ولایت مطلقه
ساعت ۱:٠٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٩ خرداد ۱۳٩٠  

درج مطلبی در روز ١٧ خرداد ١٣٩٠ در سایت آینده پیرامون موافقان و مخالفان ولایت مطلقه فقیه در مجلس بازنگری قانون اساسی باعث شد گوشه ای از نظرات خود را در این باره ارائه کنم:

گروهی از کسانی که در زمان امام خمینی برای فقیه قائل به ولایت مطلقه نبودند و نسبت به گنجاندن آن در قانون اساسی مخالفت می کردند امروز طرفدار پروپاقرص ولایت مطلقه برای آیت الله خامنه ای هستند.

همچنین گروهی از کسانی که به تبعیت از نظرات امام از ولایت مطلقه فقیه حمایت می کردند این اختیارات را برای آیت الله خامنه ای قائل نیستند.

به نظر من هرچند که آیت الله خامنه ای در زمان امام یکی از مخالفین اندیشه ی امام در مطلقه بودن اختیارات ولی فقیه بود ولی به نظر من لازمه قبول مسولیت در جایگاه رهبری داشتن اختیارات وسیع است حتی اگر جامعه و رهبر آن مسلمان هم نباشند.

این مساله محدود به جامعه سیاسی نیست بلکه حتی یک مدیر ورزشی هم باید اختیارات گسترده داشته باشد تا در مواقع ضروری از اختیارات خود بهره بگیرد.

لذا مساله ولایت مطلقه علاوه بر این که امری عقلی و مقدس است تجربی نیز هست و حتی می تواند غیر مقدس هم باشد.

مساله ی مهم اینجاست:

قبل از این که اختیارات رهبری مورد بحث باشد باید نحوه ی گزینش او مقبول باشد

نیز رهبری و یا هر شخصیتی که در جایگاهی قرار می گیرد(حتی یک مدیر ورزشی) به میزانی که به او اختیار داده می شود به همان میزان هم باید پاسخگو باشد.

همان طور که آیت الله خامنه ای بارها تاکید کرده است؛ در این کشور تمام مسولین کشور (باواسطه و یا بی واسطه) با رای مردم انتخاب می شوند و رهبری نیز از این امر مستثنی نیست.

به عبارت دیگر مردم با رای باواسطه خود رهبری را وکیل خود قرار داده اند و بر اساس مواد مصرح در قانون اساسی به او اختیار داده اند و متقابلا رهبری نیز در برابر کسانی که به او رای داده اند باید پاسخگو باشد.

پاسخگو بودن ولی فقیه تعارضی با اختیارات مطلقه وی ندارد.

او می تواند برای دفاع از منافع ملی و حفظ حصن حصین اسلام در مواقع حساس  تصمیم مقتضی را بگیرد و به آن عمل کند.

ولی موضوع به اینجا ختم نمی شود بلکه رهبری باید در برابر مجلس خبرگان پاسخگوی نحوه ی بهره برداری از اختیارات مطلقه خود و علل تصمیم گیری خود در موارد متخذه باشد.


 
چه دیدیم و چه شنیدیم؟!
ساعت ۱:٠٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٩ خرداد ۱۳٩٠  

سایت آینده در ١۴ خرداد ١٣٩٠ با گزینش تیتر زیر از سخنان دیروز رهبری در مرقد امام خمینی نوشت:

امام بارها گفت: "اشتباه کردم"، اقرار به خطا درس مهم امام به ماست

همچنین بنا به گزارش سایت آینده:

رهبر انقلاب اسلامی در مراسم امروز سالگرد امام خمینی(ره) ...تصریح کردند:

 اگر به نام عدالت‌خواهى و به نام انقلابیگرى، اخلاق را زیر پا بگذاریم، ضرر کرده‌ایم؛ از خط امام منحرف شده‌ایم.

 اگر به نام انقلابیگرى، به نام عدالت‌خواهى، به برادران خودمان، به مردم مؤمن، به کسانى که از لحاظ فکرى با ما مخالفند، اما میدانیم که به اصل نظام اعتقاد دارند، به اسلام اعتقاد دارند، اهانت کردیم، آنها را مورد ایذاء و آزار قرار دادیم، از خط امام منحرف شده‌ایم.

 اگر بخواهیم به نام انقلابیگرى و رفتار انقلابى، امنیت را از بخشى از مردم جامعه و کشورمان سلب کنیم، از خط امام منحرف شده‌ایم.

