ ق.ظ روز جمعه ۸ آبان ۱۳۸۸ |
|
یکی از راهبردهای حال حاضر جامعه ما باید بازتعریف رفتارها و نگاههای ما به منافع ملی باشد و از جمله منافع و ذخایر ملی، منابع انسانی است و در رأس آنها چهرههای ملی معاصر و یا "در گذشته" است. هرچند که جامعه ایرانی، مانند هر جامعه دیگری نیازمند به اسطورههایی است که به عنوان قهرمانان ملی و یا الگوهای تاریخی- فرهنگی مایه امید و چراغ راه یک ملت قرار گیرند، در عین حال بر ما وظیفه است که به استثنای شخصیتهای الهی مانند انبیاء و اوصیای تعیین شده از طرف پروردگار که حضرت حق سلامت آنان را در تمام ابعاد ضمانت کرده است، در سایر موارد – ضمن نادیده گرفتن منزلتهای شخصیتهای ملی و اسطورههای تاریخی و رعایت شأن آنان در تأثیرگذاری به غنای فرهنگ ملی – از افراط و تفریط درباره آنان پرهیز کرده، بلکه توأم با جنبههای مثبت آنان، ابعاد منفی آنان را نیز حداقل در پاورقیها مورد توجه قرار دهیم. اعمال این قاعده اگرچه دشوار است، لیکن ضروری است. رعایت این نکته درباره "در گذشتگان" لازم و درباره شخصیتهای معاصر ضروری است. به عبارت دیگر جامعه ما فارغ از گرایشات سیاسی و حتی دور از دستهبندی موافق و مخالف باید پاسدار چهرههای ملی معاصر باشد. البته نه آن گونه که چهرهای همطراز با معصومین(ع) از آنها به تصویر بکشند و نه آن گونه نقاط ضعف سرمایههای مزبور بر سر کوچه و بازار مطرح گردد که موجب تخریب آنان را فراهم آورد. با توجه به مقدمه فوق، تعامل جامعه با شخصیتهایی که نقش درجه اول را در سکّانداری کشور طی 30سال اخیر به عهده داشتهاند، باید بازتعریف شود و همه افرادی که به گونهای میتوانند به عنوان ذخایر ملی- انسانی شناخته شوند، در این حوزه مورد بازخوانی قرار گیرند. مسلماً یکی از شخصیتهای شاخص 30ساله اخیر فردی است به نام "اکبر هاشمی رفسنجانی"؛ وی که طی 3 دهه انقلاب به ویژه از زمان شهادت دکتر بهشتی همواره بعد از مقام رهبری شخصیت دوم کشور شناخته میشده و در زمان حیات امام خمینی(ره) و آیت الله خامنهای، فراتر از جایگاه سازمانی خود از این موقعیت برخوردار بوده، از جمله منابع و ذخایر ملی- انسانی معاصر کشور اسلامی ایران است. وی که در طول 30 سال اخیر تنها 8 سال ریاست جمهوری را عهدهدار بوده، به رغم اینکه قانوناً رئیس جمهور نفر دوم کشور بعد از رهبری شناخته میشود ولی ویژگیهای شخصی او، وی را به عنوان نفر دوم کشور تثبیت کرده است به طوری که نه تنها در داخل کشور بلکه جامعه بینالمللی نیز به موقعیت وی واقف است. از همین منظر مشحص میشود جریانی که در پی تنزل منزلت هاشمی رفسنجانی است، مسلماً آلترناتیوی را برای جایگزینی وی و پر کردن جایگاه شخصیت دوم کشور در آستین دارد. صرف نظر از اینکه نامزد جریان مخالف برای احراز این پست کیست، منزلت ملّی و دینی هاشمی غیر قابل انکار است. لذا جامعه ماعلاوه بر اینکه نگران برنامههای آشکار و پنهان برخی از جریانهایی است که درپی حذف ذخایر انقلاب هستند، خود نیز نباید به بازیگران صحنه تخریب شخصیت های ملی کمک کند. بدین ترتیب توقع جاممعه ما نسبت به رفتار و مواضع هاشمی رفسنجانی نباید بدون درنظر گرفتن موقعیت ملی و بینالمللی او باشد و توقع از هاشمی بیش از آنچه در آخرین نمازجمعه خود ابراز داشت، بیش از ظرفیت لازم است. شاید موضوع "توقع از هاشمی" را باید با " درک موقعیت هاشمی رفسنجانی" تعویض کنیم. هاشمی رفسنجانی پایگاه خود را در بین اصولگرایان تثبیت کرده و در حوزه قم ریشه دارد و نیز از سوی حوزه مشهد و کم و بیش حوزه نجف حمایت میشود. اگرچه عناصر مخالف او نیز پرچم اصولگرایی را به دوش دارند، لیکن حساب آنان از اصولگرایان جداست. آنان گروه جدیدی هستند که دیوارهای بلندی بین آنان و اصولگرایان در حال احداث است. این