| آیت الله وحید (عقل وفرهنگ) |
| ساعت ۸:٤٤ ب.ظ روز دوشنبه ۳ خرداد ۱۳۸٩ |
|
گزارش تلخیص شده سهیل محمودی از دیدار با آیت الله وحید: همراه گروهی از اهل فرهنگ و هنر و رسانه در حسینیه آیتالله العظمی وحید خراسانی منتظر نشستهایم. بهانه دیدار به مناسبت شهادت حضرت زهرا(س) است. در این دیدار صمیمی گروهی از هنرمندان خوشنویس، گرافیست، شاعر، نویسنده، روزنامهنگار و ناشر حضور داشتند. تفکیک و تلفیق فرهنگ و هنر آیتالله بحث خود را با...این دو مفهوم شروع کرد؛ آیتالله العظمی وحید خراسانی با اشاره به سخنان مسجد جامعی گفت: «آقا فرمود آقایان اهل فرهنگ و هنر هستند. فرهنگ و هنر یعنی چه، و از کجا پیدا شده است، و خودش چیست؟ بعد به کجا منتهی میشود. خود این بحث یعنی شناختن فرهنگ، بحثی است مفصل و بعد بازشناختن هنر. نسبت بین این دو، از جهت فنی منقسم میشود به چهار قسم. بین هر دو چیز نسبتی است. این را از نظر منطق و فلسفه بحث میکنند؛ نسبت اربعه. یکی از این نسبتها «عموم من وجه» است. سهیل افزود: برای اینکه موضوع روشنتر شود، آیتالله رابطه عالم و عادل را مثال زد: "میشود کسی عالم باشد، اما عادل نباشد. میشود عادل باشد اما عالم نباشد حالا باید دید فرهنگ چیست و هنر چیست؟ فهم این دو کلمه و هر یک جداگانه و باز فهم انضمام هر دو. این است که مباحث از نظر علمی، قدرت علمی مستمع باید موشکافی شود. تقسیمبندی و ریشهیابی کند و خود حقیقت را، منشاء آن حقیقت را و نتیجه آن حقیقت را. گاهی افرادی نعمتی را به دست میآورند و خودشان نمیدانند آن نعمت چیست. «النعمه اذا فقدت عرفت». ما الان دو چشم داریم، این زبان را داریم، هیچ نمیگوییم چه داریم، اما اگر آسیبی برسد و زبان لال بشود آن وقت میفهمیم که چگونه میشد از آن استفاده کرد و چرا نشد آن حسرت آدم را بیچاره میکند. انسان تمام امتیازش به عقل و ذوق است. این دو، مزیت انسان است؛ والا هر چه در آدم هست در حیوان هم هست. آنچه امتیاز داده به آدم عقل است و ذوق. عقل کمالش در فرهنگ و است ذوق کمالش در هنر است. این حقیقت فرهنگ و هنر است. فهم خود این مسئله از معضلات است. نه هر کسی که ادعا بکند من میدانم، میداند. خود فرهنگ و هنر این است. .......................................................................................................................................................................... پ.ن ادامه مطلب آیتالله وحید خراسانی آیتالله که با شنیدن شعر سهیل محمودی متأثر شده و به یاد خاطرات قدیم افتاده بودند، به پرده فاطمیه اشاره میکنند که استاد «حسین موحد» به مناسبت شهادت حضربت زهرا (س) آماده کردهاند. میگوید: خوب ببین این آقا، این پرده را نوشته، خوب این مطالب را در این هیات زیبا درآورده. مطالب همان مطالب است. اولاً این پرده را جز طبقه اول فقها، نمیفهمند در این پرده چه هست! سِر تنظیم این پرده این بود: وقتی قضیه شهادت حضرت زهرا (س) تعطیل رسمی شد و هیآت بیرون آمدند، خب این قضیه برای بعضیها خیلی گران تمام شد، ما فکر این را کردیم که ممکن است الازهر مصر به حکومت ایران اشکال بکند که این قضیه چه است؟ ما این پرده را ترتیب دادیم و این پرده از قرآن است و از سنت قطعی است یعنی روایاتی از عامه که چهار مذهب در مقابلش تسلیم هستند. قدرت این پرچم این است از آن طرف هم هر سنی معتقد به این مطلب که پیغمبر فرمود: «انی مخلف فیکم کتاب الله و سنتی». ما این پرده را از این دو تا ساختیم. کتاب الله و سنت رسولالله. طوری در این پرده دقت شده که اگر فخر رازی هم سر از خاک بردارد، از جواب این پرده عاجز خواهد بود. «انما» که در پرانتز است را خوب نگاه کنید؛ نکتهاش این است که طرق شیعه «انما» نیست، اما در طرق عامه «انما» هست. با این دقت این پرده تنظیم شده است. حالا همه این مواد، از آیات، از آن روایات، از آن تتمه که در زیرش است، مثالی دارد. آنجا از قرآن و سنت مطلب را تمام کردیم و بعد هم در دو بیت شعر جدال احسن را تمام کردیم و آن این است که: مسلمانان چرا شب دفن شد صدیقه کبری چرا گم شد نشان قبر آن انسیه حورا هنوز از رحلت ختم رسل نگذشته ایامی نگین خاتم پیغمبران بشکست واویلا مسلمانان مخاطب است؛ شیعیان ندارد! این چرا را باید مسلمانان جواب بدهند. از آن سالی که این پرده هست، به مصر رفته، به آفریقا رفته، به عراق رفته، به همه دنیا رفته و پرده در هیاتها هست. مراجع نجف از ما درخواست کردند که این پرده را به آنها بدهیم. آیتالله وحید در این جلسه به خلق آثار هنری در خصوص ائمه اطهار (سلام الله علیهم اجمعین) میپردازد. مشروح سخنان آیتالله وحید، به نقل از سهیل محمودی در روزنامه شرق به شرح زیر است: مودت ذویالقربا بعد از این آیتالله وحید درباره اجر فعالیتهای فرهنگی و هنری با اشاره به آیاتی که آقای نجفی قدسی در آغاز جلسه قرائت کردند، میگوید: از این زندگی باید استفاده کرد، حالا این قلم را میتوان در هر راهی مصرف کرد. اما اگر آمد در کتاب و سنت و بعد هم منتسب شد به حضرت زهرا (س)، این آقا رفته در خانه خوابیده، اما این پرده را در آفریقا یک نفر عالم سنی میآید میبیند، بعد متأثر میشود و همان را بعد در دفتر عمل این آقا مینویسند، حال آنکه خودش هم هیچ خبر ندارد. اهل فرهنگ و هنر باید از این دو کلمه حداکثر استفاده را بکنند. قضیه حضرت زهرا (س) فوق تصور است، هرچه گفته بشود، باز هم کمه مطلب را کسی نمیداند. همین آیهای که آقا خواندند، اگر کسی این آیه را بفهمد «قل لا اسئلکم علیکم اجر الا الموده ذویالقربا». هر چیزی مزدی دارد و مزد هم معین است؛ حالا شما فکر کن مزد رسالت خاتم الانبیاء چیست؟ اصلاً قابل درک نیست. ابراهیم خلیل باید بفهمد که رسالت خاتم یعنی چه و ارزش و اجر این رسالت را خدا مودت به ذیالقربا قرار داده است. بعد خود پیغمبر هم فرمود: «اقرب الخلق علی فاطمه». آن وقت نتیجه این میشود که قلم زدن و شعر گفتن برای حضرت زهرا، آن شهر را منقلب کردن از نظر هیات عزا در شهادت حضرت زهرا همه میشود مودت به ذیالقربا. بعد اجر رسالت عظمی، حال دیگر ما چه کارهایم که شرح بدهیم ارزش مطلب چیست. در ادامه به شأن و جایگاه صدیقه کبری (سلام الله علیها)، در صحرای محشر و بهشت برین پرداخت: اولین بهشتی در سخنان آیتالله دو نکته جالب وجود دارد ـ نکاتی که تاکنون شنیده نشده است ـ : اولی وصیت کتبی حضرت زهرا (س) به امام علی (ع). دوم هم مقام و ارزش آن حضرت است که طبق روایات پیشاپیش حضرت رسول (ص) گام در بهشت میگذارد و این از نظر ارزش زن در اسلام اهمیت فراوان دارد. آیتالله میگوید: حضرت زهرا را چه کسی شناخته؟ همه علمای سنی معترفتاند روز قیامت خاتمالنبیین (ص) سوار بر براق است اما جلوی آن فاطمه زهرا (س) است. این جور است حشر او در روز محشر. مهم این است که نص روایت است آن هم از کتب شیعه نیست، از کتب عامه است. بهشتی که خدا ساخته و مرکز قرب اوست. اول شخص باید اول به آن وارد بشود. اول شخص عالم کیست؟ پیامبر عالم است، اما میبینیم که مقدم بر پیامبر، حضرت فاطمه زهرا است و اولین قدمی که به عرصه بهشت میخورد، قدم حضرت زهرا (س) است و قدم بعد قدم خاتمالانبیا. شما اهل فرهنگ و هنر هستید، مردم عادی نیستید، در این بین فکر کنید و ببینید آن جنازه برداشته میشود، اگر کسی تصور بکند یک همچین شخصی نیمه شب بدنش آن جور غسل میشود، دختر پنج ساله، پسرها، غوغایی است. آن جنازه برداشته شد، شب دفن شد، بعد به امیرالمؤمنین وصیت نوشت و گذاشت در بالین خودش، بعد که دفن شد و بازگشت، وصیت را از کنار بستر حضرت برداشت و بعد وصیت را خواند که گفتنی نیست. آن وصیتی که کمر عالم را میشکند. وظیفه هر کسی خصوصاً وظیفه کسانی که اهل فرهنگ و هنر هستند، یعنی اهل فکر و ذوق هستند، اینها باید تمام قدرت فکری و ذوقی خود را در این راه صرف کنند که فردا حسرت نخورند که میتوانستیم یک قلم بیشتر، یک شعر بیشتر، یک نوشته و خطابه بیشتر در این قضیه بگوییم و نگفتیم. این حسرت خواهناخواه همه ما یک روز مردن داریم و یک که هر دو روز هم بزرگترین مصیبتش حضرت که چرا میتوانستیم این کار را بکنیم و نکردیم، چرا میتوانستم کردم و کمتر کردم، آن وقت درجات در آنجا برحسب این مقامات است. (روزنامه شرق ـ مورخه پنجشنبه 26 اردیبهشت ماه 1389 ) |
|
| مشخصات نویسنده |
|
درباره : در 5 آبان 1330 مطابق با 22 ماه محرم پا به این جهان گذاشتم 2 ساله بودم که کودتای 28 مرداد واقع شد من از آنروز چیزی بیاد ندارم لیکن تربیت شده خانواده ای هستم که نه تنها از کودتای 28 مرداد،بلکه از اشغال تهران در شهریور 1320 و حوادث مشروطه بویژه به دار کشیدن شیخ فضل الله نوری خاطرات بسیار تلخی داشتند خود نیز پاره ای از حوادث خرداد 42را دیده بودم دوران جوانی را با دیانت-ورزش-سیاسیت گذراندم در 24 سالگی بجرم کار سیاسی در پادگان(طی دوران سربازی)و فعالیت در تیم فوتبال4سال زندانی شدم در28سالگی باپیروزی انقلاب از زندان آزادشدم اول فروردین1358واردسپاه شدم بیش از 20 سال در دفترسیاسی و مرکز مطالعات جنگ سپاه فعالیت کردم آخر اسفند1380بازنشسته گردیدم از سال1386 اینترنت را برای گفتگو با دیگران انتخاب کردم پروفایل مدیر : حاج محسن |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
| لینکستان |