...................................

در تاریخ ١٢ خرداد ١٣٩٠ سایت آینده به مصاحبه رسول جعفریان با مرحوم مهندس سحابی پرداخت که گوشه ای از آن چنین است: 

از مهندس درباره آخرین دیدار و آخرین خاطره اش از امام پرسیدم

...مهندس پس از کمی تأمل در باره آخرین خاطره گفت؛ « آخرین خاطره هم که آقای موسوی اردبیلی برایم نقل کرد این بود که گفتند امام در اواخر عمرشان به من (موسوی اردبیلی) توصیه کردند که بعداز من این دکتر سحابی و پسرش را اذیت نکنند، من به اینها اطمینان دارم ......»

.......................................

و نیز علی شکوهی عضو اصولگرای ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی در سیات خود به نام نقد زمانه دریکشنبه 15 خرداد 90 می نویسد:

 

امام علی(ع) در نهج‌البلاغه در بیان ضرورت اجرای عدالت، نکاتی را می‌گوید و به آن عمل هم می‌کند. آن حضرت برای مخالف، حقوقی قائل است و در عمل هم به رعایت آن حقوق، پایبند است. وقتی به ایشان می‌گویند طلحه و زبیر در فکر قیامند و قصد توطئه دارند، امام علی(ع) با آنکه از انگیزه طلحه و زبیر برای رفتن به مکه به منظور جنگ‌افروزی آگاه بود با آنان مدارا کرد و در پاسخ به ابن عباس که از وی ‌خواست تا آن دو را زندانی کند و از رفتن به مکه باز دارد، فرمود: آیا از من می‌خواهی که آغازگر ستم باشم و بر اساس ظن و گمان به مجازات افراد بپردازم و پیش از انجام کار، مؤاخذه نمایم؟ هرگز به خدا قسم از رفتار عادلانه که خدا مرا بدان امر فرموده، روی برنمی‌گردانم (دانشنامه امام علی ج 6. ص،241

 


 
مواظب تحریف تاریخ باشیم
ساعت ۱۱:٢٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٠ بهمن ۱۳۸٩  

 راستی منبع جمله مشهور:

 «پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد»

کجاست؟

این جمله را اولین بار بر روی دیوار شهر(شعارهایی که بر روی دیوارها نوشته می شد) دیده و خوانده ام!

در سال های اخیر نیز این جمله را به وفور رویت کرده ام!

حتی خودم نیز در بسیاری از موارد آن را بکار برده ام!

ولی یکبار تصمیم گرفتم که ماخذ آن را پیدا کنم!

با جستجو در فهرست راهنمای 21 جلد صحیفه نور و رجوع به متن 21 جلد چنین جمله ای نیافتم!

البته احتمال خطای چشم و کم دقتی در این تحقیق را انکار نمی کنم!

اما بعد از مدتی دیدم که، سایت آینده نیوز نیز اصالت چنین جمله ای را منکر شده و چنین آورده:

 امام خمینی در تاریخ 28 شهریور 1358 ، در جمع افسران و همافران، در باره نقش ولایت فقیه در کشور فرموده اند: 

«امر دولت اسلامى، اگر با نظارت فقیه و ولایت فقیه باشد، آسیبى بر این مملکت نخواهد وارد شد.»                                                  (صحیفه امام، ج‏10، ص: 58)

 

پیشاپیش از همه دوستانی که مایل هستند مرا در شناسایی ماخذ این جمله راهنمایی کنند تشکر می کنم!


کلمات کلیدی: امام خمینی ،ولایت فقیه
 
محسن رضایی و ولایت فقیه
ساعت ٤:۳۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳ بهمن ۱۳۸٩  

نکات خلاصه شده ای از مصاحبه تفصیلی محسن رضایی را که در سایت آینده درج شده بود برای دوستان انتخاب کردم زیرا در باره توجیه سیاسی ولایت فقیه و نیز نقش روحانیت و روحانیون مبارز نکات تازه ای را در برداشت.