گروه که از آبشخور فکری دیگری تغذیه میشوند، اسلام جدیدی را برای عرضه آماده کردهاند که اصولگرایان در موارد فراوانی با آنان اختلاف نظر دارند. البته اثبات موارد فوق نیاز به گذشت زمان است تا تفاوت قرائت بنیادگران با اصولگرایان در مبانی مشخص شود. لیکن حداقل میتوان به وضوح تفاوت قرائت آنان را در واژههایی چون ((مرجعیت)) ، ((انتظار)) و ((مردم سالار دینی)) آشکارا حس کرد. آری! خواستگاه هاشمی رفسنجانی اصولگرایی است؛ لیکن عملکرد 20ساله گذشته او و احزابی چون کارگزاران که مواضع او را شاخصههای جهتیابی و تعیین گرایش خود میدانند، از جنس اصلاح طلبان است. لذا هاشمی را نه محصور در اصولگرایی و نه لیدر اصلاحات باید قلمداد کرد؛ بلکه وی ذخیرهای است که باید موقعیتش را درک کرد. متقابلاً هاشمی اگر میخواهد موقعیت ملی خود را حفظ کند، نمیتواند افکار عمومی مردم ایران را که در جهت گیری و سازماندهی اجتماعی-فرهنگی جامعه تأثیر به سزایی دارند و نیز با شاخصههای معشیتی، اقتصادی، مدیریتی، علمی و هنری شناخته میشوند، نادیده بگیرد. |
|
| تجربه تاریخ |
| ساعت ٢:۱٧ ب.ظ روز یکشنبه ٢٥ امرداد ۱۳۸۸ |
|
روزی که شهید بزرگوار"شیخ فضل الله نوری" را بدار آویختند و پای دار او کف زدند, مردم علاقمند به مشروطه نمی دانستند آب به آسیاب چه کسانی میریزند. نمی دانستند ؛ آنانی که مقدمات "جدایی دین از سیاست" را پایه ریزی می کردند , سوء استفاده کنندگان این ماجرا خواهند بود. نتیجه بدار کشیدن "شیخ شهید" در میان مدت , بی تفاوتی افکار عمومی و مردم مسلمان از سرنوشت نهضت مشروطه بود و در بلند مدت کودتای رضاخانی را بدنبال داشت. روزی که بین سردمداران روحانی مشروطه ؛ یعنی "بهبهانی و طباطبایی" از یکطرف و "شیخ فضل الله" از طرف دیگر شکاف ایجاد شد , شاید عده ای گمان می کردند که برای پالایش نهضت چنین امری ضروریست . اما اندکی تامل نشان می دهد که این حادثه چه ضربه بزرگی را به نهضت وارد کرد و در این شکاف چه عناصری رشدکردند و نیز در نتیجه این اختلاف چه اقشاری از مردم دچار افسردگی سیاسی شدند و عطای نهضت را به لقای آن بخشیدند و بی تفاوتی پیشه کردند و با کمرنگ شدن حضور مردم در صحنه چگونه امکان رشد فرصت طلبان توسعه یافت. آری انقلاب اسلامی که به پیروزی رسید دست طبیعت , برخی از بزرگان روحانی چون "طالقانی" رااز ماگرفت و عناصر شاخصی چون "مطهری , بهشتی , مفتح , باهنر" و...هدف ترور های برنامه ریزی دشمن قرار گرفتند تا اطراف "امام" خالی شود و امکان مهره چینی آنان برای بعد از امام فراهم آید. اما بااین وجود , خداوند سه چهره از یاران مشهور امام یعنی آقایان "موسوی اردبیلی , هاشمی و خامنه ای" را از مرگ نجات داد و ترور آنان بی نتیجه ماند. حال از نزدیکان آن روز امام همین سه نفر باقی مانده اند. آری این افراد انگشت شمار سرمایه های اصلی این نظام هستند که اگرچه ارزش دیگران را تحت الشعاع قرار نمی دهند ولیکن عضویت آنان در "شورای انقلاب" و نقش آنان در هدایت کشور درطول ٨ سال جنگ به عنوان "سران سه قوه" , پشتوانه ملی و انقلابی بزرگی است که نباید اجازه داد کسی حرمت آنان را زیر پابگذارد. تعرض به این سه بزرگوار , حمله به ذخایر ملی-انقلابی این کشور است. و اینچنین است: آنان که پای دار شیخ فضل الله کف می زدند و گمان داشتند که به حمایت از بهبهانی و طباطبایی , رهبری نهضت را پالایش می کنند , نمی دانستند چه کلاهی سرشان رفته و چه کلاهی سر بهبهانی و طباطبایی گذاشته اند. و امروز نیز آنان که برای حذف یاران ارزنده امام روزشماری می کنند و گسست بین آنان را "تسویه انقلاب" و "جهش انقلاب به جلو" تصور می کنند نمی دانند نخواسته آب به آسیاب کسانی می ریزند که در پی احیای تز "جدایی دین از سیاست" می باشند.