محسن رضایی در این مصاحبه گفته است:  

*اگر خدای نکرده مسئله ولایت فقیه تضعیف شود، انسجام ملی ما به کلی از میان خواهد رفت و جامعه به دوران قبل از صفویه عقب گرد خواهد داشت

*تا قبل از صفویه نمی توانستیم دولت-ملت تشکیل دهیم. بزرگترین هنر صفویه این بود که دریافتند تنها راه اینکه دولت در ایران پا بگیرد این است که یک انسجام مذهبی در کشور به وجود بیاید. آنقدر این مدل به خوبی طراحی شده که هر چه انسان به عمق این حرکت می رود، می فهمد که یک فکر بسیار استراتژیکی در ورای آن وجود دارد. بعد از صفویه بود که ما در دنیا توانستیم روی پای خود بایستیم. تا پیش از آنها ما انسجام نداشتیم، قدرت تشکیل دولت نداشتیم، ملت به معنایی که در ذهنتان هست، از بین رفته بود. همیشه دیگران می آمدند و بر ما حکومت می کردند.

*امام خیلی از کارها را سر و سامان داد و به دست بازماندگانش سپرد. امام مسئله جنگ را در زمان خودش حل کرد. اگر امام جنگ را حل نمی کرد، معلوم نبود بعد از ایشان این مسئله به کجا برسد. ایشان مسئله آقای منتظری را حل کرد. مسئله احزاب و جناح های سیاسی را حل کرد. همه چیز را به یک نقطه ثبات رساند و به شاگردان بعد از خودش سپرد. به نظر شما دلیل تشکیل دو تشکل روحانیت مبارز و روحانیون مبارز در کشور چه بود؟ این کار امام چه فلسفه ای داشت؟

*در زمان امام بخش زیادی از جامعه سیاسی ما را روشنفکران تشکیل می دادند، امام روحانیون مبارز را درست کرد تا بالای سر روشنفکران باشند و آنها را در عرصه سیاست هدایت کنند تا از یک حد و مرزهای خاصی بیرون نروند. در سال گذشته اگر روحانیون مبارز نقش خود را به خوبی ایفا کرده بود، باید همان ماه اول این حوادث جمع می شد.

یا امام روحانیت مبارز را درست کرد که در بین متدینین به تحجر برنگردیم. ولی روحانیت مبارز بعد از امام نقش خود را ایفا نکرد.


 
ولایت فقیه بعدازامام خمینی
ساعت ٧:۱۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ آذر ۱۳۸٩  

می خواستم در سلسله پستهای "آیت الله خامنه ای و جریان روشنفکری" خاطرات خود را از اول انقلاب تا انتخابات 88 مرور و بازگو کنم لیکن به جهت سکوت دوستان محترم و عدم شرکتاشان در بحث , بجای ادامه مباحث گذشته در نظر دارم در این پست به طرح مسئله ای به پردازم تا شاید موجب تفکر و اندیشه بیشتر گردد و شاید موضوعاتی تحقیقاتی برای پژوهشگران تهیه کرده باشم.

طرح مسئله

فرض :

1-امام خمینی پایه گذارحاکمیت ولایت فقیه در دوره جدید بوده است.

2-امام خمینی ضمن آگاهی از تجارب سرنوشت انقلابهای دروان معاصر, دارای ذکاوت سیاسی بوده و نسبت به وضعیت پیرامونی خود(اعم از جامعه ایرانی و اقشار مختلف جامعه بویژه اخلاقیات و دسته بندی در روحانیت) شناخت داشته است.

3-جمله مشهور مهندس بازرگان در باره ولایت فقیه که به امام گفته بود:"این قبا فقط به قامت شما ارزنده است" صحت دارد.

4-امام خمینی نظریه بازرگان را قبول نداشته است.

5-امام خمینی اجتهاد مصطلح را برای رهبری جامعه کافی نمی دانسته است.

6-امام خمینی به ولایت مطلقه فقیه معتقد بود و اختیارات حکومتی ولی فقیه را همطراز با اختیارات حکومتی رسول خدا می دانسته است.

7-امام خمینی رای ملت را میزان می دانسته است.

8-فرض بر این است که در مکتب امام خمینی بین دو اصل فوق"میزان رای ملت است"  و "ولایت مطلقه فقیه" تناقضی وجود ندارد.

9-رحلت امام خمینی امری اجتناب ناپذیر بود.

10-همه  انسانها روزی دار دنیا ترک می کنند و این امر برای کلیه رهبران جمهوری اسلامی اجتناب ناپذیر است.

سئوال:

1-امام خمینی برای رهبری بعد از خود چه اندشیده بود؟

2-آیا نظرامام درباره رهبری بعد از خود متاثر از زمان بود یا نه؟

3-اگر آیت الله مطهری , مفتح , بهشتی و طالقانی در قید حیات بودند , نظر امام نسبت به شورایی ماندن رهبری همچنان منفی بود؟

4-آیا در صورت تشکیل شورای رهبری وعضویت آیت الله مطهری , بهشتی و طالقانی در آن شورا امام از حضور آیت الله منتظری در شورای رهبری استقبال نمی کرد؟

5-چرا امام در عزل آیت الله منتظری از جایگاه قائمقامی رهبری تا این اندازه اصرار داشت؟

6-بعد از عزل آیت الله منتظری , چرا امام آقایان هاشمی رفسنجانی , موسوی اردبیلی و خامنه ای را برای رهبری بعد از خود شایسته دانست؟

7-بعد از رحلت امام چه گزینه هایی برای رهبری وجود داشت و چگونه این سمت به آیت الله خامنه ای رسید؟

8-اگر بجای ایشان حاج سیداحمد خمینی و یا آقای هاشمی به رهبری می رسید , موقعیت جهانی و منطقه ای و وضعیت داخلی ما در کوتاه مدت یا میان مدت چگونه رقم می خورد؟

9-اگر بجای عناصر میانه روی مانند آقای خامنه ای , یکی از مراجع عظام و یا یکی از عناصر مشهور به جناح خط امام به ولایت می رسید , چه حوادثی را درپی داشت؟

10-ولات بعد از امام خمینی به چه میزانی باید متعهد به تبعیت از وی باشند؟

11-آیا میزان تعهد نسل سوم به بعد ولات فقیه را باید با عملکرد بنیان گذار جمهوری اسلامی به ارزیابی گذاشت یا باید با اندیشه های آخرین فقیه حاکم سنجش کرد.

12-اگر اندیشه و سیره امام خمینی که بنیان گذار این انقلاب بوده است ملاک ارزیابی رهبران بعدی قرار نگیرد , عملکرد رهبران بعدی را با چه ملاکی ارزیابی خواهند کرد؟


 
ولایت فقیه
ساعت ٧:٢۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ تیر ۱۳۸٩  

سایت تابناک ٢٩تیر٨٩

به گزارش ایسنا در این استفتاء (از آیت الله خامنه ای) آمده است:

خواهشمند است در خصوص«التزام به ولایت فقیه» توضیح دهید؛ به عبارت دیگر چگونه باید عمل نماییم تا بدانیم که به جانشین بر حق آقا امام زمان (عج) اعتقاد و التزام کامل داریم؟

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای فرموده‌اند: ولایت فقیه به معناى حاکمیت مجتهد جامع‌الشرایط در عصر غیبت است و شعبه‌اى است از ولایت ائمه اطهار (علیهم السلام) که همان ولایت رسول الله (صلى الله علیه وآله) مى‌باشد و همین که از دستورات حکومتى ولى امر مسلمین اطاعت کنید نشانگر التزام کامل به آن است.

.............................................

 در سایت تابناک در ۴ مرداد ١٣٨٩ در مقاله سیدعباس صالحی آورده است:

شاید در این مجال، این تعبیر را بتوان داشت که مقام معظم رهبری در ابعاد ولایت فقیه، در مواردی، عبارتی رقیق‌تر از تعبیرات امام راحل - قدس سره - دارند. نمونه‌هایی برای این مدعا، می‌توان شاهد آورد؛ اما به یک نکته بسنده می‌کنم: همانگونه که یادآور شدیم امام خمینی، ولایت مطلقه را به معنای حق تعطیل و یا توقف موقت احکام شریعت توسط فقیه حاکم می‌دانند و آن را بخشی از اختیارات ولی‌فقیه می‌دانند، اما ظاهرا چونان توسعه‌ای را مقام معظم رهبری پذیرا نیستند و در پاسخ به استفتایی در مورد مفهوم ولایت مطلقه، آن را در ارتباط با اختیارات آحاد مردم تفسیر می‌کنند و نه حق تعطیل و یا توقف موقت احکام شریعت. به عبارتی دیگر، ایشان ولایت فقیه را در چهارچوب احکام شریعت (اعم از حکم اولی و ثانوی) می‌دانند و نه فراتر از آن! ایشان در اجوبه‌الاستفتائات در پاسخ به سوال 63، در تفسیر ولایت مطلقه فقیه می‌نویسند: «تصمیمات و اختیارات ولی‌فقیه در مواردی که مربوط به مصالح عمومی اسلام و مسلمین است، در صورت تعارض با اراده و اختیار آحاد مردم، بر اختیارات و تصمیمات و آحاد مردم مقدم و حاکم است و این توضیح مختصری درباره ولایت مطلقه است.» همان‌گونه که می‌نگرید، ایشان «ولایت مطلقه فقیه» را در تفسیری رقیق‌تر از تفسیر امام راحل ارائه می‌کنند. یادکرد این نکته با این عنایت است که به نظر می‌رسد دایره مفهومی- مصداقی که امام راحل (قدس سره) برای ولایت فقیه، قائل بودند، بس وسیع و گسترده‌تر از دیدگاه‌های رایج است. ایشان به صراحت درباره قانون اساسی قبل از اصلاح و بازنگری فرموده بودند: «این‌که در قانون اساسی هست، این بخشی از شئون ولایت فقیه است نه همه شئون ولایت فقیه!» (صحیفه نور، ج 11، 464)