|
|
| جامعه درحال زایمان است |
| ساعت ۸:۱۱ ب.ظ روز چهارشنبه ٢۱ امرداد ۱۳۸۸ |
|
زبانحال: باز ما هستیم و این ایام بد کاش پنهان می شدم زیر لحد با شهیدان آنکه هم ساغر نشد زندگیش اینگونه باشد تا ابد ........................................ گرامی باد شهادت امیرخلبان حسین لشکری همو که ١٨سال از عمر گرانمایه خود را در زندانهای رژیم بعث عراق سپری کرد و آن آزادمردی که درسوم خرداد ١٣٨٨ در مراسم بزرگداشت پیروزی خرمشهر , در فرهنگسرای بهمن ,که توسط ستادمیرحسین برگزار گردید , درحضور میرحسین موسوی , به سخنرانی پرداخت یادش و راهش گرامی باد ......................................... با تشکر از دوستانی که سکوت مرا به نقد کشیده اید آماده شنیدن انتقاداتی به مراتب شدیدتر از این هستم اما اجازه دهید همچنان ساکت بمانم زیرا که هنوز از "کمای انتخابات" خارج نشده ام ازسویی به چاچوب نظام "ولایت فقیه"و شخص رهبری علاقمند و پایبندم از سوی دیگر "هاشمی" "خاتمی" "میرحسین" "ناطق نوری" "کروبی" "محسن رضایی" و....را سرمایه های نظام میدانم و یقین دارم که سرنوشت آنان با سرنوشت انقلاب گره خورده است اجازه بدهید با جمله ای از دکترخوش چهره نگفته هایم را بگویم خوش چهره گفته است:" انقلاب درحال پوست اندازی است" جامعه امروزی ایران اسلامی درحال زایش است من نمیدانم چه مولودی در حال تولد است امیدوارم مولودی مبارک باشد در شرایط سختی بسر می بریم بقول مولوی: صدهزاران طفل سر ببریده شد تا "کلیم الله" صاحب دیده شد البته خدا میداند که عاقبت کار بکجا می انجامد "و لله عاقبة الامور" خدا کند که در این مسیر هویت دینی خودرا فراموش نکنیم تفکر کنیم حوادث را , گفتارها و رفتارها را بدقت رصدکنیم به "حضرت صاحب الزمان" توسل کنیم با مرجعیت همخوانی داشته باشیم |
|
| انتظار |
| ساعت ۸:۱٠ ب.ظ روز شنبه ٢۳ خرداد ۱۳۸۸ |
|
السلام علی المهدی (عج) ................................ الا! ای آنکه می گویی مکن گریه! ز قلب پر ملال من چه می دانی؟! که من با چشم خود دیدم ! چه آمد بر سر آئین پیغمبر ! و نیز امروز می بینم ! چگونه حجتیه انقلابی مخملی کرده ! نگهدارد خدا سیدعلی را هاشمی را خاتمی را و ما بار دگر راه امام خویش را از نو بیآغازیم ! ............................................... پ.ن: در شهریور ١٣٨٧ در مجلسی حضور داشتم در آن مجلس با نکته ای روبرو شدم احساس کردم انجمن حجتیه مانند آبی که در زیر کاه حرکت می کند کودتای مخملی کرده لذا این شعر را سرودم و بعد از ٢٢ خرداد ١٣٨٨ این شعر را در این پست قرار دادم زیرا که می پنداشتم جریانی پیروز شده که به آیت الله خامنه ای نیز خیانت خواهد کرد اما به جهت نا مساعد بودن وضعیت این شعر را برداشتم ولی اکنون که در ماههای پایانی ١٣٨٩ هستیم طرح این مسئله را بلا اشکال می دانم صرف نظر از این که تحلیل سال ١٣٨٧ من صحیح یا غلط باشد |
|
| مشخصات نویسنده |
|
درباره : در 5 آبان 1330 مطابق با 22 ماه محرم پا به این جهان گذاشتم 2 ساله بودم که کودتای 28 مرداد واقع شد من از آنروز چیزی بیاد ندارم لیکن تربیت شده خانواده ای هستم که نه تنها از کودتای 28 مرداد،بلکه از اشغال تهران در شهریور 1320 و حوادث مشروطه بویژه به دار کشیدن شیخ فضل الله نوری خاطرات بسیار تلخی داشتند خود نیز پاره ای از حوادث خرداد 42را دیده بودم دوران جوانی را با دیانت-ورزش-سیاسیت گذراندم در 24 سالگی بجرم کار سیاسی در پادگان(طی دوران سربازی)و فعالیت در تیم فوتبال4سال زندانی شدم در28سالگی باپیروزی انقلاب از زندان آزادشدم اول فروردین1358واردسپاه شدم بیش از 20 سال در دفترسیاسی و مرکز مطالعات جنگ سپاه فعالیت کردم آخر اسفند1380بازنشسته گردیدم از سال1386 اینترنت را برای گفتگو با دیگران انتخاب کردم پروفایل مدیر : حاج محسن |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
| لینکستان |