با این احوال، چگونه می‌توان مقام معظم رهبری را در استفتاء یاد شده، مبدع ادبیات توسعه‌ای در ولایت فقیه دانست!
.........................................
همچنین سایت تابناک نظر آیت الله سیستانی را درباره ولایت فقیه به نحو زیر منشر کرده است:

حضرت آیت الله العظمی سیستانی به سه استفتاء درباره بحث ولایت فقیه پاسخ داده اند.

به گزارش «تابناک»، این پرسش و پاسخ که در سایت شخصی معظم له منتشر شده، به شرح زیر است:

پرسش: آیا ولایت فقیه تحقیقی است یا تقلیدی؟

پاسخ: تقلیدی است.

پرسش: نظر معظم له درباره ولایت فقیه چیست؟

پاسخ: ولایت در آن چه ـ به اصطلاح فقها ـ امور حسبیه خوانده می‌شود برای هر فقیهی که جامع شرایط تقلید باشد ثابت است و اما در امور عامه که نظم جامعه اسلامی بر آنها متوقف است، هم در شخص فقیه و هم در شرایط به کار بستن ولایت امور دیگری معتبر است، از جمله مقبول بودن نزد عامه مؤمنین.

پرسش: می‌خواستم بدانم اگر حکم مرجع تقلیدی با حکم ولی فقیه فرق داشت، مقلد باید از کدام اطاعت کند؟

پاسخ: حکم کسی ولایت شرعی دارد، در امور عامّه [که] نظام جامعه و معاش مردم بر آن مبتنی است بر همه نافذ است حتی بر مجتهدین دیگر، مگر اینکه علم به خطا بودن آن یا مخالفتش با آنچه از کتاب و سنت قطعاً ثابت شده داشته باشد.
.....................................

به گزارش تابناک در تاریخ ١١ مرداد ١٣٨٩  محمد باقر قالیباف پیرامون اظهارات آیت الله خامنه ای گفته است:

رهبری نیز چندی پیش در صحبتی که با دانشجویان داشتند فرمودند چه کسی گفته از ولایت فقیه انتقاد نکنید. چه کسی همه آنچه شخص ولی فقیه می گوید الا و لابد باید مورد پذیرش قرار گیرد. این سخنان از تلویزیون هم پخش شد و گواه دیدگاه والای ایشان در ترویج فرهنگ نقد پذیری است.

*امام و مقام معظم رهبری اینقدر موضوع را باز می بینند اما یک قشر اندکی در حوزه سیاسی می خواهند مرتب با این حربه آدمها را از درون نظام حذف کنند، آنها استفاده ابزاری کنند. ما در واقع از این بخش و از اینگونه رفتارها گله مندیم و آسیب می بینیم

*دوست داشتن نسبت به یک امری یا میل داشتن ولایت فقیه نسبت به یک کاری مادام که حکم حکومتی نیست، حجیتی شرعی برای انجام آن کار بوجود نمی آورد. اگر ایشان دستور حکومتی دادند آن موقع برای همه حجیت پیدا می کند و همه مکلف می شویم آن را اجرا کنیم .در موارد عادی انتظار رهبری این است که ما باید به عقلمان، تحلیلمان، نگاهمان و به آن چیزی که فردای قیامت و امروز جامعه از ما سئوال می شود رجوع کنیم. معنای فتوای رهبری پویایی عقلانیت است نه تعطیلی آن. ما باید بیندیشیم تا پاسخی داشته باشیم که با چه حجتی این کار را انجام داده ایم. این نکته خیلی مهمی است یعنی ما از این فتوا این را برداشت می کنیم که فقه شیعه واقعا چقدر پویا است.